تصاویری از قرقیزستان | کشف مقصدی ناشناخته با عکاس دانمارکی

سفر برای بسیاری به معنای دور شدن کوتاه مدت از دغدغه ها و روزمرگی هاست اما برای برخی این امر به بزرگترین دغدغه زندگی شان بدل شده؛ آنها زندگی شان را در سفر می گذرانند و تلاش می کنند مقاصد جدید را بشناسند. این افراد تجربه های شان را در قالب تصاویر و ویدیوها و نوشته ها با دیگران به اشتراک می گذارند تا وسوسه سفر را به جان شان بیندازند و ناشناخته های دنیا را نشان شان دهند. توماس فلنستد (Thomas Flensted) یکی از همین گردشگران محسوب می شود. او اهل کپنهاگ دانمارک است و زندگی اش را در سفر می گذراند. توماس تجربه های جالبی در زندگی اش داشته و سعی دارد آنها را در اختیار دیگران هم قرار دهد. یکی از کارهای محبوب او سفر به مقاصدی است که به نظرش نه تنها خوب شناخته نشده اند بلکه تفکرات غلطی در مورد آنها در میان مردم رواج دارد. این بهانه او را در سال 2016 راهی قرقیزستان کرد؛ کشوری که در موردش چنین می گوید:

قرقیزستان، قزاقستان! تا به حال نام این کشورها را شنیده اید؟ اکثر دوستان من اصلا نمی دانستند این کشورها کجا هستند. این دو کشور، سابقا بخشی از شوروی بودند، بنابراین الفبای سیریلیک بین مردم شان رواج دارد و اکثر آنها به روسی حرف می زنند. کشورهایی در آسیای میانه در جنوب روسیه، غرب چین و شمال افغانستان که به دلیل انزوا و توسعه کم و شاید فقر، هنوز آن چنان که باید، شناخته نشده اند. 

شاید کشورهای این منطقه پیشرفت نکرده باشند اما نمی توان از خیر ارتفاعات زیبا و فرهنگ عشایری آنها گذشت. یکی از لذت بخش ترین تجربه های سفر من لذت لمس بی واسطه فرهنگ اصیل بود که در این منطقه نصیبم شد. آنچه در ادامه می بینید چند عکس و مختصری نوشته است که کمی از حال و هوایم را در قرقیزستان وصف می کند. می پرسید چرا قرقیزستان؟ در ادامه خواهید دانست!

در ژوئن و جولای 2016 دل را به دریا زدم و 3 هفته را در تاجیکستان و قرقیزستان گذراندم. سفرم را به این منطقه می توانم به دو بخش تقسیم کنم؛ قرقیزستان با علفزارها و دشت های فراوانش، کوه های برفی، عشایر، دریاچه های مرتفع و دو شهر بزرگش بیشکِک و اوش. این دقیقا بخشی است که در این گزارش تصویری می بینید. قسمت دوم سفر آسیای میانه من بر روی مناظر ناهموار و غیرمتعارف کوه های پامیر در جنوب قرقیزستان و تاجیکستان شرقی متمرکز است که احتمالا بعدها آن را با شما به اشتراک می گذارم.

می خواهیم در کارناوال آلبوم تصاویر توماس را مرور کنیم و نوشته هایش را در مورد این سفر بخوانیم. با ما همراه باشید و گشتی تصویری در قرقیزستان بزنید.

1- به محض اینکه با دوستم به پایتخت کشور یعنی شهر بیشکک رسیدیم به سفارت تاجیکستان رفتیم تا کارهای مان را برای ادامه سفر انجام دهیم. اما ما دقیقا روز تعطیل به آنجا رسیده بودیم و این به این معنی بود که نمی توانستیم به سفارت برویم. بنابراین راه مان را به سمت خارج شهر کج کردیم تا به پارک ملی آلا آرچای (Ala Archa National Park) برویم که در 40 کیلومتری جنوب شهر قرار گرفته است.

این پارک ملی جاذبه ای تماشایی در کوهستان تیان شان است و تاسیس آن به سال 1976 باز می گردد.

پارک ملی آلا آرچای | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

 2- هنگامی که به پارک رسیدیم همه چیز مبهم بود. شب را در چادر و با کیسه خواب سپری کردیم و صبح روز بعد شگفتی ها را دیدیم. 

پارک ملی آلا آرچای | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

3- قرقیزستان، پر چالش ترین سفری بود که تا آن زمان تجربه اش کرده بودم؛ شاید تنها یک درصد مردم انگلیسی بلد بودند و این ارتباط را برای من به شدت سخت می کرد. خبری از زیرساخت های مناسب گردشگری نبود و همه چیز حالتی وحشتناک برایم داشت. اما اینها با دیدن چشم اندازهای خارق العاده و چمنزارهای پر از آرامش از یادم رفتند؛ واقعا ارزشش را داشت!

4- بیشکک، شهری نه چندان زیبا بود و در نگاه اول اصلا چنگی به دل نمی زد. ما تصمیم گرفتیم خودمان کشفش کنیم. این شهر با وجود ظاهر نازیبایش هنوز هم جذابیت خاص خودش را دارد و البته کمی متفاوت از بخش های جنوبی قرقیزستان است. 

بیشکک | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

5- به رغم آنچه که در ابتدا به نظرمان رسید، لحظات لذت بخشی را در بیشکک داشتیم. مشغول تماشای مردم و زندگی روزمره شان در شهر شدیم. به یک باشگاه محلی رفتیم و یک بانیا پیدا کردیم؛ یک سونای روسی که شدیدترین گرمای عمرمان را در آن تجربه کردیم. 

مردم شهر بیشکک | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

6- آرسلنباب (Arslanbob)، شهر کوچکی در جنوب غربی قرقیزستان است که در حوالی یک پارک ملی قرار دارد. ما سوار یک تاکسی شدیم تا به آنجا برویم اما در میانه های راه رها شدیم. این برای ما یعنی ماجراجویی بیشتر! تصمیم به هیچهایک گرفتیم و در نهایت با یک کامیون بزرگ خودمان را به مقصد رساندیم.

شهر آرسلنباب | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

7- ما به سراغ پارک ملی در حوالی شهر نرفتیم و در عوض این شهر کوچک عجیب را بررسی کردیم. فضا بسیاری سنتی و قابل اعتماد به نظر می رسید. ما با خانواده ای آشنا شدیم که یک رستوران محلی را می گرداندند. تقریبا تمام وعده های غذایی مان را آنجا خوردیم!

شهر آرسلنباب | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

8- مردان خانواده 

9- صبحانه لذیذی که در رستوران خوردیم.

سفر به شهر آرسلنباب | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

10- سری چلک (Sary Chelek) یکی از برجسته ترین چیزهایی بود که در سفرم به آسیای میانه دیدم. دریاچه ای که با کوه های برفی احاطه شده بود و چشم انداز بی نظیری داشت.

دریاچه سری چلک | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

11- رسیدن به این دریاچه برای مان آسان نبود؛ یک اتوبوس سواریِ کند و طولانی در دمای مثبت 30 درجه سانتی گراد که حسابی خسته مان کرد. وقتی به اولین شهر حوالی دریاچه رسیدیم، خیلی ها خواستند که از ما در خانه شان پذیرایی کنند اما ما تصمیم گرفتیم راه مان را به سمت دریاچه ادامه دهیم. بعد از یک پیاده روی طولانی و سوار شدن بر ماشین های روستایی بالاخره دریاچه را دیدیم؛ بله همه آن سختی ها ارزشش را داشت! 

دریاچه سری چلک | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

12- 3 شب را در کنار دریاچه کمپ کردیم. در این مدت تجربه های جالبی داشتیم و یکی از آنها این بود که با مراحل سلاخی گوسفند آشنا شدیم.

13- اوش دومین شهر بزرگ قرقیزستان با جمعیت حدود 230,000 نفر است. پس از رفتن به بیشکک، انتظارات زیادی از اوش نداشتیم؛ با این حال، با دیدنش شگفت زده شدیم. بسیار تمیز و خنک تر از بیشکک بود و کشف گوشه کنارش بسیار لذت بخش تر به نظر می رسید.

شهر اوش | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted
شهر اوش | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

14- در وسط این شهر، کوه تخت سلیمان قرار دارد که ثبت جهانی است. ما تصمیم گرفتیم به بالای کوه برویم؛ صرفا به خاطر غروب آفتاب شگفت انگیزی که انتظارمان را می کشید.

تخت سلیمان قرقیزستان | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted
تخت سلیمان قرقیزستان | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

15-  ما در اوش کلاه های محلی خریدیم. به نظر می رسید مردم محلی دوست دارند ما را با لباس های محلی و در حال قدم زدن در اطراف شهر ببینند.

16-  تاکتاگول (Toktogul) دریاچه ای در میانه راه اوش به بیشکک است که ما را مسحور خود کرد. با رسیدن به این دریاچه کمپ مان را برپا کردیم تا پایان سفرمان را به بهترین شکل بگذرانیم.

17- بعد از حدود 15 دقیقه طوفانی شروع شد که تا به حال تجربه اش نکرده بودیم. تگرگ هایی با قطر 1 تا 2 سانتی متر بر سرمان بارید و این بارش دو بار در شب تکرار شد. آن شب، بسیار شگفت انگیز و جذاب بود. 

دریاچه تاکتاگول | Photo by : Thomas Flensted
Photo by : Thomas Flensted

سخن آخر

همسفر با یک عکاس دانمارکی شدیم و گشتی در قرقیزستان داشتیم؛ کشوری که چندان شناخته شده نیست و کمتر کسی به عنوان یک مقصد جذاب به آن فکر می کند. 

نظرتان در مورد این تصاویر چیست؟

آیا از زیبایی های این کشور خبر دارید؟

چه جاذبه ای را در این کشور می شناسید؟

منتظر دیدگاه های شما خوبان هستیم...

ورود به صفحه اختصاصی راهنمای سفر به قرقیزستان
دیدگاه ها : 0
account_circle
email

لطفا منتظر بمانید ....

X