ویدیو HD
سحر بحیرائی

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

18 آذر 1397

به روز رسانی

15 دی 1397

در این مطلب برای‌تان از سفر گردشگر آمریکایی به ایران خواهیم گفت. برای همه ما، از گذشته تا به امروز خواندن خاطرات توریست ها از سفر به ایران جذاب بوده و هست؛ این که درباره فرهنگ، مردم و غذای ما چه فکر می کنند و چه چیزهایی در کشور ما برای شان جذاب بوده است. این بار با کارناوال همراه شوید تا با نظر یک گردشگر آمریکایی که به ایران سفر کرده است بیشتر آشنا شویم و به یک دید کلی نسبت به نظر آمریکایی ها درباره ایران دست پیدا کنیم. این شما و این درو بینسکی (Drew Binsky)، بلاگر آمریکایی سفر!

Photo by : Drew Binsky's Instagram

آشنایی با درو بینسکی | مسافر آمریکایی ایران

در این بخش می خواهیم با نویسنده این مطلب آشنا شویم و درباره او بیشتر بدانیم.

نام او درو بینسکی (Drew Binsky) است. پسری 28 ساله که تا کنون 153 کشور دنیا را دیده و تنها 89 کشور در کل دنیا باقی مانده تا او ادعا کند که به کل دنیا سفر کرده است. درو در دالاس، شهری در ایالت تگزاس آمریکا به دنیا آمد و در شهر فینکس در نزدیکی کویر آریزونا بزرگ شد. او از کودکی طرفدار پر و پا قرص ورزش بود و در آن دوران بیسبال بازی می کرد. وقتی کمی بزرگ تر شد در رقابت های هاکی شرکت کرد و اکنون هم درجه 6 را در زمینه بازی گلف دارد. درو تا قبل از 15 سالگی به همراه خانواده اش به 20 ایالت آمریکا سفر کرد.

برای او همه چیز از یک کره جغرافیایی شروع شد که خانواده اش در تولد 10 سالگی به او هدیه کردند. او می گوید:

وقتی این هدیه ارزشمند را گرفتم، هر شب قبل از خواب آن را می چرخاندم و اسم کشورها و نام پایتخت شان را حفظ می کردم.

وی تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل از آریزونا خارج و به جای دیگری برود، بنابراین کیلومترها از خانه دور شد و به دانشگاه ویسکانسین- مدیسون (Wisconsin Madison) در ایالت ویسکانسین آمریکا رفت. درو درباره دوران تحصیل خود در ویسکانسین می گوید:

وقتی به دانشگاه ویسکانسین مدیسون رفتم خیلی تنها بودم و احساس غریبی می کردم؛ اما بعد از 4 سال با بهترین همراهان و دوستانی که در دانشگاه پیدا کرده بودم فارغ التحصیل شدم.

بینسکی، سال دوم دانشگاه را سپری می کرد که تصمیم گرفت برای مطالعات جانبی به شهر پراگ در جمهوری چک برود. او از این سفر به عنوان یک تجربه شگفت انگیز یاد می کند که او را با فرهنگ های تازه و دنیای جدیدی آشنا کرد. درو شانس این را داشت تا در طول دوران اقامتش در پراگ 20 کشور اروپایی را ببیند و این تجربه آن قدر برایش لذت بخش بود که تصمیم گرفت "سفر کردن" را به عنوان حرفه خود در زندگی انتخاب کند.

بعد از چندی حالا وقت آن رسیده بود تا پسر جوان آمریکایی به کشور خود بازگردد و دانشگاه خود را به اتمام برساند؛ پس به ویسکانسین بازگشت و در ماه می 2013 در دو رشته اقتصاد و کارآفرینی فارغ التحصیل شد و بعد از آن، همان طور که تصمیم گرفته بود، به جای انتخاب شغل های دفتری و پشت میز نشستن، به صدای قلبش گوش داد و سفر کردن را پیشه راهش کرد. پسر جوان در رویای سفر کردن به سر می برد که خبری در مورد تدریس زبان انگلیسی در کشور کره جنوبی شنید و بدون آن که لحظه ای تردید کند رزومه کاری اش را برای این کشور فرستاد و خوشبختانه مورد تایید قرار گرفت. این اتفاق اولین سفر او به قاره کهن یعنی آسیا را رقم زد. درو به مدت 3 ماه در یکی از روستاهای نزدیک شهر سئول زبان انگلیسی تدریس کرد و در مجموع 18 ماه در این کشور زندگی کرد و در این مدت به شدت به فرهنگ، غذا و آداب رسوم مردم علاقه مند شد.

اولین اقدام درو برای به اشتراک گذاری تجارب سفرش با مخاطبان دنیای مجازی، ساختن وبلاگی به نام هانگری پارتیِر (Hungry partier) بود. این اتفاق در همان سال هایی رقم خورد که او دور از خانه در کره جنوبی زندگی می کرد. درو در مورد وبلاگش می گوید:

هدفم از زدن این وبلاگ تلاش برای جذب مخاطب از سراسر دنیا بود و برای راه اندازی و معرفی آن به دنیا خیلی تلاش کردم. من تقریبا هر ثانیه از وقت آزادم را صرف نوشتن، سرچ کردن و... می کردم تا به بهبود کیفیت وبلاگم کمک کنم.

درو در زمانی که در کره جنوبی اقامت داشت، توانست به 22 کشور اروپایی سفر کند، کمربند مشکی تکواندو بگیرد، زبان کره ای بیاموزد و همچنین نیمی از پولی که برای سفرهایش خرج کرده بود در بیاورد. همه این ها تلاش های درو بود که در طول 2 سال زندگی در کره برایش حاصل شد و سپس در ماه مارس 2015 کره جنوبی را به مقصد هند ترک کرد.

در همان ماه کوله گردی را در هند آغاز کرد و حدود 3000 کیلومتر را در 3 ماه پیمود و در این مدت سعی کرد خودش را به چالش بکشد و بیشتر خودش را بشناسد. در طول مدتی که در هند به سر می برد دفتر کار مشخصی نداشت و اغلب در کافه ها کارهای وبلاگش را انجام می داد و در این مدت توانست طیف گسترده ای از برندهای گردشگری و کمپانی های بزرگ را به عنوان اسپانسر خود جذب کند. اقدام بعدی درو فعالیت در "اسنپ چت" و جذب دنبال کننده های بیشتر برای بازدید از سفرهای پیش رویش بود. بعد از هند او به 49 کشور دیگر از جمله: کشورهای اروپایی، آسیایی، استرالیا، نیوزیلند، جنوب آمریکا و... سفر کرد و بعد تصمیم گرفت تا وبلاگ جدیدی را تحت عنوان درو بینسکی (Drewbinsky) راه اندازی کند. بعد از این تصمیم، درو وبلاگ هانگری پارتیِر را کنار گذاشت. 

درو در سال 2016 یک رکود گینس نیز به نام خود به ثبت رساند: بازدید از 12 مورد از سایت های جهانی یونسکو طی 24 ساعت. این سایت ها در کشورهای آلمان و هلند قرار دارند.

در ادامه درو و نامزدش در ژانویه 2017 به هانوی در کشور ویتنام رفتند و نامزدش به او یک دوربین فیلم برداری هدیه داد که باعث شد شیوه اشتراک گذاری تجارب درو با مخاطبانش تغییر کند؛ به این ترتیب که شروع به ساختن ویدیوهای کوتاه از سفرهایش کرد و آن ها را نه در یوتیوب بلکه در فیس بوک گذاشت. درو در مورد برنامه های آینده اش می گوید:

من عاشق آشنایی با مردم جدید، امتحان کردن غذاهای گوناگون و آموختن درباره فرهنگ های متنوع هستم و برنامه دارم که تا قبل از 30 سالگی یعنی سال 2021 مابقی 89 کشوری که ندیده ام را ببینم. و در نهایت تمام تلاش من این است که منبع الهام بخشی برای مردم باشم.

 و اما درو بینسکی در سال 2018 به ایران آمد و از استان های اصفهان، شیراز، یزد و کرمان دیدن کرد. حال در این پست با کارناوال همراه شوید تا با 5 مورد از چیزهایی که باعث شد درو به ایران علاقه مند شود آشنا شویم.

Photo by : Unknown

ایران آنطور که شما فکر می کنید نیست!

درو بینسکی در مورد تجربه سفرش به ایران می گوید:

من سفری 14 روزه در ایران را پشت سر گذاشتم؛ اما واقعا در حیرتم، چون چیزی که در ایران تجربه کردم با آن چه که فکر می کردم کاملا متفاوت بود. ایران بر خلاف باور عمومی، کشوری بسیار امن با مردمانی مهمان نواز است، مردمانی که در برخورد با من از هیچ کمکی دریغ نکردند و من را همراهی کردند تا مطمئن شوند شرایط من مناسب است و امنیت دارم. واقعا قصد فریب دادن شما را ندارم، تمام چیزهایی که گفتم 100 درصد واقعیت محض است.

ما آمریکایی ها وقتی به ایران فکر می کنیم به احتمال زیاد ممکن است چیزهایی بدی مثل تروریسم در ذهن مان شکل بگیرد؛ اما فکر می کنید این درست است که 80 میلیون انسان خوب ایرانی و یا تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین را نادیده بگیریم؟ می توانم بگویم که ایران واقعی متشکل از 2 واژه است: مهمان نوازی و تاریخ؛ و خیلی هیجان زده ام که گوشه ای از تجربیاتم را با شما به اشتراک بگذارم.

من با گروه گردشگری جی ادونچرز  قبلا هم همسفر بوده ام و از کشورهایی مثل ازبکستان و تاجیکستان بازدید کرده ام. سفر به ایران را هم با جی ادونچر انجام دادم؛ سفری متنوع که در آن وقت آزاد هم داشتم. فکر می کنم بهتر از این نمی توانستم سفرم به ایران را برنامه ریزی و انجام دهم. البته من در این سفر تنها نبودم و گروهی 12 نفره از مکزیک، نیوزیلند، آلمان، آمریکا و... نیز همراه من بودند. در این سفر "امین" راهنما و سرپرست ما بود و اطلاعات خیلی خوبی در مورد ایران به ما داد.

وقتی به ایران رسیدم اولین چیزی که متوجه شدم سرعت بسیار پایین اینترنت بود که مرا حسابی ناامید کرد چون به راحتی نمی توانستم فیلم هایم را در شبکه های مجازی  آپلود کنم؛ اما همین مسئله باعث شد تا وقت بیشتری را به نگاه کردن و لمس محیط اطرافم اختصاص دهم که در اصل تجربه ای متفاوت برای من بود. 

حالا با من همراه باشید تا 5 مورد از چیزهایی که در ایران خیلی دوست داشتم را با شما به اشتراک بگذارم.

Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

1- مردم

واقعا مهم نیست که من چند پست و ویدیو در مورد مهمان نوازی و خونگرمی مردم این کشور در اینستاگرامم به اشتراک گذاشتم، باز هم فکر می کنم هنوز نتوانستم حق مطلب را در موردشان ادا کنم. اگر این مطلب را خواندید و تمام قسمت هایش را فراموش کردید لطفا این را به خاطر بسپارید که ایرانی ها فروتن ترین، مهربان ترین و مهمان نوازترین مردم بین 139 کشوری هستند که تا کنون دیده ام.

وقتی در بین مردم محلی بودم سعی می کردم که مثل خودشان باشم و مثل آن ها رفتار کنم و در این میان نه تنها به من بی احترامی نشد بلکه به نظرشان جالب و بامزه هم می آمد. حتی وقتی به مردم می گفتم که یهودی هستم و از آمریکا آمده ام نه تنها من را پس نمی زدند بلکه بیشتر مشتاق می شدند تا در موردم بدانند. چندین بار از طرف آدم های مختلف به خانه های‌شان دعوت شدم، گاهی برای صرف چای و گاهی هم برای خواب شب در خانه های‌شان. مثلا یک بار در اصفهان به یک فروشگاه قطعات کامپیوتری رفتم تا خرید کنم و صاحب مغازه اجازه نداد من بروم و خیلی دوست داشت که با من بیشتر صحبت کند و البته با چندین فنجان چای از من پذیرایی کرد. من در ایران دوستان زیاد و خوبی پیدا کردم و لحظه شماری می کنم تا دوباره به این کشور برگردم و با آن ها ملاقات کنم.

Photo by : Drew Binsky

2- سایت های تاریخی

ایران بستر یکی از قدیمی ترین تمدن های جهان است و شواهد نشان می دهند که نشانه های حضور انسان ها در ایران به حدود 40 هزار سال پیش بر می گردد. حتی مدارک موجود درباره این گمانه زنی ها در سایت های تاریخیِ مشخصی در ایران قابل مشاهده هستند.

سایت های تاریخی مورد علاقه من در ایران عبارتند از پرسپولیس، که پایتخت پیشین امپراتوری بزرگ ایران بود. این بنای تاریخی شگفت انگیز به دستور داریوش بزرگ در سال 515 قبل از میلاد مسیح ساخته شد. امروزه برخی قسمت های سایت خرابه ای بیش نیستند؛ اما در برخی قسمت های دیگر نظم خاصی را می بینید که ده ها ستون با کتیبه های سنگی در آن وجود دارند. 

ارگ راین (1) هم شهر تاریخی دیگری است که تقریبا در همان چهار چوب زمانیِ (منظور دوره باستان است) شکل گیری پرسپولیس ساخته شده است؛ اما کمی کوچک تر و جزییات آن کمتر است و در کنار رشته کوه های بسیار زیبایی قرار دارد. بعد از آن که ارگ ساخته شد دیری نپایید که متروکه شد اما باقی مانده ها و خرابه های آن هنوز هم برای بازدیدکنندگان بسیار جالب توجه است. در ضمن سایت هایی که به آن ها اشاره کردم در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده اند.

پاورقی


 1- دیرینگی ارگ راین به سلسه ساسانیان باز می گردد.

Photo by : Drew Binsky's Instagram
Photo by : Drew Binsky's Instagram

3- باغ های ایرانی

اگر نام ایران به گوش تان بخورد؛ احتمالش خیلی کم است که به باغ های خرم و سرسبز فکر کنید چون ایران اقلیمی گرم و خشک دارد و بالغ بر 2/3 آن از بیابان های بی آب تشکیل شده است؛ اما مردم ایرانی هزاران سال پیش راز به دست آوردن آب از چشمه ها و استفاده درست از آن ها را کشف کردند و در ساختار باغ های ایرانی به کار بردند. در لیست میراث جهانی یونسکو نام 9 باغ ایرانی به چشم می خورد. من در سفرم به ایران از 3 مورد از این باغ ها دیدن کردم و در این میان باغ شاهزاده ماهان در استان کرمان را بیشتر از همه دوست داشتم. در این باغ ها جلوه هایی مثل چشمه سارهای زیبا، گل های بنفش و بادگیرهای بزرگ واقعا دیدنی بودند.

Photo by : Drew Binsky

4- جامعه

ورود به ایران برای من یادآور دهه 70 و 80 میلادی بود. درست است که من در آن دوران اصلا به دنیا نیامده بودم اما خب شباهت هایی را می توانم با آن دوران ببینم. مثلا در ایران ماشین هایی آن چنانی و مدرن به چشم نمی خورد به جز محله هایی خاص در تهران. حتی هیچ برند تجاری خاصی به جز کوکا کولا به چشم نمی آید و خبری از مک دونالد و... نیست. سرعت اینترنت هم آن قدر پایین است که مرا به یاد پروسه شماره گیری در سال 1990 می اندازد.

اما نباید از این موضوع غافل شویم که در بین این جامعه بودن به نوعی باعث طراوت روح هم می شود؛ چرا که برعکس خیلی از کشور های دیگر  که صنعت توریست در آن ها بسیار پر رونق است، مثل شهری که من الان در آن هستم یعنی بانکوک، کلاه برداری در بین جامعه بسیار کم است و زندگی خیلی واقعی و قابل لمس جریان دارد.

Photo by : Drew Binsky

5- غذا

و اما غذا! فکر نمی کنم کسی وجود داشته باشد که برای غذا سفر نکند. مطمئن باشید که غذاهای ایرانی شما را ناامید نخواهند کرد. آشپزی ایرانی بر اساس ترکیبی از برنج، گوشت، زعفران، سبزیجات و انواع آجیل شکل گرفته است. میوه هایی مثل آلو، انار، زردآلو و کشمش در این کشور بسیار رایج هستند. گوشت ها بیشتر به شکل کبابی در قالب کباب، جوجه کباب و ... در کنار سایر سبزیجات مثل کاهو، گوجه، خیار، پیاز و زیتون سرو می شوند. اگر به انواع آجیل علاقه دارید ایران بهترین مکان دنیاست و به جرات می توان گفت که بزرگ ترین تولید کننده پسته در جهان است. در آخر آب هندوانه بسیار خوشمزه را هم در سفر به ایران حتما امتحان کنید زیرا بسیار تازه و دلپذیر است.

Photo by : Drew Binsky

سخن آخر

همان طور که دیدید درو بینسکی به ایران علاقه خیلی زیادی پیدا کرده و در صفحه خود نیز اعلام کرده که برنامه ای دارد تا دوباره به ایران بازگردد و مفصل تر از کشورمان بازدید کند. 

با کارناوال به تجربه سفر درو بینسکی در رابطه با وجه های مختلف سفرش به ایران پرداختیم.

نظرات خود را درباره تجربه سفر بینسکی با ما به اشتراک بگذارید.

همراه ما باشید
عضویت در خبرنامه

کلیه حقوق مادی و معنوی برای کارناوال محفوظ است. استفاده از مطالب و تصاویر سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط کارناوال امکان پذیر است.