شب فرار سیده و همه جا تاریک است. آرامشی همیشگی تمام وجود تو را برای خود کرده و تو نیز محکوم به احساس کردن آن هستی. پس خوب گوش هایت را به صدای شب بسپار و خود را در طبیعتی بکر تصور کن. آسمان پر است از ستارگان که تو را نگاه می کنند و حسرت می خورند کاش بر روی زمین جایی داشتند تا بتوانند این آرامش را همانند تو لمس کنند. بر روی زمین دراز بکش و خود را از تفکرات جدا کن، نفسی عمیق بکش و چشمانت را ببند. فقط باید گوش داد به صدای طبیعت در شب. کمی که میگذرد تو نیز قسمتی از شب و طبیعت شده ای که زمان برای تو دیگر معنا و مفهومی ندارد. همه ی آن چیزی که از تو بر می آید این است که دراز بکشی و غرق در صدای شب شوی. کارناوال برای شما همراهان همیشگی صدای شب را به ارمغان آورده تا با گوش دادن به آن تجربه ای متفاوت را داشته باشید. شاید همه ی ما شب هنگام در طبیعت بوده ایم ولی هیچگاه به صدای آن گوش نداده ایم. زندگی همیشه در جریان است و هیچ گاه متوقف نمی شود پس شما نیز با ما همراه باشید.
دیدگاه ها : 2
account_circle
email

لطفا منتظر بمانید ....