مراسم عروسی ترکمن ها | آغاز متفاوت یک زندگی مشترک

از ایران با عنوان سرزمین چهارفصل یاد می کنند چرا که از شمال تا جنوب و از شرق تا غربش، در هر نقطه آب و هوایی متفاوت را حس می کنید و طبیعت متنوعی را می بینید. با کمی دقت متوجه می شوید که این چهار فصل بودن بر همه جنبه های زندگی مردم اثر گذاشته و جلوه شهرها و روستاها را نیز تحت تاثیر قرار داده است. وقتی از چهارفصل بودن ایران سخن می گوییم، فقط منظورمان آب و هوا نیست بلکه حتی فرهنگ و آداب و رسوم نیز در این سرزمین تنوعی ویژه و خاص دارد.

اقوام مختلفی در این دیار کهن زندگی می کنند و هر یک شیوه های خاصی را برای زندگی برگزیده اند؛ برخی خانه به دوشی پیشه کرده و با هر ییلاق و قشلاق محل سکونت شان را عوض می کنند. عده ای دیگر روستا نشین اند و مردم دیگر نیز در شهرهای کوچک و بزرگ ساکنند. در هر یک از این جوامع کوچک و بزرگ، رسوم و آیین های متفاوتی وجود دارد و همین جذابیت این سرزمین را دوچندان می کند. این تفاوت در ساده ترین مراسم نیز مشاهده می شود و حتا روزمره ترین امور نیز تحت تاثیر شیوه های متفاوت زندگی مردم قرار گرفته اند. 

امروز می خواهیم به دنیای ترکمن ها برویم؛ البته نه بنایی تاریخی انتظارمان را می کشد و نه طبیعتی سحرانگیز. امروز را در میان مردم می گذرانیم و یکی از مراسم های آنها را به تماشا می نشینیم. همه تان به عروسی ترکمن ها دعوتید تا بیشتر با گوشه ای از فرهنگ این قوم آشنا شوید. کارناوال را همراهی کنید و مثل همیشه همسفرمان باشید...

عروسی ترکمن ها
photo by Leila Ghodratollahi Fard

عروسی در میان ترکمن ها | مراسمی پر زرق و برق

ازدواج در میان همه اقوام امری مرسوم است؛ اما هر قوم آن را به شیوه ای مخصوص به خود برگزار می کند. ترکمن ها هم از این قاعده مستثنی نیستند و آداب و رسومی خاص برای این امر مهم دارند که از گذشته های دور برای شان مانده است. ترکمن ها از اقوام ساکن در استان گلستان هستند که حدود یک سوم جمعیت این استان را تشکیل می دهند و بیشتر در شهرستان های گنبدکاووس، آق قلا، گمیشان، بندرترکمن و مراوه تپه حضور دارند. آنها در مراسم گوناگون، آیین های دینی و مذهبی، مراسم سوگواری و عزا و حتا نوع پوشش از دیگر اقوام این سرزمین متمایزند و سنت های شان رنگ و بوی گذشته ها را دارد.

برای آنکه با سنت ازدواج در میان ترکمن ها آشنا شوید بد نیست بدانید که این قوم پدر تبار هستند و از دیرباز خانواده هایی گسترده با یک رییس خانواده (پدر) مقتدر داشته اند. زن و شوهر در میان این قوم، خانواده کوچکتر و هسته ای را تشکیل می دهند که به تدریج بر تعداد اعضای آن افزوده می شود.

از سوی دیگر برای درک نقش زن و شوهر در زندگی مشترک ترکمن ها، باید بدانید که در این قوم فعالیت های زن و مرد به طور جداگانه مشخص شده است؛ مردان کارهای کشاورزی و دامداری را دنبال می کنند و زنان نیز وظایفی همچون برپا کردن و برچیدن آلاچیق ترکمنی، تهیه آرد، چیدن و خشک کردن میوه، دوشیدن شیر گاو و گوسفند، قالی بافی، نمدمالی، تهیه لبنیات و تمیز کردن پشم را انجام می دهند و بزرگ کردن بچه، نگهداری کودک، آشپزی و شست و شو را نیز بر عهده دارند. البته با زندگی امروزی این نقش ها دستخوش تغییراتی شده است؛ اما باز هم جایگاه و اهمیت خاص خود را دارند.

ترکمن ها اجداد مشترکی در تمام رده ها دارند؛ به این معنا که خانواده دارای یک جد مشترک بوده و افراد طایفه نیز جد مشترکی دارند. همین روند تا سطح قبیله و کل جامعه ترکمن ادامه می یابد که «اُغوذخان» به عنوان جد مشترک همه آنها شناخته می شود. در نتیجه ترکمن ها در هر رده دارای جد مشترک هستند و نزدیکی خاصی به یکدیگر دارند. بر این اساس در میان ترکمن ها، ازدواج به مفهوم وصل کردن خانواده ها و دارای جد مشترک شدن نیست. برای آنها ازدواج از این جهت اهمیت دارد که باعث می‌شود یکی از افراد فعال اقتصادی، یعنی زن، از خانواده عروس کم و در مقابل یک عضو فعال به خانواده داماد اضافه شود. به همین جهت خانواده ای که زن را می‌گیرد باید شیربها بپردازد.

ترکمن ها ازدواج را یک رسم زندگی و بخشی از آن می دانند؛ ازدواج و زاد و ولد، قدرت خانواده و طایفه را افزایش می دهد و رشد جمعیت را سرعت می بخشد.

در میان ترکمن ها به خانواده اوی گفته می شود و چند اوی در کنار هم کوچک ترین واحد اقتصادی و اجتماعی ترکمن را به نام اوبه تشکیل می دهند. مراسم ازدواج در این قوم متعلق به خانواده داماد نیست بلکه تمامی افرادِ اوبه را درگیر خود می کند. آنها به صورت جمعی میزبان مراسم می شوند و کارها و مسوولیت و حتا قسمتی از مخارج را میان خود تقسیم می کنند. به این نوع مشارکت یاوار اتلاق می شود که به معنی تعاون و همکاری است.

ﺑﻪ دو دﻟﻴﻞ از دواج در میان ترکمنان اهمیت زیادی دارد:

1- اﯾﻦ اﻗﻮام ﭘﻴﺮو دﯾﻦ اﺳﻼم هستند و تاکید ویژه این دین برای ازدواج باعث شده است تا این قوم، ازدواج را به عنوان اصول اولیه زندگی خود به شمار آورند.

2- برای حفظ ثبات و نظم در زندگی، آنها مجبورند رﺳﻮم و اﻋﺘﻘﺎدات خاصی را اجرا کنند و ازدواج نیز یکی از همین رسوم بر شمرده می شود.

عروسی ترکمن ها یا به زبان خودشان «طوی» مراحل ویژه و رمز و رازهای زیادی دارد که در پس هر کدام معنای خاصی نهفته است. شاید برگزاری این همه رسم برای به هم رسیدن دو جوان آن قدر برای ما ملموس نباشد؛ اما اهمیت بسیاری برای این مردم دارد و همه چیز باید مو به مو اجرا شود. در ادامه به شما می گوییم که عروسی در میان ترکمن ها چه مراحل پر فراز و نشیبی دارد.

عروسی ترکمن ها
photo by Leila Ghodratollahi Fard

ویژگی های ازدواج در بین ترکمن ها

1- آنها مانند دیگر گروه های مسلمان، ازدواج با محارم را حرام تلقی می کنند.

2- مرد ترکمن می تواند با دختر یا زن غیر ترکمن پیوند زناشویی ببندد.

3- زن یا دختر ترکمن نمی تواند با مرد یا پسر غیر ترکمن تشکیل خانواده دهد.

4- ترکمن ها، به داماد «کورک / کوراکن» و به عروس «گِلین» می گویند.

5- اگر زنی بیوه شود تا یک سال در سوگ شوهرش می نشیند؛ اما پس از آن، پدر و مادر یا برادران، حق دارند که او را دوباره شوهر بدهند. پسرهای مجرد با زن بیوه ازدواج نمی کنند مگر اینکه زن بیوه، زن برادر مرد باشد یعنی به عقد برادر شوهرش در بیاید.

6- داماد مهریه را به صورت نقد در عروسی می پردازد. گاو و گوسفند و شتر و اسب معادل نیز قبول است. این میزان به پدر و مادر یا برادر آن دختر پرداخت می شود و تمام آن از آن پدر و مادر است.

7- جهیزیه اجباری نیست و بسته به میل پدر و مادر دختر ارایه می شود و معمولا محدود و شامل قالی، قالیچه، پشتی، صندوق و پوشاک است.

8- سن ازدواج در میان ترکمن‌ها، ۱۵ یا ۱۶ سالگى براى پسران و ۹ یا ۱۰ سالگى براى دختران است؛ البته این مربوط به گذشته ها می شود و این سن ها امروز افزایش یافته اند.

9- در میان ترکمن ها معمولا پدر برای پسرش دختری را در نظر می گیرد و قراردادهای مربوط به ازدواج را به سرانجام می رساند.

10- شیربها جزیی جدانشدنی از مراسم ازدواج است و توسط پدر داماد به پدر عروس پرداخت می‌شود. اگر داماد زن خود را از دست داده یا بخواهد زن دوم بگیرد خودش باید قراردادهای مربوط به ازدواج را انجام دهد و شیربها را پرداخت کند. اگر پدر عروس در قید حیات نباشد شیربها به بزرگترین مرد خانواده پدر عروس - معمولا بزرگترین برادر او- داده می شود.

11- خانواده دختر ترجیح می‌دهند که دامادی را از میان خویشاوندان نزدیک و تقریبا هم سن داشته باشند. در حالی که خانواده داماد به دنبال عروس ازدواج نکرده هستند و سالم بودن و فعال بودن او و بچه آوردن برای شان اهمیت دارد.

عروسی ترکمن ها
 
عروسی ترکمن ها
 

مراسم پیش از عروسی ترکمن ها

مراسم عروسی در میان ترکمن ها تنها به روز جشن ختم نمی شود.عروس و داماد برای شروع زندگی زیر یک سقف راه درازی در پیش دارند و باید مراحل زیر را پشت سر بگذارند:

1- ثوزآتماق

نخستین قدم برای ازدواج ثوزآتماق است که طی آن، پسر، دختری را برای زندگی مشترک خود می پسندد و در مورد دختر و خانواده اش شروع به تحقیق می کند. 

تعیین سن همسر مناسب چه برای مردان و چه برای زنان از ﺣﻘﻮق ﭘﺪر است؛ اﻣﺎ اﻣﺮوزﻩ اﯾﻦ عامل ﺑﺴﻴﺎر ﮐﻤﺮﻧﮓ شده و در بسیاری موارد نادیده گرفته می شود. امروز، هم پسران می توانند نسبت به انتخاب همسر اقدام کنند و هم دختران می توانند نظر خود را بگویند.

وقتی همه چیز مورد تایید قرار گرفت، چند تن از نزدیکان پسر که معمولا مادر، خواهر، عمه و خاله را شامل می شوند به خانه دختر مراجعه می کنند. در برخی مواقع اگر نزدیکان، مرد باشند نزد پدرِ عروس و اگر زن باشند نزد مادرِ عروس می روند.

صاحب خانه پس از پذیرایی، مهمانان را خطاب قرار داده و می گوید:

«گلمه دیکدن خبر آل دییپ دیرلار» ترجمه: خوب، بفرمایید، چه خبر؟

خانواده دختر یا سر گروه خواستگار پاسخ صاحب خانه را می دهد و صاحب خانه با شنیدن خبر خواستگاری می خندد و برای طلب فرصت می گوید:

« اگر خدا قسمت کند. ان شاءالله. اما اجازه بدهید ما هم تحقیق کنیم.»

عروسی ترکمن
photo by Ahmad AGH

2- ثوزآلماق

حالا نوبت خانواده دختر است که کار تحقیق را انجام دهد. این کار ممکن است چند هفته یا چند ماه به طول بینجامد و در این مدت نماینده خانواده پسر هر از چندگاهی سراغی از خانواده دختر می گیرد و نظر آنها را می پرسد. در نهایت با رسیدن به پاسخ مثبت به خانواده پسر چنین پیغامی فرستاده می شود:

« ثوزیمی آلدیلار» ترجمه: سخن (یعنی سخن خواستگاری) پذیرفته شد.

اعلام قبولی از طرف خانواده دختر را به اصطلاح ثوزآلماق می گویند و در این مرحله تاریخ مرحله بعدی، یعنی «قاپی آچماق» مشخص می شود.

ممکن است سه یا چهار زن از خویشاوندان داماد با مقداری نان به خانه عروس بروند و نان را در میان حاضران در آنجا تقسیم کنند. پدر عروس نیز با قربانی کردن گوسفند و پختن غذایی با گوشت آن، به نام «باترمه» از دیگران پذیرایی و موافقت خود را با این کار اعلام می کند.

عروسی ترکمن ها
photo by Ahmad AGH

3- قاپی آچماق

نوبت به مرحله آشنایی مقدماتی مادر، خواهر زن، زن عموها و زن برادرهای داماد با اعضای خانواده عروس می رسد. خانواده داماد با چند بسته شیرینی راهی خانه پدری عروس می شود تا صحبت ها را با هم انجام دهند در این مرحله تاریخ مرحله بعدی به نام «دوز دادشماق» تعیین می شود.

4- دوزدادشماق

دوزداشماق به معنای نان و نمک یکدیگر را خوردن (نمک گیر یکدیگر شدن) است و نامگذاری این مرحله نشان از حرمت نان و نمک در نزد ترکمن ها دارد. دوزدادشماق مرحله مقدماتی نامزدی دختر و پسر و چیزی شبیه به بله برون است که البته در میان ترکمن ها بدون حضور دختر و پسر و با حضور زن های دو خانواده صورت می گیرد. طرف داماد هدایایی برای عروس آینده می آورد که معمولا عبارتند از:

  • یک تخته روسری ترکمنی به نام یایلیق
  • یک تخته روسری گلدار به نام چارقد (در گذشته به جای چارقد نوعی روسری ابریشمی بافت ترکمن به نام چأشو یا همان چادر شب به عنوان هدیه تقدیم می شد.)
  • یک قواره پارچه پیراهنی
  • دو ظرف نان روغنی به نام های « قاتلاما و بشمه»

خانواده دختر بخشی از نان های روغنی را به عنوان تبرک، تقدیم حاضران می کنند و این مراسم بعد از ساعتی کف زدن و شادی کردن به پایان می رسد. در آخر تعیین تاریخ مرحله بعدی یعنی مرحله «آداماق» نیز فراموش نمی شود.

5- آداماق

نوبت می رسد به مرحله اول نامزدی رسمی که باز هم زنان دو طرف در آن شرکت دارند و در آن بزرگتر خانواده داماد، دو نخ باریک و سیاه و سفید را که به هم تابیده شده اند به گردن دختر آویزان می کند. این نخ « آلاجایوپ» نام دارد و نشانه یکی شدن دو شخصیت متضاد پسر و دختر و توافق آنها برای زندگی مشترک با حذف تضادهای رفتاری است.

آداماق یعنی نامزد کردن دختر برای پسر و بعد از این مراسم، دختر را «آداقلی» می خوانند؛ به معنای دختری که نامزد دارد. 

6- مال کثشمک

مال کثشمک مرحله تعیین میزان مهریه و شیربهاست و برای اجرای آن طرف داماد به طرف عروس خبر می دهد که در چه روز یا شبی برای تعیین میزان مهریه و شیربها نزد او خواهند رفت.

در زمان موعود چند تن از نزدیکان داماد که معمولا پدر یا برادر بزرگ و ... است به خانه عروس می روند. خانواده عروس نیز چند تن از نزدیکان خود را خبر می کنند تا در مراسم حضور داشته باشند. پس از پذیرایی با شیرینی و میوه قصد و نیت مهمانان را می پرسند و آنها در پاسخ می گویند که می خواهند از میزان مهریه آگاهی پیدا کنند.

چانه زدن ها بر سر میزان مهریه آغاز می شود و سر انجام یکی رضایت دیگری را جلب می کند. وجه مهریه باید در روز عروس کِشان یا چند روز یا چند هفته قبل و همراه با عقد رسمی به صورت نقد به دست خانواده عروس برسد.

میزان شیربها به وضعیت تاهل مرد بستگی دارد؛ مرد یا مجرد است یا بیوه و یا متاهل که در هر صورت، می تواند یا با دختر ازدواج کنند یا با زن بیوه. ازدواج مرد مجرد با دختر مجرد، 10 مال شیربها لازم دارد و مرد بیوه با پرداخت 20 مال شیربها می تواند با دختر مجرد ازدواج کند. یک گوسفند یا یک شتر یک مال است؛ اما امروز به جای آن پول نقد به همان نسبت می پردازند.

علت تفاوت شیربها این است که دختر مجرد باید به خانه ای قدم بگذارد که زنی آنجا بوده و فوت کرده است و این مساله برای دختر مجرد چندان خوشایند نیست. از سوی دیگر معمولا مرد بیوه سن بالا و احتمالا چند بچه دارد به همین دلیل خانواده دختر، با اکراه راضی به وصلت می شوند و اگر بخواهند این کار را انجام دهند مال بیشتری می خواهند.

ازدواج دختر مجرد با مرد متاهل با پرداخت 30 مال شیربها ممکن است. از آنجایی که پسرهای مجرد با زنان بیوه ازدواج نمی کنند، این زن ها به عقد مرد متاهل یا بیوه در می آیند. میزان شیربهای زنان بیوه بالاست و شیربهای زن های دوم تا چهارم از زن اول بیشتر. البته اگر زن بیوه با برادر شوهر خود ازدواج کند میران شیربها کاهش می یابد. 

اگر داماد یا پدر وی پول شیربهای تعیین شده را نداشته باشد ریش سفیدان مقداری پول به او می‌دهند تا از پس پرداخت آن برآید. در این روز در مورد جهیزیه نیز تصمیم گیری می شود و فردای آن روز چند نفر از افراد خانواده داماد خرید لوازم عروسی را آغاز می کنند.

عروسی ترکمن ها
photo by Leila Ghodratollahi Fard

7- اوربا یایراتماق

در این مراسم مادر داماد جشن کوچکی با حضور زنان فامیل و همسایه ها برپا می کند تا برای پختن نان روغنی « قاتلاما » به او کمک کنند. در «اوربا یایراتماق » هرکسی به کاری مشغول می شود: آرد الک کردن، بار گذاشتن دیگ چدنی، خمیر کردن آرد، درست کردن ورقه های نازک و مدور از خمیر، گذاشتن لایه های خمیر بر روی یکدیگر، مالیدن روغن به نان و ...

هر کس توان و تخصص خود را به کار می گیرد تا کار زودتر پیش برود و در نهایت دوازده قرص قاتلاما کنار گذاشته می شود. آنها بر روی این نان شکر می پاشند و آن را برای بردن به خانه عروس آماده می کنند. تعدادی نان نیز بین زنان حاضر تقسیم می شود که نشان از تبرک دارد.

عروسی ترکمن ها
photo by Leila Ghodratollahi Fard

8- قودابولماق

یک یا چند روز و گاهی چند هفته قبل از جشن عروسی و فردای مراسم اوربا یایراتماق، زمان مراسم قودابولماق است که می توان آن را نوعی خنچه بردن و مرحله دوم نامزدی دانست. در این مرحله عده ای از زنان خانواده داماد با قرار قبلی به خانه پدر عروس می روند و هدایایی را تقدیم می کنند. این هدایا نه به خود عروس بلکه به خانواده او تقدیم می شود چرا که در میان ترکمن ها لفظ هدیه بردن برای عروس به معنی هدیه بردن برای خانواده عروس است. این هدایا عبارتند از:

  • دوازده عدد مجمع یا مجمر (سینی) که در هر یک از آنها چهار قرص نان قاتلاما گذاشته شده و توسط یکی از زنان فامیل حمل می شود.
  • چهار کله قند که از زمان پیدایش کله قند و همزمان با شهر نشین شدن ترکمن ها به مراسم قودابولماق افزوده شده است.
  • دوش، که زن برادر داماد (در زبان ترکمنی: گلجه) در صورت وجود آن را حمل می کند. این هدیه بخشی از گوشت و استخوان سینه یک حیوان همچون گوسفند، گاو یا شتر است که به شکل مثلث درآورده و با سکه های نقره تزیین می کنند. عمل بردن دوش در هر عید قربان تکرار می شود.
  • گوشواره و گردنبند طلا که به وسیله بزرگترین عروس خانواده داماد، به عروس تقدیم می شود.
  • ساعت مچی که یکی دیگر از زن برادرهای داماد آن را تقدیم می کند (اگر زن برادری وجود داشته باشد)
  • هدایایی از قبیل روسری، چارقد، کفش، پارچه پیراهنی و ...
  •  حلقه نامزدی که به وسیله مادر یا یکی از خواهران داماد، به دست خانواده عروس می رسد.

اجرای مراسم کشتی سنتی ترکمن ها از دیگر بخش های این مراسم است و به کلیه شرکت کنندگان پیروز در آن هدایایی اعطا می شود. جهت اجرای این کشتی که از صبح تا ظهر ادامه دارد، فضایی باز به شکل میدان در نزدیکی خانه داماد در نظر می گیرند و بینندگان دور تا دور آن جمع شده و به تماشا می نشینند.

در بخشی از این میدان سکویی ایجاد می کنند تا گویندگان و مجریان مراسم بتوانند از آنجا نتایج را به دیگران اعلام کنند. میدان باید به حدی بزرگ باشد که چند مسابقه کشتی به طور همزمان در آن برگزار شود و شرکت کنندگان در رده های سنی کودکان تا بزرگسالان به رقابت بپردازند. کشتی گیر باید از قوانین خاصی پیروی کند و اگر موفق به پیروزی شود جایزه ای از پدر داماد دریافت می کند. فقط مردان می توانند در این مسابقه شرکت کنند؛ اما زنان می توانند به عنوان تماشاچی حضور داشته باشند. کشتی پهلوانی یکی از رشته های ورزشی مهم در میان کشورهای همسایه شمالی ایران و استان های ترکمن نشین است که رقابت های آن در کشورهای همجوار نیز برگزار می شود.

پس از کشتی پهلوانی همه به خانه های خود می روند و در عصر همان روز به خانه داماد باز می گردند. برای شام غذایی با گوشت قربانی به نام صدقه پلو سرو می شود و مراسم با یکی از این گزینه ها ادامه می یابد: قرآن خوانی، بحث های مذهبی، اجرای موسیقی، رقص آیینی، رزمی و مذهبی به نام خنجر.

عروسی ترکمن ها
photo by Mostafa Hassanzade

 9- ثاغت بل لِ مک

ثاغت بل لِ مک نام مراسم مختصری است برای تعیین روزی سعد (خوش یمن)، به منظور برگزاری عروسی که در خانه پدری عروس برگزار می شود. در این مراسم زنانِ دو خانواده شامل مادر، خواهر، زن برادر عروس و زن برادر داماد نسبت به تعیین تاریخ و روز عروسی اقدام می کنند که حتما باید از میان یکی از روزهای خوش یمن انتخاب شود. 

بر اساس باور ترکمن ها روزهای هر ماه قمری که عدد آخر آن به 7 یا 9 ختم می شود «ثاغتلی گون» خوانده می شوند. این روزها خوش یمن به حساب می آیند و انجام اعمال خیر در آنها شگون دارد.

عروسی ترکمن ها
photo by Leila Ghodratollahi Fard

10- پیش برنامه

از جمله مراحل تازه اضافه شده به عروسی ترکمن ها پیش برنامه است که به وسیله گروهی تحصیل کرده در خارج به وجود آمده و اثری از آن در تاریخ ترکمن ها تا همین 40 سال پیش هم دیده نمی شود.

حدود یک هفته قبل از عروسی، زمان پذیرایی عروس از دوستان نزدیک خود می رسد که با ساز و آواز و موسیقی جاز و ... همراه است و البته هماهنگی بین آن با فرهنگ سنتی ترکمن به چشم نمی خورد. این مراسم از غروب آفتاب آغاز می شود و به مدت 3 تا 4 ساعت ادامه دارد. در این مدت هدایایی نیز به عروس داده می شود. 

عروسی ترکمن ها
 

11- کارت نویسی

یکی دیگر از پدیده های نو ظهور در عروسی ترکمن ها، مرحله کارت نویسی است که از حدود 10 تا 15 سال پیش وارد فرهنگ مردم شده است. معمولا 2 هفته قبل از جشن عروسی، داماد دوستان بسیار نزدیک خود را به شام دعوت می کند و بعد از صرف غذا با همکاری آنها، فهرستی از مدعوین عروسی را تهیه می کند. بعد از تهیه فهرست، اسامی مهمانان بر روی کارت عروسی نوشته می شود و حدود یک هفته قبل از جشن عروسی کارت ها به دست مدعوین می رسند. در قدیم که خبری از صنعت چاپ نبود این کار به صورت حضوری صورت می گرفت. 

البته این مراسم بیشتر جنبه نمادین دارد و زمان مراسم از راه های مختلف و حتا ﺧﺒﺮرﺳﺎﻧﯽ به گوش ﺗﻤﺎم ﻓﺎﻣﻴﻞ دور و ﻧﺰدﯾﮏ، هم طایفه ای ها، ﺁﺷﻨﺎﯾﺎن و همسایگان می رسد. اﻣﺮوزﻩ ﺗﺮﮐﻤﻨﺎن به ﭘﺎرﭼﻪ ﻧﻮﯾﺴﯽ نیز روی آورده اند و ﺑﺮ روﯼ ﭘﺎرﭼﻪ اﯼ ﺑﺰرگ ﻣﺘﻨﯽ ﺟﻬﺖ دﻋﻮت می نویسند و آن را در ﻣﺤﻠﻪ برگزاری مراسم نصب می کنند تا تماهی اهالی از آن باخبر شوند.

عروسی ترکمن ها
 

12- مُصایب جای

مصایب همان ساقدوش و فردی هم سن داماد و نزدیک ترین دوست او است که تا حدود 40 سال پیش مخارج پذیرایی از دوستان داماد در شب عروسی به عهده او بود و خانه پدری وی به عنوان محل پذیرایی و به اصطلاح «مصایب جای» در نظر گرفته می می شد. امروزه داماد شخصا مخارج عروسی را بر عهده می گیرد و پذیرایی از دوستانش را همراه با پذیرایی پدر و مادر از دوستان و آشنایان، در خانه پدری انجام می دهد. 

این پذیرایی شب قبل از عروسی صورت می گیرد و بعد از صرف شام، کسانی که تمایل به کمک نقدی داشته باشند، مبلغ مورد نظر خود را تقدیم می کنند و نماینده داماد، نام و میزان کمک آنها را ثبت می کند تا در آینده داماد آنها را جبران کند. بزرگترها کمک خود را به پدر و مادر داماد می پردازند.

پس از جمع آوری کمک مالی، وقت جشن و سرور می رسد که معمولا با ساز و آواز و ... همراه است و تا پاسی از شب ادامه دارد. در این مراسم، ساعت عروس کشان یا کاروان عروس را که معمولا ساعت 9 یا 10 روز بعد برگزار می شود را به مهمانان می گویند تا علاقه مندان در آن شرکت کنند.

13- بازدید از جهیزیه

روز قبل از مراسم عروسی، ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﺎﻧﯽ که از ﺳﻮﯼ ﺧﺎﻧﻮادﻩ ﻋﺮوس دﻋﻮت ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ از جهیزیه فراهم شده برای عروس بازدید می کنند. رسم تهیه جهیزیه تنها به عهده عروس نیست و خانواده داماد نیز بخشی از آن را به عهده می گیرند.

photo by Leila Ghodratollahi Fard

13- طوی گیجه 

طوی یعنی عروسی، گیجه هم یعنی شب، و طوی گیجه مراسمی است در شب قبل از عروسی که بخشی از آن شامل رقص خنجر نیز هست. رقص خنجر، رقص سنتی ترکمن هاست و تقریبا در تمامی مراسم مهم آنان انجام می شود. دوتار نوازی شور و حال خاصی به این مراسم می دهد و گویی همه خود را برای روز پرشور عروسی آماده می کنند. 

رقص خنجر
 

مراسم عروسی ترکمن ها

تا اینجا در مورد مراسمی که پیش از ازدواج انجام می شود سخن گفتیم و حالا نوبت آن است که ببینیم در نزدیکی مراسم عروسی در میان ترکمن ها چه می گذرد:

14-  انتخاب بِ وورچی

«ب وور» یعنی گوشه و «چی» پسوند صفت ساز است که معنای صاحب و دارنده می دهد.

ب وورچی، زنی معتمد است که خانواده عروس و داماد آن را از میان آشنایان خود انتخاب می کنند و هر خانواده در خانه اش یک ب وورچی دارد. وی در گوشه از اُی (آلا چیق ترکمنی) یا اتاق می نشیند و یک صندوق چوبی پیش رویش دارد. این زن ضمن تحویل گرفتن هدایای مهمانان و البته بیشتر زن ها، متقابلا هدایایی به آنان می دهد.

عروسی ترکمن ها
photo by Ahmad AGH

15- کُجه وه یا کجاوه

کجه وه در گذشته های دور اتاقکی از پارچه های رنگین و معمولا چهل تکه بود که آن را بر روی شتر یا گاری اسبی یا گاوی قرار می دادند و درون و بیرونش را آراسته می کردند. از این اتاقک برای انتقال عروس و ینگه های او استفاده می کردند. ینگه ها را می توان معادل ساقدوش ها در مراسم عروسی دانست.

از سقف کجاوه زنگی از نوع جرس، شبیه ناقوس کلیسا آویزان می کردند که بر اثر حرکت شتر یا گاو به صدا در می آمد و جشن و عروس کشان را اعلام می کرد.

امروزه به جای آن کجاوه های رنگین، از اتومبیل ها استفاده می شود که مزین به گل و گیاه و نوار های رنگین تزیینی هستند. دو دستگاه اتومبیل برای مراسم استفاده می شود: یکی مخصوص عروس و دو تن از ینگه های او و دیگری مخصوص داماد و دوستانش.

در آن زمان که از کجاوه استفاده می شد، یکی از خواهران داماد یا نزدیک ترین زن به داماد، آوازی را با صدای بلند می خواند:

اؤل گلیان کجه وه اوون ثب دیدیم اجه مه

بارینگ آیدینگ دیدأمه قاراشثین گله جه مه

ترجمه: آن چه می آید کجه وه است. به مادرم گفتم: به کجه وه آرد بپاش. به برادرم بگویید: منتظر گلجه باش.

و خواهر دیگری ادامه می داد:

آق مایانینگ آغرامنی یؤل گؤتارر ان شاءالله

اؤز دوغانمینگ نازینی قیزگؤتأرر ان شاءالله

ترجمه: ناز شتر سفید را که به آن کجاوه بسته اند،  جاده تحمل می کند و ناز برادرم را عروس خانم، ان شاءالله

 16- روز عروس کشان

علاقه مندان به شرکت در مراسم عروس کشان که معمولا جوانتر ها هستند در ساعتی که در مصایب جای به آنها اعلام شده در محل خانه داماد حاضر می شوند و هر یک وسیله خود را دارند که امروزه اتومبیل است. اگر وضع مالی خانواده داماد اجازه دهد شتر و کجاوه نیز در این روز آماده و به همراه دو جوانِ اسب سوار، راهی خانه عروس می شود. 

اتومبیل های شرکت کننده در این مراسم را با پارچه سفیدی می پوشانند که روی آن تکه پارچه های رنگی قرار دارد. این پارچه در میان ترکمن ها به گردک یا توتی مشهور است. در گذشته رسم بر این بوده است که با نصب این پارچه در چادر ترکمن ها فضایی برای عروس و داماد درست می کردند و امروزه به این صورت از آن استفاده می کنند. فلسفه دوخت این پارچه ها باطل کردن ﻃﻠﺴﻢ و ﺳﺤﺮ است. در زمان حرکت کاروان، خانم هایی پیشاپیش همه حرکت می کنند و زنگوله ای را به نشانه شادی به صدا در می آورد.

در این روز پارچه های روسری مانند یا حوله، به رسم تبرک در شروع حرکت کاروان به شرکت کنندگان اهدا می شود؛ از طرف خانواده داماد در شروع حرکت به سوی خانه عروس و از طرف خانواده عروس در زمان انتقال عروس به خانه داماد. کاروان این روز از دو بخش تشکیل شده است:

  • کاروان داماد مرکب از جوان ها، زن ها و دخترها
  • کاروان آق سقال ها یا ریش سفیدها

کاروان ریش سفیدها، حدود نیم ساعت قبل از کاروان داماد به سمت خانه پدری عروس می روند. یکی از ریش سفیدها مبلغ مهریه را که در مراسم «مال کثشمک» بر سر آن توافق شده است را در کیفی قرار می دهد تا به دست خانواده عروس برساند. ریش سفیدهای طرف عروس به استقبال این کاروان می روند و با هم بر سر سفره ای پر از انواع میوه و شیرینی می نشینند.

بعد از احوال پرسی و صحبت های مقدماتی، یکی از ریش سفیدان طرف عروس خطاب به کاروان می گوید:

« اوغری خایرلی» ترجمه: راه تان خیر باشد.

طرف داماد جواب می دهد:

«اوغری خایرلی» ترجمه: راه مان خیر است. 

در این هنگام مبلغ مهریه به ریش سفید طرف عروس تقدیم می شود و  او نیز پس از بررسی در صورت نبود کم و کسری، کمی از مبلغ مهریه را به عنوان تبرک به ریش سفید طرف داماد باز می گرداند و کاروان ریش سفیدها آن را میان خودشان تقسیم می کنند.

پس از انجام این مراسم اجازه انتقال عروس از خانه پدری به خانه داماد، داده می شود و همگی با گفتن مبارک باد شادی خود را اعلام می کنند. آخوند حاضر در مجلس، آیاتی را از قرآن کریم تلاوت می کند تا این وصلت خوش یمن شود. در این هنگام، کاروان دوم داماد هلهله کنان وارد می شوند و با خود هدایایی می آورند.

معمولا مادر و بزرگترین خواهر داماد، در روز عروس کشان وارد خانه پدر عروس نمی شوند. عروس در این روز، لباس سنتی مخصوصی به تن می کند که شامل اجزای زیر است:

  •  پیراهنی بلند تا ساق پا که از پارچه گلدار یا ساده تهیه می شود و حاشیه هایی از دوخت های سنتی ترکمن ها در سرآستین ها و لبه پایین آن است.
  • شلواری که از پارچه طرح دار یا ساده است و دوخت هایی در لبه پایینی دارد.
  • کفش سفید یا کرم به همراه جوراب
  • روسری بزرگ ترکمن ها که دو نوع گلدار یا چهارخانه آن در این مراسم استفاده می شود.

 16- آیاقدان آلماق / گؤفردیک

وقتی زنان همراه کاروان داماد به خانه عروس می رسند، زنان طرف عروس پای زنانی که حامل هدایا هستند را می گیرند تا جنگی مصلحتی بر پا شود. هر زن خویشاوند عروس، پای یک زن خویشاوند داماد را می گیرد و سعی در زمین زدن او دارد. به این جنگ نمادین «آیاقدان آلماق» می گویند که صدای شادی و هلهله را در فضا طنین انداز می کند. در آخر هر یک از نماینده ها که موفق شوند دیگری را بر زمین بیندازد برتری خانواده خود را نشان داده است و تسلط خود را القا می کند.

البته معدود عروسی هایی هستند که این مراسم در آنها دیده می شود و این آیین تقریبا فراموش شده است. 

عروسی ترکمن ها
 

 17- کجه وه کویمز 

در کشمکش مراسم آیاقدان آلماق و در صورت حذف این مراسم، در یک زمان مشخص دیگر، زنی با بسته های شیرینی به نام «کجه وه کؤیمز» وارد می شود. این کار یعنی عروس خانم از این وصلت راضی است و پشیمان نخواهد شد و به این ترتیب آتش جنگ می خوابد.

سپس هدایای طرف داماد و بقچه های رسیده، مورد بررسی قرار می گیرند و خانواده عروس به تعداد همان بقچه ها و محتویات آنها، به بقچه های داماد می افزایند. در نهایت بقچه ها و هدایا با خود عروس و همراه با جهیزیه او، به خانه داماد منتقل می شوند و بعد از این مراسم، میهمانان از خوردن چکدرمه (غذای سنتی ترکمنی) لذت می برند.

عروسی ترکمن ها
photo by Ahmad AGH

18- دالاشماق

مراسم پذیرایی که تمام شد با رخصت ریش سفیدها، عروس کشان آغاز می شود و در طی آن عروس را به خانه داماد انتقال می دهند. یکی از زن های طرف داماد -در صورت وجود، زن برادر او- در حالی که هدایای زیر را در دست دارد، پیش عروس می رود:

  •  یک قواره چاشو که چادرشب ابریشمین است.
  • قرمز دون که ردایی بلند و ابریشمین و مجلل است.

اگر عروس، زن اول داماد نباشد، نخست باید مقداری پول به ینگه ها پرداخت شود تا اجازه ورود به اتاق عروس را صادر کنند. وقتی زنان طرف داماد وارد اتاق شدند عروس در میان زنان دو خانواده جای می گیرد. یکی از زنان خانواده داماد، روسری مخصوصی به نام آلیجه را بر سر عروس می‌اندازد تا او را پبوشاند؛ اما یکی از ینگه ها آن را پرت می‌کند و تا سه بار این کار را انجام می دهد. در بار سوم زن، آلیجه را با بدخلقی ساختگی روی سر عروس می اندازد، او را محکم در آغوش می گیرد و سعی می کند او را از اتاق خارج کند. مجادله لفظی و نمادین بین زنان دو طرف آغاز می شود و مجلس شور خاصی پیدا می کند:

زن طرف داماد: آمدیم که عروس را ببریم.

زن طرف عروس: نمی گذاریم، نمی گذاریم.

در این هنگام یکی از زنان طرف داماد، طرف عروس را خطاب قرار می دهد و می گوید:

پنجارامیز آچیق دور اویمز دؤلی آشیق دور   ترجمه: پنجره ما گشوده است و خانه پر از بجول (شادمانی) (آشیق؛ کنایه از پسر بالغ)

قین گؤرماگین قوداجان قیزینگ أوزی آشیق دور   ترجمه: ای قودا جان! دلخور نباش که دخترت عاشق پسر ماست. (پس دخترت را خواهیم برد.) .قودا اصطلاحی که خانواده عروس و داماد برای خطاب قرار دادن یکدیگر از آن استفاده می کنند.

زن طرف عروس پس از شنیدن سخنان فوق پاسخ می دهد:

شیله بولثا آلارثینگ کُجه وانگه سألار ثینگ        قیثغه بؤلدی دیلیمز آلداگیت گین قوداجان

ترجمه: اگر چنین است که می گویید، دختر را خواهید گرفت و در کجه وه خواهید گذاشت. زبان ما کوتاه است قودا جان! دختر را بگیر و با خود ببر. 

در اینجا این مجادله ساختگی با هلهله و شادی به پایان می رسد. طرف داماد چاشو یا قرمز دون را بر سر عروس خانم می اندازد و به این وسیله  پیروزی بر طرف عروس را اعلام می کند. او خطاب به مادر عروس می گوید:

قودا جان! اکنون وقت آن است که با دخترت خداحافظی کنی

در این هنگام مادر رو به دخترش می گوید:

دخترم خداحافظ، خوشبخت باشی، قدمت در خانه جدید مبارک.

پس از خداحافظی مادر با دختر، نزدیک ترین زن به عروس -معمولا خواهر یا زن برادر او- به زنان طرف داماد اجازه عبور نمی دهد و می گوید:

خلعت من کو؟

او هدیه ای که معمولا یک قواره پارچه پیراهنی است را می گیرد و اجازه خروج را صادر می کند؛ اما هنوز موانع دیگری برای بردن عروس در راه است. کمی بعد یکی از برادران عروس هدیه ای طلب می کند و پس از گرفتن مبلغی که معمولا برادر داماد یا یکی از دوستان او پرداخت می کند، اجازه می دهد که کجه وه و کاروان همراه آن، به راه خود ادامه دهند. این قسمت با کشمکش بر سر میزان پولی که باید پرداخت شود همراه است و جلوه ای تماشایی به مراسم می دهد.

همزمان با کاروان عروس وسایل و جهیزیه او نیز به خانه داماد فرستاده می شود و معمولا هدایایی که از سمت آشنایان عروس تهیه شده نیز به همراه جهیزیه راهی خانه داماد می شوند.

زنان خانواده داماد، برنج و باترمه می‌پزند و به همراه جوانان و بچه ها و دیگر زنان انتظار رسیدن عروس را می کشند. با رسیدن عروس به منزل داماد، شور خاصی به پا می شود. زنان با خود شیرینی «قِتلمه» می‌آورند تا آن را به عنوان هدیه به مادر داماد بدهند و در عوض از او روسری، پارچه یا چیز دیگری بگیرند.

19- اوون ثپمک

پیش از آنکه کاروان عروس به سمت خانه داماد برود نوبت مراسم اوون ثمپک یا آردپاشی است که توسط مادر عروس انجام و آرد بر سر عروس ریخته می شود. کاروان عروس راه را می پیماید و به خانه داماد می رسد؛ حالا پدر داماد به آنها خوش آمد می گوید و مادر داماد با کاسه ای آرد وارد می شود و آن را به نشانه خوشبختی و برکت روی سر عروس می‌ریزد. خویشاوندان داماد در کنار او حضور دارند و میوه، خشکبار و سکه های پول به داخل جمعیت می‌ریزند و مردان، جوانان و بچه ها آنها را جمع می کنند.

در بدو ورود کاروان به خانه - اگر کجاوه ای در کار باشد- داماد، افسار آن را به دست مادر خود می دهد و او نیز چند قدمی کجاوه را به حرکت در می آورد تا یادآور شود که عروس باید مطیع و فرمانبر بزرگان خانه باشد.

20- پول ثچمک

نوبت مراسم پول ثچمک می رسد که در طی آن نزدیکان داماد بر سر عروس پول، نقل و نبات، می ریزند و گروهی دیگر -که معمولا مرد و از اقوام و دوستان نزدیک هستند-  بر یک بلندی می ایستند و چیزی در اندازه توپ تنیس در میان جمعیت می اندازند؛ هرکس آن را بگیرد مبلغی پول را که قبلا اعلام شده دریافت می کند. کشمکش بر سر شی پرتاب شده شور و حال خاصی را در مراسم ایجاد می کند.

امروزه این مراسم کمتر برگزار می شود چرا که ممکن است هنگام پرتاب، به سر یا بدن افراد صدمه وارد شود و یا هجوم افراد برای گرفتن شی مشکلاتی را به وجود آورد. 

عروسی ترکمن ها
photo by Leila Ghotratollahi Fard

 21- کُشتی یا گورشمک

بعد از پول ثچمک مراسم کُشتی برگزار می شود که به آن گورشمک می گویند. در این مراسم کسی که زانو یا کتف رقیب را به خاک برساند، برنده است و ریش سفیدان جایزه ای موسوم به بایراق به او می دهند.

22- اسب دوانی

مراسم اسب دوانی از دیدنی ترین قسمت ها در عروسی ترکمن هاست که در گذشته های دور در عروسی اشخاص ثروتمند جایگاه ویژه ای داشت و امروزه نیز به ندرت در روستاها و در سطح ابتدایی صورت می گیرد. البته شکل حرفه ای این رسم را می توانید در مسابقات بهاره و پاییزه در شهرهای گنبد کاووس و بندر ترکمن ببینید.

عروسی ترکمن ها
 

 23- قاپی ثاقلاماق 

«قاپی یا قاپو» یعنی «در» و « ثاقلاماق » یعنی نگهبانی. مراسم قاپی ثاقلاماق در حین اجرای مراسم پول ثچمک انجام می شود. در این زمان عروس را به اتاق یا اُی (آلاچیق) که به عنوان اوره گی (حجله) در نظر گرفته اند، می برند. اتاق قبل از آمدن عروس، تحت اشغال چند زن جوان از خانواده داماد است که تا مبلغی را از ینگه های عروس نگیرند اجازه ورود به عروس نمی دهند. یکی از ینگه های عروس مقداری پول در دستمال گذاشته و از سوراخ در به آنها تقدیم کرده و می گوید: «برای شماست».

در اینجا هم کشمکش هایی مصلحتی و نمادین صورت می گیرد که به نوبه خود دیدنی است. زنان پس از گرفتن پول در را باز می کنند و بیرون می‌روند تا ینگه ها عروس را در اتاق بنشانند. در این هنگام، اتاق با آمدن زنان و دختران خویشاوند داماد حسابی شلوغ می شود.

در گذشته، ینگه های عروس حداکثر 4 نفر بودند؛ اما امروزه تعداد آنها به بیش از 10 تن رسیده است. در این زمان عروس را در وسط اتاق می نشانند و یکی از زنان بالش و پتویی می آورد. عروس باید به حالتی نمادین سر خود را بر بالش بگذارد و مدتی بخوابد. این کار القای آرامش و عادت ماندگاری به عروس در خانه جدید است. خانمی از بزرگان داماد در حالی که عروس هنوز روی زمین خوابیده بر روی کمر او می نشیند. آنها بر این باورند که با این کار عروس احساس سنگینی کرده و همواره در خانه جدیدش باقی می ماند.

در بسیاری اوقات در این زمان نخ ،سوزن و تکه ای پارچه را نزد عروس می آورند تا به صورت نمایشی به دوخت و دوز بپردازد. ترکمنان معتقدند عروس با انجام دادن کارهای روزمره خود در این مکان، برای خانه پدری احساس دلتنگی نمی کند و احساس راحتی بیشتر خواهد داشت.

در این جشن، زنی از خانواده داماد یک سینی حاوی ظرفی پر از آرد به نشانه سفیدبختی، یک کاسه حاوی روغن به نشانه برکت، یک دوک نخ ریسی و مقداری پشم خام را در دست می گیرد و به مجلس وارد می شود. او پارچه ای سفید رنگ را به عنوان سفره پهن می کند و سینی را در میان آن قرار می دهد. عروس در این سفره می نشیند و و مادرشوهر و یکی دیگر از خانم ها در دو سوی او می ایستند. یک بار دست عروس را در روغن می زنند و بر دهان مادر شوهر می گذارند و پس از آن دست چپ او را در آرد زده و به پیشانی مادرشوهر می مالند. حالا دوک نخ ریسی را به همراه تکه ای پشم به دست عروس می دهند تا نخ بریسد. آنها بر این باورند که با این کار عروس سررشته تمامی کارها را به دست می آورد و مسوولیت های زندگی را برعهده می گیرد.

 24- قیچی زدن

در اُی یا اتاق کنار اوره گی (حجله)، عاقد و گروهی از ریش سفیدان طرف داماد حضور دارند تا خطبه عقد جاری شود. در حین اجرای مراسم عقد هیچ کس حق تکیه زدن به دیوار این اتاق و حجله را ندارد. در طول مراسم 4 نفر در چهار گوشه اُی یا اتاق، قیچی می زنند و این کار آنها چنین معنایی دارد: «دست و زبان بدخواهان بریده باد».

امروزه عقد دختر و پسر در دفاتر ازدواج انجام می شود و همین باعث شده تا کمتر کسی آیین قیچی زنی را اجرا کند.

 25- وکیل

عروس و داماد رضایت خود را برای انجام مراسم عقد در حضور عاقد اعلام نمی کنند بلکه هر یک از آنها نماینده ای دارند که معتمد هر دو خانواده است و به آن وکیل می گویند. چهار نفر از طلبه های آخوند پیش داماد می روند و از او می خواهند که وکیل خود را معرفی کند. آنها پس از بازگشت از نزد داماد وکیل او را معرفی می‌کنند و وکیل در این زمان باید موافقت خود را با تکان سر اعلام کند. سپس طلبه ها به اتاق عروس می روند و نام و نشان وکیل او را نیز می پرسند. آنها از نزد عروس هم برگشته و وکیل را معرفی و موافقت او را دریافت می کنند.

سپس عاقد از وکیل عروس می پرسد:

شما در این محل چه کاری دارید؟

وکیل عروس به داماد اشاره کرده و می گوید:

از این آقا طلب دارم و باید هم اکنون طلب خود را بگیرم.

وکیل داماد با عصبانیت ساختگی پاسخ می دهد:

من به شما بدهکار نیستم.

در این هنگام مجادله ای لفظی و ساختگی بین آن دو صورت می گیرد که با وساطت ریش سفیدها و تعارف شیرینی، پایان می یابد. عاقد آنها را نصیحت می کند و یک شیرینی را به دو قسمت تقسیم می کند. هر قسمت از شیرینی را به یکی می دهد تا آشتی برقرار شود و پس از آن صیغه عقد جاری می شود. بعد از خواندن خطبه حاضران از آبی می نوشند که بر اساس باورشان با جاری شدن صیغه نکاح، متبرک شده است و اصطلاحا به آن «نکا ثو» به معنای آب نکاح می گویند.

عروسی ترکمن ها
 

26- الدش دیرمک یا الشدرمه

بعد از پایان مراسم عقد، در حضور جمعی از زنان دو طرف، انگشت کوچک عروس و داماد را روی هم قرار می دهند و مراسمی موسوم به الدش دیرمک را اجرا می کنند. در این مراسم زنی از نزدیکان داماد، اشعاری را با صدای بلند و آهنگین می خواند که مفهوم آنها به مسوولیت های عروس و داماد در زندگی مشترک اشاره دارد.

مشهورترین این اشعار:

خطاب به داماد:

آلاجا کوینگ گیدرمه آرپا چورک ایدیرمه

توینیق لا، دپدیرمه آغیزلا، قاپدیرمه

دیه باشی، ایت دیرمه چوپرک یونگی دیت دیرمه

ترجمه: پیراهن وصله دار نپوشان، نان جوین مخوران، نگذار که به عروس آسیبی برسانند یا درشتی کنند. مگذار که شتربانی کند یا ریسنده پشم نامرغوب شود.

خطاب به عروس:

اوینگدن گلثه قاپارثینگ ایزنیگدن گلثه دپرئینگ

آشینگ کان دن بیشرگین قازان زوردن دوشیرگین

ترجمه: با دشمن رو در رو مبارزه کن و به آدم های دو رو که از پشت خنجر می زنند قاطعانه پاسخ بده. در پختن غذا خسیس نباش بلکه همیشه دیگ را از مواد غذایی پر کن.

خطاب به داماد:

إلینه یؤزیک داقادینگ یوزینه گولوپ باقادینگ

ترجمه: انگشتانش را با انگشتری طلا زینت بده و رفتارت با گشاده رویی همراه باشد.

خطاب به عروس:

قافی دن گلثنگ گولده گل الینگه اوغلان آلده گل

ترجمه: وقتی به خانه آمدی خندان باش و برای شوهرت پسری بیار.

خطاب به داماد:

کِویش جیگنی شرفیلدادیپ گِزگندن بولماثین

آغز جیگنی مونگولدادیپ گپ گز دیرگن بولماثین

ترجمه: امید است که کفش صدادار به پا نکند (کنایه از انجام حرکات ناشایست)، بیهوده در خیابان ها پرسه نزند، بی مورد نخندد و خبرچین در و همسایه نباشد.

خطاب به عروس:

گلین بولوپ اوتیرمه یاغا بارماق باتیرمه

بوآوادان ییگیدی قاتی یردا یاتیرمه

ترجمه: به عنوان عروس، بیکار و بی عار منشین، مواظب باش که انگشتانت در روغن داغ نسوزد. مواظب عاقبت کارهای خود باش و آسایش این جوان رعنا را فراهم کن. 

عروس پس از این مراسم باید صورت خود را از مردان دیگر بپوشاند و حلقه آنه (در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت) را در زیر پوشش سر استفاده کند. او باید موهای بافته خود را که تا دیروز در جلو و دوسوی گردن بود، پشت سر خود قرار دهد و به پوشش سر خود که پیش از این تنها روسری بود، دستمالی مخصوص به نام سربند نیز اضافه کند. پس از این مراسم، داماد از اتاق بیرون آمده و با دوستانش به اتاق دیگری می رود. او پس از خوردن چند استکان چای مجددا باز می گردد.

27- آی ترگ گون ترگ

آی ترگ گون ترگ در واقع نام یک بازی است که در مراسم عروسی برگزار می شود و شور و نشاط خاصی به آن می بخشد. یک ردیف از خانم ها در مقابل یک ردیف از مردان می ایستند. یکی از مردها به سمت خانم ها می دود و تلاش می کند یکی از آنها را جدا کند؛ اما خانم ها با فشردن دست یکدیگر پیوند محکمی میان خود ایجاد می کنند تا بازی را نبازند. اگر مرد مهاجم گیر زنان بیفتد باید در صف آنها باقی بماند. به همین منوال چند حرکت رفت و برگشت انجام می شود و اجرای مراسم با خواندن اشعار زیر همراه است:

دخترها: آی ترک (مثل ماه)

پسرها: گون ترک (مثل خورشید)

دخترها: هر کیمه گلجگ گرگ (هرکسی ، هرکی که قسمتش باشه رو می خواد)

پسرها: اووی ینگلی آردی تنگه لی گرگ (عروسی که همراهش پر از ساقدوش و پشت سرش پر از جهاز و وسایل باشه می خوایم)

دخترها: بیزدن سیزه کیم گرگ؟ (از بین ما، شما کیو می خوایین؟)

پسرها: سایراپ درن قزل دللی قیز گرگ (دختری می خوایم که زبان سرخش همیشه شیرین زبان باشه)

دخترها: اور دا ییق دا آلاغا (اگر می توانی حمله کن و بگیر و ببر)

در نهایت داماد عروس را از صف زنان خارج می کند و برنده میدان می شود.

 27- اوجه آش

مراسم الدش دیرمه که به پایان رسید باید مراسم اوجه آش برگزار شود. این مراسم شامل صرف «چکدرمه»، غذای سنتی ترکمن است که با برنج و گردن گوسفند، مخصوص عروس و داماد طبخ می شود. غذای جشن را در دو بشقاب مجزا می ریزند و هر بشقاب را در دستمال جداگانه ای می پیچند. خویشان دستمال را با چند گره محکم می بندند و سپس آن را به نزد عروس و داماد می برند. آنها باید در مجلسی پر از مهمان گره این دستمال ها را بگشایند و هر کدام سریع تر این کار را انجام دهد در زندگی آینده تسلط بیشتری خواهد داشت. عروس و داماد در این مراسم در دهان یکدیگر لقمه می گذارند و در پایان مبلغی پول به عنوان هدیه عروس و داماد برای آشپز باشی گذاشته می شود.

در برخی طایفه ها، زن برادر داماد، قلب گوسفند يا يورگ می پزد و آن از وسط به دو قسمت تقسیم می کند؛ نصفی از قلب را به داماد و نصف ديگر را به عروس می دهند تا میل کنند و پس از آن باید هديه ای به زن برادر داماد بدهند.

28- حلقه آنه

حلقه "آنه" حلقه ای است که بعد از عقد بر سر عروس و زیر سرپوش وی می گذارند و خانم های متاهل باید در تمام دوران زندگی از آن استفاده کنند. در میان برخی طوایف ترکمن رسم بر این است که به نسبت زمانی که از ازدواج می گذرد باید بر ارتفاع این حلقه افزوده شود.

29- تُ تی یا توتقی

تُ تی به پرده ای گفته می شود که حجله را به دو بخش تقسیم می کند: یکی مخصوص عروس و داماد است و دیگری مخصوص دو تن از ینگه ها که در حقیقت محافظ عروس در شب زفاف هستند.

امروزه توتقی رسمی منسوخ به شمار می رود؛ اما در شب زفاف داماد، چند تن از دوستان نزدیک خود را به حجله دعوت می کند و عروس خانم با چای و میوه و شیرینی به پذیرایی از آنها می پردازد. آنها حق دیدن چهره عروس خانم را ندارند و پس از صرف میوه و شیرینی با تقدیم هدایایی حجله را ترک می کنند. 

حلقه آنه
photo by Ahmad AGH

 30- قایتارما

عروس خانم را بعد از شب زفاف به خانه پدری باز می گردانند تا رسم قایتارما یعنی بازگشت و اقامت در خانه پدری به جای آورده شود. در گذشته این رسم گاهی تا 2 سال طول می کشید و این مدت، زن و شوهر مخفیانه یکدیگر را می دیدند. امروزه این مراسم به صورت محدود تر انجام می می شود و اقامت دختر در قایتارما به بیش از یک هفته نمی رسد.

در گذشته داماد در این مدت حق دیدن عروس و رفتن به منزل پدر او را نداشت البته این شرط شامل دامادی که برای بار دوم یا چندم ازدواج می کرد نمی شد. پس از تمام شدن قایتارما خانواده عروس او را به خانه داماد باز می‌گرداندند. او به مدت 15 تا 20 روز را در آنجا سپری می کرد و دوباره راهی خانه پدرش می شد. این بار پس از 10 تا 11 ماه بر می گشت؛ اما در این مدت داماد می‌توانست او را ببیند.

در برخی موارد عروس نخستین فرزندش را در خانه پدرش به دنیا می آورد و پس از این زمان، والدین داماد به خانه والدین عروس رفته و عروس شان را برای چندین سال نزد خود می بردند. در این مدت منزل جدید داماد نیز آماده شده و می توانستند زندگی خود را آغاز کنند.

عروسی ترکمن ها
 

مراسم ازدواج ترکمن ها در گذشته

در روزگار گذشته اجرای مراسم ازدواج در میان ترکمن ها با امروز متفاوت بوده به همین علت در اینجا نگاهی گذرا خواهیم داشت به مراسم عروسی ترکمن ها در گذشته. ممکن است برخی از این مراحل در امروز هم اجرا شوند و یا حتا تعدادی نیز به آنها اضافه شده باشد. در اینجا رنگ و بوی مراسم قدیمی ازدواج را به شما می گوییم.

مرحله اول: سوزآتمک

سوزآتمک یعنی اطلاع دادن و در مراسم ازدواج به مرحله ای اتلاق می شود که در آن پدر و مادر تصمیم گرفته اند و موافقت پدر عروس نیز گرفته شده که معمولا داماد از آن بی خبر بوده است.

مرحله دوم: دوزدادرمگ

مرحله بعدی دوزدادرمگ به معنای شیرینی رد کردن است که تعیین وقت و ساعت مناسب برای عروسی و آمدن دسته ای از زنان قبیله داماد به خانواده عروس در آن صورت می گیرد.

مرحله سوم: تعیین شیربهای عروس

این مرحله مشکل ترین مرحله عروسی بوده و یاشولی ها (بزرگان منتخب) طایفه داماد آن را انجام می دادند.

در گذشته تنها به شیربها قناعت نمی کردند و مالی نیز به مادر عروس تعلق می گرفت که گاهی به آن «اتاقه بوریگ» اتلاق می شد. یموت های چاروا (از طوایف ترکمن) بیشتر شیربها را به صورت مال (گوسفند، گاو، قوچ یا شتر) می دادند؛ اما یموت های چمور پول نقد را برای آن در نظر می گرفتند.

شیربها بیشتر جنبه هدیه دادن و گرفتن داشته و آندره میشل از آن این گونه یاد می کند:

پدر ضمن آنکه چند حیوان اهلی دریافت می دارد. به نوبت موقع عروس گرفتن این مال ها را به شخص دیگری واگذار می کند. در حقیقت حیوانات اهلی و زنان یک زنجیره ناگسستنی برای اتحاد اقوام است، قواعد و شیوه های حاکم بر این قراردادها و معاملات روشنگر ارتباط سمبلیک موجود بین حیوانات اهلی و زن می باشد که همان باروری است. زیرا حیوان بر قدرت اقتصادی و زن بر قدرت اقتصادی قبیله با بارور شدن می افزایند.

مرحله چهارم: عروسی

یک روز قبل از آوردن عروس مراسم جشن و سرور در خانه داماد برگزار می شد و جشن کوچکی نیز در خانه عروس برپا بود. پدر داماد پیک های اسبی به میان طایفه ها می فرستاد تا خبر ازدواج را به دیگران برسانند. دو سه روز قبل از عروسی، هفت آلاچیق اطراف خانه داماد ایجاد می شد تا دیگران به کمک بشتابند.

ارابه های کوچک و بزرگ کنار خانه پدر داماد گذاشته می شدند و صدای بلند «قوتلی بولسون» به معنای مبارک باشد و «حوش گلدینگز» به معنای خوش آمدید در فضا می پیچید. برای پر شورتر شدن عروسی از دسته های آواز خوان به نام «باخشی» دعوت به عمل می آمد. باخشی آدم مهم و قابل احترامی به شمار می رود که با اسب مخصوص به مجلس آورده شود. ترکمن ها برای شعر و آواز هزینه بسیاری می پردازند و در متن ترانه ها، اشعاری در مورد نبرد و پیروزی بر دشمن و اتحاد خوانده می شود که از شاعران بزرگ ترکمن (مختومقلی، امان ملا، قرقلو و ...) هستند.

داماد در خانه دوست خود که با عنوان «مصایب / مصاحب» شناخته می شد، جشن دیگری برگزار می کرد. مادر داماد و مادر عروس نیز هر کدام در آلاچیق هایی به پذیرایی از مهمانان مشغول می شدند. 

روز بعدی یک شتر آماده و روی آن را کجاوه ای بسته می شد که به «هالیق» مشهور بود و تعدادی یاشولی به طرف طایفه عروس به راه می افتادند. داماد با مصایب خود انتظار آمدن عروس را می کشید و عروس هم از خانه خودشان راهی خانه عموی خود می شد.

یاشولی های طایفه داماد بعد از صرف غذا به یاشولی های طایفه عروس می گفتند: «خوب غذا را خوردیم موقعش رسید که برگردیم». سپس یکی از ریش سفیدان طایفه عروس پاسخ می داد: «به سلامت که می روید ولی هرچه با خود آوردید بدهید». این زمان موقع پرداخت شیربها بود و پس از دریافت آن توسط طایفه عروس، دعایی خوانده می شد. طایفه عروس از آلاچیق بیرون می آمدند و به زنانی که برای بردن عروس شان آمده بودند، می گفتند: «ما اجازه گرفتیم شما عروس تان را ببرید». سپس زنان طایفه داماد -که بیشتر، زن برادر یا زن دایی و یا زن عموی او هستند- به آلاچیقی می رفتند که عروس همراه با «ینگه هایش» در آن نشسته بود و دست او را می گرفتند تا ببرند. در آن زمان به زن های مجرب و مسن همراه عروس ینگه گفته می شد. با اقدام زنان خانواده داماد برای بردن عروس، زنان طایفه عروس در حرکتی نمادین با گرفتن پای زنان طایفه داماد سعی می کردند مانع بردن عروس شوند که اصطلاحا به آن «گوفردیک» یا «آیاق آلماق» می گفتند. عروس نیز گوشه آلاچیق را محکم می گرفت تا امتناع خود از رفتن را نشان دهد.

پس از کشمکش نمایشی، عروس با روسری قرمز (کورته) سوار کجاوه می شد. او روسری قرمز را به نشانه خوشبختی به سر می کرد و مادر عروس مقداری آرد را به علامت سفید بختی به پیشانی دخترش می ریخت.

حالا نوبت برادر عروس بود که جلوی کجاوه قد علم کند و مانع بردن خواهرش شود. در نهایت او نیز راضی می شد و عروس به سمت خانه داماد به حرکت در می آمد. جوانان ده بیکار نمی ماندند و در این زمان با پرتاب سنگ و کلوخ بر آنان نارضایتی خود را اعلام می کردند. عروس و داماد از این مانع نیز گذر می کردند و راه خود را ادامه می دادند. پیش از آنکه عروس زیادی دور شود، زنان دو طرف، روسری کوچکی را در دست می گرفتند و با پرتاب آن به سوی یکدیگر، هر بار آبا و اجداد عروس و داماد را معرفی می کردند. کاروان دیگری به همراه عروس و داماد می رفت و جهیزیه عروس را حمل می کرد. در میان راه مردمان هر روستا خوشبختی عروس و داماد را با دعا از خدا می خواستند.

در گذشته های دورتر رسم دیگری نیز وجود داشت. در آن زمان عروس سوار بر اسب می شد و بره ای در دست می گرفت. داماد با دوستانش به دنبال او می افتاد تا بره را بستاند. این عمل پیروزی داماد بر عروس را نشان می داد و به او لقب «گوگ بوری» یا گرگ سبز داده می شد.

همزمان با رسیدن عروس به طایفه داماد شور مراسم دو چندان می شد و زمان اجرای مراسم «سچمک» بود. در این مراسم هر یک از قوم و خویشان داماد سکه های پول به طرف مردم می ریزند. در کنار این مراسم، اسب دوانی و گورشمک (کشتی گیری) نیز برپا می شد و بهترین اسب ها و برنده های کشتی، بایراق (جایزه) را نصیب خود می کردند.

عروس وارد خانه عموی داماد می شد؛ در این هنگام برای اجرای «قاپی ساقلاماق»، زنی از درون در را می گرفت و مانع ورود عروس و داماد می شد و تا هدیه ای به او نمی دادند در را باز نمی کرد. بعد از ورود عروس و ینگه هایش در گوشه آلاچیق پرده ای به نام «توتی» کشیده می شد و دختران محل به دیدن عروس می آمدند.

پس از ملاقات با دخترهای محل عمل «یاشینماق» آغاز می شد. از این لحظه تا چند سال بعد عروس بایستی صورت خود را از پدر و مادر و قوم خود می پو شاند. در بین یموت ها چهره را کاملا می پوشاندند ولی در بین گوگلان و تکه، پوشاندن دهان با روسری کافی بود.

بعد از خوردن ناهار باید عقد بسته می شد. در بین ترکمن ها مراسم عقد با وکالت انجام می شد و خبری از ثبت آن در ادارات رسمی نبود. برای این کار آخوندی به انتخاب و وکالت از طرف عروس و داماد نزد آخوند دیگری می رفت و مراسم عقد را برگزار می کردند.

وکیل عروس با اشاره به وکیل داماد می گفت: «من از این مرد مقداری طلب دارم که همین الان می خواهم». وکیل داماد ظاهری پرخاشگر به خود می گرفت و می گفت: «من از کجا به تو بدهکارم». در این زمان یک دعوای ساختگی در می گرفت که به آشتی ختم می شد و آخوند ضمن گذاشتن شیرینی در دست آنان شروع به خواندن خطبه عقد می کرد. سپس هر دو طرف، از آبی به نام «نکا سو» به معنای آب نکاح می نوشیدند. تعدادی زنِ منسوب به عروس و داماد به هنگام خواند خطبه بیرون از اتاق می نشستند و به قیچی زدن مشغول می شدند تا نیت هر دشمنی در حین خواندن خطبه عقدبا تیزی قیچی پاره شود. در این مراسم قلب گوسفندی را برای عروس و داماد کباب کرده و به دو نیم تقسیم می کردند. نصف آن برای عروس و نصف دیگر برای داماد بود تا بخورند؛ آنها بر این باور بودند که این کار قلب و دل آنها را به هم نزدیک می کرده و به هیچ کس اجازه نمی دادند از این کباب بخورد.

قبل از غروب آفتاب دست عروس و داماد در دست هم بود و زنان برای خوشبختی آنان شعر زیر را می خواندند:

«آلاجا کوینگ گیدرمه .................. آرپا چوروک ایدرمه

ساغ الی ساری یاغدا ................. سول الی سوق اوندا 

آغزلا قاپدرمه ............................. توی نیق لا دپدرمه

چایر کمین چرماشادینگ .............. مل لر کمین اورنا شادینگ

یوزدان یوزدان یوی دارادینگ .......... یوزلیگ کوینگ گیدرادینگ

آل یانقاقدان آفشرادینگ ............... آلا یورقان دفشادینگ

آی یوزلینی سانگا تافشردیم ........ سن حدایه تافشردیم»

ترجمه: پیراهن بد مپوشان، نان جو مخوران، دست راستش در روغن زرد، دست چپش در آرد بگذار (کنایه از ثروت). نگذار کسی او را نیش بزند. مثل یونجه به هم بچسبید، مثل ساقه درخت مو به هم بچسبید. پول های زیادی برایش خرج کن، پیراهن گرانبها برایش بخر، از لب های سرخش بوسه بگیر. ماه رو را به تو سپردم، تو را به خدا سپردم.

این شعر سه بار تکرار می شد و در وسط هر بار داماد را با مصایبش به دور آلاچیق می گشت تا عده ای نوجوان با چوب و دست به صورت نمایشی او را بزنند.

پس از خواندن اشعار داماد و مصایبش با عده ای از نزدیکترین دوستانش به آلاچیقی که عروس در آن نشسته می رفتند تا مراسم چای را به جای آورند. آنها از دست نوعروس چای می نوشیدند و هر یک هدیه ای را تقدیم او می کردند و پس از پرسیدن نام و سایر خصوصیات ایل و طایفه به سر جای خود باز می گشتند. فلسفه چای خوردن هم به نوبه خود جالب است. این کار انجام می شد تا عروس و دامادی که یکدیگر را ندیده بودند سر صحبت شان باز شود و احساس غریبی نکنند.

در خانه مادر داماد بین قوم و خویش «سویجلیک هالتا» پخش می شد که کیسه های کوچکی از شیرینی و نقل و سکه بود. روز بعد عروس به خانه داماد می رفت و به جای کلاه دخترانه (بوریک)، پیشانی بند پارچه ای و دایره شکلی به نام «آل دانقی» بر سر او قرار می دادند.

بعد از دو روز عروس باید به خانه خودشان بر می گشت که در زبان محلی به آن «قایتارماق» می گفتند. یک سال بعد و پس از تهیه جهیزیه جدید دوباره به خانه داماد می رفت. این رفت و برگشت 3 تا 4 بار انجام می شد تا عروس و داماد پخته تر شوند و در این مدت داماد به طور مخفیانه همسر خود را ملاقات می کرد.

بعد از آمدن دایمی عروس به خانه داماد، پدر عروس برای اجرای «یاراشماق» به معنای آشتی کردن، آمادگی خود را برای دیدار با داماد اعلام می کرد داماد با مصایب خود به دیدن وی می رفت و دم در آلاچیق می نشست. یک ظرف پلو جلوی او می گذاشتند و مقداری پول یا جنس پیشنهاد می کنند. داماد با قبول کم و یا زیاد بودن مبلغ، موفق می شد پدر زن خود را ببیند.

اگر قبیله داماد از پرداخت کامل شیربها باز می ماند طرف عروس هم می توانستنند دختر را ندهند؛ اما اگر عروس فرار می کرد و خودش را به خانه داماد می رساند دیگر کسی نمی توانست جلوی آنها را برای آغاز زندگی مشترک بگیرد.

سخن آخر

با هم به میان ترکمن های عزیز رفتیم و یکی از زیباترین و مهم ترین مراسم آنها را دیدم و شناختیم.

آیا تجربه ای از شرکت در عروسی ترکمن ها دارید؟

چه مراسم جالب توجه دیگری در میان اقوام ایرانی می شناسید؟

منتظر دیدگاه های شما عزیزان هستیم...

ورود به صفحه اختصاصی راهنمای سفر به ایران
دیدگاه ها : 0
account_circle
email

لطفا منتظر بمانید ....