کارناوال - راهنمای سفر
ویدیو HD
نسیم امینی

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

08 شهریور 1397

به روز رسانی

15 شهریور 1398

طبیعت، آب و هوا، بناهای تاریخی، مراکز خرید، خوراکی های دلچسب و ...، همگی از جاذبه های نقاط مختلف کره زمین شمرده می شوند که مردم را به سفر کردن ترغیب می کنند. البته در این بین، یک جاذبه دیگر نیز وجود دارد و آن، خود ساکنان بومی هر خطه هستند که با فرهنگ و رفتار خاص شان به هر گوشه از دنیا رنگی متفاوت بخشیده اند؛ و همین، به یکی از جذابیت های مهم گشت و گذار بدل شده است.

بسیاری از مسافران، مردم بومی یک خطه را از ناشناخته های آن سرزمین می شمارند، این گردشگران معتقدند که باید در میان مردم یک خطه زندگی کرد، با رفتارشان آشنا شد و بیشتر از عادت های شان دانست. اما راه های جالب دیگری نیز برای شناخت مردم دیگر سرزمین ها وجود دارد که از جمله آنها می توان به خواندن این مقاله اشاره کرد.

چندی پیش خبرگزاری گاردین (Guardian) مطلبی تحت عنوان «10 کلمه از دیگر زبان ها که معادل انگلیسی ندارند» منتشر کرد. البته باید ذکر کنیم که این ها تنها ده مورد از برترین کلماتی هستند که معادل انگلیسی ندارند در حقیقت، تعداد چنین واژگانی بسیار بیشتر است. در ادامه می خواهیم این فهرست را با شما در میان بگذاریم و به این وسیله، کمی بیشتر از تفاوت های فرهنگی بدانیم.

بد نیست بدانید در این فهرست یک کلمه فارسی وجود دارد که برای ما ایرانی ها بسیار مرسوم و تعریف شده است. همچنین یک واژه فنلاندی به چشم می خورد که با وجود نداشتن معادل انگلیسی، در زبان فارسی می توان برایش معادلی یافت. در ادامه با همه این موارد آشنا می شویم.

با کارناوال همراه بمانید.

Photo by : Unknown

1- sobremesa | اسپانیا 

ممکن است شما زمانی را با مردم اسپانیا سپری کرده و در این بین، با یکی از مهمترین رسوم آن ها مواجه شده باشید، اما خودتان از این موضوع بی اطلاعید. سبرمسا (sobremesa) در ترجمه تحت الفظی به معنای «درباره میز» است. خانواده، دوستان، همکاران و ... در کنار یکدیگر می نشینند، آنها به تازگی وعده غذایی شان، ترجیحا ناهار، را میل کرده اند و حال زمان سبرمساست! همگی سیر شده اند و تعلیق در فضا جاری ست. زمان به گفت و گو درباره مسایل مختلف می گذرد، مسایل جامعه، رویدادهای ورزشی، آخرین خبرها، حتا غیبت کردن و در همین حین، غذا نیز هضم می شود. در این مدت، زمان اسپانیایی ها صرف چه چیزی شده بود؟ آن ها به چه مشغول بودند؟ با واژه ساده سبرمسا تمام این مدت را می توان توضیح داد. مدت زمان خاصی برای سبرمسا تعیین نمی شود و سبرمسا می تواند تا ساعت ها ادامه یابد؛ در این بین، چند لیوان نوشیدنی نیز نوش جان می شود.

Photo by : Unknown

2- ایسپرتو، ایسپرتا | پرتغال

در ابتدا باید توضیح دهیم که ایسپرتا (Esperta) یا ایسپرتو (Esperto) یک ویژگی اخلاقی و صفت است که به برخی انسان ها اطلاق می شود. چون در زبان پرتغالی صفت ها برای خانم یا آقا صرف متفاوتی دارند، دو واژه ایسپرتو یا ایسپرتا استفاده می شود که هر دو به یک معنی هستند و  تنها کاربردشان فرق می کند. اما معنی ایسپرتا چیست؟! در یک واژه نمی توان ایسپرتا را توضیح داد. ایسپرتا زیرک، خلاق و فعال است، او کسی است که دیگران را درک می کند و ...؛ همه این ها در یک ایسپرتای واقعی وجود دارند. 

بسیاری از مردم پرتغال به ایسپرتاها علاقه دارند و زیرکی این افراد را تحسین می کنند، اما برخی افراد منفی نگر معتقدند که یک ایسپرتا، می تواند از استعدادهای خود برای سواستفاده از دیگران استفاده کند. شاید تا اینجای ماجرا نتوانسته باشید با مفهوم ایسپرتا آشنا شوید، پس بهتر است برای تان توضیح دهیم که ایسپرتاها چگونه نیستند! ایسپرتا انسان کندی نیست، او روحیه تاریکی ندارد و به طور قطع، نداشتن خلاقیت از ویژگی های او شمرده نمی شود. 

اگر با توضیحاتی که دادیم به مفهوم این واژه پرتغالی پی برده باشید، شما یک ایسپرتای تمام عیار به حساب می آیید!

3- بلا فیگورا | ایتالیا

کشور ایتالیا با واژه «فیگور» گره خورده است. همان طور که حتما می دانید ایتالیایی ها بسیار خوش پوش هستند. حال اگر شخصی شکل زیبا و مناسب را در هر مساله ای رعایت کند و به قول ما ایرانی ها، آبرومندانه باشد، آن وقت به «بلا فیگورا» دست یافته است. بلا فیگورا تنها برای پوشش به کار نمی رود و به طور کل، در جلوه و بسته بندی هر چیزی می تواند کاربرد داشته باشد؛ طراحی خانه، بسته بندی کادو، تزیین کیک و ... . در همه چیز می توان به بلا فیگورا رسید یا آن را از دست داد. باید بدانید که برای رسیدن به بلا فیگورا اهمیت ندارد که شما چه چیزی در چنته دارید مهم این است که چطور آن را به نمایش می گذارید. 

بد نیست بگوییم که مطالب بالا، توضیحات یک دختر ایتالیایی درباره بلا فیگوراست، او در ادامه مثالی برای این واژه مطرح کرده است:

مثلا یک نامزد انتخاباتی برای پیروزی اش در انتخابات، یک سلفی بسیار زیبا با یک وعده انتخاباتی می دهد و بدین ترتیب رقابت را می برد و جایگاه را از آن خود می کند. اما به هیچ کدام از وعده هایش عمل نمی کند، تنها یک سلفی زیبا بدون داشتن قابلیت های کافی این نامزد انتخاباتی را به پیروزی رسانده، پس وی به کمک بلا فیگورا به خواسته اش جامه عمل پوشانده است. 

Photo by : Unknown

4- فایرابند | آلمانی

همه ما تعریف هایی درباره نظم و وظیفه شناسی آلمانی ها شنیده ایم. مثلا شاید به گوش تان خورده باشد که یک آلمانی تا زمانی که وظیفه اش را به پایان نرسانده از محل کار خارج نمی شود، حتا اگر این مساله به قیمت کار کردن در تمام طول شب باشد. اگر چنین داستانی را باور کرده اید، به شما پیشنهاد می کنیم که یک دقیقه پس از ساعت کاری در آلمان، یعنی 5 بعد از ظهر با یکی از دفاتر این کشور تماس بگیرید؟ آیا کسی پاسخگوی شماست؟

زندگی آلمانی ها به ساعت گره خورده است و همه چیز باید در زمان خود انجام گیرند. با این توضیح درک مفهوم واژه فایرابند (Feierabend) چندان دشوار نخواهد بود. این واژه به معنای پایان یک روز کاری ست. پس اگر از یک آلمانی درخواستی بعد از ساعت کاری داشتید، از شنیدن عبارت Ich mach’ Feierabend اصلا تعجب نکنید، روز کاری به پایان رسیده است! یک آلمانی هیچ گاه بهانه نمی آورد که مشکلی برایش پیش آمده است یا باید به قرار ملاقاتی برسد. شاید او بخواهد باقی روزش را به هیچ بگذراند، به خانه برود، لباس راحت بپوشد، روی تخت دراز بکشد و باقی روز را به سقف خیره شود. با همه این ها، برای او قابل توجیه نیست که بعد از ساعت کاری همچنان به کار کردن مشغول باشد.

بد نیست بدانید تاریخچه فایرابند به قرن 16 میلادی بازمی گردد. زمانی که این واژه به معنای جشن عصرانه بود و برای اشاره به عصر پیش از تعطیلات از آن استفاده می کردند؛ اما بعدها و با گذشت زمان، این واژه برای توصیف زمان میان ترک کردن اداره و خوابیدن به کار رفت. 

در سال 1880 نویسنده شناخته شده آلمانی، ویلهلم هاینریش ریل (Wilhelm Heinrich Riehl)، فایرابند را زمانی سرشار از رفاه و آرامش، و آشتی با درون در یک عصر دلپذیر دانست. پس هیچ گاه یک آلمانی را با تماس کاری در یک بعد از ظهر نرنجانید و به ویژه تمام طول یکشنبه که از آن به عنوان جشن 24 ساعته یاد می کنند. آن ها این زمان را برای کسب آرامش بعد از یک روز شلوغ کاری نیاز دارند. 

اما نکته دیگری وجود دارد، با همه این تفاصیل چطور می شنویم که آلمانی ها بسیار در شغل شان دقیق هستند و کار خود را کامل و به نحو شایسته انجام می دهند؟! در پاسخ این سوال، مردم این کشور به شما می گویند که یک آلمانی خوب حتما وظیفه اش را در ساعت کاری به پایان می رساند.

Photo by : Unknown

5- سیسو | فنلاند

برای توضیح واژه سیسو (Sisu) بد نیست ابتدا مروری به یک حادثه تاریخی داشته باشیم. در سال های 1939 و 1940 بود که لشکری 350 هزار نفری از مردم کشور فنلاند در مقابل تهاجم شوروی سابق ایستادگی کردند. در آن زمان شوروی سه برابر فنلاند نیرو داشت و حتا با وجود عدم توازن نیروها و خشونت مهاجمان شوروی، این سرزمین کمونیستی نتوانست مقاومت فنلاندی ها را در استحکامات مرزی در هم بشکند و به ویژه در مناطق شمالی تر شکست های سختی را متحمل شد.

درباره فنلاند این را نیز باید بدانید که در نزدیکی قطب شمال قرار دارد و در طول سالیان بسیار، توانسته با سرمای گزنده، کولاک ها، شب های طولانی و سرد مقابله کند و یکی از شادترین و ثروتمندترین سرزمین های دنیا باشد. این کشور همچنین از حکومتی پایا در جهان برخوردار است. اما چطور همه این ها ممکن است؟

به کمک «سیسو» می توان همه این موارد را توجیه کرد.

کلمه سیسو از ترکیب واژگانی همچون انعطاف پذیری، پایبندی، پایداری و عزت ساخته می شود. سیسو نوعی قدرت ذهنی ست؛ انسان با وجود سیسو فارغ از تمام توانایی هایش و احتمالات، کاری را به اتمام می رساند و اهمیتی نمی دهد که بهای آن چیست. از بعد منفی، سیسو باعث می شود شخص استبدادگرایانه رفتار کند، به نظر دیگران اهمیت ندهد و به هیچ وجه ضعف هایش را نپذیرد.

اگر از یک فنلاندی درباره «سیسو» بپرسید، در پاسخ تان می گوید سیسو، عضوی از بدن است که به تو قدرت، انرژی، استقامت، سماجت و جرات می دهد. در زبان فارسی می توان این واژه را تا حدودی با «غیرت» هم معنا دانست.

Photo by : Unknown

6- تعارف | ایران 

شما به خوبی با معنای «تعارف» و «تعارف کردن» آشنا هستید اما این واژه در میان فهرست گاردین به چشم می خورد و شاید برای تان جالب باشد که این مجله خبری چگونه تعارف را برای مخاطبان انگلیسی زبانش تشریح کرده است. 

در این خبرگزاری در ابتدا مثالی ذکر کرده اند: دو مرد جلوی دری هستند، آقای الف از آقای ب می خواهد که اول وارد شود. اما آقای ب می گوید، خواهش می کنم نفرمایید، امکان ندارد که من از شما زودتر داخل شوم. و این مکالمه تا مدتی ادامه می یابد... 

در مثالی دیگر: حال خود را در بازار تصور کنید، یک فرش زیبای اصیل ایرانی دیده اید و قصد خریدش را دارید. از آقای فروشنده می پرسید که قیمت فرش چند است؟! او در پاسخ شما می گوید که قابل ندارد (رایگان است). اما اشتباه نکنید، این حرف فروشنده به این معنا نیست که شما می توانید فرش را بردارید و با خود ببرید. باید دوباره از آقای فروشنده قیمت را بپرسید تا پس از چند بار «تعارف کردن»، قیمت را به شما بگوید!

تعارف را می توان یکی از نامفهوم ترین واژگان این فهرست دانست پس گاردین، به این دو مثال اکتفا نکرده است و بازهم مثالی برای موضوع مطرح کرده است تا مفهوم تعارف را به خوبی روشن کند:

شما در حال قدم زدن با دوست تان هستید. در همین حین از او می خواهید که به خانه شما بیاید و ناهار را با شما میل کند. اگرچه شما هیچ غذایی آماده نکرده اید و در حقیقت هیچ تمایلی ندارید که او این دعوت را بپذیرد. دوست تان تا حدودی بی رغبتی شما را حس می کند و می گوید که نمی خواهد مزاحم باشد، اگرچه او به هیچ وجه بی تمایل نیست و دوست دارد به خانه شما بیاید.

در ادامه مکالمه، شما می گویید تعارف نکن و ... در نهایت پس از گپ و گفتی طولانی، او درخواست شما را می پذیرد و مهمان تان می شود. شما کمی از این ماجرا ناراحت  هستید اما در نهایت، با لبخند پذیرای او می شوید.

البته گاردین در انتها ذکر کرده است که همه تعارف ها به همین منوال نیست و بسیاری از این اصرارها از سر علاقه و تمایل صورت می گیرند. این خبرگزاری به خوبی با این دو مثال ساده، واژه تعارف را برای مخاطبانش توصیف کرده است. در آخر بد نیست توجه تان را به تصویر پایین جلب کنیم که یک پسر ایرانی در تلاش است معنای تعارف را برای همکلاسی های غیرایرانی اش شرح دهد!

Photo by : Unknown

7- تاسکا | روسیه

تاسکا (Toska) گونه ای احساس است که در واژه «اشتیاق» معنا می شود. اما این معادلِ معنایی مفهوم حقیقی تاسکا را در بر ندارد. در تاسکا نوعی غم پنهان را می توان لمس کرد؛ پس افسردگی همراه با نوعی اشتیاق ممکن است معنای درست تری برای تاسکا باشد. اگر در وجودتان درد تحمل ناپذیری حس کردید و از صمیم قلب تان خواهان فرار از آن درد بودید اما در عین حال قدرت فرار نداشتید، شما به حس «تاسکا» دچار شده اید!

خود را در سن پترزبوگ مجسم کنید، در هر گوشه ای از شهر درختان توس به چشم می خورند که قد به آسمان کشیده اند. فصل زمستان است و تنها چند ساعتی از روشنی روز نصیب تان می شود و آن چند ساعت هم تماما ابری و غمزده است. حال چه حسی دارید؟ تاسکا واژه ای ست که برای وصف حال خود به آن نیاز پیدا می کنید.

بدون تاسکا توجیهی برای کارهای دیوانه واری همچون هوس غذایی نصفه شبی، خرج کردن بیش از اندازه برای مقابله با حس های بد و حتا شادی های دیوانه وار برای فرار از موقعیت های غمناک وجود ندارد.

شاید برای تان جالب باشد که نویسنده شناخته شده روس، آنتوان چخوف (Anton Chekhov) داستان کوتاهی به نام تاسکا نوشته است. او در این داستان، روایت می کند که مردی، به تازگی پسرش را از دست داده و به دنبال کسی ست تا با او درد و دل کند. اما در نهایت، مجبور می شود غم و غصه هایش را با اسبش در میان بگذارد. زمانی که یکی از سه نویسنده برتر روسیه عنوان کتابش را تاسکا گذاشته، به خوبی می توان به اهمیت این واژه در ادبیات روسیه پی برد.

Photo by : Unknown

8- شوگانای | ژاپن

در طول تاریخ، حوادث تلخ بی شماری در ژاپن روی داده و این کشور صدمات جبران ناپذیر بسیاری را متحمل شده است که از جمله آن ها می توان به سونامی، زلزله های فجیع و حملات اتمی آمریکا به آن اشاره کرد. با تمام این اتفاقات تلخ، کنار آمدن با سرنوشت و پذیرفتن آن، از خصوصیات اخلاقی عجیب و البته تحسین برانگیز ژاپنی هاست. آن ها به حدی با سرنوشت کنار آمده اند که واژه ای در این باره، میان دایره لغات شان به چشم می خورد؛ شوگانای (Shoganai). شاید بتوان معنای این واژه را در یک جمله ابراز کرد، زندگی ست دیگر! عبارت های «کاریه که شده» و «نمی شه کاریش کرد» هم می توانند معادل های خوبی برای این واژه باشند.

شوگانای را می توان یک کلمه فلسفی دانست. زمانی که شخصی در شرایطی نابسامان به سر می برد و کاری از دستش ساخته نیست، واژه شوگانای کاربری خود را پیدا می کند؛ شرایطی مثل گیر کردن در ترافیک یا حاضر شدن در سر کار در روز تعطیل.

Photo by : Unknown

9- پولدرن | هلند

ریشه کلمه هت پولدرمدل (Het poldermodel) و فعل آن، پولدرن (polderen) به تاریخچه همکاری مردم هلند برای بازپس گیری اراضی شان از دریا بر می گردد. در قرون وسطا، همه هلندی ها در یک پولدر (1) خاص، فارغ از دین، تحصیلات، سیاست ها و طبقه اجتماعی شان باید با یکدیگر همکاری می کردند و به کمک سیستم آسیاب های بادی و ساختمان های خشکه چین، زمین های شان را خشک نگه می داشتند.

آن ها به کمک یکدیگر اجازه پیش‌روی دریا به سرزمین های خود را ندادند و با خشکه چین ها، مساحت زیادی از زمین های حاصلخیز را در چنگ گرفتند. اگر از یک هلندی بپرسید که اجدادش چگونه موفق شدند با دریا مبارزه کنند او جواب شما را با واژه پولدرن می دهد. هلندی ها پیرو جنگ با دریاها، آموختند که برای ادامه زندگی به کمک یکدیگر احتیاج دارند. آن ها فهمیدند سطح فرهنگی، مذهب، سیاست و تمامی تفاوت ها را باید کنار گذاشت تا سرزمین را آباد کرد. پولدرن را به زبان ساده می توان «همکاری کردن برای رسیدن به اهداف با وجود تمام تفاوت ها» دانست. 

 پاورقی


1: پولدر (Polder)، زمین‌های پست و همواری هستند که با بستن سد در اطراف شان ایجاد شده اند.

Photo by : Unknown

10- تیائو | چین

در بسیاری از کشورها، اجسام را بر اساس جنس شان تقسیم بندی می کنند اما در کشور چین، تقسیم بندی ها قدری تفاوت دارد. در این سرزمین، همه چیز بر اساس شکل و شمایل دسته بندی می شود. شاید باورش سخت باشد، اما حداقل 140 نوع دسته بندی در کشور چین وجود دارد که تیائو (条: tiáo) تنها یکی از آن هاست.

هر جسمی که دراز و باریک باشد تیائو شمرده می شود! کشتی، ماهی، ملحفه، رختخواب، خیابان، شلوار، اژدها، رودخانه و ... همگی در گروه تیائو قرار می گیرند. البته بد نیست بدانید که روزنامه ها و خبرها نیز در دسته تیائو قرار می گیرند. دلیل چندان موثقی برای این موضوع وجود ندارد، شاید از آن جایی که در گذشته خبرها به صورت عمودی و در خطوطی باریک منتشر می شدند در این دسته بندی جای گرفتند. 

همان طور که می بینید، از نگاه ما ایرانی ها هیچ وجه اشتراکی در میان موارد بالا وجود ندارد، و البته از زاویه دید یک انگلیسی زبان نیز این دسته بندی بی معنی ست!

بد نیست دو دسته بندی غیر معمول دیگر چینی ها را نیز با شما در میان بگذاریم:

واژه کرنل (颗:kernel) به تمام اشیایی تعلق می گیرد که انحنا دارند و تا حدودی گرد هستنند؛ مثل مروارید، دندان، دانه ها، ستاره ها و حتا ماهواره ها.

همین طور واژه غن (根: Gēn) به اجسامی لاغر و تاحدودی باریک مثل سوزن، موز، پای مرغ سرخ شده، آب نبات چوبی، سیم گیتار و ... اختصاص داده می شود.

Photo by : Unknown

سخن آخر

به کمک گاردین، نگاهی به ده کلمه  از زبان های مختلف داشتیم که هیچ معادلی در انگلیسی ندارند. دیدیم که واژه «تعارف» نیز در این فهرست وجود دارد و نگاهی به تعریف جالب گاردین از این واژه داشتیم. با گشت زدن میان کلمات بیشتر با فرهنگ و عقاید خاص دیگر سرزمین ها آشنا شدیم. از نظم و اقتدار آلمانی ها دانستیم، با سرنوشت پذیری ژاپنی ها آشنا شدیم، دسته بندی های عجیب و غریب چینی ها و ... .

نظر شما درباره این فهرست چه بود؟

کدامیک از واژگان و تعریف شان برای شما جالب تر بود؟

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

کلیه حقوق مادی و معنوی برای کارناوال محفوظ است. استفاده از مطالب و تصاویر سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط کارناوال امکان پذیر است.