کارناوال - راهنمای سفر
ویدیو HD
بهاره فلاح

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

17 اردیبهشت 1396

به روز رسانی

15 شهریور 1398

جهان هستی به حدی گسترده و وسیع است که بسیاری از جنبه های آن هنوز هم سوالاتی را در ذهن ها ایجاد می کند و انسان را وادار می کند که مدام در پی کشف واقعیت باشد. برخی از جنبه های طبیعت به داستان و افسانه ای غیر قابل باور شبیه است اما تجربیات و مشاهدات انسان ها به آنها لباس واقعیت می پوشاند و قابل باورشان می کند.

از آدم فضایی ها و سفینه ها و موجودات فرازمینی که بگذریم، بحث موجودات عجیب و غریب روی زمین سال هاست که داغ است و ذره ای از جذابیتشان کاسته نمی شود. صدها سال است که گزارشاتی از سراسر جهان، درباره ی غول های پشمالوی دوپا مخابره می شود و تعجب همگان را بر می انگیزد. این موجودات در همه جای دنیا به جز قطب مشاهده شده اند و روایات مختلفی از آنها وجود دارند

بسیاری از ما نام پاگنده را بارها و بارها شنیده ایم اما شاید هنوز به وجود آنها باور نداریم. در حالی که این موجودات در همه ی قاره ها، از آسیا گرفته تا اروپا و آمریکا دیده شده اند و تنها جایی که هیچ گزارشی مبنی بر مشاهده ی این موجودات در آنجا وجود ندارد، قطب است. در ایالات متحده ی آمریکا بیشترین مشاهدات از پاگنده ها وجود دارد و تقریبا در هرجایی دیده شده اند. پیش تر در مطلبی جداگانه به ارائه ی اطلاعاتی درباره ی پاگنده ها پرداختیم:

نشانه هایی از وجود پاگنده ها در دنیا

در ادامه می خواهیم به معرفی اماکنی در آمریکا بپردازیم که در آنها شانس دیدن پاگنده ها وجود دارد. شاید هوس کردید بار سفر ببندید و برای کشف واقعیت راهی این مقاصد شوید.

با کارناوال همراه باشید...

پاگنده
پاگنده

1- رودخانه کیچی بایوس، لوئیزیانا

داستان مواجهه ی مایک وولی (Mike Wooley) با پاگنده ها یکی از معروف ترین  آنهاست. در سال 1981، وقتی که وی 25 ساله بود در نزدیکی شهر شریوپورت (Shreveport) زندگی می کرد و به شکار گوزن مشغول بود. او طبق برنامه اش به جنگل رفت و پس از کار گذاشتن تله، بر روی یک درخت 3 متری پنهان گردید. بعد از گذشت مدتی یک گوزن نزدیک شد اما پس از چند دقیقه حرکاتی غیرعادی از خود نشان داد. مایک دقیق تر شد و ناگهان هیولایی سیاه با قد 2 متر را دید که در فاصله ی حدود 18 متری وی قرار داشت و به دور و برش نگاه می کرد. او در ابتدا فکر کرد که کسی شوخی اش گرفته و فقط می خواهد او را بترساند و بخندد اما با گذشت 15 دقیقه متوجه چشمان شیطانی جانور شد و اطمینان حاصل کرد که او واقعی است.

سپس متوجه حرکات و سر و صداهای آن جانور شد و با کمی دقت فهمید که تعداد دیگری از آن در همان نزدیکی پرسه می زنند. وی جانش را در خطر دید به سرعت از درخت پایین آمد و به سمت بیشه زار دوید. هیولا هنوز در تعقیب او بود. مایک از شلیک گلوله استفاده کرد تا جانور را بترساند و سریع خودش به داخل ماشینش رساند و هر چه سریعتر در حالی که هیولا را از آینه می دید، محل را ترک کرد.

لوئیزیانا

2- شهر پیرس، واشنگتن

اگر می خواهید شانس بیشتری برای دیدن پاگنده ها داشته باشید به شهر پیرس بروید. از 628 گزارش مربوط به مشاهده ی پاگنده ها در واشنگتن، 76 مورد مربوط به شهر پیرس است و داستان های زیادی درباره ی آنها وجود دارد که به دو نمونه از آنها اشاره می کنیم:

* دو شکارچی با تجربه که به شکار خرس مشغول بودند به موجوداتی عظیم الجثه برخورد می کنند و بر اساس تجربیاتشان و فیلمی که دیده بودند مطمئن می شوند که با پاگنده ها طرف هستند.

* 4 دوست که در نزدیکی آبشاری در این منطقه به گشت و گذار مشغول بودند، ناگهان موجودی را دیدند که به نزدیکی رودخانه آمد و آب نوشید. آن موجود دقایقی به آنها خیره شد و سپس راهش را به سوی جنگل پیش گرفت و رفت.

در این داستان ها این موجودات را شبیه اورانگوتان و با سر مخروطی شکل و دست های بزرگ توصیف کرده اند که حدود 2 متر قد دارند.

پیرس
پیرس

3- پارک ملی ارتفاعات اسموکی، ایالت تنسی

پارک ملی اسموکی یکی از زیباترین پارک های ملی دنیاست که گردشگران زیادی را به سوی خود جلب می کند. دیوید پولایز (David Paulides)، محقق بازنشسته که به مدت 16 سال در اداره پلیش سن خوزه خدمت کرده است تحقیقاتی را درباره ی افراد مفقود شده در اسموکی آغاز کرد و در طی تحقیقاتش به ماجراهای جالب توجهی برخورد. یکی از این داستان ها مربوط به پسربچه ای 6 ساله به نام دنیس لوید مارتین (Dennis Lloyd Martin) است که به همراه خواهر و برادر و دیگر بچه ها در منطقه ای به نام اسپنش در حال بازی قایم موشک بود و پس از پنهان شدن در پشت یک بوته دیگر مشاهده نگردید. همزمان با گم شدن وی، خانواده ی دیگری که بی خبر از همه جا در ارتفاعات بودند از آن بالا موجودی سیاه و عظیم الجثه را می بینند که سعی در پنهان شدن دارد و  چیزی را بر شانه های خود حمل می کند.

احتمال می رود آن چیز، دنیس بوده که هیچ وقت اثری از وی یافت نشده است.

پارک ملی اسموکی
پارک ملی اسموکی

4- هونوبیا، اوکلاهما

هونوبیا نام جامعه ای غیر رسمی در اوکلاهماست که گزارشی جالب در مورد حضور پاگنده ها در آن دریافت شده است. داستان از جایی آغاز شد که خانواده ای در این محل مزرعه ای 30 هکتاری از لوبیا را ایجاد کردند. بعد از مدتی گوزن ها به سراغ مزرعه آمدند و به آن آسیب زدند. دو نفر از اعضای خانواده به نام های تیم (Tim) و مایک (Mike) تصمیم گرفتند که این گوزن ها را بکشند. آنها این جانوران را کشته و گوشت آنها را در محلی ذخیره کردند.

بعد از مدتی متوجه حضور جانداری پشمالو در نزدیکی گوشت ها شدند. این موجود هر روز به گوشت ها نزدیک می شد و از آنها تغذیه می کرد. تیم می گوید که این موجود روز به روز بزرگتر می شد و هر روز گوشت بیشتری می خورد. بوی این موجود شبیه بوی ادرار بود و تا مدتی در فضا می ماند. کم کم این موجود شروع به پرتاب کردن سنگ و آسیب زدن به خانه کرد. صداهای عجیب و غریبی در شب ها از او شنیده می شد که به نظر همه از همین موجود بود.

یک بار این موجود بسیار خشمگین شد و به خانه حمله کرد. تیم و مایک با تفنگ های خود به سراغ او رفتند و پس از تلاش بسیار توانستند آن را بکشند. آنها می خواستند به جسد نزدیک شوند که به ناگاه متوجه پاگنده ی دیگری شدند که به سراغ جسد آمده بود. او جسد را برداشت و دور شد.

هونوبیا

5- شهر فوکه، آرکانزاس

در سال 1972 فیلمی با عنوان افسانه سرزمین باتلاقی ساخته شد که در آن داستانهایی از حضور پاگنده ها در شهر فوکه آمده بود. این شهر، شهری غیر جذاب و دورافتاده است که به دلیل وجود زمین های باتلاقی و زمین های نامناسب چندان مورد توجه قرار نمی گیرد.

در سال 1971، 7 پاگنده به خانواده ای در این شهر حمله ور شدند و به خانه ی آنها آسیب رساندند اما پسران جوان با تیر اندازی موفق شدند آنها را فراری دهند.

پس از این ماجرا، مواجه شدن با این موجودات بارها و بارها تکرار شد. به عنوان مثال در سال 2000 یک شکارچی که در صبح زود بر بالای یک درخت منتظر شکار بود با یکی از این موجودات مواجه گردید. این شکارچی به صورت اتفاقی سر نیزه اش را به بدن او فرو کرد و بعد از آن ناله ی گوش خراشی را شنید. مرد شروع به سر و صدا کرده و موفق شده پاگنده را فراری دهد. وی می گوید :

این موجود در مسیر فرارش هر چیزی را که بر سر راهش بود خراب می کرد. من نیز بر بالای درخت نشستم و منتظر شدم تا هوا کاملا روشن شود سپس از آنجا فرار کردم.

فوکه

6- پارک ملی اِور گِلِید، فلوریدا

شاید بارها و بارها در فیلم ها این هشدار را که نباید در شب ها به مرداب رفت را شنیده باشید. همیشه به شما می گویند که مارها و موجودات خطراک در این مرداب ها می توانند خطرات زیادی برای شما داشته باشند اما در پارک ملی اورگلید که مملوء از باتلاق است این قضیه کمی فرق می کند. در این پارک مردابی به نام مرداب میمون وجود دارد که در نتیجه ی یک اتفاق به این نام خوانده شده است. داستان های این منطقه حکایت از بوی بد موجوداتی غول پیکر دارند که در اطراف این مرداب زندگی می کنند.

در یک شب مردی به نام دیو (Dave)، به همراه یکی از دوستانش و گروهی از سگ ها به این منطقه می روند. سگ ها در نتیجه ی به مشام رسیدن یک بوی خاص نا آرام می شوند و سر و صدا می کنند. دیو و دوستش که صداهایی عجیب را می شنوند به ماشین خود پناه می برند تا در امان باشند. 

آنها موجوداتی را در کنار جاده و در لای شاخ و برگ درختان می بینند که پاهای بلندی دارند و پشمالو هستند و چشمان قرمز رنگشان برق می زند. دیو با تفنگش چند گلوله شلیک می کند و متوجه می شود تعداد آنها بیشتر از چیزی هست که به نظر می رسد. دوست دیو آن موجودات را اینگونه توصیف می کند:

موجوداتی شبیه اورانگوتان با موهای بلند و پاهای بزرگ.

فلوریدا
پاگنده

7- نهر بلاف، کالیفرنیا

در 25 اکتبر 1967 راجر پترسون (Roger Patterson) و باب گیملین (Bob Gimlin) مشهورترین ویدئو از پاگنده ها را ثبت کردند. آنها به صورت اتفاقی در نزدیکی نهر بلاف متوجه درختان افتاده و صدای جویده شدن شدند و به یکباره موجوداتی پشمالو و بزرگ را دیدند.

آنها دست به کار شدند تا ویدئویی از این صحنه ثبت نمایند و به دیگران نشان دهند. در این ویدئو این موجودات مشخص هستند و می توان آنها را دید. گیملین بعدها اعتراف کرد که هر لحظه می ترسیدند که آنها به سمتشان بیایند و زندگی آنها را بگیرند.

البته این تنها گزارش مربوط به مشاهده پاگنده در این منطقه نیست چرا که در سال 1952 نیز یک مرد در حالیکه برای انجام کاری از ماشینش پیاده شده بود مورد حمله ی یک موجود عظیم الجثه قرار گرفت که به گفته ی وی مانند اورانگوتان بود و دندان هایی بزرگ داشت. البته این آدم خوش شانس توانسته از این ماجرا جان سالم به در ببرد و این داستان را برای دیگران نیز تعریف کند.

دایره های قرمز نشان دهنده حضور سایر پاگنده ها در تصویر است

پاگنده

ویدیویی که راجر و باب از پاگنده ها ثبت کردند

از دقیقه 2:30 این فیلم، حضور پاگنده کاملا مشخص و واضح است

8- کوه سنت هلن، واشنگتن

به نظر می رسد که کوه آتشفشانی سنت هلن یکی از نخستین سکونتگاه های پاگنده ها باشد که در غارهایش پناه گرفته اند. اولین نشانه ی این موجودات پس از فوران 1981 دیده شد. مردم مشاهده کردند که مسئولین در تلاشند تا اجسادی مودار و عظیم الجثه را با هلی کوپتر به مکانی دیگر انتقال دهند.

یکی از معروف ترین داستان های پاگنده های این کوه، مربوط به سال 1924 می باشد که با نام نبرد با میمونهای دره بر سر زبان ها افتاده است. داستان از این قرار است که 5 معدنچی پس از یک هفته کار تصمیم می گیرند به خانه هایشان بازگردند. در راه و در کنار یک چشمه هفت موجود عجیب و بزرگ را می بینند و متحیر می شوند. یکی از آنها به سرعت محل را ترک می کند اما دیگران تسلیم کنجکاوی شده و به این موجودات نزدیک می شوند.

فردا صبح که معدن چی متواری به محل باز می گردد نشانه هایی از پرتاب سنگ به دوستانش را می بیند و اجساد آنها را در حالی که با تبر آویزان شده اند می یابد. او منقه را برای همیشه ترک می کند و دیگر به آن محل باز نمی گردد.

کوه سنت هلن

9- کوه های اوتای، مرز مکزیک و کالیفرنیا

کوه اوتای یکی از مکان های مرموز و اسرار آمیز آمریکا به شمار می رود که از آن با عنوان مکانی وحشتناک و بی رحم نیز یاد می شود. این کوه همواره محلی برای عبور مهاجران غیرقانونی بوده که هر کدامشان داستان هایی از مشاهده ی موجودات عجیب و غریب و یا لاشه های تکه تکه شده ی هواپیما نقل کرده اند.

اما داستان مرزبان راکی المور (Rocky Elmore) از همه قابل توجه تر می باشد. وی پس از بازنشستگی داستان هایی را از بیست سال خدمتش نوشت که در آن از پاگنده ها نام برده شده است.

وی می گوید:

در یک شب مه آلود که در جستجوی یک گروه از مهاجران غیر قانونی بودم، به ناگاه صدایی را از پشت سرم شنیدم که تنم را لرزاند. در مه چیزی نمی دیدم اما حس می کردم با یک موجود بزرگ سر و کار دارم. ترسم وقتی بیشتر شد که دیدم دسته ای از گرگ ها به سوی من آمدند اما گویی با دیدن چیزی در پشت سر من، ترسیدند و سرجایشان نشستند. خوش شانس بودم که زنده ماندم.

البته داستان به همین جا ختم نشد چرا که راکی باز هم نشانه ای از این موجودات دریافت کرده است. وی در ادامه می گوید:

یک بار یکی از مسئولین هم با داد و بیداد ناشی از ترس به سمتم آمد و گزارش داد که موجودی بزرگ و دوپا را دیده صداهای شیطانی از او شنیده می شود. این آخرین نشانه بود چرا که بعد از این ماجرا محل را به صورت کامل تخلیه کردیم و دیگر به آنجا بر نگشتیم.

کوه های اوتای

10- رودخانه سالمون، ایالت آیداهو

آیداهو نام ایالتی در شمال غرب ایالات متحده آمریکاست که یکی از وحشتناک ترین اتفاقات درباره ی پاگنده ها در آن رخ داده است. این داستان در زمان تئودور روزولت (Theodore Roosevelt)، بیست و ششمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا رخ داد و وی در کتاب معروفش به نام شکارچی بیابان از آن یاد کرده است.

با وجود تمام داستان هایی که مبنی بر وجود غول عجیب و غریب و مشاهده ی رد پای وی در نزدیکی این رودخانه نقل شده بود، فردی به نام باومن (Bauman) تصمیم گرفت به همراه یکی از  دوستانش به این منطقه برود و به شکار بپردازد. وی تله هایی را کار گذاشت و کمپی را در همان نزدیکی برپا کرد. در شب سوم برای لحظاتی دوستش را تنها گذاشت تا به سراغ تله ها رفته و آنها را چک کند اما زمانی که بازگشت با یکی از بدترین صحته های عمرش روبه روشد.

بقایای جسد دوستش در کنار رد پایی بزرگ مشاهده شد و هنوز اثرات دندانهای بزرگ  یک موجود بر روی گردن دوستش به چشم می خورد. بر اساس گفته ی وی بوی بدی در محیط وجود داشت که انگار از همان موجود به جا مانده بود. باومن به سرعت محل را ترک کرد و دیگر هیچوقت به آنجا بازنگشت اما همگان بر این عقیده اند که هنوز هم پاگنده ها در این محل زندگی می کنند.

رودخانه سالمون

سخن آخر

این ها داستان هایی بود از مشاهده پاگنده ها در نقاط مختلف آمریکا. اما شما تا چه حد به وجود این موجودات اعتقاد دارید؟ آیا نظرتان با خواندن این تجربیات نسبت به قبل تغییر کرد؟ 

به نظر شما آیا پاگنده ها واقعا وجود دارند؟

فکر می کنید در کجای دنیا بیشتر حضور داشته باشند؟

منتظر نظرات، پیشنهادات و تجربیات شما عزیزان هستیم...

2 دیدگاه

جدید ترین دیدگاه
امین

پاگنده ها به احتمال زیاد وجود دارند شاید اونا یک نژاد میمون باشند که فقط قدشان بلند است و گوشت خوارن لطفا در مورد هیولا های دیگر ( مرد مارمولکی _ یتی _ اسلندرمن هم بنویسید مقالتون عالیه

03 شهریور 1396

حسین

در یک شب مردی به نام دیو (Dave)، به همراه یکی از دوستانش و گروهی از سگ ها به این منطقه می روند. سگ ها در نتیجه ی به مشام رسیدن یک بوی خاص نا آرام می شوند و "پارس" می کنند پارس کلمه اشتباهیه لطفا اصلاح کنید.سگ واق واق یا هاپ هاپ میکنه و این کلمه رو عربها پس از شکست های فراوان به سگ هاشون دادن برای تحقیر ایرانیها با تشکر از سایت خوبتون

بهاره فلاح

با سلام خدمت شما دوست کارناوالی سپاس از اینکه دیدگاه خود را با ما و دیگران به اشتراک گذاشتید بر اساس نظرات کارشناسانی همچون حسن انوشه (واژه‌شناس و استاد زبان فارسی، مترجم انگلیسی و عربی) «پارس» در صدای سگ یک آواست و به سرزمین پارس مربوط نمی شود. نسبت به ریشه ی این عبارت احتمالاتی همواره مطرح بوده است اما به طور قطع هیچ‌گونه ارتباطی میان «پارس سگ» و واژه «پارس» یا «فارس» وجود ندارد. این مسئله شایعه ای بیش نیست که هیچ پایه و اساس علمی و تاریخی را نمی توان برای آن در نظر گرفت. با این وجود برای احترام به نظرات کاربرانی همچون شما عبارت خواسته شده اصلاح می گردد. سپاس از همراهی شما

18 اردیبهشت 1396

17 اردیبهشت 1396

کلیه حقوق مادی و معنوی برای کارناوال محفوظ است. استفاده از مطالب و تصاویر سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط کارناوال امکان پذیر است.