در این مطلب قصد داریم تا با درنای سیبری شما را بیشتر آشنا کنیم .

همراه کارناوال باشید تا با نحوه زندگی، زاد و ولد ، محل زندگی و .... درنا ها آشنا شویم.

 

صدای اردک‌های نر می‌آید. نیم نگاهی از لای پرها به آسمان می‌اندازید؛ هنوز آفتاب کامل طلوع نکرده. بالاخره با بی میلی نوک درازتان را از لای پرهای سفید بیرون می‌کشید و چپکی نگاهی به اردک‌های نر که استاد شلوغ‌کاری هستند، می‌کنید. آن پایی که دیشب روی آن تکیه داده بودید تا خوابتان ببرد را کش و قوس می‌دهید. منقارتان را در آب می‌کنید و  آن‌ها را به هم می‌کوبید. بالهایتان را باز می‌کنید و تکانشان می‌دهید.

درنا ی سیبری

قدم برمی‌دارید سمت لجن‌زارِ کمی آن طرف‌تر تا شاید گرسنگی صبحگاهی به لذت سیری تبدیل شود. قورباغه‌ها و ماهی‌های کوچک از اطرافتان فرار می‌کنند. مجبورید به ریشه‌ها، جوانه‌ها و دانه‌های گیاهان آبزی بسنده کنید؛ البته که ماهی‌های سربه هوا هم از چنگتان نمی‌توانند فرار کنند. شما مشهورید به گرفتن طعمه‌های لیز و لغزنده.

درنا ی سیبری

نور خورشید کم‌کم خودنمایی می‌کند. شما هم خودنمایی را دوست دارید شروع می‌کنید به تکان دادن منظم پرهاتان و آخرین صدایی که تالاب از شما می‌شنود، صدای کروک کروکِ فلوت مانند و آهنگین شماست. تقریبا 2000 کیلومتر را طی کرده‌اید، نزدیک 3000 کیلومتر دیگر مانده تا به آن تالابی برسید که نزدیک دریاست و پر از دامگاه... خداحافظ سرما... باید پرید!

و فکرش هم نمی‌کنید که این همه خواستار داشته باشید و پروازتان به جاهای دور انقدر مهم باشد...

همه‌ی این‌ها وقتی اتفاق می‌افتد که شما انقدر متقارن باشید؛ یا حداقل برای مدت‌ها پاهایتان را در هنگام پرواز انقدر صاف نگه دارید:

درنا ی سیبری

در واقع وقتی که یک درنای سیبری باشید. آن هم نه هر درنایی! باید امید باشید...

در ادامه امید را معرفی میکنیم.

بزرگترین نوک بین درناها

Grus leucogeranus (نام علمی) یا همان درنای سیبری پرنده‌ای از خانواده درنایان است که ظاهر خاصی دارد و همین موجب می‌شود او را از دیگر پرندگان به راحتی تشخیص دهید. درنای سیبری پرنده ای بزرگ با قدی نزدیک به یک و نیم متر و فاصله دو بالش بیش از 2 متر است. بدنی یکدست سفید و پاهای بلند سرخ رنگی که اجازه می‌دهد در هر گِل و لایی فرو رود. منقار بلند سیاهی که روی صورت قرمز رنگش قرار دارد هم به او کمک می‌کند تا به انتهای هر چیزی دست پیدا کند.

درنا ی سیبری
دوران زندگی

درناهای سیبری وقتی هنوز پا به این دنیا نگذاشته‌اند، این شکلی هستند:

درنا ی سیبری

اولین نوک‌ها به زندگی جدید:

درنا ی سیبری

 و بالاخره سرخوشی و آزادی...

درنا ی سیبری

حالا وقت بازیگوشی است

درنا ی سیبری

آن‌ها تا این سن رنگ قهوه‌ای خود را حفظ می‌کنند تا اینکه بعدها، کاملا سفید شوند.

درنا ی سیبری

 در تصویر پایین، درنای سمت راست درنای سیبری (Siberian crane) و درنای سمت چپ درنایی است معروف به پشت‌گردن سفید (White naped crane)

درنا ی سیبری
ما و آن‌ها

پرهای سفید و براق، رقص جذاب و صدای دلنشین این پرنده، او را از هزاران سال پیش محبوب انسان‌ها ساخته است.
برای مردم بومی مناطق توندرا و تایگا در روسیه (مکان‌های جوجه‌آوری) این پرنده بزرگ ، سفید و زیبا مقدس است. مردم سیبری باور دارند که دیدن درنای سیبری باعث شفای بیماران می‌شود؛ و در کشور هند که تا چند سال پیش درناهای سیبری به آنجا مهاجرت می‌کردند، این پرنده با عنوان «سوسن پرندگان» شناخته شده است.

درنا ی سیبری
بر هر جایی که پانهد، آب مقصود است

درنای سیبری در مناطق تالابی، شالیزارها، نیزارها و دریاچه‌ها به سر می‌برد. او بیشترین وابستگی را به تالاب‌ها دارد و به شدت در معرض خطر انقراض است؛ چون از بین رفتن تالاب‌ها و یا پایین آمدن سطح آب آن‌ها از طریق توسعه‌ی کشاورزی و بهره‌برداری انسانی از آن‌ها و افزایش سایت‌های استخراج نفت که این پرنده در آن زمستان‌گذرانی می‌کند، به شدت رو به افزایش است.

درنا ی سیبری

این گونه به سه جمعیت اصلی شرقی، غربی و مرکزی تقسیم می شود.

 جمعیت شرقی، تابستان در شرق سیبری زاد آوری کرده و برای زمستان گذرانی به شرق چین می‌آیند، از اعضای این گروه بیش از 3 هزار درنا باقی‌مانده که زیستگاه زمستانی تقریبا تمام آنها در دریاچه پویانگ و اطراف آن است. احداث سه گلوگاه سد که منجر به تغییراتی در رودخانه یانگ‌تسه گردیده، جمعیت شرقی در دریاچه پویانگ را شدیدا در خطر جدی قرار داده است. افزایش سطح تخریب‌های انسانی به ویژه در پویانگ‌هو چین و مسموم شدن پرندگان آبزی در هوان ژیدونگ، به نظر بر روی این گونه نیز تأثیر گذاشته است.

درنا ی سیبری

جمعیت مرکزی ...

جمعیت مرکزی تابستان‌ها را در سواحل رود اوب واقع در غرب سیبری و یاقوتستان گذرانده و سپس برای گذراندن زمستان به هند می‌آمدند. از گروه مرکزی در سال 1992 فقط یک جفت باقیمانده بود و آخرین آنها آخرین بار در سال 2002 دیده شده و احتمالا این گروه منقرض شده‌اند. شکار در مسیر گذر از پاکستان و افغانستان، و حتی جنگ اخیر در افغانستان و همچنین استفاده وسیع از آفت‌کش‌ها و آلودگی در هند از عوامل انقراض جمعیت مرکزی بوده‌است.

درنا ی سیبری
و آه از جمعیت غربی

جمعیت غربی هم مثل جمعیت مرکزی، تابستان‌ها را در سواحل رود اوب واقع در غرب سیبری و یاقوتستان گذرانده اما زمستان‌ها به شمال ایران می‌آمدند؛ و باز مانند جمعیت مرکزی بیشترشان منقرض شده‌اند با این تفاوت که بین سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۸ با حدود ۱۰ الی ۱۲ پرنده ثابت ماند ولی از آن زمان به بعد تعداد این پرنده مهاجر به ایران کاهش یافت به طوری که در زمستان ۱۳۸۵ تنها دو پرنده نر در این جمعیت باقی‌مانده بود و از زمستان 1386 (2007) تاکنون فقط یک پرنده‌ی نر باقی‌مانده است که زمستان‌ها به تالاب فریدونکنار می‌آید و همچنان یگانه و شاعرانه هر سال کشور ما را انتخاب می‌کند.

درنا ی سیبری

یعنی درست همین ایشان که می‌بینید...! او امید است!

و چون درناهای سیبری غالبا در تمام عمر تک‌همسر هستند، امید ما هر سال تک و تنها به کشور دیگرش (ایران) پا می‌گذارد تا روزنامه‌ها تیتر بزنند: «آخرین بازمانده آمد»، « تک درنای سیبری معمای فریدونکنار» یا «امید، آخرین بازمانده جمعیت غربی درنای سیبری بامداد امروز در فریدونکنار فرود آمد» و ... او بخواهد یا نخواهد شده نماد امید در محیط‌زیست ایران

رقصش را در اوج تنهایی ببینید:

درنا ی سیبری
بیش از 5000 کیلومتر پرواز، در تصور هم نمی‌گنجد.
نقشه پرواز درنا ی سیبری

مسیر مهاجرت امید، از رودخانه اوب (در نزدیکی اقیانوس منجمد شمالی) به سوی شمال قزاقستان است، کم‌کم نزدیک آستاراخان روسیه می‌شود؛ بعد از داغستان می‌گذرد و سواحل غربی دریای مازندران را طی می‌کند، پس از گذشتن از جمهوری آذربایجان وارد استان گیلان و بعد مازندران و فریدون‌کنار می‌شود. به واقع در تصور ما آدم‌ بزرگ‌ها نمی‌گنجد که پرنده‌ای این همه کشور را ببیند و برسد به ایران (یک لحظه خودتان را جای او بگذارید).

مسیر مهاجرت درنا ی سیبری
چطور می‌توان امیدوار بود؟

بقای امید (درناهای سیبری) بستگی به حفاظت از این گونه و همچنین حفاظت از تالاب‌هایی دارد که در آن‌ها زمستان و تابستان خود را می‌گذرانند. این تالاب‌ها مثل دانه‌های تسبیح در زنجیره مسیر مهاجرت او هستند. درناهای سیبری مسیر مهاجرتشان را قبل از اینکه ما انسان‌ها مرزهایمان را معلوم کنیم، تعیین کرده بودند و امروز حفاظت از این پرنده زیبا و تالاب‌های مسیر مهاجرتش شدیدا وابسته به همکاری مردم کشورهای ایران، افغانستان، آذربایجان، چین، هند، قزاقستان، مغولستان، پاکستان، ترکمنستان، روسیه و ازبکستان است، تا دست در دست هم این پرنده استثنایی را نجات دهند.

درنا ی سیبری
در ایران چه کنیم؟

علاوه بر مسئولیت‌هایی که دولت در قبال او دارد، خانم الن ووسالو (توکلی) سال‌هاست که در همین زمینه در فریدون‌کنار فعالیت می‌کند. و مدیرعامل انجمن حمایت از درنای سیبری است. در سایت‌ها درباره‌اش بخوانید و اگر علاقه‌مندید به او به هر نحوی در این راه کمک کنید.

درنا ی سیبری
برای او چه کرده‌ایم؟

با هدف افزایش نسل درنای سیبری حدود 12 سال گذشته چند جوجه درنای سیبری که در ذخیره‌گاه زیست جهانی اکا در روسیه پرورش یافته بودند به ایران منتقل شدند تا به درناهای وحشی این جمعیت بپیوندند و با آنها به مناطق تولید مثل خود مهاجرت کنند. پرنده های وحشی هم آنها را پذیرفتند.

درنا ی سیبری

 اما موفق نبود، چون بیشتر آن‌ها در راه مهاجرت کشته شدند.

اسارت درنا ی سیبری

کارهای دیگری هم در این چند سال اخیر انجام شده که اکثر آن‌ها ناموفق بوده یا هنوز در مرحله‌ی آزمون و خطاست. مثل این کاری که جناب پوتین هم در آن مشارکت کرده:

پرواز جناب پوتین در مسیر درنا ی سیبری
پرواز جناب پوتین در مسیر درنا ی سیبری

در واقع برای آموزش پرواز و مهاجرت درناهای جوان در اسارت از این وسیله (پاراگلایدر) استفاده می‌کنند. و می‌توانید ماجرای کامل را در اینجا ببینید.

پیشنهاد کارناوالی:

در اواخر آبان تا اوایل آذر امید جان عزیز ما به ایران می‌رسد و شما با پیگیری خبر رسیدن او می‌توانید به تالاب سرخرود در بخش سرخرود (از توابع محمود آباد مازندران)، تالاب ازباران (جنوب محمودآباد) یا تالاب فریدونکنار (در شرق بابلسر مازندران) بروید و ایشان را از نزدیک زیارت کنید.

درنا ی سیبری

 البته کار آسانی نیست. چون به هر حال او یگانه است و پیدا کردنش بین این سه تالاب سخت.

درنا ی سیبری

نکته‌ی بعدی این است که سعی کنیم در دسته‌های کمتری و با تورهای طبیعت‌گردی وارد منطقه شویم تا آرامش تالاب‌ها را برای پرندگان آنجا به خصوص جناب امید برهم نزنیم. ما همین یک امید را داریم و این چیزی است که نباید فراموشمان شود.

پیشنهاد بعدی اینکه با محیط‌بان عزیز، احمد بحری همراه شوید با این فیلمی که از امید گرفته است:

 حرف آخر ...

"حقیقت چیزی آماده و دم‌دست نیست. حقیقت را نمی‌توان در کتاب‌ها و فیلم‌ها یافت. حقیقت را باید جست‌وجو کرد. و حقیقتی جز طبیعت وجود ندارد. طبیعت هرچیز. و چه چیز طبیعی‌تر از تنهایی و شاعرانگی یک پرنده ! بگذاریم طبیعت الهام‌بخش ما باشد."

دیدگاه ها : 6
account_circle
email

لطفا منتظر بمانید ....