با احساس بخوان؛ هنگامی که گوش جان می سپاری به این نوا… تنها و استوار در هوای بارانی قدم می زنی… آسمان طوفانی است. تا ساق پاهایت خیس شده و لباس هایت از بارش باران نمناک گشته اما هدفت نه. پایت را داخل آب های جمع شده روی زمین خیس می گذاری و می پیمایی مسیر بی انتهای زندگی را… باشدکه به مقصد دلخواهت برسی، لیکن حواست به گودال های آب باشد. حواست به عبور سختی ها از کنارت باشد. و… نِی می نوازد برایت تا بی آزمایدت. تا ببیند زانوانت نمی لرزند یا… اما نه! اینبار نی شاد تر می زند. تقدیم به شما چه بگویم از این ساز قدرتمند، نِی… می تکاندت. باید دلی قُرص داشته باشی هنگامی که بدان گوش می سپاری. هر بار که دست نوازنده ی نِی به روی این ساز می رود، گویی دست بر سر زخم هایت می گذارد. می خواهد مقاومت تو را بسنجد. حینی که نوازنده می دمد بر این ساز از تمام وجودش سخن می گوید. از داشته ها و نداشته هایش. باید روحی قوی داشته باشد تا بدون بغض آهنگش را به پایان برساند. اما تو کوه باش. تو علاوه بر آن در بارانی… در خیابان خیس گام بر می داری. پایت لیز نخورد یک وقت.. زانویت نلرزد.. دلت نشکند یک وقت صدایی که در زندگی جاری است و شاید ما یارای گوش نهادن به آن را نداشتیم یا نیافتیم اش که دل بسپاریم و ببینیم از چه می گوید برایمان. هر آهنگ بی کلامی داستانی را روایت می کند. با شنیدنش داستان خود را بساز. تا پایان آهنگ فرصت داری؛ مثلا داستان زندگی ات را بطور خلاصه مرور کنی. با بالا و پایین آهنگ، عرش و فرش زندگی ات را تصویر سازی کن. به هر حال زبان موسیقی، تنها زبانی است که توانایی دروغ گفتن ندارد. همراه کارناوال باشید تا گوش به صدای زندگی دهیم.
دیدگاه ها : 0
account_circle
email

لطفا منتظر بمانید ....