مردمان ساتن یا " Dukha "، برای هزاران سال است که در دل طبیعت وحشی و بکر مغولستان با پرورش و دامداری گوزن های شمالی، گذران زندگی می کنند و به بقای خود ادامه می دهند.
خانه هایشان را بر پشت گوزن ها می گذارند، سختی و خطر بیراهه را به جان می خرند و به دنبال بهترین مراتع هر فصل دو بار کوچ می کنند.
زندگی آن ها مثال ناب و دست نخورده ای از ساده زیستی است، تلاشی روزانه برای برآورده کردن نیازهای ابتدایی شان.
تمام دارایی آن ها گوزن ها هستند و این برایشان کافی است.
بنابراین با کارناوال به دشت هایشان بیاید، از دور نظاره گر مراتع و خیمه هایشان باشید، شاید که ما را مهمان چادرهایشان کردند...

چادرنشینان ساتن

گذری بر تاریخ ...

اجدادشان در زمان عصر یخبندان، راه بقا را در سخت ترین شرایط ممکن یافتند.

از سرزمین های اطراف به شمال مغولستان امروزی مهاجرت کردند و موجودی زنده را رابط خود و طبیعت قرار دادند.

اعتقادی دارند مبنی بر این که در روزگاران سرد و سخت، باران بر ما بارید و زمین بارو از سرسبزی شد، گوزن ها را دنبال کردیم و آن ها مراتع را به ما نشان دادند. آن ها دشت ها و جنگل ها را به اختیار خود درآورده بودند. فرمانروایانی آرام و سر به زیر که گرگ ها دشمنانشان بودند. با سلاح هایمان از آن ها دفاع کردیم و پیوند دوستیمان از آنجا شکل گرفت.  "
از آن روز آن ها، خود را " مردمان گوزن " یا " ساتن " نامیدند.

عکس های تاریخی از چادرنشینان ساتن
عکس های تاریخی از چادرنشینان ساتن
عکس های تاریخی از چادرنشینان ساتن
عکس های تاریخی از چادرنشینان ساتن
عکس های تاریخی از چادرنشینان ساتن
عکس های تاریخی از چادرنشینان ساتن

نحوه زندگی چادر نشینان ساتن ...

در میان تپه ها و نزدیک جنگل های توس بر روی زمینی صاف، خیمه هایشان را علم کرده اند.

از دور که نگاه می کنی، چادر ها گُله گُله و نزدیک به هم برپا شده. چندین خانوار نزدیک به یکدیگر و با سرپرستی و حمایت بزرگشان زندگی می کنند.

اقوام نزدیکی که به احترام ریش سپیدشان ، به نام او خود را می خوانند. البته در زبان محلی " Olal-lal " نامیده می شوند.

چادر مردمان ساتن
چادر مردمان ساتن

 خانه ای از طبیعت ...

هرچند که خانه به دوش هستند ولی نهایت نبوغ و حوصله را برای ساخت مسکن موقت خود به کار برده اند.

چادرهایشان از پوست گوزن است و ستونش از درخت توس یا غان. مقاوم است، سریع جمع می شوند و سریع برپا.

زین اسب و تجهیزات شکارشان همیشه دم دست است و جای مخصوص خود را دارد.
به سقف چادر هم کیسه ای از دعا و جادو آویزان شده، دعای پیر مذهبیشان " شیمن " برای دور کردن ارواح.

تصور زندگی در خانه ای که تمامش از طبیعت آمده و در طبیعت برپاست، شاید رویای دور دست من نویسنده و شما ی خواننده باشد.
اما حسرت نخورید، از خواب نپرید، هنوز رویای شیرینمان ادامه دارد.

ما چند پاراگراف بعد را با آن ها و به روش آن ها زندگی خواهیم کرد...

چادر مردمان ساتن
چادر مردمان ساتن

اگر گوزن نباشد، ما هم نیستیم !

شعاری دارند اینکه " اگر گوزن نباشد، ما هم نیستیم! "
دارایشان کم ولی کافیست. گله گوزن هایشان، تعدادی اسب، عقاب های طلایی! ( در اینجا برایتان بیشتر از این اسارت دردناک خواهیم گفت )، خانه ای که به دوش می کشند و خانواده ای که به داشتنش می بالند.

گوزن ها و مردمان ساتن
گوزن ها و مردمان ساتن
گوزن ها و مردمان ساتن
گوزن ها و مردمان ساتن

پرتره هایی از مردمان ساتن ...

مردمان ساتن
مردمان ساتن
مردمان ساتن

طلوع آفتاب و یک روز نو ....

طلوع آفتاب در این نقطه از جهان، به معنی تلاشی بی وقفه، گروهی و هماهنگ برای بقا است.
روزی نو رسیده و مرد و زن، پیر و جوان، هرکدام گوشه ای از کار را می گیرند تا شب هنگام در آرامش از پشت سر گذاشتن روزی دیگر در این طبیعت وحشی بر سر سفره بنشینند.
در واقع نتیجه تلاش هر روزه آنان، تامین نیازهای ابتدایی شان است. آب،خوراک،لباس و ذخیره مایحتاج برای زمستان.

گوزن ها
گوزن ها
گوزن ها

کار روزانه مردان ...

تعدادی از مردان سوار بر اسب، گله را به بلندای کوه می برند، برای چرا.

تعدادی هم مشغول رام کردن و تربیت عقاب های طلایی برای شکار هستند.

این مردمان با طبیعت یکی شده اند. گوزن، عقاب، گرگ و گراز همگی یا رامشان شده اند و یا اگر از ترس نباشد از احترام حریمشان را با آن ها رعایت می کنند.

در این سرما باید هر روز هیزم آتش را محیا کرد، کار عده ای از مردان هم همین است. گرفتن ماهی از رودخانه بالا دست هم قسمتی از خوراک آن ها را تامین می کند.

کار مردان ساتن
کار مردان ساتن
کار مردان ساتن
کار مردان ساتن
کار مردان ساتن
کار مردان ساتن
کار مردان ساتن
کار مردان ساتن
کار مردان ساتن
کار مردان ساتن

وظیفه زنان ...

نقش زنان را نباید در این جامعه کوچک ندیده گرفت، هرچند که از دید پنهان اند و در کنج چادرها با نظم و ظرافتی مثال زدنی مشغول کار هستند.
تقسیم کار فوق العاده ای بین آن ها وجود دارد. در هر خانواده یک نفر مراقب بچه هاست در حالی که بقیه مشغول کارهای روزانه هستند.
شیر گوزن ها روزی دو بار دوشیده می شود. هرچند که مقدار آن اندک است اما، آن ها را در ظرفی به نام " Dunked " جمع می کنند تا مقدارش زیاد شود، ظرف را هم در مسیر آب سرد رودخانه قرار می دهند تا شیر فاسد نشود.
شیر را می جوشانند و از آن پنیر، خامه و ماست می گیرند.
البته شیر گوزن به تنهایی بسیار مقوی ست و معمولا رقیق شده ی آن را با آب به بچه ها می دهند.
سهم مردان هم محفوظ است، هر روز عصر از آنها با چای و شیر پذیرایی می شود.
نان پختن، جمع کردن میوه های وحشی و سیب زمینی هم از دیگر راههای تهیه خوراک خانواده است.

کار زنان ساتن
کار زنان ساتن
کار زنان ساتن
کار زنان ساتن
کار زنان ساتن
کار زنان ساتن
کار زنان ساتن
کار زنان ساتن
کار زنان ساتن
کار زنان ساتن

کودکان چادر نشین ...

از همان سنین پایین مهم ترین اصل را یاد می گیرند، احترام گذاشتن به گوزن ها و مراقبت از آن ها.

درواقع بچه ها با گوزن هایشان بزرگ می شوند و این نشان دهنده ی رابطه نزدیکی است که بین این مردم و گوزن هایشان وجود دارد.

کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن
کودکان ساتن

نقش گوزن ها ...

در تلاش روزانه برای بقا، گوزن ها اساسی ترین نقش را ایفا می کنند.
به هنگام مهاجرت های فصلی بار مردمانشان را بر پشت دارند  به هنگام شکار لاشه حیوانات را و همراه همیشگی آنانی هستند که برای جمع آوری هیزم به جنگل می روند.

مردمان ساتن معمولا از گوشت گوزن ها استفاده نمی کند. ولی قبل از زمستان 3 تا 4 گوزن را برای تهیه لباس، ابزار و ذخیره گوشت خشک کشتار می کنند.

لباس هایشان همگی از پشم و پوست گوزن درست شده. زیره و رویه ی کفش هایشان هم از پوست قلم گوزن است و رگ و پی و رباطشان هم بند آن ها.
با شاخشان ابزار و وسایل شکار می سازند. تمام وجود این حیوان، برایشان برکت است.

گوزن ها و مردمان ساتن
گوزن ها و مردمان ساتن
گوزن ها و مردمان ساتن
گوزن ها و مردمان ساتن
گوزن ها و مردمان ساتن
گوزن ها و مردمان ساتن

گوزن شمالی ...

گوزن شمالی مغولی، گونه ای منحصر به فرد در ناحیه شمالی جغرافیا است. طول آن به 170 سانتی متر می رسد و قدش به 140.
تابستان ها بدنشان قهوه ای رنگ است و در زمستان طوسی سفید .
به شاخ های قوی خود شهرت دارند، البته این شاخ ها برای اهالی بی خطر است و بیشتر برای دفاع از گرگ ها کاربرد دارد.
گوزن ها کاملا اهلی محبت این مردمان شده اند.

گوزن شمالی
گوزن شمالی
گوزن شمالی
گوزن شمالی
گوزن شمالی

شمنیسم ...

شمنیسم یکی از بدوی ترین و قدیمی ترین ادیان است.

در واقع زندگی در یکی از بکرترین و وحشی ترین نقاط مغولستان، این مردم  را به یادگیری و شناخت طبیعت و مهمتر از همه احترام به قوانینش وا داشته. این باورها در آن ها ریشه دار شده و در تاریخ و زندگی روزمره شان متجلی.

" شمن " به مرد روحانی آن ها گفته می شود. هر قبیله ای پیری دارد که ارواح او را برای هدایت مردم و مراقبت از قبیله انتخاب کرده.
نکته جالب این است که دین آن ها کتابی ندارد، همه چیز از یک شمن به شمن دیگر به زبان گفته و منتقل شده. با قلبشان باور کردند و با مراسم آیینی به مردم نشانش دادند. مراسم های زیادی دارند، از دعا برای شفا بیماران گرفته تا دعا بری باران.

شمنیسم
شمنیسم
شمنیسم
شمنیسم
شمنیسم
شمنیسم

فرهنگی رو به نابودی ...

در پانزده سال اخیر تعداد گوزن های شمالی به دنبال نابود شدن جنگل ها و شکارشان کاهش پیدا کرده. همین طور جوانان این قبایل تمایل به شهرنشینی پیدا کرده اند.
و این دو ، دلایلی عمده برای به خطر افتادن فرهنگ بکر و نانوشته این اقوام است.

هربار که جوانان برای فروش محصولاتشان به شهر می رود، مبادله ی کالا به کالا انجام می دهد که به سود مغازه داران است و به ضرر آن ها. کفشی شاخته شده از گوزن شمالی با زحمتی بی شمار را با پنل خورشیدی یا رادیو معاوضه می کنند.

کوههای بلند و مسیر های صعب العبور بعد از سالیان دراز دیگر نمی توانند مانع رسیدن پیشرفت جوامع شهری به این مردم شود.
واقعیت این است که من و شما محو ساده زیستی آن ها شده ایم و حسرت آرامشی که روتین زندگیشان است را می خوریم و آنها غم نداشتن تلویزیون را.

زندگی نو در ساتن
مردمان ساتن
مردمان ساتن
مردمان ساتن

سخن آخر

زمانی که خون درون رگهایت به دریاها بازگردد و گرد استخوان هایت به زمین،
شاید به خاطر بیاوری که زمین به تو تعلق ندارد، تو به زمین تعلق داری.

دیدگاه ها : 2
account_circle
email

لطفا منتظر بمانید ....