چهارشنبه سوری | جشن استقبال از بهار

با نگاهی به فرهنگ های دیرینه در سراسر جهان در می یابیم که هر یک از آنها بنا به پیشینه، داشته های تاریخی، اقلیمی و قومی خویش، رسوم و آیین هایی نمادین را ارج می نهند که بیشترشان ریشه هایی چند صد ساله و حتا چندین هزار ساله در قلب فرهنگ آن مرز و بوم دارند.

ایرانیان به عنوان ساکنان یکی از کهن ترین سرزمین های جهان، در هزارتوی فرهنگ و تمدن پیشتاز بوده و در طول تاریخ مراسم و جشن های باستانی متفاوتی را به پا داشته اند. یکی از این مراسم باستانی، جشنی است که با نزدیک شدن به آخر سال حال و هوایش به خوبی حس می شود و در مراسم بدرقه زمستان و به استقبال بهار رفتن، حضوری دیرینه دارد.

نامش چهارشنبه سوری است و در آخرین سه شنبه سال، با آغوشی پر از نور و شادی به میان مردم می آید تا رنگی تازه به شب های آخر سال شان بپاشد. هوا تاریک می شود؛ اما شعله های آتش در هر کوی و برزن لشگری از نور را راه می اندازند تا سیاهی را شکست دهند. مردم از روی آتش می پرند و می خندند و زیر لب به هنگام پرش می خوانند: زردی من از تو ، سرخی تو از من …

بد نیست در کنار لذت بردن از این همه سرور و شادی، نگاه نزدیکتری هم به این جشن باستانی داشته باشیم و ببینیم چرا حتا ایرانیان ساکن خارج از کشور نیز این آیین کهن را گرامی می دارند.

همراه کارناوال باشید تا برای تان از این جشن سخن بگوییم…

چهارشنبه سوری
 

چرا غروب آخرین سه شنبه سال اهمیت دارد؟

چهارشنبه سوری نام جشنی است کهنه و دیرین که از دیرباز طی مراسم باشکوهی برگزار می شود و آن را با نام های جشن چهارشنبه پایان سال و شب چهارشنبه سرخ نیز می شناسند. این جشن به هنگام غروب آخرین سه شنبه سال آغاز می شود و تا پاسی از شب ادامه دارد.

اما این سه شنبه چه تفاوتی با دیگر روزهای سال دارد؟

گفته می شود زمانی که زرتشت، با تنظیم حسابِ زمان و تاریخ، موفق به تدوین تقویم شد، مصادف با سالی بود که تحویل سال به سه شنبه می افتاد. نیمی از آن سه شنبه از سال قدیمی به شمار می آمد و از ظهر به بعد، سال جدید آغاز می شد. از آنجا که در آن زمان هم آغاز هر روز را از نیمه شب حساب می کردند، فردای سه شنبه را به عنوان نوروز اعلام کردند و شب پیش از آن را به جشن و سرور و آتش بازی پرداختند. سال ها گذشت و جشن گرفتن در آخرین سه شنبه سال بدون توجه به روز آغاز سال به صورت فرهنگی دیرینه در آمد و پاس داشته شد.

البته اسلام نیز تا حدی در پابرجای ماندن این جشن تاثیر داشته است. اعراب روز چهارشنبه یا یوم الربعا را روزی نحس می دانند و این امر بهانه ای شد تا ایرانیان با جشن و سرور به جنگ این نحسی بروند و آن را به دَر کنند. اعراب این شب را سور سرخ می نامیدند. آنها معتقد بودند که روزهای نحس و شوم را باید جشن گرفت تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمی را پیدا نکنند.

چهارشنبه سوری
 

روز قبل از جشن چهارشنبه سوری

با نزدیک شدن سه شنبه آخر سال همه مردم از هر سن و سالی به تکاپو می افتند و همه در گیر و دار مهیا شدن برای عید نوروز خودشان را برای برگزاری چهارشنبه سوری نیز آماده می سازند.

در چهارشنبه سوری رسم بر این است که کوچکترها به رسم احترام در خانه بزرگ خاندان گرد هم آیند و از کنار هم بودن لذت ببرند. به همین دلیل مردم به بازار می روند تا خرید کنند و آماده پذیرایی از مهمانان شوند.

انواع و اقسام مواد محترقه نیز به فروش می رسد و بالن های آرزو نیز بازار گرمی دارند. پیر و جوان سعی می کنند خودشان را به بهترین شکل آماده کنند و شبی به یادماندنی را بسازند.

روز جشن فرا می رسد…

در آخرین ساعات روز، کم کم صدای جشن و هیاهو به گوش می رسد. آتش ها برپا می شوند و موجی از هیجان در شهر به راه می افتد. آسمان سیاه شب، روشن است و به لطف نورافشانی ها، گاهی به رنگ قرمز ، سبز و یا زرد در می آید تا با آدمیان در شادی این جشن سهیم شود.

آتش بازی تنها قسمتی از این جشن پرماجراست؛ پس از اتمام آتش بازی خیابان ها خلوت می شود، مردم به خانه های شان می روند و خود را برای قسمت دوم جشن یعنی در کنار یکدیگر بودن آماده می کنند.

این جشن مانند هر سنت دیگری رسم و رسوم خاص خودش را دارد که در ادامه به آنها می پردازیم:

۱- آتش افروزی و پریدن از روی آتش

آتش افروزی را می توان زیبا ترین و قدیمی ترین آداب مربوط به چهارشنبه سوری دانست که پس از سال ها هنوز هم بخش اصلی این جشن به شمار می رود. مردم آتش را در حیاط خانه، کوچه و یا محلی باز برپا می کنند و از روی آن می پرند. رسم بر این است که تعداد کوپه های آتش سه عدد باشد و به هنگام پریدن از روی آنها این عبارت خوانده شود:

زردی من از تو                           سرخی تو از من

این عبارت به معنای آن است که بیماری ها و ناخوشی ها را دور می ریزیم و سلامتی و تندرستی را در آغوش می گیریم.

در این میان سنتی کهن وجود دارد که در گذشته بخشی از مراسم آتش افروزی به شمار می آمده است ولی امروزه جایگاهی در میان مردم ندارد. در قدیم، مردم بر این اعتقاد بودند که خاکستر آتش چهارشنبه سوری شوم است. آنها خاکستر به جامانده را به کنار دیواری می ریختند و رسم بر این بود که اگر کسی خاکستر را بیرون ریخته باید در زند و کسی در درون خانه بپرسد : "کیست؟"

و او جواب دهد: "منم ". سپس از او بپرسند: "از کجا آمده ای؟" و او جواب دهد: "از عروسی" بعد به او بگویند: "چه آورده ای؟" و او پاسخ دهد: "تندرستی".

۲- آتش بازی

امروزه این جشن کمی از حالت سنتی خود خارج شده و رنگ دیگری به خود گرفته است. دیگر همه چیز فقط به برپا کردن آتش و پریدن از روی آن ختم نمی شود بلکه مواد و وسایل آتش بازی جلوه های متفاوتی را در کوچه و خیابان خلق می کنند و در عین زیبایی گاهی آزار دهنده نیز هستند.

نور افشانی، استفاده از منورها، فشفشه، آبشار ها و … باعث شده اند تا چهارشنبه سوری شکلی تازه به خود بگیرد و متفاوت تر از گذشته برگزار شود. آتش های رنگین در هر سو دیده می شوند و آبشارهایی از جرقه های آتش به چشم می خورند.

چهارشنبه سوری
 

۳- بالن آرزوها

یکی از مراسمی که جایی در ریشه های فرهنگی ما ندارد و در چند سال اخیر جای خودش را در میان مراسم چهارشنبه سوری باز کرده است، به آسمان فرستادن بالن آرزوهاست. شما می توانید آرزو های تان را به آسمان بفرستید و بالا رفتن آنها را تماشا کنید. ببینید که چگونه این نورها در سیاهی، آسمان را روشن می کنند و به نقطه ای ریز بدل می شوند. این بالن ها به رنگ های مختلفی هستند و تصویری تازه را به آسمان می بخشند.

قبل از بالا فرستادن این بالن ها قطعه ای که در زیر بالن قرار گرفته و الکلی هست را روشن می کنند و به سختی و بیشتر اوقات در میان وزش باد آن را به آسمان می فرستند.

۴- کوزه شکنی 

این سنت از آن دسته سنت های فراموش شده این جشن باستانی است. بعد از درست کردن آتش و پریدن از روی آن، مقداری نمک به دلیل شور چشمی، یک سکه به نشانه تنگ دستی و مقداری زغال به دلیل سیاه بختی در کوزه ای سفالی می اندازند. سپس هریک از اعضای خانواده کوزه را یک بار دور سرش می چرخاند و نفر آخر کوزه را به بام خانه می برد و به کوچه می افکند و در همین حال می گوید:

درد و بلای خانه را ریختم تو کوچه

و این گونه بدی و زشتی را از خانه خارج می کنند. 

در میان برخی اقوام این رسم کمی متفاوت است. آنها عصر روز چهارشنبه سوری در هر خانه سفال کهنه ای را می شکنند و می گویند:

برو چهارشنبه نحس، تا دیگر برنگردی، برو و تمام نُحوستَت را با خود ببر.

۵- قاشق زنی

این رسم را دختران و پسرانی که حاجتی دارند انجام می دهند. آنها قاشق در دست می گیرند و بر روی کاسه ای فلزی می کوبند و بر در هفت خانه می ایستند. صاحبان خانه ها از آن جایی که می دانند این افراد حاجتی دارند درون کاسه مقداری آجیل و یا پول و سکه می ریزند. 

بر طبق سنت اگر کسی نتواند از صاحب خانه ها چیزی بگیرد حاجت او تحقق نمی یابد. 

۶- فال گوش

دیگر رسم فراموش شده چهارشنبه سوری، فال گوش است. در این شب کسانی که حاجت دارند، نیت می کنند و در چهارراه یا معبری به فال گوش می ایستند. آنها به حرف نخستین عابری که از کنارشان می گذرد، توجه می کنند و هر چیزی که او بگوید را بر اساس نیت خود به فال نیک یا بد می گیرند. اگر گفته عابر موافق با آرزوی وی باشد، آن آرزو را برآورده شده می پندارد.

برخی به جای رفتن به چهارراه و معابر، این کار را در پشت در اتاق انجام می دهند و نخستین سخنی را که از اتاق شنیدند به فال خوب یا بد برداشت می کنند.

۷- بخت گشایی

در گذشته ها در میان جشن و سرور چهارشنبه سوری، دختران دم بخت مراسم خاص خودشان را داشتند. یکی از این مراسم این بود که آنها مقداری نبات و هفت عدد گردو را از یک عطاریِ رو به قبله می خریدند و به دکان کوزه گری می بردند. کوزه گر، آنها را سوار چرخ کوزه گری می کرد و هفت چرخ می چرخاند. دختران در هر دور یک گردو می شکستند و شعرهای مخصوصی می خواندند. پس از پایان یافتن دور هفتم، پول و نبات به کوزه گر می دادند و به خانه باز می گشتند تا بخت شان باز شود.

چهارشنبه سوری
 

۸- کندر و خوشبو

یکی از آداب چهارشنبه سوری در گذشته های دور این بود که زنان به عطاری که دکانش رو به قبله باشد، می رفتند و با گفتن عبارت کندر و وشا برای کارگشایی از او کندر می خواستند. سپس تا عطار برود و آن را بیاورد فرار می کردند. آنها به دکان دیگری مراجعه می کردند و با گفتن کلمه خوشبو از عطار، اسفند می خواستند اما این بار هم در یک فرصت مناسب می گریختند. سپس با مراجعه به سومین عطاری، مقداری کندر و اسفند می خریدند و به محض رسیدن به خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود آن را دود می کردند.

کندر
 

۹- فال گرفتن با بولونی

یکی از شیرین ترین آداب قدیمی و از میان رفته چهارشنبه سوری فال گرفتن با بولونی است که بیشتر برای بازی و تفریح انجام می گرفت. بولونی به کوزه دهان گشاد کوچکی گفته می شود که در گذشته برای نگهداری ادویه خشک یا ترشی و مربا و غیره از آن استفاده می شد. در این مراسم زنان و دختران جوان گرد هم می آمدند و هر کسی یکی از چیزهایی را که به همراه داشت به عنوان نشانه به درون بولونی می انداخت.

آنها بر روی قطعه های کاغذ، اشعاری می نوشتند و آنها را هم به درون ظرف می انداختند. سپس یکی از آنها باید کاغذی را از درون بولونی بیرون می آورد و شعر روی آن را می خواند. او مجددا دست خود را درون بولونی می کرد و این بار یکی از اشیای را از آن بیرون می کشید. آن شی به هر کس که تعلق داشت، شعر نیز به عنوان وصف الحال او و فالش در نظر گرفته می شد.

۱۰- توپ مروارید

توپ مروارید مراسمی مختص تهرانی ها بود. در میدان ارگ تهران توپ کهن سالی قرار داشت که مدت صد سال در آنجا باقی مانده بود. شب های چهارشنبه سوری زنان و دختران برای باز شدن بخت و گشایش کارهای شان از توپ بالا می رفتند و بر روی آن می نشستند و یا از زیر آن عبور می کردند. پس از این کار معتقد بودند که حاجت شان برآورده می شود.

تهران قدیم
 

خوشمزه های چهارشنبه سوری

همه چیز به آتش بازی و پایکوبی ختم نمی شود. خوراکی های مخصوص این جشن هم جزیی از خوشگذرانی آن به شمار می آیند و عبارتند از:

۱- آجیل چهارشنبه سوری

تهیه و خوردن آجیل شور و شیرین یکی از قسمت های خوشمزه چهارشنبه سوری است. این آجیل، علاوه بر مواد اصلی آجیل شور، برگه هلو و زردآلو، قیسی، کشمش سبز، مویز، باسلق، پسته و بادام و فندق بو نداده، نقل، شکرپنیر و مغز گردو هم دارد. هنگامی که خانواده ها دور هم می نشینند و گرم صحبت می شوند آجیل خوردن فضا را بسیار دلچسب تر می کند. 

در گذشته زنان در پی رسیدن به حاجت از دکان آجیل هفت مغز یا همان آجیل چهارشنبه سوری را می خریدند و میان خود و یا دیگران پخش می کردند. در حین پاک کردن آجیل داستان خارکن (یکی از داستان های کهن) را به زبان می آوردند. 

به اعتقاد مردم خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری شگون دارد و باعث خوش یمنی است. همچنین رسم بر این بوده که در انتهای شب این آجیل ها میان افراد خانواده تقسیم می شد تا مبادا حیف شوند.

۲- آش بیمار

در روزگاران قدیم، رسم بر این بود که اگر خانواده ای بیمار و یا حاجتی داشت آشی به نام آش بیمار درست می کرد و آن را به نیازمندی و یا بیمار دیگری نذری می داد و این گونه در پی رسیدن به حاجت یا بهبود بیماریش می رفت. در اصل مقداری از آن را به بیمار می دهند و باقی مانده آن را میان فقرا پخش می کردند . 

امروزه اما خبری از این رسم نیست بلکه در هر شهر و دیاری آشی بنا به فرهنگ آن منطقه تهیه و مصرف می شود.

آش چهارشنبه سوری
 

۳- غذا های چهارشنبه سوری

در این شب در کنار جشن گرفتن و شادی کردن، غذاهای بسیار خوشمزه ای توسط بانوان خانواده آماده می شود و همه در کنار هم از میل کردن آن لذت می برند؛ غذا هایی که از گذشته های دور طبخ می شده اند و امروزه نیز سفره ها را رنگین می کنند. 

یکی از معروف ترین غذا های شب چهارشنبه سوری ماهی دودی است که همراه با پلو میل می شود. دلمه برگ مو که بسیار لذیذ است از دیگر غذاهای مربوط به این جشن است و در این میان پلوی هفت رنگ با خلال نارنج یا پرتقال یا حتی هویج، کشمش، زرشک، خلال بادام، خلال پسته، خرما و مربای آلبالو، رنگ تازه ای به جشن می دهد.

چهارشنبه سوری در نقاط مختلف ایران

همانگونه که بسیاری جشن ها در میان اقوام ساکن در سرزمین ایران، به شیوه ای خاص برگزار می شود، چهارشنبه سوری هم آداب ویژه خود را دارد. در ادامه به برخی از مراسم ویژه ایرانیان در چهارشنبه سوری اشاره می کنیم:

بانه: در شهر بانه، زنان در شب چهارشنبه سوری، دسته ای از موی کودکان خود را می برند و به دور می اندازند. آنها معتقدند این کار آسیب را از بچه ها دور می کند و بر این باورند که انجام ندادن این کار، بلاها را به سال جدید انتقال می دهد.

ماسال: در ماسال، خانم خانه از تمام غذاهای طبخ شده برای این جشن، بشقابی در ایوان خانه و در جای بلندی موسوم به تجر می گذارد. آنها بر این باورند که بانویی به نام چهارشنبه خاتون در سه شنبه آخر هر سال به روستا سر می زند. او وقتی خانه ها را پس از خانه تکانی، تمیز می بیند، از غذای گذاشته شده در ایوان می چشد و برای اهالی خانه دعای خیر می کند تا برکت و رزق و روزی به سراغ آنها بیاید.

مناطق کردنشین: تخم مرغ شکنی یکی از بازی های مرسوم این شب در مناطق کردنشین است که با رقص و پایکوبی و شکستن تخم مرغ انجام می شود. برای این کار تخم مرغی رنگی را در مشت یک نفر می گذارند به طوری که سر آن بیرون باشد. شخص دیگری نیز با تخم مرغ خود به آن ضربه می زند. در این ضربه هر یک از تخم مرغ هر کس که شکست بازنده است و باید تخم مرغی را به فرد برنده تقدیم کند.

شمال غرب ایران: در شمال غرب و غرب ایران مراسمی به عنوان شال اندازی رواج بسیاری دارد. در این مراسم مردم از بالای پشت بام شالی بلند را به درون خانه ها آویزان می کنند. مردم نیز به درون آن آجیل و میوه می ریزند و سپس افراد از بالای بام شال را می کشند.

چهارشنبه سوری در ایران باستان

در دوران باستان، جشن های زیادی برای پیشواز نوروز برگزار می شد که یکی از آنها سوری بود. سوری معنای سرخی می دهد و این مفهوم اشاره به آتشی دارد که در این روز می افروختند. در این باره در تاریخ بخارا آمده است:

چون امیر سدید منصور بن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان‌که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.

 هریک از دوازده ماه در ایران باستان 30 روز بود و بنابراین هر سال 360 روز داشت. برای جبران 5 روز کسری سال، به آخرین ماه سال پنج روز دیگر می افزودند تا سال شمسی درست 365 روز باشد و به آن «بهیژک» یا «پنچه دزدیده» می گفتند. شب سوری همزمان با این روزها برگزار و در آن آتش افروخته می شد. این آتش را برای فراری دادن سرما و فراخوانی گرما بر روی بام ها روشن می کردند. این کار هم شگون داشت و هم به باور گذشتگان تنوره آتش و دود بر بام ها، فروهر (روح) درگذشتگان را به خانه ها می کشاند.

آتش‌افروزی بر بام خانه‌ها، آخرین گام از آیین‌های «گاهنبار پنجه» یا همان ده روز پایان سال محسوب می شد. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان می گفتند که پنجه کوچک را در بر داشت. پنجه کوچک، پنج روز نخست -اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاه شماری زرتشتی است و پنجه بزرگ پنج روز پایان سال است.

چند روز پیش از نوروز، زنان و مردانی هنرمند با عنوان آتش‌افروزان در شهرها و روستاها به راه می افتادند و نوید این جشن را به مردم می دادند. آتش‌افروزان، سرودها و آوازهای شورانگیز می خواندند و با اجرای نمایش های خیابانی به سرگرم و شاد کردن مردم مشغول می شدند. آنها از هفت روز مانده به نوروز تا دو هفته پس از آن با تاریک شدن هوا، در نقاطی از شهر و روستا آتش روشن می کردند و تا طلوع خورشید آن را روشن نگاه می داشتند. این آتش نماد نیروی مهر و نور و دوستی به شمار می رفت و هدف از روشن کردن آن برگرداندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان بود تا بتوانند بر غم و افسردگی چیره شوند. همین هدف دلیل برگزاری مراسم سده در میانه زمستان نیز هست.

این آیین کم کم به فرهنگ های دیگر نیز راه می یابد. آریاییان قفقاز هنوز هم در این شب هفت آتش روشن می کنند و از روی آن می پرند. بر اساس یک آیین کهن در سوئد شبی به نام «والبوری» به عنوان آغاز بهار در نظر گرفته می شود و با برپا کردن آتشی بزرگ در آن به پایکوبی می پردازند. گفته می شود مردم روستایی در جنوب رومانی نیز رسم آتش افروزی را به جای می آورند.

این آیین در روزگار ما نام چهارشنبه سوری را به خود گرفته است. در ایران باستان بخش‌بندی هفته به صورت شنبه تا پنجشنبه و جمعه نبود. در گاه شماری ایرانیان هر روز از ماه نیز نامی داشت مانند: امرداد، دی بآذر، آذر، …، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،...، شهریور، سپندارمزد، خورداد و … . «هفته» ریشه در ادیان اسامی دارد که باور داشتند آفرینش جهان در 6 روز انجام شده و خدا در روز هفتم به استراحت پرداخته است. روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه به معنی فراغت و آسایش نامیدند و بخش بندی روزهای هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسید. اعراب در مورد هر یک از روزهای هفته باوری داشتند و چهارشنبه ها را شوم می پنداشتند. چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» نام داشت؛ آنها این روز شوم را با شادمانی می گذراندند تا شیاطین را از خود دور کنند. 

منوچهری دامغانی هم در قالب یک بیت به این موضوع اشاره می کند:

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور       به ساتکین می‌خور تا به عافیت گذرد

کتایون مزداپور، نویسنده و پژوهشگر زرتشتی، ارتباط چهارشنبه‌سوری با آیین زرتشتی را این گونه توضیح می دهد:

جشن‌ها و آیین‌های ایرانی به همه ایرانیان تعلق داشته‌اند و دارند. بسیاری از آنها به دوران پیش از مهاجرت آریاییان به این سرزمین بازمی‌گردند و خیلی از آنها هرگز زرتشتی نبوده اند، مثل چهارشنبه سوری.

در شاهنامه فردوسی نیز اشاره هایی به جشنی در شب چهارشنبه آخر سال دیده می شود که نشان از کهن بودن این آیین دارد.

ایران باستان
 

آیا این جشن به زیبایی گذشته برگزار می شود؟

چهارشنبه سوری هم مانند هر مراسم فرهنگی دیگری در گذر زمان دچار تغییراتی شده و چهره کاملا جدیدی به خود گرفته است. شاید هنوز آتشی روشن شود و از روی آن بپرند ولی دیگر خبری از برگزاری دیگر آیین ها نیست. به جای انجام آیین های باستانی، امروزه استفاده از مواد منفجره، آتش بازی های بزرگ، به خیابان آمدن و… جایگزین شده است و مردم به نوعی دیگر این شب را جشن می گیرند. 

از بوی سوختن کاغذ و زباله ها به جای چوب های خشک و بوته ها که بگذریم، سهم رفتگران و ماموران شهرداری از این جشن، تنها زباله و پس مانده های آن است. زمانی که مردم پس از جشن، خسته هستند و به خواب فرو می روند، این انسان های زحمت کش در حال تمیز کردن شهر هستند تا زمانی که فردا از راه می رسد شهر پاکیزه باشد.

آن مراسم قدیمی و جالب جای شان را به صداهای مهیبی داده اند که از انفجار مواد محترقه به گوش می رسد. هر سال بسیاری قربانی یک شیطنت می شوند و مشکلات زیادی را ایجاد می کنند. چه خوب است، زمانی که شاد هستیم به فکر دیگران هم باشیم تا مبادا باعث ناراحتی ایشان شویم. استفاده از این گونه مواد منفجره برای سالمندان و یا کسانی که مشکلی دارند به هیچ عنوان شادی آور نیست و ممکن است برای آن ها مضر هم باشد و باعث ناراحتی شود . 

این رسم دیرین که قرار بود بهانه ای برای گرد هم آمدن باشد حالا دلیلی برای ترس شده و به جان مردم افتاده است. هر ساله گزارش هایی مبنی بر سوختگی های شدید، جراحات و یا حتی مرگ در شب این جشن هستیم. مطمئن باشید اگر این جشن هدفی به جز شاد کردن دل ها و پاک کردن روح از بدی و حس آرامش داشت در طول تاریخ از بین می رفت و امروزه به نیکی از آن یاد نمی شد.

چهارشنبه سوری
 

سخن آخر

این جشن باستانی را ارج نهید و آیین های کهن ایران زمین را با انجام دادن و زنده نگه داشتن یاد آنها به آیندگان هدیه دهید.

شما چه مراسم خاصی در شهر و دیارتان دارید؟

برای مان از حال و هوای این جشن در شهرتان بگویید.

منتظر نظرها، پیشنهادها و تجربه های شما عزیزان هستیم…

ورود به صفحه اختصاصی راهنمای سفر به ایران
دیدگاه ها : 0
account_circle
email

لطفا منتظر بمانید ....