ویدیو HD
بهاره فلاح

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

08 دی 1397

به روز رسانی

14 دی 1397

این روزها بحث جانوران در معرض انقراض داغ است و درنای سیبری یکی از همین جانداران به شمار می رود؛ پرنده ای که تنها بازمانده اش در ایران درنای امید نام گرفته و به هنگام فصل سرما در شمال کشور مشاهده می شود. شاید تا به حال بارها عکس درنای سیبری را دیده باشید و یا در مورد انقراض درنای سیبری کم و بیش چیزهایی بدانید اما این بار در کارناوال می توانید نگاهی ریزبینانه به این جاندار داشته باشید. می خواهیم ببینیم این پرنده چه ویژگی هایی دارد و چرا در حال انقراض است. با ما همراه بمانید.

چرا درنای سیبری؟


  • تنها یک درنای سیبری در ایران باقی مانده است و همین اهمیت توجه به این گونه را بیان می کند.
  • از این پرنده به عنوان سمبل وفاداری یاد می کنند چرا که در تمام عمرش تنها یک جفت می تواند داشته باشد.
  • درنای سیبری برای برخی ساکنان کره زمین مقدس است و نمادی از روح به شمار می رود.
  • طولانی ترین مسیر مهاجرت را بین درناها می پیماید.
  • رقص و حرکات موزون این پرنده چنان خارق العاده است که گویی سال ها برای آن تمرین کرده است.
Photo by : Kant

آشنایی با درنای سیبری | پرنده ای شگفت انگیز

در سال 1773 بود که پیتر سایمون پالاس (Peter Simon Pallas) -جانورشناس و گیاه شناس آلمانی- جاندار سپید رنگ و شگفت انگیزی را در حیات وحش یافت که تا آن روز ناشناخته بود. او دست به کار شد و نام شایسته ای برای این موجود انتخاب کرد؛ Grus leucogeranus. این نام برگرفته از ادبیات یونانی بود که درآن leukos برای "سفید" و geranos برای "درنا" به کار می رفت. همان جانداری که ما در ایران آن را درنای سیبری می خوانیم.

البته کار پیتر تنها یک معرفی رسمی از این پرنده بود چرا که عکس پرنده ای شبیه درنای سیبری در اسناد تصویری قدیمی تر وجود داشت؛ نقاشی استاد منصور -نقاش قرن هفدهم و خواننده چهارمین پادشاه امپراتوری مغولی هند-  یکی از آنها بود. او نقاشی درنای سیبری را 100 سال پیش از معرفی رسمی این پرنده کشیده بود.

چرا می گوییم این پرنده شگفت انگیز است؟

درنای سیبری طولانی ترین مسیر مهاجرت را در میان درناها طی می کند؛ مسیری هزاران کیلومتری که چگونگی پیمودن آن ذهن محققان را به خود مشغول کرده است. شاید به همین دلیل بوده که در طول تاریخ پژوهش های زیادی درباره این گونه پرنده صورت گرفته و دانشمندان زیادی درباره آن کنجکاو بوده اند. برخی بر این باورند که ظاهر و رفتارها و حرکات موزون درنای سیبری بسیار شبیه به دلقک هاست. می توان سرخی صورت و سیاهی منقار را از دلایل این شباهت دانست. البته از رقص و حرکات ظریف و حساب شده این پرنده سپید هم نمی توان چشم پوشی کرد.

بومیان سیبری به درنای سیبری به چشم یک پرنده معمولی نگاه نمی کنند بلکه آن را جانداری مقدس می پندارند. آنها درنای سیبری را با خورشید، بهار و روح الهی مرتبط می دانند و بر این باورند که روح به درنای سیبری تبدیل می شود و به پرواز در می آید. این مردم اعتقاد دارند که دیدن درنای سیبری شفای بیماران را در پی دارد. در کشور هند نیز از این پرنده با عنوان سوسن پرندگان یاد می شود.

درنای سیبری نماد طول عمر است چرا که تا 70 سال عمر می کند. این پرنده را سمبل وفاداری نیز می دانند؛ او تا همیشه در کنار جفتش می ماند و اگر یکی از جفت ها از میان برود، دیگری تا آخر عمرش را به تنهایی می گذراند.

تمام اینها تنها بخشی از ویژگی هایی هستند که درنای سیبری را به جانداری خارق العاده بدل می کنند.

Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

ویژگی های ظاهری و رفتاری درنای سیبری

درنای سیبری، درنای برفی یا درنای سفید سیبری؛ فرقی نمی کند به چه نامی این پرنده را بخوانید چرا که او با ظاهر خاصش می تواند دل تان را حسابی ببرد و همین او را از همتایانش متمایز می سازد. این جاندار پرنده ای بزرگ با حدود 135 تا 140 سانتی متر قد است که بدنی سفید و یکدست دارد. فاصله دو بال پرنده به بیش از 2 متر (2.1 تا 2.3) می رسد و در پرنده های نابالغ، شاهپرها (پرهای بلند) به رنگ نخودی دیده می شوند. پاهای بلند این پرنده چهره ای خاص دارند و به رنگ سرخ متمایل به صورتی دیده می شوند. اگر سرخی صورت پرنده را از نوک منقار دنبال کنید انتهای این رنگ را در پشت چشمش که دارای عنبیه زرد است، می یابید. این قسمت قرمز را، ماسک درنای سیبری می دانند که در پرنده نابالغ با پر قهوه ای کدر پوشیده شده است.

درست است که صورت قرمز رنگ درنای سیبری توجه هر کسی را به خود جلب می کند اما نمی توان منقار بلند سیاهش را نادیده گرفت. تنها این گونه درنا منقار دندانه دار دارد و آن هم به خاطر آن است که پرنده امکان تغذیه از ریشه‌های زیر زمین و شکارهای لیز و لغزنده را داشته باشد. نکته جالب آنکه در اکثر درناها با یک نای پیچیده مواجهیم اما درنای سیبری این ویژگی را ندارد؛ چیزی که در درنای غبغب دار هم مشاهده می شود. 

این پرنده حدود 115 تا 127 سانتی متر طول دارد و وزن آن به 4.9 تا 8.6 کیلوگرم می رسد. درنای سیبری پرنده ای روز فعال است و در طول روز حسابی از خودش پذیرایی می کند. این جاندار زندگی اش را در مناطق تالابی، شالیزارها، نیزارها و دریاچه‌ها می گذراند.

درنای سیبری صدایی آرام شبیه فلوت و به صورت کروک کروک تولید می کند که بسیار آهنگین و رساست و فرکانسی برابر 1.4 کیلوهرتز دارد. این پرنده به هنگام خواندن، گردنش را به سمت جلو می کشد. در هنگام احساس خطر، رفتار نمایشی و صدای درنای سیبری با همه انواع درناها متفاوت است و البته کمی غیر قابل پیش بینی. جنس نر و ماده این پرنده بسیار شبیه به یکدیگرند و پرنده نر تنها کمی بزرگتر از ماده به نظر می رسد. البته جنس ماده صدای رساتری نسبت به جنس نر دارد.

Photo by : Kant
Frank Wiesner

زیستگاه و تغذیه درنای سیبری

درنای سیبری بیشتر از دیگر گونه‌های خانواده درنایان به آب وابستگی دارد و تغذیه، لانه‌سازی، زادآوری و زمستان‌گذرانی اش را در تالاب های وسیع آب شیرین با میدان دید مناسب و عمق حداکثر ۳۰ سانتی متر انجام می دهد. درنای سیبری معمولا برای آنکه به گیاهان لذیذش برسد، سرش را در آب فرو می کند و به غذای مورد علاقه اش دست می یابد. 

درناهای سیبری از ریشه‌ها، جوانه‌ها و دانه‌های گیاهان آبزی تغذیه می کنند؛ اما وقتی برف روی گیاهان نشسته باشد از خیر حشرات، ماهی ها و جوندگان کوچک نیز نمی گذرند. این پرندگان تا قوزک پا در آب می روند و در تالاب ها موجودات زنده کوچک و غدد گیاهان آبزی را جستجو می کنند. آنها سنگ ریزه ها را هم همراه غذا می خورند تا به هضم کمک کنند. 

朱 兴超

تولید مثل درنای سیبری

فصل زادآوری که از راه می رسد، هر دو نوع نر و ماده پرهای خود را گِلی می کنند. آنها نوک خود را در گل و لای و لجن می برند و آن را به روی پرهای شان می ریزند و این نشانه ای برای آماده بودن آنهاست. منطقه زادآوری درنای سیبری قبلا بین رودخانه اورال (Ural River) و اب (Ob River) به سمت جنوب تا رودخانه های ایشیم و توبول و به سمت شرق تا منطقه کولیما در روسیه بود.

آنها لانه خود را در زمینی گلی می سازند که با آب احاطه شده است و در اولین هفته ژوئن تخم گذاری صورت می گیرد. جنس ماده دو تخم می گذارد و روی آنها می خوابد و جنس نر در همان نزدیکی به حفاظت می پردازد. 27 تا 29 روز بعد سر و کله جوجه ها پیدا می شود و 80 روز بعد پرهای شان در می آید. معمولا تنها یک جوجه به سن بلوغ می رسد و دیگری شکار می شود. به همین دلیل افزایش جمعیت در هر سال کمتر از 10 درصد است؛ این یعنی کمترین میزان در میان همه انواع درناها.

بنیاد بین المللی درنا (International Crane Foundation) در آمریکا بارها آزمایش هایی را بر روی این پرنده انجام داد تا جوجه هایی را در محیط آزمایشگاه پرورش دهد. این بنیاد پس از شکست های بسیار بالاخره موفق شد و نتیجه قابل توجه بود. نرها، جفت خود را می کشتند و این بسیار تعجب برانگیز به نظر می رسید که دلیل خاصی برای آن پیدا نکردند. برای به ثمر رساندن این پروژه عمل تلقیح با تخم های درناهای دیگری همچون درنای شنزار صورت می گرفت و از نورافکن هایی برای شبیه سازی روزهای طولانی تابستان قطبی استفاده می شد.

Ken Chen

مهاجرت درنای سیبری

مناطق تالابی قطب شمال در اواخر تابستان شروع به یخ زدن می کند و در همین هنگام، پرنده های جفت جوجه های شان را بر می دارند و راهی مناطق گرم جنوبی می شوند. مهاجرت در اواسط صبح و در آسمان صاف و با جریان هوای موافق آغاز می شود. آنها همراه با هوای گرم به اوج می روند و مانند نیاکان شان در این ارتفاع هزاران کیلومتر به صورت شناور به پرواز ادامه می دهند. درناهای سیبری در مسیر مهاجرت به جنوب از یک تالاب به تالاب دیگر می روند و قبل از تاریکی هوا در تالاب های مسیر جا خوش می کنند. تالاب های مسیر تاثیر زیادی در زنده ماندن این پرنده در این مهاجرت طولانی دارد چرا که او چندین هزار کیلومتر پرواز می کند و استراحت برایش امری حیاتی به شمار می رود.

Photo by : Unknown

پراکندگی درنای سیبری

آنچه از همه درناهای سیبری در جهان باقی مانده به حدود 3200 قطعه می رسد که محدوده تولیدمثل و زیستگاه شان مساحتی در حدود 107000 کیلومترمربع است. این پرنده در گذشته به 3 جمعیت اصلی شرقی، غربی و مرکزی تقسیم می شد. جمعیت غربی و مرکزی تابستان‌ها را در سواحل رود اوب در غرب سیبری و یاقوتستان روسیه می گذراندند و باتلاق های خزه دار و زمین‌های باتلاقی جای مناسبی برای زادآوردی این گروه ها بوده اند.

هند جای خوبی برای زمستان گذرانی گروه مرکزی بود و این درناها را به پارک ملی کلادو یا بهشت پرندگان در راجستان هند می کشاند. گروه غربی راه شمال ایران را در پیش می گرفتند و در مناطق پارک ملی بوجاق کیاشهر در گیلان و فریدونکنار مازندران ایران زمستان می گذراندند. تا سال‌ها کسی مسیر پروازی جمعیت غربی را نمی دانست تا اینکه با ردیابی های ماهواره ای مشخص شد که این پرندگان شگفت انگیز از غرب دریای مازندران وارد ایران می شوند و در تالاب بین المللی فریدونکنار، ازباران و سرخرود استان مازندران زمستان شان را می گذرانند. آنها در ادامه از فریدونکنار به سوی سواحل غربی دریای خزر می رفتند و پس از گذشتن از استان گیلان، جمهوری آذربایجان، داغستان، و منطقه آستراخان روسیه راهی شمال قزاقستان می شدند و تا رودخانه اوب در نزدیکی اقیانوس منجمد شمالی پرواز می کردند.

جمعیت شرقی هم از دیرباز تابستان را در شرق سیبری زادآوری می کردند و زمستان‌شان در شرق چین سپری می شد. آنها رودخانه یانگ تسه و دریاچه پوانگ چین را برای زمستان گذرانی انتخاب کرده اند.

در ادامه خواهیم دید که از این درناها کدام شان هنوز باقی مانده اند.

Photo by : Unknown

انقراض درنای سیبری | روایتی تلخ

15 نوع درنا در جهان زندگی می کنند که درنای سیبری از گونه های در معرض خطر انقراض است. در همین جا باید بگوییم که فاتحه جمعیت مرکزی درناها خوانده شده است. در قرن نوزدهم تعداد زیادی از این پرندگان به هند مهاجرت کردند؛ اما شکارچیان و کلکسیونرها به آنها امان ندادند. یکی از پرندگان از اسارت فرار کرد اما در سال 1891 در جزایر هبریدهای بیرونی اسکاتلند (Outer Hebrides) کشته شد. در سال 1974، 75 پرنده در هند دیده شدند و این در سال 1992 به یک جفت کاهش یافت که آخرین بار در سال 2002 دیده شدند و دیگر اثری از آنها نیست. البته برخی هنوز باور دارند که 10 پرنده از این جمعیت در حیات وحش هستند؛ چیزی که هنوز ثابت نشده است.

به جمعیت غربی هم هیچ امیدی نیست چرا که تنها یکی از آنها باقی مانده و هر چه تلاش کردند تا با افزودن پرنده‌های جمعیت شرقی آن را حفظ کنند، تنیجه ای در بر نداشت. در سال 2002، 4 درنای سیبری از جمعیت غربی باقی بود اما از زمستان ۲۰۰۷ تاکنون تنها یک پرنده از این جمعیت بر جای مانده است که زمستان ها را در تالاب فریدونکنار می گذراند. شکار بی رویه در نتیجه چالش های اجتماعی کشورهای مسیر مهاجرت مهمترین دلیل انقراض درنای سیبری غربی است. البته اخیرا قزاقستان و منطقه ولگا در روسیه از مشاهده تعدادی درنا خبر داده اند که شاید امیدی برای بقای آنها باشد.

بیش از 3000 درنای باقی مانده همگی به جمعیت شرقی تعلق دارند که زمستان را در دریاچه پویانگ چین و اطراف آن می گذرانند و تابستان ها به سیبری می روند. البته خیلی نمی توان به این گروه هم امیدوار بود چرا که جمعیت آنها در این دریاچه در سال ۲۰۰۸ حدود ۳۷۵۰ و در سال ۲۰۱۲ حدود ۳۴۰۰ عدد تخمین زده شد که کاهش چشمگیری را نشان می دهد. امروزه پراکندگی درنای سیبری بیشتر در جنوب چین و سیبری روسیه است. نابودی سایر زیستگاه ها و همچنین پیشرفت روش های سرشماری می تواند دلیل ماندن درناها در چین باشد و حفاظت بهتر درنای سیبری و زیستگاه های تالابی آن در دو کشور روسیه و چین هم در این ماجرا بی تاثیر نیست.

Photo by : 朱 兴超

دلایل انقراض درنای سیبری

اما چه شد که این بلا بر سر این گونه آمد؟ مهاجرت های طولانی، وقایع طبیعی در مسیر مهاجرت، نرخ پایین جوجه آوری، مکانیسم های پیچیده تولید مثل، سن بالای بلوغ، عدم تخم گذاری و آشیانه سازی سالانه و نیاز به زیستگاه ویژه و اختصاصی عواملی هستند که این سرنوشت را برای درنای سیبری رقم زده اند.

اگر بخواهیم پای عوامل انسانی را وسط بیاوریم باید بگوییم که پایین آمدن سطح آب به دلیل توسعه کشاورزی و افزایش بهره برداری از آنها به شدت به زیستگاه های درناهای سیبری آسیب زد. افزایش استخراج نفت در محل زمستان گذرانی این درناها هم زخم بزرگی بر زیستگاه آنها به جای گذاشت و از بین رفتن تالاب ها هم در این انقراض نقش زیادی داشت.

در همین روزها سد سه‌دره یا سد سه دهانه ( Three Gorges Dam) بر روی رود یانگ‌تسه در چین به شدت حیات این جانداران را در معرض تهدید قرار داده است. نیروگاه برق‌آبی این سد، بزرگترین نیروگاه جهان به شمار می رود و تغییر الگوی هیدرولوژیکی رودخانه کمترین کار مخربی است که انجام می دهد. درناهای سیبری دریاچه پویانگ هم بی بهره از آثار مخرب این سد نیستند و با مشکلات آن دست و پنجه نرم می کنند. افزایش تخریب های انسانی و مسموم شدن پرندگان آبزی در محل ذخیره آب هوان ژیدونگ، منطقه شن یانگ دیگر فاجعه ای است که این پرندگان را به سرنوشت تلخی دچار می کند. شکار در مسیر گذر از پاکستان و افغانستان هم یکی از دلایل کم شدن جمعیت درناهای سیبری بود و حتی جنگ اخیر در افغانستان نیز بر روی این روند تاثیر گذاشت. استفاده وسیع از آفت کش ها و آلودگی در هند نیز جمعیت مرکزی را برای همیشه از بین برد.

Photo by : Ming Yao

اقدامات حفاظتی

امروزه مهاجرت این گونه از مرزهای کشورهای مختلف صورت می گیرد؛ کشورها و مرزهای جغرافیایی که در زمان نیاکان این جاندار وجود نداشتند و حالا نقشی اساسی در زنده ماندنش دارند. حفاظت از این پرنده و تالاب های مسیر مهاجرتش به همکاری مردم کشورهای ایران، افغانستان، آذربایجان، چین، هند، قزاقستان، مغولستان، پاکستان، ترکمنستان، روسیه و ازبکستان نیاز دارد؛ همکاری سخت و تلاش زیادی که هنوز به آن توجه نشده است.

مسیرهای مهاجرت بین مرزی درنای سیبری چالش های حفاظتی زیادی دارد و به همین دلیل در سال ۱۹۹۳ تفاهم نامه ای تحت حمایت کنوانسیون حفاظت از گونه های وحشی مهاجر (CMS) توسط 11 کشور امضا شد که «یادداشت تفاهم حفاظت از درنای سیبری» لقب گرفت. مهمترین اقدامات برای حفاظت از درنای سیبری و زیستگاه آن در برنامه این یادداشت تدوین می شود، که هر 2 تا 3 سال، کشورهای عضو آن را بازبینی می کنند.

اهداف اصلی این برنامه را موارد زیر تشکیل می دهند:

  • کاهش مرگ و میر مستقیم یا غیرمستقیم درنای سیبری 
  • انجام پایش و تحقیقات به منظور بهبود اطلاعات اکولوژیکی از درنای سیبری 
  • افزایش جمعیت و تنوع ژنتیکی 
  • بهبود حفاظت از زیستگاه و توسعه شبکه پروازی در شرق و غرب / مرکز آسیا 
  • بالا بردن آگاهی عمومی و تبادل اطلاعات 
  • تقویت همکاری های ملی و بین المللی 

در هر یک از جلسه ها، کشورها به بازنگری و اصلاح برنامه اقدام با در نظرگیری اتفاقات افتاده و در حال وقوع، آموخته ها و فعالیت های آتی می پردازند. این سند، راهنمایی برای تصمیم گیری ها درخصوص اجرای قوانین مرتبط با برنامه های پایش، تلاش های رهاسازی درنا و برگزاری رویدادهای آموزشی و جلسات مشترک به شمار می رود.

توافقنامه حفاظت از پرندگان آبی مهاجر آفریقایی-اوراسیا

درنای سیبری یکی از گونه هایی است که توافقنامه حفاظت از پرندگان آبی مهاجر آفریقایی-اوراسیا Conservation of African-Eurasian Migratory Waterbirds (AEWA) درباره آنها مطرح شده است. موضوع تفاهم نامه مربوط به اقدامات حفاظتی برای درنای سیبری است که تحت نظر کنوانسیون بن (کنوانسیون محافظت از گونه‌های مهاجر جانوران وحشی) اتفاق می افتد. در سال ۱۳۸۵ یک میلیون دلار برای حفظ نسل درنای سیبری در تالاب فریدونکنار ایران اختصاص یافت.

لیست گونه‌های تحت حمایت

درنای سیبری در تمامی کشورهای منطقه در لیست گونه‌های تحت حمایت (CITES) قرار دارد و در این زمینه تمام کشورها یادداشت تفاهمی مبنی بر کمک به حفاظت سایت های تالابی به امضا رسانده اند. در این میان تلاش هایی برای مدیریت سطح آب در زمان مهاجرت درناها در چین انجام شده است. مناطق حفاظت شده ای در روسیه، چین و هند برای این گونه در نظر گرفتند که البته نتوانست جلوی انقراض آن را در هند  بگیرد. شبکه درنای آسیایی شمال شرقی (North East Asian Crane Site) در این زمینه تاسیس شد و پروژه مشترک حفاظتی 4 کشور چین، قزاقستان، روسیه و ایران با نام Siberian Crane Wetland Progect کلید خورد. فاز اول عملیات حفاظتی این پروژه از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ انجام گرفت و بین سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ فاز دوم برنامه حفاظتی عملی شد. پرندگان رها شده از دست شکارچیان در بین جمعیت مرکزی رهاسازی شدند تا انقراض را منتفی کنند؛ اما نتیجه امروز، از دست رفتن جمعیت مرکزی است و چیزی به انقراض جمعیت غربی نیز نمانده است.

پروژه بین المللی حفاظت از زیستگاه درنای سیبری با حمایت تسهیلات محیط زیست جهانی (GEF) و برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) از جمله برنامه هایی هستند که در راستای حفاظت از این گونه انجام می شوند و در سال ۱۳۸۳ کلید خورده اند.

کنوانسیون گونه های مهاجر (CMS) ، بنیاد بین المللی درنا (ICF) و دولت های چهار کشور ایران، چین، روسیه و قزاقستان برای حفاظت از درنای سیبری تلاش کرده اند تا تالاب های مسیر را حفظ کنند و شرایط را برای این پرندگان بهبود بخشند.

Photo by : Unknown

پرورش در اسارت | امیدی برای حفظ درنای سیبری

البته هیچ کس دست روی دست نگذاشته و تلاش هایی برای حفظ این گونه صورت گرفته است. مراکز تخصصی در روسیه، بلژیک، آمریکا و چین تلاش کرده اند تا درنای سیبری را در اسارت پرورش دهند و سپس رها کنند تا جمعیت آن را افزایش دهند. در اوایل دهه ۱۹۷۰ درناهای سیبری پرورش یافته در اسارت به 10 قطعه نمی رسیدند و تا آن زمان جوجه آوری در اسارت رخ نداده بود. با همکاری مرکز پرورش اکا در روسیه و بنیاد بین المللی درنا در آمریکا، تخم های درناهای سیبری وحشی در شرق سیبری جمع آوری شدند و اولین جوجه آوری در اسارت را رقم زد. یک درنای سیبری به نام داشنکا (Dushenka) در سال ۱۹۸۱ در بنیاد بین المللی درنا متولد شد و لقب اولین جوجه درنای سیبری در اسارت را از آن خود کرد. تا امروز تعداد درناهای سیبری در  اسارت حدود ۲۰۰ پرنده است.  

در ۱۵ سال گذشته بیش از ۱۰۰ درنای سیبری پرورش یافته در اسارت در حیات وحش رها شده اند. برخی در مناطقی رها شده اند که درناهای سیبری از آنجا به هند مهاجرت می کردند. مناطق استراحت درناهای معمولی در جنوب غربی سیبری مکان دیگری بودن که درناهای پرورش یافته را در آن رها کردند. بیشتر این درناهای سیبری همراه با والدین وحشی خود وارد مسیر مهاجرت شدند اما پس از آن هیچ گزارشی از مشاهده آنها در مناطق زمستان گذرانی به دست نیامده است.

 در ادامه محققان تلاش کردند تا درناهای سیبری نابالغ را در مناطق زمستان گذرانی ایران و هند رها کنند اما این درناها یا اصلا نتوانستند مهاجرت کنند و یا پس از مهاجرت اثری از آنها دیده نشد. این نتیجه به دست آمد که روش رهاسازی درنای سیبری نمی تواند موفقیت آمیز باشد مگر اینکه عوامل تهدید آن مثل شکار در طول مسیر از بین برود.

روش هدایت به وسیله گلایدر (توسط انسان) دیگر روشی بود که از سال ۲۰۰۲ محققان روسی تلاش کردن آن را پیاده کنند. در سال ۲۰۰۶ توسط گلایدر فوق سبک دو جوجه درنای سیبری را به همراه دو جوجه درنای معمولی از منطقه کنوات (Kunovat) به سمت جنوب روسیه راهی کردند تا درناهای سیبری رهاسازی شده دوباره این مسیر را در پیش بگیرند و از روسیه به مناطق زمستان گذرانی در هند بروند.

درنای امید ایران | آخرین روزهای شیرین حضور

سال ۱۳۵۳ بود که برای اولین بار درناهای سپید سیبری در تالاب ازباران و سرخرود مازندران یافت شدند و از آن‌پس این مناطق، هر سال به جز سال ۱۳۸۸ از این پرنده ها میزبانی کردند.  این پرندگان از جمعیت غربی درنای سیبری بودند که تعداد آنها بین سال های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۸ به  حدود ۱۰ تا ۱۲ پرنده رسید. در زمستان ۱۳۸۵ تنها دو پرنده از این جمع مانده بود که نام این پرنده ها را امید و آرزو گذاشتند؛ پرندگانی که در منابع، جنسیت آنها را نر اعلام کرده اند. حالا 10 سالی است که خبری از آرزو هم نیست و امید به تنهایی، هفته اول آبان از غرب سیبری به سوی تالاب های حاشیه جنوبی دریای خزر می آید و میهمان تالاب های فصلی منطقه فریدونکنار می شود. درنای امید تا اوایل اسفند در این منطقه می ماند و دوباره به روش نیاکانش به سیبری باز می گردد. حالا درنای امید یک پرنده نر است که نمی تواند جفت دیگری را در زندگی اش بپذیرد حتی به قیمت انقراض نسلش. شاید حالا بفهمید که چرا این پرنده سمبل وفاداری است.

Photo by : Hamed Tizrooyan

سابقه مطالعات درباره درنای سیبری

درنای سیبری را می توان پرنده ای تاریخی در آسیا دانست که تا همین دهه گذشته اطلاعات کمی از آن در دست بود. شاید نخستین کسی که به طور جدی این دست مطالعات را انجام داد، دکتر ولادمیر فلینت و تیم او بود که در سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ رفتار و اکولوژی درنای سیبری را در مناطق جوجه آوری (شرق سیبری) ثبت کردند. پس از او در سال های مختلف چنین نتایجی از تحقیقات به دست آمد:

سال ۱۹۸۰: دکتر زو فاچانگ و دکتر دینگ وینینگ موفق به کشف مناطق زمستان گذرانی این درناها در دریاچه پویانگ چین شدند.

سال 1981: دکتر سروکین و تیمش به غرب سیبری رفتند و مکان های آشیانه سازی درنای سیبری را در منطقه رودخانه کنوات یافتند.

سال ۱۹۷۸: دکتر علی آشتیانی در سواحل جنوبی دریاچه خزر (منطقه فریدونکنار) جمعیت کوچکی از درنای سیبری را پیدا کرد.

سال ۱۹۹۶: دکتر یوری مارکین و کارشناسان ایرانی با همکاری انجمن پرندگان وحشی ژاپن، یک ردیاب رادیویی را به یک پرنده نر وصل کردند. در بهار از طریق سیگنال های این ردیاب، مکان های آشیانه سازی جمعیت غربی در فاصله ۱۰۰۰ کیلومتری در جنوب کنوات (Kunovat) یافت شد. از آن زمان به بعد سه جمعیت غربی، مرکزی و شرقی درناهای سیبری با دقت و به طور مرتب مورد پایش قرار گرفتند.

Photo by : Unknown

سخن آخر

تعداد جاندارانی که روز به روز به انقراض نزدیک می شوند کم نیستند. شاید تا به حال نام بسیاری از آنها را شنیده باشید و یا در موردشان بدانید؛ جاندارانی مثل یوز ایرانی یا سمندر لرستانی و حتا لاک پشت پوزه عقابی. درنای سیبری هم یکی از همین جانداران است؛ پرنده ای که برای برخی از مردم این کره خاکی قداست دارد و نمونه ای جذاب و متفاوت از درناها به شمار می رود.

آیا تا به حال اطلاعاتی در مورد این گونه داشتید؟

تا به حال آن را از نزدیک دیده اید؟

منتظر دیدگاه های تان هستیم.

اگر علاقه مند به مطالعه درباره این گونه جانداران هستید سری به مطالب مرتبط بزنید.

کلیه حقوق مادی و معنوی برای کارناوال محفوظ است. استفاده از مطالب و تصاویر سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط کارناوال امکان پذیر است.