ویدیو HD

کارناوال

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

14 مرداد 1398

به روز رسانی

21 تیر 1405

قوم چوکچی روسیه از بومیان کهن شمال شرق سیبری هستند؛ مردمانی که زندگی‌شان میان دشت‌های یخ‌زده چوکوتکا، آب‌های سرد دریای چوکچی و برینگ، گوزن‌های شمالی، شکار دریایی، یارانگا و باورهای شمنی شکل گرفته است. در سرزمینی که زمستانش طولانی است و فاصله‌ها با برف، باد و سکوت اندازه گرفته می‌شود، چوکچی‌ها قرن‌ها آموخته‌اند چگونه با طبیعت سخت کنار بیایند و از دل همین سرما، فرهنگی گرم، خانوادگی و پر از نشانه‌های بقا بسازند.

در میان دشت‌های یخ‌زده سیبری، در آغوش طبیعتی سرد و سخت، مردمانی زندگی می‌کنند که جهانشان با آفتاب کم‌جان قطبی، ماه بلندِ زمستان، دریا و گوزن شمالی گره خورده است.

دریا روزی‌رسانشان است و گوزن‌ها دارایی‌شان،

از مردمان دریا، از مردمان مراتع برایتان می‌گوییم، از چادرنشینان " چوکچی "

آن‌ها قرن‌هاست در سرزمینی زندگی می‌کنند که زمستان‌هایش طولانی، مسیرهایش سخت و افق‌هایش تا چشم کار می‌کند سفید است؛ اما همین سرما، فرهنگی ساخته که در آن همیاری، مهمان‌نوازی، احترام به طبیعت و دلبستگی به خانواده معنا و رنگی عمیق‌تر دارد.

دل‌گرم به یکدیگرند، مهربان و دست‌ودل‌بازند، در عین حال شجاع و سرسخت؛ مناظر سفید از برف‌اند ولی سفیدی دل‌های آنان بیشتر به چشم می‌آید.
رازی دارند که کس محرم آن نیست، رازی که قدرتشان در آن نهفته است.
قدرتی که از ماقبل تاریخ همراه این مردمان بوده، از طوفان‌های کشنده، بیماری و جنگ نجاتشان داده.
راز را نیافتم اما قدرتش را حس کردم.
عکس‌ها پیش رویم بود، نگاهشان کردم و حس ناآشنا و آشنایی که در نگاهشان دیدم را برایت نوشتم، به امید اینکه تو نیز گرمی دلشان را احساس کنی نه سردی اقلیمشان را.

بنابراین با کارناوال همراه باشید در سفری به میان مردمان چوکچی ...

مردمان چوکچی ( Chukchi Tribe )

دامداران گوزن شمالی و شکارچیانی هستند که شمال شرقی سیبری را برای زندگی انتخاب کرده‌اند.

نمی‌دانم به اجبار بوده، از روی آگاهی و یا فرمان ارواحی که به راهنمایی آنان ایمان دارند.

دقیق‌تر می‌گویم، ساکن روسیه هستند.

ساکن شبه‌جزیره‌ای به نام " چوکچی" ، در کرانه‌های دریای چوکچی و نزدیک به دریای برینگ.

اما خاستگاه آنان، مردمانی هستند که در اطراف " دریای اختسک " زندگی می‌کردند.
زیر سایه دولت روسیه، اما جزئی از منطقه خودمختار " چوکوتکا " هستند.

اگر بخواهیم امروز، یعنی با داده‌های تازه‌تر، از جمعیت این قوم حرف بزنیم، باید بدانیم که بر پایه داده‌های منتشرشده از سرشماری سراسری روسیه 2020/2021، شمار چوکچی‌ها حدود 16.2 هزار نفر اعلام شده است. بیشتر آنان هنوز در چوکوتکا زندگی می‌کنند؛ همان سرزمینی که در شرقی‌ترین گوشه روسیه قرار گرفته و از آن‌سو، آب‌های سرد تنگه برینگ آن را از آلاسکا جدا می‌کند. بخشی از چوکچی‌ها نیز در نواحی همسایه مانند یاقوتستان، ماگادان و کامچاتکا ساکن‌اند؛ اما نام و هویتشان همچنان با چوکوتکا و بادهای تند قطبی شناخته می‌شود.

مردمان دریا، مردمان مراتع

چوکچی‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند.

البته نژادشان یکسان است و این تقسیم‌بندی در واقع از شیوه گذران زندگی آن‌ها سرچشمه گرفته.

مردمان دریا یا " Anqallyt " خانه‌هایشان را در سواحل بنا کردند و از طریق شکار پستانداران دریایی مانند فک، شیر دریایی و نهنگ، و نیز ماهیگیری، تامین معاش می‌کنند.
در مقابل اما مردمان مراتع یا " Chauchu " هستند، دامداران گوزن شمالی و چادرنشین.

با تغییر فصول به دنبال مراتع و چراگاه مناسب برای دام‌هایشان کوچ می‌کنند.
این دو از هم متفاوت‌اند، اما خود را " Lygoravetlat " می‌دانند، به معنای مردمان واقعی یا انسان‌های حقیقی.

زندگی ساحل‌نشینان چوکچی با آب و یخ و جانوران دریا گره خورده است. قایق، ساحل، مه، بوی ماهی و انتظار برای بازگشت شکارچیان، بخشی از روزمره آنان است؛ روزمره‌ای که شاید برای ما دور باشد، اما برای آنان، رسم بقاست. اگر روزی خواستید دوربین به دست بگیرید و از جهان دریا تصویر بسازید، خواندن مطلب آموزش عکاسی از دریا می‌تواند نگاهتان را برای دیدن موج، نور و افق تیزتر کند. در کنار آن، روایت تصویری خارج از دریا هم شما را به دل همان جهانی می‌برد که برای مردمان ساحلی، نه فقط منظره که خانه و نان و زندگی است. حتی آشنایی با موجوداتی عجیب مثل ماهی شیطان دریا نشان می‌دهد که دریا تا چه اندازه می‌تواند رازآلود و ناشناخته باشد.

سرشت قوم چوکچی

مردمانی شجاع و سرسخت، این دو کلمه که برای تعریفشان کافی نه، ولی کلیدی است.
سندش هم دلاوری آنان است در سال 1729، زمانی که قزاق‌های روس برای تصرف سرزمین‌هایشان به آنان حمله کردند.
نمی‌دانم چطور اما شجاعتشان بر سلاح سرد و ارتش غلبه کرد.
با دشمنان سرسخت‌اند اما با مردمان و مهمانشان، دلسوز.
زنان بیوه و کودکان، تحت حمایت مردم قبیله‌اند تا سختی روزگار را حس نکنند، هر چند جای خالی همسر و پدر پابرجاست.

مهمان‌نوازی مردمان چوکچی در روسیه شهره است.
با مهمان به مانند خانواده و خویشاوند رفتار می‌کنند.

تا زمانی که پیش آن‌ها باشند، خوراک، البسه و جای خوابشان فراهم است.
خودشان سرما و گرسنگی زیاد کشیده‌اند، حتما سخت بوده که راضی به چنین چیزی برای افراد غریبه نیستند.
اینجا هوا سرد است، سرد، اما دل مردمانش نه!

در فرهنگ چوکچی، زنده ماندن یک نفر، گاهی به کمک همه وابسته است. در سرزمینی که راه‌ها بسته می‌شوند، آفتاب کم می‌تابد و برف می‌تواند خانه و مسیر را یک‌جا بپوشاند، بی‌تفاوتی جایی ندارد. شاید به همین خاطر است که قصه‌هایشان پر از حیوانات راهنما، ارواح نگهبان، شکارچیان دلیر و مادرانی است که با صبر، آتش خانه را روشن نگه می‌دارند. این قوم، سرسختی را فقط در جنگ نشان نداده؛ سرسختی آنان در ماندن، کوچ کردن، غذا یافتن، لباس دوختن، زبان نگاه داشتن و زندگی کردن در جایی است که برای بسیاری از ما حتی تصورش دشوار است.

مسکن مردمان چوکچی

چادری مخروطی‌شکل که از پوست گوزن شمالی، چوب و بندهای محکم ساخته می‌شود و در سرمای شدید، پناه جان خانواده است.

در زبان محلی به آن " یارانگا " ( Yaranga ) می‌گویند، مکانی که تمام اعضای خانواده با هم در آن زندگی می‌کنند.

یارانگا فقط یک چادر نیست؛ مرزی است میان جهان بیرون و درون. بیرون، باد است و برف و شب‌های بلند؛ درون، آتش است و پوست گرم، ظرف غذا، صدای کودکان و دست‌هایی که مشغول دوختن یا آماده کردن خوراک‌اند. چوکچی‌ها این خانه را طوری می‌سازند که بتواند همراهشان کوچ کند، باز شود، بسته شود و در برابر سرما تاب بیاورد. خانه در اینجا، دیوار سنگی ندارد؛ اما حافظه دارد، بو دارد، صدا دارد و جای نشستن هر کدام از اعضای خانواده را می‌شناسد.

روزمرگی در چوکوتکا

با طلوع خورشید، زمین و چادرها کمی گرم می‌شوند و زندگی در این دشت یخ‌زده آغاز می‌شود.

تعدادی از مردان، گله گوزن‌ها را به چرا می‌برند، تعدادی هیزم آتش را فراهم کرده و بقیه نیز به شکار و ماهیگیری می‌روند.
زنان نیز علاوه بر وظیفه مادری، به گوزن و شکاری که کشته شده رسیدگی می‌کنند.
گوشت آن را جدا و خشک کرده، چربی و خون حیوان را هم جمع‌آوری می‌کنند.
پوست، پشم و خز را مرحله به مرحله، برای تهیه پوشاک آماده کرده و در آخر با ظرافت و سلیقه، لباس‌های زنانه را با مهره و گلدوزی تزئین می‌کنند.

بچه‌ها تا سن ده‌سالگی فرصت کودکی دارند.

با عروسک و افسانه‌ها، آوازهایی که مادران زیر لب به هنگام کار می‌خوانند، سرگرم‌اند و بزرگ می‌شوند.
زمانش که برسد پسرها با گله به چرا می‌روند و دختران پای آتش غذا پخته و یا تهیه لباسی را از آغاز تا پایان می‌آموزند.

اگر در عکس‌های قدیمی چوکچی‌ها دقیق شوید، همان چیزی را می‌بینید که در تصویر مردم بسیاری از فرهنگ‌های بومی دیده می‌شود؛ نگاه‌هایی مستقیم، لباس‌هایی کاربردی و چهره‌هایی که قصه یک سرزمین را در خود نگه داشته‌اند. همین حس را می‌توان در مجموعه عکس های مردمان مارامورش هم دنبال کرد؛ جایی دور از سیبری، اما نزدیک از نظر پیوند انسان با خاک، خانه، پوشاک و آیین.

مردان قوم چوکچی ...

زنان قوم چوکچی ...

خوراک مردمان چوکچی

گوشت گوزن شمالی که پرورش می‌دهند، مغز و حتی خون آن، گوشت شکار آهو و دیگر حیوانات، به همراه گیاهان و ریشه‌های خوراکی، قوت غالبشان است.

غذای دریایی نیز در فصولی که نزدیک به آب هستند، قسمت عمده‌ای از رژیم غذایی آن‌ها را تشکیل می‌دهد.
گوشت فک، ماهی، گوشت نهنگ، جلبک دریایی و ... همگی را به روش خود طبخ و مصرف می‌کنند.
غذای سنتی دارند، به ذایقه خودشان خوشمزه و مقوی، نامش " Rilkeil " است.
هنگامی که گوزن را می‌کشند، روده آن را به همراه خزه نیمه‌هضم‌شده‌ای که در آن باقی مانده، به همراه خون و گوشت چربی‌دار، می‌پزند.
حتی تصور ترکیبات این غذا، برای من و شما غیرقابل هضم است، اما در سرمای سخت سیبری نبوده‌ایم و بویش را هنگامی که بر روی آتش قرار داشته استشمام نکرده و طعم داغش را نچشیده‌ایم، بنابراین نمی‌دانیم، شاید که خوشمزه باشد!

پوشش مردمان چوکچی

" Kerker " لباس سنتی زنان است، هنر دست خودشان، و در دوخت‌ودوزش هم، سنگ تمام گذاشته‌اند.

خز به تنهایی زیباست، اما وقتی کنار پارچه‌های سنتی، مهره‌دوزی شده و موهای بافته‌شده زنان چوکچی قرارش دهی، نتیجه‌اش می‌شود لباسی گرم و زیبا.
فراهم آوردن البسه، وظیفه زنان است.

از پوست گوزن شمالی و خز روباه و دیگر حیوانات، برای خودشان و مردانشان پوششی گرم و بادوام می‌دوزند، با نخی که از پشم یا رگ و الیاف حیوانی فراهم می‌شود.
چکمه‌های بلند و درست‌شده از چرم نیز پاپوششان است.

پوشاک در سرزمین چوکچی‌ها فقط زینت نیست؛ سپر است. لباسی که خوب دوخته نشده باشد، در هوای قطبی می‌تواند جان انسان را به خطر بیندازد. برای همین، هر بخیه معنا دارد و هر لایه پوست و خز، پاسخی به سرماست. اگر به پوشاک اقوام علاقه دارید، مقایسه این لباس‌های قطبی با پوشاک مردمان گیلان جذاب است؛ دو جهان کاملا متفاوت، یکی کنار رطوبت سبز شمال ایران و دیگری در یخبندان سیبری، اما هر دو نشان می‌دهند که لباس، زبان خاموش اقلیم و فرهنگ است.

گویش مردمان چوکچی

به زبان چوکچی سخن می‌گویند، هرچند که این روزها زبان روسی در مدرسه، اداره و زندگی شهری جای گسترده‌تری پیدا کرده است.
طرز تلفظ بعضی از کلمات مشابه، بین زنان و مردان متفاوت است!

گویا تلفظ حرف R را برای خانم‌ها دور از شان و نامناسب می‌دانستند، بنابراین به جای آن، آوایی نزدیک به TS تلفظ می‌شد.

زبان چوکچی از خانواده زبان‌های چوکوتکو-کامچاتکایی است و امروز در شمار زبان‌های به‌شدت آسیب‌پذیر و در خطر فراموشی قرار می‌گیرد. همه چوکچی‌ها دیگر به زبان مادری خود مسلط نیستند و بسیاری از کودکان، روسی را زودتر و بیشتر از زبان نیاکانشان می‌آموزند. با این همه، تلاش‌هایی برای آموزش، چاپ کتاب، تولید محتوای محلی و زنده نگه داشتن این زبان ادامه دارد؛ زیرا وقتی زبانی خاموش شود، فقط چند واژه از میان نمی‌رود، شیوه دیدن جهان نیز کم‌رنگ می‌شود.

در زبان چوکچی، رد پای زندگی قطبی را می‌شود میان واژه‌ها دنبال کرد؛ کلماتی که برای گوزن، برف، باد، شکار، خویشاوندی و نشانه‌های طبیعت ساخته شده‌اند، برای مردمانی معنا دارند که هر تغییر کوچک در هوا و زمین می‌تواند مهم باشد. زبان، دفترچه راهنمای زیستن در چوکوتکاست؛ پدربزرگ با آن مسیر کوچ را روایت می‌کند، مادر با آن کودک را آرام می‌کند و شمن با آن از ارواح و جهان نادیده حرف می‌زند. امروز شاید بسیاری از گفت‌وگوهای روزمره به روسی انجام شود، اما هر واژه چوکچی که در خانه، مدرسه، ترانه یا داستان باقی می‌ماند، مثل چراغ کوچکی است که راه بازگشت به حافظه قوم را روشن می‌کند.

مذهب مردمان چوکچی

" شمنیسم " باور سنتی آنان است، هر چند در روزگار جدید، آیین مسیحیت ارتدوکس روسی نیز در میان بخشی از مردم دیده می‌شود.

خدایشان را ارواحی که در آب و خاک، در درخت و گیاه، در رود و دریاست می‌دانند.

راحت‌تر بگویم، طبیعت برایشان زنده است.

رهبر مذهبی‌شان را " شمن " می‌نامند.

پیر خردمندی که ارواح او را برگزیده‌اند و از طریق او با مردمان چوکچی ارتباط برقرار می‌کنند، تا آنان را هدایت کرده، به زندگی‌شان برکت داده و گناهانشان را بیامرزند. به وقت سختی و بیماری نیز، به یاری‌شان برسد.

اعتقادشان قوی است و حتی نام مذهبی بر کودکانشان می‌گذارند.
فصل، زمان، آب‌وهوا و حیوانی که در زمان تولد یک کودک دیده می‌شود، همگی ریشه نام او می‌شود.
دختری را که در بهار به دنیا آمده " Gyrongav " می‌نامند و پسری که به هنگام طلوع چشمش به نور آفتاب باز شده " Gyrgyn ".

تولد یک نوزاد

مراسم‌ها از زمانی آغاز می‌شود که بانویی از بارداری خود مطمئن شود.

از روز بعد باید بلافاصله بعد از بیدار شدن از چادر خارج شده و در سکوت، هنگامی که قبیله خواب است به تماشای طلوع بنشیند.

چه رازی در این رسم است را نمی‌دانم اما پسندیده است.

انرژی که زمین در دل این مادر می‌کارد و آسمان در چشمانش، خون می‌شود در رگ‌های نوزاد.

زمان زایمان که برسد، مردان نباید در داخل چادر و یا نزدیکی آن باشند، می‌گویند شانس و بخت بد می‌شود برای نوزاد و مادرش، شاید هم پای مرگ را به چادر باز کند.

کودک به دنیا می‌آید، چشم‌ها بر زمین و آسمان دوخته می‌شود، برای شکرگزاری و به دنبال نشانه‌ای از ارواح برای نام‌گذاری کودک.

گذر از جهانی به جهان دیگر، مرگ

بعد از شنیده شدن صدای گریه زنان، و پیچیدن خبر مرگ فردی از قبیله، مردم می‌آیند تا به آن‌ها کمک کنند.

تا چادری را برایشان فراهم کنند، که بدن متوفی در آن گذاشته شود و نزدیک‌ترین خویشاوندش را با او تنها بگذارند.

همسر، والدین و یا فرزندان عزادار، یک روز کامل کنار بدن بی‌جان عزیزشان می‌نشینند تا شاید ارواح او را بازگردانند، تا شاید پیش چشمانشان نفسی کشیده و رنگ به لبانش برگردد.
من و شما خوب می‌دانیم که امکان‌پذیر نیست، خودشان هم می‌دانند و شاید این رسم تنها برای کنار آمدن نزدیکان با فوت متوفی باشد.
تا آخرین حرف‌ها را با او بگوید، بدن سردش را لمس کرده و برای آخرین بار سر بر سینه‌اش بگذارد.

تا در نهایت با رسیدن روز بعد، کمی باورش شود که این تن سرد، دیگر عزیزش نیست، تنها بدنی است که باید به خاک سپرده شود.

کارناوال

چوکوتکا کجاست و چرا شناخت آن مهم است؟

چوکوتکا در دورترین گوشه شمال شرقی روسیه قرار دارد؛ جایی که اگر روی نقشه نگاهش کنید، به نظر می‌رسد زمین به پایان خود نزدیک شده و فقط آب‌های سرد، یخ، باد و فاصله باقی مانده است. این منطقه از یک سو به اقیانوس منجمد شمالی و دریای چوکچی می‌رسد و از سوی دیگر، رو به دریای برینگ و آلاسکا دارد. همین موقعیت جغرافیایی باعث شده فرهنگ چوکچی‌ها فقط یک فرهنگ داخلی روسیه نباشد؛ بلکه بخشی از جهان بزرگ‌تر قطب شمال باشد، جهانی که در آن مردم بومی، حیوانات، مسیرهای مهاجرت، یخ‌های دریایی و تغییرات آب‌وهوایی به هم وابسته‌اند.

برای فهمیدن زندگی قوم چوکچی روسیه باید فاصله را جدی گرفت. در چوکوتکا روستاها گاهی از هم بسیار دورند، راه‌ها همیشه قابل عبور نیستند و رفت‌وآمد می‌تواند به فصل، وضعیت دریا، برف و هوا بستگی داشته باشد. همین دوری، هم فرهنگ را حفظ کرده و هم زندگی را دشوارتر ساخته است. از یک طرف، مردم در چنین سرزمینی بیشتر به خانواده، همسایه و مهارت‌های سنتی تکیه می‌کنند؛ از طرف دیگر، دسترسی به آموزش، درمان، شغل و امکانات شهری همیشه ساده نیست. چوکچی‌ها در همین میان، میان دو نیاز ایستاده‌اند: نیاز به حفظ ریشه‌ها و نیاز به زندگی در دنیای امروز.

در سال‌های اخیر، تغییرات اقلیمی نیز برای مردم قطب شمال فقط یک خبر علمی دور نیست؛ مسئله‌ای است که می‌تواند شکل یخ‌ها، مسیر شکار، چرای گوزن‌ها، زمان کوچ و حتی امنیت رفت‌وآمد را تغییر دهد. وقتی یخ دریا دیرتر می‌بندد یا زودتر آب می‌شود، شکار ساحلی سخت‌تر می‌شود. وقتی فصل‌ها رفتار همیشگی خود را از دست می‌دهند، دامدار گوزن شمالی هم باید راه تازه‌ای برای حرکت گله پیدا کند. بنابراین سخن گفتن از چوکچی‌ها فقط روایت گذشته نیست؛ روایت مردمی است که امروز هم با یکی از حساس‌ترین اقلیم‌های جهان زندگی می‌کنند.

روزگار امروز مردمان چوکچی

سیاست‌های یکسان‌سازی شوروی سابق و تغییرات اجتماعی و اقتصادی روسیه معاصر، آرام‌آرام بر فرهنگ این قوم اثر گذاشته است.

زبان چوکچی رو به فراموشی است، رژیم غذایی آن‌ها با سبزیجات کنسرو شده و دیگر محصولات فروشگاهی تغییر کرده.
لباس مردان شلوار جین، کاپشن و تی‌شرت شده است و لباس زنان نیز، لباس‌های مردانه شهری.
مشکلات بهداشتی، فقر، وابستگی برخی مردان به الکل و بالا رفتن آمار خودکشی در بین جوانان، نگاهی تلخ است که واقعیات پنهان این مردم را بیان می‌کند.
از سوی دیگر، قسمت خوش‌بینانه ماجراست، که برای افرادی رخ داده که به شهرها مهاجرت کرده‌اند.

تحصیلات خود را ادامه داده و مشاغلی مهم و تخصصی را در شهرها بر عهده گرفته‌اند.

امروز چوکچی بودن، فقط به چادر و گله و شکار محدود نمی‌شود. بعضی از چوکچی‌ها هنوز با گوزن شمالی کوچ می‌کنند و بعضی دیگر در شهرها کارمند، معلم، پزشک، هنرمند یا دانشجو هستند. در یک خانه ممکن است مادربزرگ هنوز قصه‌های قدیمی را به زبان چوکچی بداند و نوه‌اش بیشتر با روسی، اینترنت و زندگی شهری بزرگ شود. میان این دو جهان، فرهنگ چوکچی ایستاده است؛ نه کاملا مثل گذشته، نه کاملا جدا از آن.

برای کسی که از ایران به این بخش از جهان فکر می‌کند، سفر به چوکوتکا ساده و معمولی نیست؛ مسیرها طولانی‌اند و بسیاری از مناطق دورافتاده‌اند. اما اگر روسیه برایتان جذاب است و دوست دارید اول از مسیرهای در دسترس‌تر شروع کنید، بررسی پرواز مسکو یا انتخاب تور مسکو می‌تواند قدم اول آشنایی با این کشور پهناور باشد. اگر هم مقصدتان داخل ایران است و دنبال جایی برای ماندن می‌گردید، صفحه اجاره ویلا و اقامتگاه کارتان را راحت‌تر می‌کند.

جمع‌بندی؛ چوکچی‌ها چرا مهم‌اند؟

قوم چوکچی روسیه فقط یک نام در جغرافیای دوردست سیبری نیست. آن‌ها یادآور این حقیقت‌اند که انسان می‌تواند در سخت‌ترین اقلیم‌ها، خانه بسازد، آیین بیافریند، زبان خلق کند، خوراک و پوشاک خود را با طبیعت هماهنگ کند و از میان برف و باد، معنای زندگی را بیرون بکشد. چوکچی‌ها مردمان دریا و مراتع‌اند؛ کسانی که یک دستشان به طناب گوزن شمالی است و دست دیگرشان به پاروی قایق در آب‌های یخ‌زده.

اگر این فرهنگ امروز در برابر فراموشی ایستاده، به خاطر همان نیرویی است که قرن‌ها آن را زنده نگه داشته؛ پیوند خانواده، احترام به طبیعت، روایت پیران، کار زنان، شجاعت مردان و خاطره کودکانی که در یارانگا بزرگ شدند و نامشان را از فصل، باد، آفتاب یا حیوانی مقدس گرفتند.

سوالات متداول درباره قوم چوکچی روسیه

قوم چوکچی روسیه کجا زندگی می‌کنند؟

بیشتر چوکچی‌ها در منطقه خودمختار چوکوتکا در شمال شرق روسیه زندگی می‌کنند؛ سرزمینی نزدیک به دریای چوکچی، دریای برینگ و تنگه برینگ که روسیه را از آلاسکا جدا می‌کند.

جمعیت قوم چوکچی چقدر است؟

بر پایه داده‌های منتشرشده از سرشماری سراسری روسیه 2020/2021، جمعیت چوکچی‌ها حدود 16.2 هزار نفر است. بخش عمده این جمعیت در چوکوتکا ساکن‌اند و گروه‌هایی نیز در مناطق همسایه زندگی می‌کنند.

شغل سنتی چوکچی‌ها چیست؟

چوکچی‌ها به طور سنتی به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند: چوکچی‌های ساحلی که با شکار پستانداران دریایی و ماهیگیری زندگی می‌کردند و چوکچی‌های گوزن‌دار که دامدار گوزن شمالی و کوچ‌نشین بودند.

خانه سنتی چوکچی‌ها چه نام دارد؟

خانه یا چادر سنتی چوکچی‌ها «یارانگا» نام دارد؛ سازه‌ای قابل جابه‌جایی که با پوست گوزن شمالی، چوب و اجزای مقاوم در برابر سرما ساخته می‌شود.

آیا زبان چوکچی هنوز زنده است؟

بله، اما وضعیت آن شکننده و به‌شدت آسیب‌پذیر است. بسیاری از چوکچی‌ها امروز روسی صحبت می‌کنند و شمار گویشوران فعال زبان چوکچی کاهش یافته، هرچند تلاش‌هایی برای آموزش و حفظ آن ادامه دارد.

سخن آخر

نمی‌دانم چگونه دنیا را نجات دهم، جوابی برای سوال‌ها ندارم،

هیچ دانش سری برای چگونگی حل مشکلات نسل گذشته و کنون ندارم،

فقط می‌دانم که بدون دلسوزی و احترام برای تمام ساکنان زمین،

هیچ کدام از ما نه تنها زنده نخواهیم ماند، بلکه سزاوار زنده ماندن نیز نخواهیم بود.

دیدگاه جدید

جدید ترین دیدگاه

ما در کارناوال به عنوان جامع‌ترین پلتفرم رزرو خدمات سفر و گردشگری در ایران، سفر را از لحظه‌ تصمیم‌گیری تا ثبت تجربه‌ای ماندگار معنا می‌کنیم؛ در این مسیر‍ ماموریت‌مان اراﺋــﻪ خدمات رزرو آسان، راهنمای واقعی و ترویج حال خوبی‌ست که با دعوت به حرکت، پویایی و شادی جمعی همراه باشد.

دسترسی سریع

عضویت در خبرنامه پیامکی (اطلاع از هدایا جشنواره‌ها و تخفیف‌ها)

تماس با کارناوال

پشتیبانی 7 صبح تا 1 بامداد:

021 9101 3530

کلیه حقوق مادی و معنوی کارناوال برای شرکت کاروان سفر های نیکسام محفوظ است. استفاده از محتوای سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط امکان پذیر است.

خانهعکاسخانه

کنترل سفر دست شماست