کارناوال - راهنمای سفر
ویدیو HD
مهسا محرابی

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

27 اسفند 1395

به روز رسانی

15 شهریور 1398

ایران، کشور هزار رنگ و چهار فصل، کشوری که هر گوشه اش تحفه ای برای پیشکش دارد؛ از کویر و زیبایی هایش تا سواحل دریای خزر و خلیج همیشه فارس گرفته تا جنگل های شمال ایران و حتی بناهای تاریخی که در جای جای ایران، داستان ها از روزهای گذشته در سینه دارند. اما این همه زیبایی تا زمانی که نروی و از نزدیک آن ها را نبینی، معنایی برای زندگی ندارند، باید کسی باشد تا گوش به داستان هایشان دهد وگرنه انگیزه ای برای تاب آوردن روزها برایشان باقی نمی ماند. 

ما به عنوان یک ایرانی و فردی که در این خاک زندگی می کند، سفر و بازدید از این جاذبه ها شاید خیلی برایمان اتفاق تازه ای نباشد، اما وقتی یک گردشگر خارجی از یک فرهنگ دیگر برای دیدن زیبایی ها به ایران می آید، داستان فرق می کند؛ داستان این بار با تبلیغات و فضاسازی های سوء علیه ایران رنگی دیگر به خود می گیرد. خود را به جای یک گردشگر خارجی بگذارید، فردی که هیچ ذهنیتی از چهره ی خوب ایران ندارد و می خواهد به کشورمان سفر کند. به او می گویند ایران امن نیست، مردمان نامهربانی دارد و نباید به آن سفر کرد. عده ی زیادی تحت تاثیر این صحبت ها قرار می گیرند و با همین تصویر نادرست، برای همیشه فکر سفر به ایران را فراموش می کنند، و عده ای اما به چشم یک ماجراجویی و کشف واقعیت به آن می نگرند. درست مثل کاری ایسا ( Asa ) و آندری ( Andri )، زوج ایسلندی کردند.

این زوج قرار نبود به ایران بیایند، می ترسیدند، ایران را کشوری نا امن می پنداشتند و با آن که قصد سفر به دور آسیا را داشتند، اما چیزی نمانده بود که از سفر به ایران منصرف شوند. اما راه ایران را پیش گرفتند و آن طور که می گویند تا به خود آمدند، یک ماه از اقامتشان در شهرهای مختلف کشورمان گذشته بود.

اما در طول سفرشان چه اتفاق هایی برایشان پیش آمد؟ از چه جاهایی دیدن کردند و در نهایت چه تصویری از ایران را با خود به یادگار بردند؟ این ها سوالاتی است که تنها با خواندن خاطرات سفرشان میسر می شود؛ کاری که اگر در ادامه همراه کارناوال باشید، آن را انجام خواهیم داد...

سفر توریست ها به ایران

درباره این زوج گردشگر بیشتر بدانیم

ایسا ( Asa ) و آندری ( Andri )، زوج جوانی هستند که در ایسلند زندگی می کنند و از سال ۲۰۱۵ تصمیم گرفته اند به سراسر آسیا سفر داشته باشند.

ایسا ۲۴ سال دارد و پیش از آنکه این سفر را آغاز کند دانشجوی مهندسی بوده است. او در نروژ به دنیا آمده و از سن ۷ سالگی در ایسلند زندگی می کند. ایسا علاقه ی بسیاری به عکاسی، پیاده روی و غواصی دارد و معتقد است که سفر او از زمان مشخصی آغاز شده اما هیچ وقت قرار نیست به پایان برسد.

آندری ۲۶ ساله است و فارغ التحصیل رشته پزشکی از ایسلند می باشد. او دوست دارد که در این سفرها گُم شود، طعم ها و بوهای جدید را تجربه کند، با آدم های غریبه برخورد داشته باشد و شانس آشنایی با آدم های عجیب و غریب را پیدا کند. 

این زوج برای سفرهایشان یک اسم انتخاب کرده اند: یخ تا ادویه ( Ice to Spice )

دلیل انتخاب این نام این است که از نظر ایسا و آندری، آنها سفری را از قلب سرما و یخبندان در ایسلند آغاز کرده و به سوی فرهنگ گرم و تند آسیا رهسپار شده اند.

این زوج تا به حال به کشورهایی همچون سریلانکا، فیلیپین، مغولستان و ژاپن سفر داشته و در این میان بازدید از کشورمان، ایران را نیز تجربه کرده اند. آنها تمام سفرهایشان را در قالب عکس، فیلم و نوشته با سفردوستان به اشتراک می گذارند و آنچه در ادامه می خوانید گوشه ای جذاب از سفر آنها به ایران است. 

آن چه که در ادامه می خوانیم، خاطرات این زوج از سفرشان به ایران است. آن ها با ورود به شهرستان لارستان در استان فارس، ایرانگردی شان را آغاز می کنند و در ادامه سفرشان از شیراز، اصفهان و یزد و تهران نیز دیدن می کنند.

همراه این زوج اروپایی به ایران بیایید و این بار سفر متفاوتی را تجربه کنید.

تورست های خارجی در ایران

سفر به ایران؛ یک ماجراجویی با طعم ترس...

وقتی که تصمیم گرفتیم سفری به دور آسیا داشته باشیم، قرار نبود مدت زمان زیادی را در خاورمیانه بگذرانیم. تنها می خواستیم چند روزی را در دبی باشیم تا مقدمات سفرمان به سری لانکا فراهم شود. اما خاطراتی که از سفر بک پکرها (کوله گردها) به ایران شنیده بودیم، وسوسه ای به جانمان انداخت. از طرفی می خواستیم به ایران برویم و ایرانگردی کنیم، از طرف دیگر داستان های ناخوشاندی که در مورد ایران شنیده بودیم، در ذهنمان مرور می شد؛ داستان هایی که اغلب نتیجه ی سوء تبلیغات رسانه ها علیه ایران بود. قبل از آمدن به ایران ما فکر می کردیم این کشور، نا امن است و آشوب های منطقه بر آن نیز تاثیر گذاشته است. اما با کمی جستجو در اینترنت متوجه شدیم که ایران، امن تر از آن چیزی است که گمان می کنیم. فهمیدیم نرخ جرم و جنایت در این کشور پایین است و آن قدر زیبایی در خود دارد که بی شک ارزش سفر کردن دارد. پس برنامه را تغییر دادیم و راهمان را به سمت ایران کج کردیم تا این بار خودمان پرده از واقعیت برداریم.

مقصد اولمان در ایران شهرستان لارستان بود...

توریستهای خارجی در ایران

اثبات مهمان نوازی ایرانی ها قبل از ورود به خاک ایران

آن همه تبلیغات منفی که در مورد ایران دیده و شنیده بودیم، کم کم رنگ می باخت. به عنوان مثال در مورد مهمان نوازی ایرانی ها بسیار شنیده بودیم. برای اینکه این روحیه ی آن ها به ما ثابت شود، حتی نیازی به ورود به خاک ایران هم نداشتیم. زمانی که در فرودگاه منتظر پروازمان به سمت لارستان بودیم، با مردمانی ایرانی آشنا شدیم. از همان جا بود که دعوت آن ها از ما برای رفتن به خانه هایشان آغاز شد. 

بیش از هر چیز دیگری، علاقه ی شدید مردم ایران به دانستن نظر ما در مورد کشورشان برایمان بسیار جالب بود. آن ها دوست دارند بدانند خارجی ها در مورد ایران و مردمانش چه فکر می کنند. به همین دلیل از اولین زمانی که بفهمند یک خارجی هستید، تمام تلاششان را برای راضی نگه داشتن شما انجام می دهند.

سفر گردشگران خارجی به ایران

اولین مقصد در ایران، شهرستان لارستان

مقصد اولمان در ایران، شهرستان لارستان استان فارس بود. در این شهرستان در خانه ی یک خانواده ی ایرانی مهمان نواز اقامت داشتیم که خاطرات خوبی را برای ما رقم زدند. در ایران اکثر خانواده ها در نزدیکی یکدیگر زندگی می کنند و در طول روز همدیگر را می ببیند و حتی در کارهای روزانه به هم کمک می کنند. چیزی که در خانواده ی محمد، که میزبان ما بود، بیشتر از همه به چشم می آمد، احترام به بزرگ تر ها بود. آن ها واقعا برای مسن تر ها احترام قائلند؛ البته این سنت در تمام خانواده های ایرانی به چشم می خورد.

خاطره ی جالب دیگری که در لار برایمان رقم خورد، تجربه کردن طعم بی نظر غذاهای ایرانی روی فرش ایرانی بود. در ایران اکثر خانواده ها برای خوردن غذا، به جای استفاده از میزهای مرسوم، سفره ای بر روی فرش ایرانی می اندازند و در کنار هم به صرف غذا مشغول می شوند. خوردن غذاهای ایرانی، در کنار یک خانواده ی گرم ایرانی آن هم بر روی یک فرش ایرانی، لذتی بود که شاید جای دیگری نتوانیم تجربه کنیم. البته ما تصمیم گرفتیم وقتی به ایسلند بازگشتیم، بر روی زمین غذا بخوریم و کمتر از میزهای غذاخوری استفاده کنیم؛ البته این مستلزم آن است که یک فرش ایرانی زیبا با خود به خانه ببریم.

پس از اقامت کوتاهی در لار و بازدید از جاذبه های آن، با یک اتوبوس راهی شیراز شدیم تا شهر شعر و ادب ایران را ببنیم...

توریستهای خارجی در ایران
توریستهای خارجی در ایران

مقصد دوم، شیراز، شهر شعر و ادب

باید از شهرستان لار و خانواده ی دوست داشتنی محمد خداحافظی می کردیم. آن ها ما را با رسم جالبی بدرقه کردند؛ ما را از زیر قرآن، کتاب مقدس مسلمانان رَد کردند و از ما خواستند بر این کتاب بوسه بزنیم به امید آن که سفری ایمن داشته باشیم. 

بعد از 5 ساعت طی مسیر با اتوبوس، نیمه های شب به شیراز رسیدیم. اولین چیزی که در ورود به شیراز نظرمان را جلب کرد، اختلاف دمای شیراز و لارستان بود. 

از طریق یکی از شبکه های اجتماعی، دوستی پیدا کرده بودیم که قرار بود در سفر شیراز ما را همراهی کند. اما متاسفانه او به قول خود عمل نکرد و ما در تاریکی شب در ترمینال شیراز سرگردان شدیم. چیزی نگذشت که کمی ترس به سراغمان آمد و یاد چیزهایی که از ایران شنیده بودیم، افتادیم. اما بار دیگر مهمان نوازی و مهربانی ایرانی ها به ما ثابت شد. یک زوج جوان ما را به خانه شان دعوت کردند و ما را از آن سردرگمی نجات دادند.

وقتی به خانه زوج شیرازی رفتیم، باز فرش ایرانی بار دیگر رخ نشان داد؛ دیگر به این نتیجه رسیدیم که هر ایرانی در خانه اش حتما فرش ایرانی دارد. اما این بار نه تنها غذا را بر روی فرش ایرانی خوردیم، بلکه خوابمان هم بر روی این فرش اتفاق افتاد. با وجود آن که در خانه ها ی ایرانی تخت خواب وجود دارد، اما معمولا بر روی زمین و فرش می خوابند. البته چیزی که ما فهمیدیم این بود که تخت هایشان هم مثل زمین، سفت است...

 در چند شبی که در شیراز و مهمان شیرازی های مختلف بودیم، هر شب با این چالش روبرو شدیم. 

گشت و گذار در شیراز و همنشینی با مردمان شهر

شیراز آنقدر جاذبه های دیدنی دارد که نمی دانی کدام را اتخاب کنی. برای آن که از این جاذبه ها دیدن کنیم، باید از تاکسی های شهری استفاده می کردیم؛ تاکسی سواری که گاه با چانه زنی بر سر قیمت همراه بود و در زمانی دیگر، هیچ هزینه ای در برنداشت. 

جدا از دیدنی های شهر، همدم و هم صحبت شدن با مردم بیشتر از همه برایمان شیرین بود. یکی از کسانی که در سفرمان مهان خانه اش شدیم، یک جوان شیرازی، عاشق موسیقی ایرانی و حافظ بود. او برای ما سه تار، از سازهای معروف ایرانی را نواخت و ما را کمی با سازها و موسیقی ایرانی آشنا ساخت. او برای ما غذای ایرانی آماده و از دوستانش دعوت کرد تا یک دورهمی دوستانه را تجربه کنیم. جالب بود که یکی از دوستان او که از تاجران موفق فرش بود، از خاطراتش، زمانی که در جنگ ایران و عراق اسیر بود، تعریف می کرد.

رهایی از اسارت غذاهای ایرانی و گشت و گذار در شیراز

راستش در هفته اول که در ایران بودیم، حس اسارت به ما دست داد؛ اسارت در میان غذاهای ناب و بی نظیر ایرانی. چرا که در هر خانه ای که مهمان می شدیم، آن قدر برای ما غذاهای ایرانی آماده و به ما تعارف می کردند، که هیچ راهی جز خوردن برایمان باقی نماند.

اما باید بیشتر در ایران گردش می کردیم تا بتونیم حداقل گوشه ای از زیبایی های آن را کشف کنیم.

پس بعد از گشت و گذاری 4 روزه در شیراز و بازدید از تخت جمشید، حافظیه و نقش رستم، راهی کرمان و یزد شدیم...

نقش رستم
تخت جمشید

مقصد سوم، کرمان | دل به کویر زدیم 

بعد از شیراز، راهی 7 ساعته را طی کردیم تا به کرمان رسیدیم. به بدو ورود به کرمان، ساختمان هایی خرابه و یا نیمه ساز نظرمان را جلب کرد. گویا هنوز شهر خود را بعد از زلزله ی سال 82 به طور کامل بازسازی نکرده بود. در کرمان مهمان یک کرمانی مهربان با نام محسن شدیم. حانه ی محسن از آن خانه های قدیمی نزدیک به بازار شهر بود. در ظاهر قدیمی به نظر می رسید، اما در داخل با تزئینات ایرانی به خصوص فرش های ایرانی با ارزش و مبلمانی زیبا روبرو می شدید. خانه ی آن ها سه طبقه بود و به همین دلیل به ما یک واحد آپارتمان دادند تا اقامت راحتی داشته باشیم.

در سفرمان به کرمان، از بازار شهر دیدن کردیم؛ همهمه ای دیدنی برپا بود. هر فروشنده ای از کیفیت و قیمت عالی جنس خودش حرف می زد. در این جا همه چیز پیدا می شد، از ادویه جات عالی تا پوشاک و خوراکی های خوشمزه.

 از کلوت شهداد، کویری زیبا در اطراف کرمان هم دیدن کردیم. جالب است که در این سفر فهمدیم، اینجا گرم ترین نقطه روی کره زمین است. اما راستش برای رفتن به کلوت کمی با مشکل مواجه شدیم، چرا که آن روز، یک روز تعطیل بود و وسایل حمل و نقل عمومی کمتر در دسترس. اما به هر حال ما خود را به کلوت رساندیم. آن قدر هوا خوب بود که توانستیم گشت و گذاری عالی را تجربه کنیم چرا که در زمستان، هوای کرمان و کویر آن بسیار دلچسب است.

برای آشنایی بیشتر با جاذبه های کرمان و همینطور کویر شهداد مطالب زیر را بخوانید:

جاذبه های گردشگری کرمان

کلوت شهداد | گرم ترین نقطه زمین در کرمان

دیدنی های کرمان
بازار کرمان
کویر شهداد

مقصد چهارم، یزد | ماجراجویی بر روی پشت بام ها

بعد از کرمان، راهی یزد شدیم. وصف بازار یزد را شنیده بودیم، پس تصمیم گرفتیم تا از آن دیدن کنیم. به بازار رفتیم اما فراموش کرده بودیم که در روز تعطیل بازار بسته است. پس راهی بافت تاریخی یزد شدیم. با کمی گشت و گذار و البته خاکی و زخمی شدن، راهی به پشت بام ها پیدا کردیم. منظره ای که می دیدیم، باورنکردنی بود؛ چشم انداز زیبایی از بادگیرها و گنبدهایی که نظیرش شاید در هیچ کجای دیگر نباشد را از نزدیک دیدم. تا غروب آفتاب را بر روی این پشت بام ها گذراندیم تا این که احساس گرسنگی کردیم. برای رفع گرسنگی یک خوراکی خوشمزه با نام حلوا را تجربه کردیم که ما را یاد کره بادام زمینی می انداخت.

بعد از کمی گشت گذار در یزد، باید راهی اصفهان می شدیم، نصف جهان منتظر ما بود...

برای آشنایی با جاذبه های گردشگری استان یزد، بر روی لینک زیر کلیک کنید:

جاذبه های توریستی و گردشگری یزد

دیدنی های یزد
مجموعه امیرچخماغ

مقصد پنجم، اصفهان | بازدید از نصف جهان

مقصد بعدیمان، اصفهان بود؛ شهری که با بلوارهای زیبا، معماری های چشم نواز و پل های تاریخی اش شناخته می شود و به راستی لقب نصف جهانی که به آن دادند، شایسته است. از آن جا که یکی از محبوب ترین شهرها در میان گردشگران و مسافران ایران، اصفهان است، به همین دلیل هیجان زیادی برای سفر به اصفهان داشتیم و برنامه ریزی کرده بودیم تا چند روزی را در آن باشیم تا زیبایی های بیشتری از این شهر تاریخی را کشف کنیم. برای اولین بار در سفرمان به ایران، در خانه ی میزبان اصفهانیمان، بر روی میز غذا خوردیم. این اتفاق در کنار فضای شهر و میدان نقش جهان این حس را در ما ایجاد می کرد که به اروپا نزدیک تر هستیم.

بازدید از میدان نقش جهان، رفتن در کنار زاینده رود پرآب و قدم زدن بر روی پل های تاریخی، به ما ثابت کرد که چرا اصفهان تا این حد در میان گردشگران محبوب است.

در کنار بازدید از دیدنی های شهر اصفهان، سری هم به جاذبه های شهرهای اطراف زدیم؛ از ابیانه، نگین سرخ ایران، از کاشان و کویر مرنجاب نیز دیدن کردیم و خاطرات خوشی را برای خود رقم زدیم.

برای خواندن تجربیات سفر این زوج به کاشان، ابیانه و کویر مرنجان مطلب زیر را بخوانید:

خاطرات زوج گردشگر اروپایی از سفر به ایران

برای آشنایی با جاذبه ها و دیدنی های اصفهان، مطالعه راهنمای سفر به اصفهان را از دست ندهید:

راهنمای سفر به اصفهان

پا خواجو اصفهان
خاطرات توریست ها از سفر به ایران
سی و سه پل اصفهان

مقصد آخر، تهران، پایان ایرانگردی 

آخرین مقصد ما در ایران، تهران بود؛ پایتخت ایران که اکثر خارجی ها آن را یک شهر شلوغ با بدترین ترافیک در دنیا می شناسند. ما هم وقتی به تهران رسیدم با این خارجی ها، هم نظر شدیم. در تجربه ی مترو سواری در تهران، یک هرج و مرج واقعی را در مترو امام خمینی تجربه کردیم. در تهران حتی اتومبیل ها، وقتی از خیابان عبور می کنید هم برای شما نمی ایستند، حتی اگر از روی خطوط مخصوص عابران عبور کنید.

این بار یک زوج جوان تهرانی با نام سارا و حامد میزبان ما بودند؛ زوجی که برای راحتی ما هیچ چیز کم نگذاشتند. هر شب مستاق بودیم تا یک شام ایرانی به تمام معنا را در خانه ی آن ها تجربه کنیم.

با تمام شلوغی های تهران، باز هم دیدنی های تاریخی زیادی در این کلان شهر برای دیدن وجود دارد؛ از بازار تهران تا برج آزادی و کاخ گلستان که میراث یونسکو است.

بعد از بازدید از جاذبه های تهران، تصمیم گرفتیم تا سری به دیدنی های اطراف تهران بزنیم؛ پس راهی یک سفر یک روزه از تهران به مقصد غار علیصدر که وصفش را زیاد شنیده بودیم، شدیم.

باز به تهران آمدیم و به سوی پست دیزین رفتیم؛ یکی از پیست های مشهور در دنیا. در این پست ماجراجویی لذت بخشی را برای خود رقم زدیم. توانستیم لباس و وسایل اسکی را با قیمت مناسب اجاره کنیم و زیر یک آسمان آبی و دور از شلوغی شهر، از طبیعت تهران لذت ببریم.

این پایان سفر ما در ایران بود؛ سفری که لحظه لحظه اش خاطره ای برای ما شد...

برای آشنایی با پیست دیزین و تفریحات زمستانی آن، مطلب زیر را بخوانید:

پیست بین المللی دیزین | خوشگذرانی در برف و سرما

خاطرات توریست ها از سفر به ایران
برج آزادی تهران
پیست اسکی دیزین

سخن آخر

آن چه که خواندید گوشه ای از خاطرات سفر یک زوج اروپایی به ایران بود؛ زوجی که قبل از ورود به ایران، ذهنیتی خوبی از ایران نداشتند اما با قدم گذاشتن به خاک ایران و روبرو شدن با مردم مهربان ایرانی، ترسی که از سفر به ایران داشتند، تبدیل به یک خاطره خوش شد. بدون شک فراهم کردن بستری برای سفر بیشتر چنین افرادی، نه تنها صنعت گردشگری را رونق می بخشد، بلکه می تواند از چهره ی مخدوش ایران، یک کشور امن و دیدنی بسازد.

نظر شما چیست؟

آیا تا به حال با چنین افرادی روبرو شده اید؟

تا به حال میزبان مسافران خارجی شده اید

نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

3 دیدگاه

جدید ترین دیدگاه
علی

کل سفرت تو ایران مجانی افتاد فکر کنم از مهمانواز ملت ایران سواستفاده کردی ملت تا یه خارجی میبینه دست و پاش گم میکنه حالا پاشو برو تو کشور همین آقا البته اگه راهت بدن برو در خونه همین آقا اصلا محلت نمیزاره

مصطفی

شما از کجا میدونی که کل سفر مجانی بوده؟ علم غیب داری مگه ؟تازه اگه مجانی هم بوده صاحب خانه تو نبودی که داری حرصشو میخوری تو رو سنه نه

28 اسفند 1395

28 اسفند 1395

مصطفی

بله کاملا با شما موافق هستم که ذهنیت خارجی ها نسبت به ایران خیلی بد و آشفته است آنها فکر میکنند که اگر ایران بروند اتفاق ناگواری در انتضار آنهاست همه اینها برمیگرده به تبلیغات تخریب کننده رسانه های خارجی در مورد ایران و تحمیل ایران هراسی بر روی ذهن افکار عمومی دنیا که اصلا هم واقعیت نداره مردم ایران در مهمانوازی سرامدند. ممنونم از این اطلاع رسانی بسیار زیبا و خواندنی که گذاشتید اگر امکانش هست باز هم از دیگر توریستهای خارجی که به ایران سفر میکنند گزارش تهیه کنید باتشکر

28 اسفند 1395

کیان

زنده باد ایرانیان البته اونها هم خوبن اما با خودشون نه با خارجیها، برعکس ما

27 فروردین 1396

کلیه حقوق مادی و معنوی برای کارناوال محفوظ است. استفاده از مطالب و تصاویر سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط کارناوال امکان پذیر است.