نقد و بررسی کارناوال

اطلاعات کلی

مسیریابی و جاذبه های نزدیک

نقد و بررسی کاربران

  • Address : Persepolis, Marvdasht County, Fars Province, Iran
  • آدرس : ایران، استان فارس، شهرستان مرودشت، مجموعه تخت جمشید
  • ساعت دسترسی : امروز شنبه 08:00 صبح تا 18:30
    شنبه : 08:00 صبح تا 18:30
    یکشنبه : 08:00 صبح تا 18:30
    دوشنبه : 08:00 صبح تا 18:30
    سه‌شنبه : 08:00 صبح تا 18:30
    چهارشنبه : 08:00 صبح تا 18:30
    پنج‌شنبه : 08:00 صبح تا 18:30
    جمعه : 08:00 صبح تا 18:30
  • تلفن : 071-43341556
  • هزینه : اتباع ایرانی 3000 تومان
  • هزینه اتباع خارجی : 20000 تومان
  • وب سایت : کلیک کنید
  • امتیاز کارناوال : 4.5
  • امتیاز گوگل : 4.8
  • امتیاز Trip Advisor : 5
  • تاریخ شروع ساخت : 518 پیش از میلاد
  • سطح هزینه : ارزان $
  • مدت پیشنهادی بازدید : 2 تا 4 ساعت
  • منطقه : مرودشت (Marvdasht)
  • شروع ساخت : 518 پیش از میلاد
  • تخریب : 330 پیش از میلاد
  • سبک معماری : هخامنشی
نقد و بررسی تخصصی کارناوال

تخت جمشید | تماشای شکوه پرسپولیس

ایران، تمدنی با هزاران سال قدمت که ساکنانش با غرور از تاریخ دور و دراز سرزمین شان سخن می گویند و شکوه و عظمتش را به رخ جهانیان می کشند. سرزمینی که عنوان بزرگترین امپراتوری جهان را یدک می کشد و زمانی قسمت قابل توجهی از این کره خاکی را در ید قدرت خود داشته است. امروز از آن همه شکوه و جلال تنها آثاری باقی مانده که چشم ها را به خود خیره می کنند و هر کسی را ساعت ها به فکر فرو می برند. شکوه بناهای به جای مانده و آثاری که هر یک حکایت از هوش و هنر و تمدن دارند، تاریخ پر اهمیت ایران زمین را به تصویر می کشند و انسان را غرق در غرور می سازند. 

امپراتوری هخامنشی نامی آشنا برای هر دوست دار تاریخ است؛ همه کم و بیش نام این سلسله قدرتمند و کاردان به گوش مان خورده و از شنیدن داستان های واقعی و افسانه ای آن انگشت به دهان مانده ایم. آنچه که بیش از هر چیزی شکوه این سلسله را به تصویر می کشد شهر باستانی تخت جمشید است؛ جایی که امروز قرار است به آن سر بزنیم و غرق در زیبایی و بزرگی اش شویم. اثری که نامش در فهرست میراث جهانی یونسکو می درخشد و افتخاری برای هر ایرانی محسوب می شود. جایی که گردشگران بسیاری را از راه های دور و نزدیک و از آن سوی مرزها به سوی خود می کشاند. تخت جمشید پیشنهادی است که نمی توان آن را رد کرد!

با کارناوال قدم به این شهر تماشایی بگذارید و بقایای آن را به تماشا بنشینید. می خواهیم با هم سفری در تاریخ داشته باشیم و از این بنای عظیم بیشتر بدانیم.

این مطلب تنها یک معرفی اجمالی از این اثر جهانی است و به مرور مطالبی با نگاه ریزبینانه تر را در این باره خواهید خواند.

تخت جمشید
 

چرا تخت جمشید؟


  • یکی از آثار جهانی ایران است.
  • یادگاری از بزرگترین امپراتوری جهان است.
  • به عنوان مهم ترین اثر هخامنشیان از آن یاد می شود.
  • میزبان جشن های بسیاری در طول تاریخ بوده است.
  • از نظر معماری و ساختار، شاهکاری در جهان به شمار می رود.
  • بسیاری آن را شاخص ترین و پرطرفدارترین اثر باستانی ایران می دانند.
  • در بسیاری از پوسترها و طراحی ها از نقوش و سرستون های این اثر به عنوان نماد ایران استفاده می شود. 
تخت جمشید
photo by Chris R Hasenbichler

آشنایی مختصر با تاریخ هخامنشی

پیش از آنکه به تخت جمشید و آثارش بپردازیم، برای درک بهتر این اثر باید آشنایی مختصری با تاریخ هخامنشی داشته باشیم تا بتوانیم بهتر موضوع را دریابیم. در اینجا مختصری درباره تاریخ ایران می خوانید؛ شاید این مطلب در نظرتان آن قدرها جذاب نباشد؛ اما سعی کرده ایم آن را به ساده ترین شکل بازگو کنیم تا بتوانید مطالبی را که در ادامه به آنها می پردازیم به درستی درک کنید.

 در ناحیه جنوبی ایران، استانی به نام فارس قرار دارد که در گذشته بخشی از ایالت پارس یا فارس بود. فارس قدیم یا ایالت فارس استان های فارس کنونی، بوشهر، استان هرمزگان، استان کهگیلویه و بویراحمد و حتا استان یزد و شهرستان بهبهان از استان خوزستان را در بر می گرفت. در چند هزار سال پیش اقوام بومی سرزمین مان به ویژه عیلامیان در این ایالت سکونت داشتند و آثار باقی مانده از آنها نشان می دهد که فارس در آن دوران بسیار آباد بوده است.

سه هزار سال پیش از این اقوام، گروهی از مردم هند و اروپایی که ما آنها را با عنوان آریایی ها می شناسیم، از جنوب روسیه امروزی قدم به این خاک نهادند. آنها پس از زد و خوردهای بسیار با ساکنان این سرزمین در جای جای آن سکونت یافته و خانه های خویش را برپا کردند. بیشتر این افراد چوپان، گله دار و کوچ نشین بودند و به شیوه قبیله ای زندگی می کردند.

در حدود 1100 قبل از میلاد، زرتشت به پا خاست و دین مزدیسنا را به مردم ارایه کرد؛ دینی که مبتنی بر توحید و باور به خدای یگانه ای به نام اهورمزدا بود. این دین نیروهای طبیعی همانند آب، باد، آتش، خاک و خورشید را برگرفته از صفات خداوند می دانست و سرچشمه بدی ها را در وجود خبیثی به نام اهریمن می پنداشت. در آن زمان آریایی ها قبیله های بزرگی را شامل می شدند که از میان آنها می توان به پارسیان، مادها، سُکاها، بلخیان، خوارزمیان، سغدیان، هراتیان و پارتیان اشاره کرد. همه این قبایل به یک زبان فراگیر اما با لهجه های متفاوت سخن می گفتند و نام سرزمین شان را «ایریوشَیُ نِم» یا «ایریانو خشَثرُ» یعنی پادشاهی ایرانیان گذاشته بودند. البته این نام بعدها به اِئران شَتر و ایران شهر تغییر یافت که ایران کوتاه شده همین نام است.

در اواخر سده هشتم قبل از میلاد مادها در ایران غربی گرد هم آمدند و با آشوریان غارت گر به جدال پرداختند. این جنگ صد سال به طول انجامید تا سرانجام آشوریان شکست خوردند و مادها دولت بزرگی را برپا کردند که 120 سال سرپا ماند. 

کوروش، پسر کمبوجیه -پادشاه پارسیان- توانست مادها را مغلوب کند و بزرگترین دولت جهانی آن زمان را به وجود آورد. پارسیان در چند نقطه از جمله در اَنشان (45 کیلومتری شمال شیراز) و پاسارگاد (135 کیلومتری شمال شرقی شیراز) و پیرامون آنها سکنی داشتند. پایتخت آنها پاسارگاد بود ولی بعدها به همدان تغییر یافت. کوروش پس از نزدیک به سی سال فرمانروایی در جنگ با کوچ نشینان ماساگتی - از اقوام سکایی- به قتل رسید و پسرش کمبوجیه بر تخت او تکیه زد. 

کمبوجیه به مصر لشکرکشی کرد و این سرزمین را به قلمرو خود افزود. او با طغیان مُغ ها روبه رو شد و در حین جنگ و جدال در گذشت. مغ ها یا مغان طایفه‌ای از مادها بودند که به اجرای امورات مذهبی اشتغال داشتند. داریوش که از نزدیکان کوروش به شمار می آمد تاج و تخت هخامنشی را از چنگ مغ ها بیرون آورد و از 522 تا 486 قبل از میلاد به مدت 36 سال بر ایران حکومت کرد. خشایارشا یا خشیارشا که نوه دختری کوروش بود 20 سال بر ایران حکم راند و پس از او به ترتیب، اردشیر اول به مدت 43 سال، داریوش دوم به مدت 20 سال، اردشیر دوم 44 سال، اردشیر سوم 21 سال و داریوش سوم 6 سال بر تخت شاهی تکیه زدند.

در نهایت اسکندر مقدونی یا اسکندر کبیر به سرزمین مان حمله ور شد و به تاراج این خاک پرداخت و به این ترتیب دفتر حکومت هخامنشی برای همیشه بسته شد.

عکس قدیمی تخت جمشید
 

آشنایی با تخت جشمید | پایتخت آیینی هخامنشیان

تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران در مرودشت استان فارس است که داریوش بزرگ آن را بنیان نهاد. این شهر در سالیان متمادی توسط پادشاهان دیگر هخامنشی همچون خشایارشا و اردشیراول گسترش یافت و تا سال ها پایتخت باشکوه و تشریفاتیِ امپراتوری هخامنشیان بود. 

همه، این شهر را به واسطه ستون های سر به فلک کشیده و سرستون های تماشایی اش می شناسند و ردپایی از تاریخ را در نقش و نگارهای آن جستجو می کنند. در این شهر باستانی کاخی به نام تخت جمشید وجود دارد که در نخستین روز سال نو میزبان مقامات امپراتوری هخامنشیان بود و تقدیم پیشکشی های آنان را به پادشاه نظاره می کرد. 

هر تکه از این شهر 125 هزار متر مربعی حرفی برای گفتن دارد. نقش و نگارها و کتیبه ها از آنچه بر سر این ستون ها و دیوارها گذشته سخن می گویند و داستان هایی از تاریخ را روایت می کنند. در ادامه نگاهی گذرا به گوشه و کنار این شهر خواهیم داشت پس با ما همراه باشید...

موقعیت جغرافیایی تخت جمشید

تخت جمشید در ۱۰ کیلومتری شمال شهر مرودشت و در ۵۷ کیلومتری شیراز قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۷۷۰ متر است. این سازه با شکوه در جلگه مرودشت قرار دارد که نام اصلی آن مرغ دشت به معنای دشت خرم است. طول این جلگه از غرب به شرق حدود 60 کیلومتر است و عرض آن تا 70 کیلومتری شیراز ادامه دارد. رود کوروش (کُر) از شمال غربی تا جنوب شرقی این جلگه امتداد دارد. از شمال غربی جلگه، رود کوچک تری وارد می شود که پس از طی مسافتی به کُر می پیوندد. این رود در گذشته رود مادی نام داشت و امروزه آن را پلوار (پرآب) می خوانند. این دو رود پس از پیوستن به هم در نهایت به دریاچه بختگان می ریزند.

در حاشیه شرقی مرودشت کوهی به نام کوه رحمت وجود دارد که در گذشته با نام کوه مهر یا کوه میترا خوانده می شده است. نام کوه نشان از تقدس آن در نزد ایرانیان باستان دارد و در الواح عیلامی تخت جمشید نشانه هایی از این تقدس و حتا نذر کردن برای کوه دیده می شود. تخت جمشید دقیقا بر روی صخره ای در دامنه یکی از کوهپایه های کوه رحمت ساخته شده است؛ کوهی که تا دو سده پیش کوه شاهی نیز خوانده می شد. 

این جلگه از روزگاران کهن میزبان تمدن و فرهنگ های بومی و عیلامی بوده و شهر معروف آنشان نیز در آن قرار داشته است؛ شهری که کوروش و نیاکانش خود را پادشاه آن می دانستند.

طرف شرقی مجموعه کاخ‌های پارسه، بر روی کوه رحمت و سه طرف دیگر آن درون جلگه مرودشت ایجاد شده اند. تخت جمشید نیز بر روی صفه یا سکویی سنگی واقع شده است که ارتفاع آن از سطح جلگه مرودشت بین ۸ تا ۱۸ متر است.

تخت جمشید
photo by Niloufar Hosseinzade

بخش های مختلف تخت جمشید

شهر پارسه یا تخت جمشید بخش ها و کاخ های متعددی دارد که می توان درباره هر یک از آنها بسیار سخن گفت. در اینجا نگاهی گذرا و مختصر به این بخش ها داریم و در مطالبی جداگانه به طور مفصل به آنها خواهیم پرداخت.

معرفی بخش های مختلف تخت جمشید از گوشه شمال غربی آغاز می شود. با شروع از این بخش، یک ورودی بزرگ با 111 پله را پشت سر می گذاریم و به کاخ دروازه همه ملل می رسیم. سپس از حیاط آپادانا می گذریم، کاخ های آپادانا، تَچُر و هَدیش را می بینیم و راه مان را به سمت شمال شرقی ادامه می دهیم تا کاخ سه دروازه، حرمسرا یا اندرون (موزه)، دروازه نیمه تمام و استحکامات و باروها را از نظر بگذرانیم. در ادامه از تپه شرقی بالا رفته و آرامگاه های اردشیر دوم و سوم را به تماشا می نشینیم. در نهایت از راه خیابان رژه در شمال مجموعه دوباره به مدخل بزرگ باز می گردیم. با ما همراه باشید:

1- پلکان های ورودی

راه ورود به شهر پارسه، یک جفت پلکان قرینه در شمال غربی مجموعه است. پیش از رسیدن به این پلکان ها محوطه ای را با ابعاد 10.5 در 7 متر به اندازه 10 سانتی متر بالا آورده و سنگفرش کرده اند. در امتداد هر یک از اضلاع کوتاه تر این محوطه پلکانی را می بینیم که 63 پله دارد و در نهایت به پاگردی وسیع می رسد. این پلکان ها همچون دستانی به نظر می رسند که از آرنج خم شده اند. گویی این دستان می خواهند افراد را از زمین بلند کنند و در آغوش خود جای دهند.

پس از پاگرد و چرخشی 180 درجه پلکانی 48 پله ای وجود دارد که در ارتفاع حدود 12 متری از سطح زمین به ابتدای صفه (سکو) می رسد. با این حساب هر پلکان بر روی هم 111 پله (48+63) دارد که طول و عرض و ارتفاع یا پاخیز آنها به ترتیب 690، 38، و 10 سانتی متر است. 

پله ها دارای ارتفاع کمی هستند و توجه بسیاری از متخصصان را به خود جلب کرده اند. برخی از مورخان بر این باور بودند که این ارتفاع کم به دلیل راحتی عبور و مرور اسب ها بوده است؛ اما رفتن سواران به بالای صفه تصوری اشتباه به نظر می رسد. احتمال دارد در زمانی که از تخت جمشید پاسبانی نمی شده، حیوانات بارکش از این پله ها بالا و پایین می رفتند؛ اما اسناد، عبور و مرور سواره ها از این پله ها را رد می کنند. به نظر می رسد در ایران باستان با اسب به درون کاخ شاهی رفتن ممنوع و نشانه کوچک شمردن بارگاه فرمانروا بوده است.

امروزه کارشناسان معتقدند پله‌ها به این دلیل کوتاه تر از حد معمول ساخته شده اند که خدشه ای به راحتی و ابهت میهمانان هنگام بالا رفتن وارد نشود چرا که بر حسب تصاویر آنها با لباس های فاخر و بلند در این محل حاضر می شدند. بزرگان اداری و سپاهی باید می توانستند به راحتی و گفتگو کنان این پله ها را طی کنند؛ ضمن آنکه بر اساس نقش و نگارها بسیاری از این نجبا سالخورده بودند و پله های بلند برای آنها مناسب نبوده است.

برخی پژوهشگران بر این باورند که در زمان برگزاری جشن ها، بزرگان پارسی و ایرانی از پلکان راستی و نجبای قبایل دیگر از پلکان چپی استفاده می کردند.

کناره پلکان ها جان پناهی وجود دارد که دارای کنگره های چهارپله ای بوده و برخی از آنها هنوز سرپا هستند. کنگره ها بلندی‌های سر دیوار، حصار، قلعه و دیوارها هستند که ساختاری پله پله ای دارند و در اغلب ساختمان‌های باستانی ایران دیده می شوند. یکی از کاربردهای کنگره در دژهای کهن، این بوده که دژبانان در میان دیوار محافظ از جایی مناسب برای تیراندازی یا نیزه‌اندازی برخوردار باشند.

در این قسمت از تخت جمشید هر کنگره 64 سانتی متر بلندی داشته و در قسمت پهن تر آن تاقچه ای مستطیل شکل درآورده بودند. گفته می شود این کنگره ها نمود دژهای پارسیان و فرورفتگی آنها نشان دروازه اژدها بوده است. در بالا و میان دو سر پلکان، جلوخان کوچکی نیز وجود داشته است که امروزه می توان آثار آن را دید.

سنگ های آهکی به کار رفته در ساخت این پلکان ها نامنظم و بزرگ هستند. از هر تخته سنگی چهار یا پنج پله درآورده اند. آنها بدون ملات بر روی یکدیگر چیده شده و بست های مستطیل شکل آنها را به هم پیوند داده اند. بد نیست بدانید این نوع بست و تراش می تواند نشان از ساخت این قسمت در دوره خشایارشا باشد.

بسیاری از این پله ها به مرور زمان و به دلیل گزند آب و هوا ساییده و شکسته شده و در دهه 50 خورشیدی توسط متخصصان ایتالیایی و ایرانی تا حدی مرمت شده اند.

2- در فرعی

به جز پلکانی که از آن نام بردیم ورودی دیگری نیز به تخت جمشید وجود دارد؛ دَرِ کوچکی در شمال غربی صفه. در اینجا کوهپایه و صفه به هم چسبیده اند و بدون بالا رفتن از پله می توان به صفه رسید. در فاصله ده متری جنوبِ این درِ فرعی، سه تخته سنگ لبه دار، روی زمین وجود دارد که بقایای یک مدخل یا دروازه بوده اند. هنوز جای پاشنه در را می توان در این مدخل دید که رو به سمت جنوب باز می شده است. 

ژ.دوفرنکویچ این گودی پاشنه و سنگ های کنارش را آتشدان و باقی مانده یک معبد دانسته و فرضیات بسیاری را در این مورد ارایه داده است؛ چیزی که هیچ گاه به اثبات نرسید.

تخت جمشید
 

3- دروازه همه ملل

در شرق جلوخان، پلکان ورودی کاخ کوچکی به نام دروازه همه ملل یا دروازه همه کشورها قرار دارد که بسیاری آن را با عنوان دروازه ملل می شناسند. این کاخ میزبان نمایندگان همه اقوام تابع ایران بوده است و همه پس از عبور از آن راهی کاخ بار (آپادانا) می شدند. از این رو به آن کاخ انتظار یا کاخ دالان انتظار نیز می گویند. دروازه همه ملل متعلق به دوره خشایارشا است؛ برخی می گویند پی ریزی این بنا توسط داریوش بزرگ صورت گرفته؛ اما همه شواهد حاکی از آن هستند که خشایارشاه آن را به پایان برده است.

این بنا تالاری با دیوارهای خشتی، سه درگاه بزرگ و چهار ستون بلند برای نگه داشتن سقف دارد. وسعت تالار این کاخ 612.5 متر مربع و اندازه هر ضلع آن به حدود 24.75 متر می رسد. بام کاخ 18 متر از سطح جلوخان پلکان ورودی ارتفاع دارد و تیغه کنگره هایش 33 متر از سطح دشت بالاتر هستند. ارتفاع ستون ها به بیش از 16.5 متر می رسد؛ دو تا از این ستون ها تا سال 1965 میلادی برپا بوده اند و یکی دیگر را هم با خرد ریزها و شکسته های دو ستون دیگر ساخته اند. ستون تازه ساخته شده کامل ترین ستون تخت جمشید کنونی به شمار می رود.

کاخ دروازه ملل یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌ است که امروزه بقایای دروازه‌های آن در محل دیده می شود. بر دروازه ها طرح مردان بالدار و طرح دو گاو سنگی با سر انسانی به چشم می خورد. بالای این دروازه‌ها شش کتیبه میخی قرار دارد که پس از ذکر نام اهورامزدا چنین مضمونی را بیان می کنند:

هر چه به دیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.

دروازه جنوبی این کاخ رو به کاخ آپادانا یا کاخ بزرگ بار باز می شود.

4- کاخ آپادانا

کاخ آپادانا یا کاخ بار داریوش را می توان عالی ترین و باشکوه ترین و وسیع ترین ساختمان مجموعه دانست؛ حقیقتی که اریک اشمیت -حفار تخت جمشید- نیز به آن اذعان داشته است. این کاخ به فرمان داریوش بزرگ بنا شد و به برگزاری جشن‌های نوروزی و میزبانی از نمایندگان کشورهای وابسته اختصاص یافت. کاخ آپادانا از یک تالار چهارگوش مرکزی با 36 ستون و 3 ایوان و 4 برج در 4 گوشه بیرونی تالار و یک رشته اتاق نگهبانی در جنوب تشکیل شده است. 

ورود به این کاخ از طریق دو پلکان دو طرفی میسر است؛ یکی در سمت شمال و چسبیده به ایوان شمالی و دیگری در شرق و متصل به ایوان شرقی. بر روی دیوار این پلکان ها نقوش و کتیبه های با شکوهی به چشم می خورد که در آینده به طور مفصل در مورد آنها سخن خواهیم گفت. به طور کلی می توان کاخ بار را به این قسمت ها تقسیم کرد:

حیاطی به شکل حرف L که چند عامل در آن جلب توجه می کند؛ تخت سنگی حوض مانند که کاربرد آن هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد و راه آب های زیرزمینی که در شمال و شمال غربی و شرق حیاط دیده می شوند. 

پلکان هایی که نقوشی زیبا و چشم نواز و پرمعنا دارند که از جمله آنها می توان به تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی در دست اشاره کرد که هر بخش از آن به یکی از ملل اختصاص دارد.

ایوان غربی که بیش از 14 متر از سطح دشت بالاتر است.

ایوان شمالی که 1500 متر مربع وسعت دارد و با یک پلکان دوطرفه به حیاط می رسد. این پلکان به دلیل نقش و نگارها و ساختار از شاهکارهای دوره هخامنشی به شمار می رود.

ایوان شرقی که از آن با عنوان پراهمیت ترین بخش بنا یاد می کنند که نقش های زیبا و باشکوهی دارد. ستون های این ایوان دارای سرستون هایی به شکل شیر دو سر هستند.

برج های چهارگانه که به شکل مربع و چند طبقه هستند.

تالار مرکزی آپادانا که سقفی با ارتفاع بیش از 20 متر دارد و دارای وسعت و شکوهی بی سابقه در تاریخ هنر است؛ به طوری که بیش از 10 هزار مهمان را در آن پذیرا بودند. ستون های این تالار دارای حجاری گاو دو سر و گل و بوته هستند.

محوطه جنوبی که در جنوب تالار مرکزی قرار دارد و در آن اتاق های دراز و انبار مانند ساخته بودند که با هم ارتباط داشتند.

مهتابی های جلویی و عقبی که نقوش سرو، نخل، شیرگاو شکن نمادی از اسطوره زایش خورشید و جشن شب یلدا) و ... را می توان در آنها یافت.

پلکانی در قسمت جنوب غربی کاخ وجود دارد که دسترسی به کاخ تچر را میسر می کند.

5- کاخ اختصاصی داریوش (تچر)

از نخستین بناهایی که در تخت جمشید بنا نهادند کاخ داریوش معروف به تچر بود. این کاخ در جنوب غربی آپادانا و به سمت آفتاب قرار دارد. این بنا سنگ های خاکستری و بسیار صیقلی دارد؛ به طوری که عکس افراد در آن می افتاده است و همین باعث شده تا آن را آینه خانه نیز بخوانند. کاخ تچر بر روی سکویی ساخته شده که 2.20 تا 3 متر از کف آپادانا و حیاطش بالاتر است. طرح این ساختمان مستطیلی است و شامل عناصر زیر می شود:

یک تالار مرکزی که سه ردیف 4 تایی ستون دارد و اتاق های کوچکی در پیرامون آن قرار گرفته است.

دو اتاق مربع شکل، در شمال، که هر یک 4 ستون داشته اند و با اتاق های باریک و بلند جانبی محدود می شدند. 

یک ایوان 8 ستونی در جنوب که به دو اتاق جانبی راه داشته است.

یک پلکان دو طرفه در جنوب بنا که بر بدنه آنها نقش افرادی که بره و خوراکی و یا ظرف آشپرخانه در دست دارند حجاری شده است.

کتیبه ها و نقش و نگارهایی که هر یک اطلاعاتی ویژه به ما می دهند و در آینده به طور مفصل از آنها سخن خواهیم گفت. می‌توان کتیبه‌های گوناگونی از زمان هخامنشی تا دوران قاجار در این کاخ یافت و به همین دلیل از آن به عنوان موزه خط نیز یاد می‌شود. 

حیاط جنوبی که نقوشی همچون سربازان، گاوهای در چنگ شیران، خدمه و .... در آن به چشم می خورد.

پلکانی در جنوب حیاط قرار دارد که ما را به بقایای کاخی که از آن با عنوان کاخ ه یاد می شود می رساند و پلکانی در شرق نیز به شمال کاخ هدیش منتهی می شود.

کاخ تچر
 

6- کاخ ه

کاخ ه بنایی نیمه ویران است که دو پلکان منقوش دارد. طرح نقش آن متشکل از دو گروه 16 نفره از نیزه داران پارسی بوده که در مقابل یکدیگر و در دو سوی کتیبه ای فارسی ایستاده اند. برخی بر این باورند که این پلکان از ابتدا در این محل نبوده و در جنوب کاخ ج -که در ادامه در موردش سخن می گوییم- وجود داشته است. اردشیر سوم این پلکان منقوش را به کاخ ج افزوده بود؛ اما بعدها قطعات منقوش را از محل خود کنده و به اینجا آورده است. این در حالی است که پلکان اصلی به گواهی قطعه مکتوب آن، مربوط به بنایی بوده که خشایارشا آن را آغاز کرده و اردشیر یکم به پایان رسانده است. نقش سی گروه هدیه آور نیز در میان نقوش این پلکان دیده می شود.

کاخ ه
 

7- کاخ هدیش

هدیش یا کاخ اختصاصی خشیارشا بنایی در مرتفع‌ترین قسمت صفه تخت جمشید است که از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط پیدا می کند. به خاطر ویرانی شدید اطلاعات زیادی در مورد این کاخ به دست نیامده است و همین باعث شده تا بسیاری آن را کاخ مرموز بخوانند.

این کاخ حدود 2550 متر مربع وسعت دارد. قسمت اعظم کاخ، یک تالار مرکزی مربع شکل با اضلاع 36.5 متری است که 6 ردیف 6 تایی ستون در آن قرار داشته است. در شمال این تالار، ایوانی 12 ستونی وجود داشته که با دو درگاه به تالار راه پیدا می کرده است. در شرق و غرب تالار دو دستگاه ساختمان ساخته بودند که اتاق نگهبانان، اتاق چهار ستونی، کفش کن و برج محافظ را در خود داشتند. بر درگاه های بزرگ کاخ نقش خشایارشا به چشم می خورد که تاجی صاف بر سر دارد. بالای این نقش، کتیبه هایی به زبان های فارسی باستان، عیلامی و بابلی به چشم می خورد که او را معرفی می کند.

کاخ خشایارشا یک بنای خصوصی بوده است و از ایوان جنوبی آن منظره چشم نوازی از دشت مرودشت را می توان دید. یک پلکان دو طرفه در سمت غرب، این کاخ را به کاخ تچر و پلکانی در شمال شرقی آن را به کاخ د پیوند می دهد.

8- کاخ ج و د

 در جنوب کاخ آپادانا، شرق کاخ تچر و شمال کاخ خشایارشا، بقایای بنای بلندی قرار دارد که بر اساس پژوهش ها دیواری از خشت خام داشته است. برخی آن را پرستشگاه می دانند چرا که بلندتر از سایر بخش های تخت جمشید است و جایی چون این شهر باید نیایشگاهی نیز داشته باشد. 

پژوهش ها نشان می دهند که پلکانی منقوش به تصاویر سربازان و خدمه حامل ظروف و خوراکی در این محل بوده که بعدها آن را کنده و به جنوب حیاط کاخ تچر برده اند. وجود این پلکان، حکایت از وجود کاخی اختصاصی در این محل است و فرضیه نیایشگاه را منتفی می کند. برخی نیز باغ شاهی را در این مکان جستجو کردند؛ اما دلیل معتبری برای وجود آن در این محل نیافتند. پیدا شدن سکه های مربوط به اردشیر بابکان حاکی از برپا بودن بنا تا زمان ساسانیان است.

در شرق کاخ خشایارشا محوطه روبازی وجود دارد که در آن چند قطعه شکسته از زیر ستون، قلمه و سنگ کنده کاری یافت شده است و باعث شده تا برخی وجود کاخی دیگر به نام کاخ د را در آنجا محتمل بدانند. در زیر این محوطه دیوارهایی موازی از خشت خام یافت شد که فضای میان شان پر از خاک و خرده سنگ بود و هیچ اثری از زندگی مداوم در آنها دیده نمی شد.

تخت جمشید
 

9- حرمسرا یا کاخ ملکه

حرمسرا یا اندرون، کاخی به شکل L و متشکل از دو ساقه مستطیلی است. یک ساقه یا شاخه از این بنا در قسمت غرب یعنی در جنوب کاخ خشایارشا قرار دارد که به قسمت غربی حرمسرا معروف است. شاخه دیگر در غرب خزانه و شرق کاخ د است و اکنون به عنوان موزه تخت جمشید و ساختمان اداری از آن استفاده می شود. این بنا را کاخ ملکه نیز می نامند.

دیوارهای ضخیمی این بنا را احاطه کرده بودند و تنها ورودی کوچکی از شمال غربی داشت. این بدین معناست که غریبه ها به سختی می توانستند وارد آن شوند و همین امر باعث شد تا به آن عنوان حرمسرا یا اندرون بدهند. این مجموعه شامل چند دستگاه ساختمان مشابه بوده است که توسط دو راهروی بلند موازی به هم پیوند داشتند و شامل این بخش ها می شدند: تالار چهارستونی و یک یا دو اتاق جانبی.

در سایر قسمت های مجموعه نقش شاه را به همراه سربازان و عالی منصبان می بینیم؛ اما در اینجا شاه به همراه یک خواجه حرم نقش شده است. کتیبه ای در این قسمت کشف شده که به زبان پارسی باستان و بابلی است و به خشایارشا تعلق دارد. 

در شمال حرمسرا یک حیاط مستطیل شکل قرار دارد که در شرق کاخ سه دروازه و غرب قسمت شمالی خزانه قرار گرفته است.

تخت جمشید
photo by Xuhai Li

10- موزه تخت جمشید

موزه تخت جمشید قدیمی‌ترین بنای ایران است که به عنوان موزه مورد استفاده قرار می گیرد و شامل یک ایوان، دو گالری و یک تالار است. از جمله آثار به نمایش در آمده در این موزه می توان به این موارد اشاره کرد:

مهره‌های دوره هخامنشی به رنگ‌های زرد، سیاه، قهوه‌ای روشن و قهوه‌ای تیره در اندازه‌های مختلف، گل نبشته‌های تخت جمشید، چشم گاو و گوش گاو سنگی، پنجه و سر شیر از سنگ لاجورد، خنجر، شمشیر، سرنیزه، پیکان، قرقره بالا بر فلزی، ظروف، گلدان و هاون سنگی، قسمتی از پرده‌های سوخته تخت جمشید، کتیبه حرم خشایارشا با ترجمه به زبان فارسی و انگلیسی، زینت آلات طلا و نقره و...

موزه تخت جمشید در روز ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۱ مصادف با روز جهانی موزه افتتاح و در آن به روی علاقه مندان گشوده شد.

زمان بازدید: 07:30 تا 19:00 در شش ماه اول سال و 07:30 تا 17:00 در شش ماه دوم سال

هزینه بازدید: 3000 تومان برای اتباع ایرانی و 20000 تومان برای اتباع خارجی

10- کاخ سه دری

کاخ کوچکی در مرکز تخت جمشید قرار دارد که از طریق سه درگاه و چند راهرو به کاخ های دیگر راه می یابد و به همین جهت آن را کاخ سه دری، کاخ سه دروازه و یا کاخ مرکزی می خوانند. در بعضی منابع از این بخش با عنوان کاخ شورا یاد شده است و برخی با عنوان دروازه شاهان نیز از آن یاد می کنند زیرا بر پلکان های آن نقش نجبای کشور به چشم می خورد که به وضعی دوستانه و غیررسمی به دیدن فرمانروا می روند. پیش از این ساخت این کاخ را به داریوش بزرگ نسبت می دادند؛ اما امروزه شواهدی در دست است که مشخص می کند سازنده این کاخ اردشیر یکم بوده است.

ساختمان این کاخ طرحی چهارگوش دارد و در میان آن تالاری واقع است که سقفش را بر چهار ستون سنگی بزرگ استوار کرده اند. درگاه ورودی و اصلی این کاخ در دیوار شرقی قرار داشت و پادشاه از آنجا تردد می کرد. دو درگاه دیگر نیز در شمال و جنوب بنا تعبیه شده بودند. از بخش های مهم این کاخ می توان به پلکان و ایوان شمالی، تالار مرکزی، ایوان جنوبی و حیاط خلوت نام برد. نقوش بسیار مهم و زیبایی در این کاخ به چشم می خورند که مهم ترین آنها نقوش نمایندگان اقوام مختلف بر درگاه شرقی هستند که توجه بسیاری را به خود جلب می کنند. 

تخخت جمشید
photo by Yashar Azari

11- خزانه تخت جمشید

در شرق حرمسرا و جنوب کاخ صدستون بقایای ساختمانی بزرگ دیده می شود که دیواری آن را در بر گرفته و خیابان های پهنی آن را از قسمت های پیرامونش جدا کرده اند. این ساختمان در طول تاریخ تغییراتی را به خود دیده و هیچ گاه به یک شکل نبوده است. گفته می شود سنگ بنای این ساختمان را داریوش بزرگ بنا نهاد. این بنا دژی مستطیل شکل بود و از غرب به شرق این قسمت ها را شامل می شد: اتاق های کوچک سربازان، سه تالار چهار ستونه و یک اتاق 2 ستونه، دو جفت تالار بزرگ، یک حیاط بزرگ در شرق، چند تالار متوسط ستون دار.

جالب آنکه تمام ستون های این بنا را از چوب ساخته و با گل و گچ رنگین پوشانده بودند. ساخت این ساختمان در 507 پیش از میلاد به پایان رسید.

کمی بعد متوجه شدند که تمام گنج های شاهی در این ساختمان نمی گنجد پس به فکر ساخت خزانه ای دیگر افتادند که عبارت بود از همان خزانه اول به همراه اضافاتی در شمال آن که عبارت بود از: یک جفت تالار 24 ستونه و یک تالار 99 ستونه و حیاطی با چند تالار و ایوان و اتاقک. 

بعدها خشایارشا قسمت غربی این بنا را از میان برداشت تا بنایی دیگر را بسازد. بر اساس شواهد او این کار را به خواست پدرش، داریوش بزرگ انجام داده است. به جای بخش برداشته شده ساختمانی دیگر در شمال خزانه دومی ساختند که یک تالار صد ستونی و چند پاسدارخانه را شامل می شد. به این شکل خزانه سوم یعنی همانی که امروزه آثار آن را می بینیم برپا شد. در میان اشیای مهمی که در این گنج نهفته بود می توان به یک جفت نقش برجسته بر روی سنگ مرمر اشاره کرد که مجلس بار عام شاهی را نشان می دهد و یا از الواح گلین عیلامی نام برد که بر آنها مطالبی در مورد کارگران و کارفرمایان و اندازه دستمزدشان نوشته شده است.

12- کاخ صدستون و ساختمان های اطراف

دومین کاخ بزرگ تخت جمشید کاخ صد ستون یا تالار تخت است که در شرق حیاط آپادانا قرار دارد. قسمت اصلی این کاخ تالار مربع شکل آن است که هر یک از اضلاع آن حدود 68.5 متر طول دارند و وسعتش به بیش از 4600 متر مربع می رسد. سقف تالار بر 10 ردیف 10 تایی ستون سوار شده است و شکوه خاصی را به نمایش می گذارد. گفته می شود که ارتفاع ستون ها به 14 متر می رسیده است و همگی منقش به گل و بوته و نخل بوده اند.

هشت درگاه، این تالار را به دالان ها، صندوق خانه ها و یک ایوان پیوند می دهد. در شمال ایوان شمالی، حیاطی بزرگ قرار دارد و در شرق آن دستگاه ساختمانی مشمل بر تالارها، انبارهای سربازی، راهروها و دالان های کوچکتر دیده می شود.

تالار بسیار مهم صد ستون توسط خشایارشا بنیان نهاده شد و اردشیر یکم ساخت آن را به پایان رساند. کتیبه ای در این کاخ وجود دارد که بر این مطلب صحه می گذارد. 

چند موضوع بر درگاه های تالار صدستون حجاری شده است: صحنه بارعامی که چهار بار بر هر طرف دو درگاه شمالی ایجاد شده است، صحنه اورنگ بران بر درگاه های جنوبی، شاه شیر کُش و پهلوان هیولاکش بر درگاه های شرقی و غربی.

در شرق کاخ صد ستون یک مجموعه ساختمان دیده می شود که به احتمال زیاد به سلحشوران تعلق داشته است. در شمال این ساختمان ها تالاری ستون دار و تعدادی اتاقِ انبار مانند است که آنها را متعلق به سربازان می دانند. در شرق این دو مجموعه ساختمانی، خیابان شرقی تخت جمشید قرار دارد که طول آن به 330 متر می رسد. احتمالا از این خیابان برای عبور گردونه های شاهی و ارابه های نجبا و سپاهیان استفاده می کردند.

13- دروازه نیمه تمام و دیوان سرا

کاخ کوچکی در شمال حیاط صد ستون قرار دارد که نیمه تمام باقی مانده اما دارای طرح و کاربردی همچون دروازه ملل است؛ به همین علت آن را دروازه نیمه تمام می خوانند. این بنا چنین قسمت هایی را در خود داشته است: یک تالار چهارستونی با دو درگاه شمالی و جنوبی و دو اتاق جانبی برای پاسداران. در این بخش درگاه ها هنوز تکمیل نشده اند و سازندگان فرصت برپاسازی ستون ها را هم نیافته اند. به دلیل ناتمام ماندن کار، اطلاعاتی درباره معماری و پیکرتراشی را می توان در آنها یافت.

در شمال این بنا ساختمان هایی وجود داشته است که بر اساس بررسی اشیای یافت شده در شرق آنها، دبیرخانه یا دیوان سرای شاهی بوده اند. از جمله این اشیا می توان به 30 هزار لوحِ گِلینِ مُهر مانند اشاره کرد که بر آنها اسناد دیوانی تخت جمشید به خط عیلامی نگاشته شده است.

تخت جمشید
 

14- چاه سنگی 

در شمال شرقی خزانه و در ارتفاع 22 متری از سطح آن چاهی به عمق 26 متر دیده می شود که 4.7 در 4.7 متر دهانه دارد و در سنگ کنده شده است. در شرق این چاه آثاری وجود دارد که نشان می دهد آب پس از لبریز شدن از چاه به خندقی می ریخته که آن را به موازات خیابان پشت خزانه کنده بودند. 

این چاه ارتباطی با راه آب های زیرزمینی تخت جمشید ندارد و به احتمال زیاد برای ذخیره آب آشامیدنی به کار می رفته است. همچنین احتمال استفاده از این چاه برای گرفتن راه سیل های موسمی و ممانعت از سرریز شدن جریان آب بر روی کاخ ها نیز می رود. کارکرد این چاه هر چه بوده فرقی نمی کند به هر حال کندن آن خود یک شاهکار محسوب می شود.

تخت جمشید
 

15- آرامگاه های شاهی

دو آرامگاه کامل در دامنه کوه رحمت و مشرف به تخت جمشید قرار دارد که متعلق به اردشیر دوم و اردشیر سوم هستند. در شمال شرقی چاه سنگی و در ارتفاع 40 متری آثاری از یک عمارت و یک آرامگاه کنده شده در سنگ به چشم می خورد. بنا دارای این بخش ها بوده است: یک اتاق دو ستونی، ایوان دو ستونی در غرب، صندوق خانه هایی در شمال و جنوب و تالاری چهارستونی با یک اتاق جانبی در شمال. نمای آرامگاه به تقلید از آرامگاه داریوش در نقش رستم، به صورت صلیبی ناقص است که می بایست چهار بازوی مساوی داشته باشد؛ اما گویا بازوی پایینی نیمه تمام مانده است. بر اساس نظر بعضی از باستان شناسان این آرامگاه متعلق داریوش سوم است.

در دین ایرانیان باستان، آب، آتش و خاک سه آفریده مقدس بودند و بنابراین مردم نمی توانستند با سپردن اجسادشان به آنها، آلوده شان کنند. بنابراین مردم راه های دیگری را برای مردگان خود بر می گزیدند. یکی از این راه ها، رها کردن اجساد در دخمه بود تا خوراک پرندگان شوند و سپس استخوان های شان را در استودان یا استخوان دان نگهداری کنند که نمونه هایی از آنها در تخت جمشید یافت شده است. راه دیگر مومیایی کردن اجساد بود؛ آنها قسمت های نرم بدن را خارج کرده و آن را با موم و انگبین و مشک پر می کردند. سپس اجساد را در صندوق های سنگی می گذاشتند و روی شان را محکم می بستند تا آب و آتش و خاک به درون آنها نفوذ پیدا نکند. در ابتدا این صندوق ها را به صورت خانه می ساختند مثل آرامگاه کوروش؛ اما بعدها داریوش و جانشینانش قبرهای کنده شده در سنگ را ترجیح دادند و ساختار آرامگاه ها تغییر کرد.

برنامه نور و صدا در تخت جمشید

اگر از علاقه مندان تاریخ هستید و یا دوست دارید با تخت جمشید، این میراث ماندگار ایران زمین، بیشتر آشنا شوید و یا حتا آن را با چهره ای متفاوت در شب ببینید می توانید از برنامه نور و صدا در این سایت باستانی بهره ببرید. در این برنامه نورپردازی ویژه ای در تخت جمشید صورت می گیرد و شما بر روی پرده نمایش می توانید شکوه تخت جمشید را به تماشا بنشینید و به صدای راهنمایان گوش فرا دهید. برای شرکت در این برنامه کافیست حدود یک ساعت تا 45 دقیقه قبل از آغاز اجرا بلیت مربوطه را تهیه کنید.

 زمان اجرای برنامه : در ایام نوروز هرشب، از اول خرداد تا آخر شهریور پنج شنبه ها و جمعه ها

ساعت اجرای برنامه: 20:30 

زمان تهيه بلیت: 1 ساعت قبل از شروع سانس‌

هزینه: 3000 تومان برای اتباع ایرانی و 20000 تومان برای اتباع خارجی

ظرفیت: 400 نفر

نکته 1: برای گروه ها در سایر روزها نیز امکان اجرای برنامه وجود دارد

نکته 2: برنامه در فضای باز اجرا می شود و به دلیل برودت هوا در شش ماه دوم سال اجرایی وجود ندارد.

امکانات تخت جمشید

در تخت جمشید امکاناتی برای گردشگران در نظر گرفته شده است که البته از نظر بسیاری از بازدیدکنندگان کیفیت و کمیت مناسب را ندارد. از جمله این امکانات می توان به سرویس های بهداشتی، کافه، رستوران، فروشگاه و پارکینگ اشاره کرد که افراد می توانند از آنها استفاده کننند.

تخت جمشید
photo by Ali Bahadori

تاریخچه تخت جمشید

سخن گفتن از تاریخچه تخت جمشید کار دشواری است؛ چرا که بسیاری از مدارک و اسناد مرتبط با این موضوع از بین رفته و امروزه تنها حدس و گمان ها و پژوهش های باستان شناسی می توانند پاسخگوی پرسش های ما در این زمینه باشند. افراد بسیاری در این مورد تحقیق انجام داده اند که در اینجا جمع بندی مختصری را از آنها ارایه می دهیم.

یافته های باستان شناسی نشان می دهند که قدیمی‌ترین بخش تخت جمشید به سال ۵۱۸ پیش از میلاد تعلق دارد. منابع متعدد و گوناگون تاریخی به این مساله اذعان دارند که ساخت تخت جمشید در زمان داریوش بزرگ و در دامنه غربی کوه رحمت یا میترا یا مهر آغاز و در سال های آتی توسط جانشینان وی تکمیل شد. 

داریوش بزرگ در 518 قبل از میلاد صخره بزرگی را در شمال غربی کوه مهر برگزید تا کوشک شاهانه ای بر آن بسازد. هدف او از ساختن چنین بنایی، ساختن پایتخت اداری یا سیاسی نبود چرا که این مکان از شهر فاصله بسیاری داشت. او می خواست مرکزی برای تشریفات ایرانی ایجاد کند و مراسم خاص را در آنجا به پا دارد. ارنست هرتسفلد -باستان شناس آلمانی- که در دهه 1930 میلادی در تخت جمشید حفاری می کرده است درباره کاربرد این شهر باستانی چنین می گوید:

چنان می نماید که تخت جمشید جایی بوده است که به علت های تاریخی و علایقی ریشه دار، در زادگاه دودمان هخامنشی ساخته شده و نگهبانی گشته و تنها در مواقع برگزاری مراسم و تشریفاتی خاص از آن استفاده می شده است.

بسیاری بر این باورند که ساخت تخت جمشید تا 120 سال ادامه داشت؛ اما برخی دیگر این مقدار را تا 188 سال نیز تخمین می زنند. بیشتر ساختمان های تخت جمشید در زمان داریوش بزرگ و پسرش خشایارشا بنا شد؛ اما این اردشیر یکم بود که ساخت برخی بناها را به پایان برد. شواهدی در دست است که نشان می دهد اردشیر سوم نیز تعمیراتی در تخت جمشید انجام داده و سازه هایی را به آن افزوده است. آرامگاه‌های اردشیر دوم و سوم در کوهپایه شرقی تخت جمشید کنده شده‌ است. 

بر اساس خشت‌نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید، معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌شماری در ساخت این شهر مشارکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز بهره می بردند. خانم پروفسور کخ معتقد است که این پشتیبانی اجتماعی برای آن سال ها شبیه به یک معجزه است چرا که امروزه در هیچ کشوری نمی توان نمونه اش را یافت.

اسکندر در سال ۳۳۴ قبل از میلاد با ارتشی شامل ۴۸۰۰۰ سرباز پیاده، ۶۱۰۰ سوار و ۱۲۰ کشتی جنگی با ۳۸۰۰۰ خدمه از تنگه داردانل در شمال غربی ترکیه عبور کرد. برخی از سربازان ارتش او از اهالی مقدونیه و دولت شهرهای یونانی و برخی دیگر رعایایی از مزارع اربابان تراکیه (از کشورهای باستانی ناحیه بالکان)، پایونیا (سرزمینی در منطقه تراکیه)، و ایلیریا (سرزمینی باستانی در غرب شبه‌جزیره بالکان) بودند. اسکندر یک نیزه به خاک آسیا پرتاب کرد و با اشاره به اینکه او آسیا را هدیه‌ای از جانب خدایان برای خود می داند، قصدش را تسخیر سرتاسر شاهنشاهی هخامنشیان عنوان کرد. او به راه افتاد و بر سر راهش هر چه بود را از میان برد تا اینکه از بابل به شوش رسید که یکی از پایتخت‌های هخامنشیان بود. او این شهر را ویران کرد و قسمت اعظم سپاه خود را به تخت جمشید فرستاد. خود او نیز با سپاهی گلچین شده به همان جا رفت.

آریو برزن یکی از شاهزادگان هخامنشی و سردار ایرانی، گذرگاه دربند پارس را مسدود کرد. این گذرگاه بر اساس مختصات امروزی در مرز بین استان‌های کهگیلویه و بویر احمد و فارس قرار داشت و از جنوب، کوه دنا در رشته‌کوه زاگرس را در بر می گرفت. اسکندر به ناچار به این گذرگاه حمله کرد و با شکست آریوبرزن خود را به تخت جمشید رساند. او با ورود به تخت جمشید سپاهیانش را برای غارت آزاد گذاشت و پنج ماه در این شهر سکنی گزید. در یکی از روزها قسمت شرقی کاخ خشایارشا طعمه آتش شد و این بلا به باقی نقاط شهر نیز سرایت کرد. در مورد این آتش سوزی حدس و گمان های بسیاری وجود دارد؛ عده ای آن را ناشی از بدمستی افراد می دانند و عده ای آن را انتقام عمدی آتش‌سوزی آکروپولیس در جنگ دوم یونانیان با ایرانیان می پندارند.

به هر روی این شهر تماشایی در جریان حمله اسکندر مقدونی به ایران در ۳۳۰ پیش از میلاد، به آتش کشیده شد و بخش عظیمی از کتاب‌ها، فرهنگ و هنر هخامنشی از میان رفت. باستان‌شناسان با بررسی ویرانه‌های تخت جمشید نشانه‌های آتش و هجوم را تایید می کنند.

دیودور سیسیلی (Diodorus Siculus) -تاریخ نگار یونانی- از زبان یکی از یاران اسکندر غارت شهر با شکوه پارسه را این گونه توصیف می کند:

 شهر پارسه پایتخت شاهنشاهی پارسیان بود... توانگرترین شهر روی زمین شمرده می شد و خانه های افراد عادی هم از وسایل گرانبها پر بود. فرش، جامه و ساز و برگ گوناگون و در اینجا سیم و زر فراوان به چنگ غارتگران مقدونی افتاد. با جامه های پربهایی که با رنگ های بسیار اصیل ارغوانی و زری دوزی اعلا مزین بودند... مقدونیان یک روز تمام، شهر را تاراج می کردند و اموال غارتی را با تیغ و خنجر از هم می ربودند و پاره می کردند، زنان را به بندگی گرفته و جامه و اثاث شان را به تاراج می بردند تا بدانجا که پارسه که زمانی توانگرترین شهر دنیا بود بدبخت ترین شهر جهان گشت...بر روی صفه، کاخ های شاهی قرار داشت و در اطراف صفه کاخ های خصوصی شاهان و خانه های افراد خاندان شاهی و نیز برزن هایی که محل سرای نُجَبا محسوب می شد، پراکنده بود. همه از رخت و اثاث بسیار تجملی پر بود و جز آن محل هایی هم برای نگهبانی از خزانه شاهی قرار داشت.

کنتوس کرتیوس این یورش غم انگیز را این گونه توصیف می کند:

هیچ شهری به توانگری آن نبود و چندان ثروت از آنجا به مقدونیان رسید که از تصور بیرون بود. وقتی آنها شروع به کشتن مردم کردند، عده زیادی از اهالی، خانه های خود را می سوزاندند و خود و زن و بچه های شان را از دیوارها به زیر می انداختند و کشته می شدند. بدین سان شهر نابود شد و حتا در سده های بعدی هم سر بلند نکرد و دیگر اثری از آن نمانده است. 

این پایان کار تخت جمشید نبود. کتیبه‌هایی از پادشاهان ساسانی نیز در تخت جمشید یافت شده است که نشان می دهند پس از ورود اسلام به ایران نیز این مکان را محترم می شمردند و آن را با شخصیت‌هایی همچون سلیمان نبی و جمشید مرتبط می کردند. دو کتیبه به خط کوفی از عضدالدوله دیلمی و کتیبه‌های دیگری هم به عربی و هم به فارسی در تخت جمشید دیده می شود. جدیدترین کتیبه، مربوط به دوره قاجار بوده و به فرمان مظفرالدین شاه قاجار نگاشته شده است.

ارنست هرتسفیلد اولین کاوش های علمی در تخت جمشید را در ۱۹۳۱ زیر نظر رضاشاه انجام داد. وی از سوی خاورشناسی دانشگاه شیکاگو فرستاده شده بود و یافته‌های وی هنوز هم در این موسسه وجود دارند. هرتسفیلد دلیل ساخت این ارگ باشکوه را این گونه عنوان کرد:

 نیاز به جوی شاهانه و باشکوه، نمادی برای امپراتوری پارس و مکانی برای جشن گرفتن وقایع خاص به خصوص نوروز

کاوش ها در تخت جمشید ادامه یافت و تا کنون بیش از ۳۰ هزار گل نبشته از این محل کشف شده است که شاید از نظر ابعاد و متن کوچک و مختصر باشند؛ اما به لحاظ محتوا از با ارزش ترین اسناد دوران هخامنشی هستند. این گل نبشته ها سندی قطعی از نظام اداری و اجتماعی آن دوران به شمار می روند و اطلاعات باارزشی را در خود دارند.

بد نیست بدانید که لوئیجی پشه اولین عکاسی بود که برای تصویربرداری به تخت جمشید قدم گذاشت. او در سال ۱۲۷۴ هجری قمری به سرزمین باستانی فارس رفت تا از تخت جمشید، پاسارگاد و نقش رستم عکسبرداری کند. وی عکس هایش را به ناصرالدین شاه هدیه داد و این امر باعث شد تا او از عکاسان دیگری برای تهیه تصویر از آثار باستانی ایران دعوت به عمل آورد.

کاربرد تخت جمشید

بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که تخت جمشید تنها جایی برای برگزاری جشن نوروز بوده چرا که این مناسبت زمان خوبی برای دریافت پیشکشی ها به عنوان عیدی شاهی محسوب می شده و هم جشنی دینی و آیینی ملی به شمار می رفت. از سوی دیگر کارل نیلندر (Carl Nylander) -نویسنده آلمانی- وجود هر گونه شواهدی برای برگزاری جشن نوروز در تخت‌جمشید را رد می کند. پیتر کالمایر (Peter Calmeyer) -باستان‌شناس و ایران شناس برجسته آلمانی- نیز با مقایسه نقوش تخت‌جمشید و متون یونانی به همین نتیجه رسیده است.

عده‌ای تخت‌جمشید را مرکزی سیاسی و اداری و بازرگانی و فاقد تناسب با آیین های مذهبی می دانند. آنها اسناد دیوانی و کاربرد برخی از بناها همچون حرمسراها و وسعت کاخ‌ها و هزینه بالای ساخت آنها را شاهدی بر این نظریه می دانند. اما در این زمینه باید به این نکته توجه داشت که اسناد دیوانی، هزینه های کارگری و سازندگی و نقش تراشی و نیز رفت‌ و ‌آمدهای پیک ها و ماموران دولتی در تخت‌جمشید به زمان ساخت بنا توسط داریوش و خشایارشا و اردشیر تعلق دارند؛ یعنی دقیقا زمانی که فعالیت ساختمانی در آنجا زیاد بوده است . 

از یک سو بنا به دلایلی نمی توان منکر وجود نوروز در زمان هخامنشی شد:

دلیل اول وجود جشن مهرگان است که نشان می دهد ایرانیان میانه سال را جشن می گرفتند پس نوروز را برای آغاز سال در نظر گرفته بودند.

دلیل دوم ایجاد تقویم اوستایی در زمان هخامنشی بود که جشن‌ها از جمله نوروز را شامل می شد.

محکم ترین دلیل، وجود دعاهای زرتشتی بسیار کهن برای نوروز است که با اعتقادات هخامنشیان پیوندی ناگسستنی دارد. 

به هر روی آن گونه که از اسناد بر می آید در نخستین روز سال نو گروه‌های زیادی از کشورهای گوناگون با پیشکش‌هایی متنوع در تخت جمشید گرد هم می آمدند و نوروز را در نزد شاه گرامی می داشتند.

از سوی دیگر باید توجه داشت که حتا در زمان ساسانیان نیز با آن‌ ‌‌که استخر ‌-جانشین پارسه‌- محل اصلی ساسانیان و جایگاه مذهبی و برگزاری آیین‌های دولتی مثل تاجگذاری بود، هیچ ‌گونه مرکزیت سیاسی نداشت و همین مساله این امر را کاملا مرسوم جلوه می دهد. 

نام تخت جمشید

پیش از آنکه این شاهکار باستانی به تخت جمشید معروف شود، در زمان ساخت «پارسَه» نام داشت که به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانی ها به آن پِرسپولیس می گفتند که در زبان شان به «پارسه‌ شهر» معنی می داد. در زمان ساسانیان به دلیل ستون های بلند و زیبا عنوان سَت ستون (صد ستون) را برای این مکان برگزیدند. در دوره اسلامی این شهر همچنان از احترام خاصی برخوردار بود و آن را هزار ستون و چهل منار می خواندند و این اثر با شخصیت‌هایی چون سلیمان نبی و جمشید مرتبط می دانستند.

پِرسِه پلیس نام مشهور غربی این محل محسوب می شود. در زبان یونانی، پِرسِه پلیس یا سبک شاعرانه آن پِرسِپ تولیس (Perseptolis) لقبی برای آتنه، الهه خرد، صنعت و جنگ و به معنای ویران‌کننده شهرها است. این لقب را آشیل -شاعر یونانی سده پنجم پیش از میلاد- در مورد این شهر باستانی به کار برده است.

صدها سال پس از حمله اسکندر و اعراب، مردمی از نزدیکی خرابه‌های این شهر عبور می کردند. در آن زمان تنها تصویر مبهمی از هخامنشان در ذهن مردم باقی بود و تقریبا چیزی از آنها وجود نداشت. این رهگذران به ناگاه تصاویر حکاکی شده تخت شاهی را دیدند که روی دست مردم بلند شده‌ است. آنها توانایی خواندن خط میخی کتیبه‌های حک شده روی سنگ‌ها را نداشتند پس تصویر را مربوط به اورنگ جمشید پنداشتند که نام آن در شاهنامه فردوسی به چشم می خورد:

جمشید پادشاهی عادل و زیبارو بود که نوروز را بر پا داشت و هفتصد سال بر ایران پادشاهی کرد. اورنگ یا تخت شاهی او چنان بزرگ بود که دیوان به دوش می‌کشیدند.

به خاطر این کتیبه نام این مکان را تخت جمشید گذاشتند؛ اما بعدها که باستان‌شناسان موفق به خواندن خط میخی کتیبه شدند، فهمیدند که نام این مکان پارسه است. 

معماری تخت جمشید

نخستین بنای این شهر شکوهمند تخت جمشید بود که بر فراز سکویی سنگی در نزدیکی کوه رحمت بنا شد. در این کوشک شاهی چهار قسمت مهم ساخته بودند شامل: کاخ های رسمی و تشریفاتی، سراهای نشیمن و کاخ های کوچک اختصاصی، خزانه شاهی و دژ و باروی حفاظتی. وسعت کاخ های تخت جمشید را 125 هزار متر مربع تخمین می زنند. 

در جنوب و شمال این سکو یا صفه خانه های بزرگان کشوری و سپاهی در میان دو دره جای داشتند و در سمت غرب، جنوب غربی و شمال غربی شهر پارسه شکل گرفت. خانه ها از خشت خام بودند و به همین دلیل در برابر آتش سوزی اسکندر تاب نیاوردند و از میان رفتند. 

استاد توماس و.لنتس (Thomas W. Lentz) -کارشناس تاریخ هنرآمریکایی- معتقد است که داریوش بزرگ جایگاه و جهات کوشک اولیه را بر اساس محاسبات نجومی در نظر گرفت. بر اساس این محاسبه ها در روزهای مشخصی از سال، محور تابش خورشید به هنگام دمیدن، با محورهای عرضی و طولی تخت‌ جمشید مرتبط می شود. 

معماران، هنرمندان و متخصصان از ملل مختلف زیر نفوذ شاهان هخامنشی برای ساخت این بنای عظیم برگزیده شدند که از میان آنها می توان به آشوریان، مصریان، اوراتوئیان، بابلیان، لودیان، ایونیان، هندوان، سکاها و ... اشاره کرد. نکته جالب توجه به کارگیری اصول زیر است که در تخت جمشید به اثبات رسیده اند:

استفاده از نسبت طلایی

یکی از اصول شگفت انگیز در معماری تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سردرها به عرض آنها و نسبت ارتفاع ستون‌ها به فاصله بین دو ستون، نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه محسوب می شود که در طبیعت وجود دارد و استفاده از آن در تخت جمشید حکایت از هنر ایرانیان باستان در معماری دارد.

تخت جمشید
photo by Ali Bahadori

استفاده از ستون های چوبی

یکی از دلایل شهرت معماری تخت جمشید استفاده از ستون های چوبی در آن است. معماران تخت جمشید فقط زمانی سنگ به کار می بردند که بزرگترین سروهای لبنان یا ساج‌های هند توانایی لازم برای تحمل بار سقف را نداشتند. این در حالی بود که تنها ته ستون‌ها و سر ستون‌ها از سنگ بودند.

استفاده از سرب و افزایش مقاومت بنا

ستون های پارسه حوادثی مثل زلزله را پشت سر گذاشته و مقاومت خوبی از خود نشان داده اند. در نگاه اول فکر می کنید که همه آنها به صورت یکپارچه ساخته شده اند؛ اما در حقیقت تکه‌تکه هستند و تکه ها بر روی یکدیگر قرار دارند. دو تکه ستون با سرب مذاب به هم متصل شده‌اند و همین رمز پایداری این سازه است. این سرب هم محل اتصال دو تکه ستون را محکم می کند و هم نقش مهمی برای مقاومت سازه در مقابل زمین لرزه دارد. سرب فلز چکش خوار و نرمی است و به همین دلیل به هنگام بروز زمین لرزه از خودش واکنش نشان می دهد و خرد نمی شود. فنر لای ستون‌ها در ساختمان‌های امروزی و مدرن نیز همین کار را انجام می دهد.

تخت جمشید
photo by Xuhai Li

تزیینات و نحوه آراستن آنها

نقوش بسیاری در دیوار و ستون های تخت جمشید دیده می شود که توجه بازدیدکنندگان را به خود جلب می کنند. این نقش برجسته ها تنها نقش زیبا کردن ساختمان را بر عهده ندارند بلکه ویژگی های مردم در گذشته را نیز روایت می کنند. حجاری هایی همچون تصویر سران اقوام، سر ستون های افسانه ای و ... همه و همه هر کسی را به سوی خود می کشانند.

نقوش برجسته کاخ های تخت جمشید از با اهمیت ترین آثار باستانی محسوب می شوند که کیفیتی کم نظیر دارند و تا کنون اطلاعات بسیاری را به دست کارشناسان داده اند. البته تا کنون تحلیل معتبری بر روی آنها انجام نشده است؛ اما کارناوال در مطلبی به صورت مفصل به آنها خواهد پرداخت تا کمی بیشتر در موردشان بدانید.

نکته جالب توجه در باره این نقوش نحوه آراستن آنهاست. معماران و هنرمندان به کندن و ایجاد نقش ها اکتفا نکرده و آنها را زینت داده اند. نقش‌ها از سه طریق آراسته می شدند:

چسباندن فلزهای گرانبها به صورت رویه تاج، گوشوار، طوق (گردنبند)، یاره و نظایر آن توسط سوراخ‌هایی که در دو طرف شی مورد نظر برای گوهرنشانی ایجاد می کردند. مثال: یک قطعه زرین از تاجی ترک دار در کاخ آپادانا.

نگاریدن و نقر کردن (کنده کاری) تزیینات اصلی لباس، تاج و کلاه با سوزن، به نحوی بسیار ظریف. مثال: درگاه های کاخ داریوش و حرمسرا.

 رنگ‌آمیزی و استفاده از رنگ ها برای دیدنی کردن نقوش. مثال: کاخ سه دری و صدستون.

سنجش طول و نقش اعداد در معماری تخت جمشید

پژوهش‌های نیلندر، آقا و خانم تیلیا، مایکل رُف، کِرِفتِر و ا.هِسه نشان می دهد که اعداد و اندازه ها اتفاقی انتخاب نشده و از نظم خاصی پیروی می کنند. کوچک‌ترین واحد اندازه‌گیری یک انگشت (2.2 سانتی متر با مقیاس امروز) بوده‌ و واحدهای دیگر عبارت بودند از:

کف یا قبضه برابر ۴ انگشت یا 8.7 سانتی‌متر

گام تخت جمشیدی برابر ۱۶ انگشت یا 34.7 تا 34.8 سانتی‌متر

ارش (گز) برابر ۲۴ انگشت یا 52.1 تا 52.2 سانتی‌متر

بهترین مورد برای بررسی مقیاس گام تخت جمشیدی، پلکان شرقی آپاداناست که به سرعت رابطه منطقی طول و عرض قسمت‌های آن مشخص می شود. جبهه پلکان را می توان به قسمت شمالی (سان سربازان و بزرگان)، مرکزی (مهتابی جلو) و جنوبی (سان هدیه‌آوران) تقسیم کرد. هر یک از این قسمت ها ۷۸ گام طول و ۹ گام بلندی دارند. قسمت میانی مهتابی جلو، ۹ گام بلندی دارد و طولش دو برابر این مقدار است. هر یک از دو شیب پلکان‌های متقارن این قسمت دارای قاعده‌ای به طول ۳۰ گام هستند. از لبه مهتابی جلویی تا آغاز شیب هر یک از پلکان‌های متقارن مهتابی عقبی، ۷۸ گام فاصله است. در همه این اعداد ضریبی از عدد ۳ را می یابیم که در ایران باستان قداست داشته است.

نقش عدد ۳ و ضرایب آن

عدد ۳، ۷ و ۹، اعدادی مقدس به شمار می رفتند و نمونه هایی از کاربرد این اعداد در تخت جمشید اثبات شده است:

آپادانا در مجموع ۷۲ ستون دارد که می تواند اشاره ای به ۷۲ فصل یسنای اوستا و کمربندی به نام کشتی (کستی) باشد که از هفتاد و دو نخ پشم سفید گوسفند بافته می‌شد و ایرانیان باستان آن را به کمر می‌بستند.

بر نقش‌های بار عام کاخ صدستون و نقش نمای آرامگاه، پادشاه و شش تن از یارانش به تصویر کشیده شده اند؛ درست مثل قرار گرفتن اهورامزدا در میان شش فرشته بزرگ بر اساس باور ایرانیان باستان است و حکایت از زرتشتی بودن هخامنشی ها نیز دارد.

پلکان بزرگ شمال غربی ۱۱۱ پله (3 بار تکرار 1) دارد که حاصل ضرب ۳۷ (3 و 7) در عدد ۳ است. شمار منزل‌های راه شاهی از شوش تا سارد هم درست ۱۱۱ عدد بود و این یکسانی نمی تواند تصادفی باشد. به این نکته توجه کنید که یک پاگرد پلکان مورد بحث را به دو قسمت تقسیم می کند؛ یکی ۶۳ پله دارد که حاصل عبارت ۳×۳×۳×۷ است و هم چنین به صورت ۳ و 2 برابرش ۶ در کنار هم نوشته می شود و دیگری ۴۸ پله دارد یعنی ۱۶×۳.

از این دست رمز و رازها در بخش های دیگر نیز دیده می شود:

3 درگاه کاخ دروازه همه ملل و کاخ سه‌در، 3 ردیف حجاری بر پلکان‌های آپادانا، ۹۹ ستون در تالار شمالی خزانه

۱۴۷ نفر هدیه‌آور بر قسمت جنوبی پلکان شرقی آپادانا (۳×۷×۷ یا ۷×۲۱) و ۱۶۸ سرباز، مِهتر و بزرگ‌زاده بر قسمت شمالی آن (۷×۲۴)

۲۳۴ گام تخت جمشیدی در طول پلکان‌های آپادانا (۱۳×۱۸ و ترتیب ۲و۳و۴ در این رقم)

۷۲ گام تخت جمشیدی در طول نقش بارعام خزانه (در اصل بر جبهه مرکزی پلکان‌های آپادانا) و ۷۲ گام تخت جمشیدی در فاصله میان هر یک از ستون‌های کاخ صدستون

تخت جمشید
photo by Saeed Moghadam

انواع سنگ ها و محل استخراج آنها

سنگ های به کار رفته در تخت جمشید بیشتر از دو نوع هستند: 

*کمی صخره ای از جنس سنگ آهکی به رنگ خاکستری شفاف که در آن سنگواره هایی از دوره کرتاسه میانی (سومین دوره دوران میانه‌زیستی و ۱۴۵٫۵ تا ۶۵ میلیون سال پیش) به چشم می خورد. این سنگ ها را از معادن شمال غرب صفه و اطراف تخت جمشید و نواحی دور و نزدیک آن می آوردند.

*سنگی صخره ای از جنس سنگ آهک ولی سخت تر و فشرده تر از نوع اول که به رنگ خاکستری مایل به سیاه است. این سنگ ها را از معادن مجدآباد در 40 کیلومتری غرب تخت جمشید می آوردند.

تخت جمشید
 

استخراج و کندن تخته سنگ ها

برای کندن و استخراج تخته سنگ ها مراحل سختی پشت سر گذاشته می شد. در ابتدا باید بدانید که خاک سنگ در قسمت هایی از آن هنوز کامل خرد و آرد نشده‌اند و به اصطلاح حالت زبره دارند. برای برداشت سنگ ها اول بر لبه صخره های پهن، قسمت بدونِ زبره را معین می کردند و با کلنگ یک سر دسته کوتاه به نام کِنِر، قلم، تیشه و میخ های مخصوص، گودال هایی به عمق 60 سانتی متر را در فواصل مشخص می کندند. سپس در آنها گَوه هایی از چوب خشک می گذاشتند و بر روی آن آب می ریختند. گوه ابزاری سه‌گوش است که نوک تیز آن در فاصله بین دو جسم فرو می‌رود و برای ایجاد شکاف بین اجسام و تنظیم بهتر از آن استفاده می شود. 

پس از مدتی، آب گوه ها را منبسط می کرد و جای تنگ به سنگ فشار می آورد و تکه بزرگی از آن به بیرون می پرید. اگر رگه های خوبی در سنگ بود از همان ها استفاده می کردند و برای بریدن آنها از گیره و اهرم بهره می بردند. گاهی با کنر راهروهایی را در میان تخته سنگ ها ایجاد می کردند تا بتوانند به صورت عمودی وارد آن شوند و قطعات را بشکافند و آنها را خرد کنند. هنوز در پایین آرامگاه نیمه تمام در 500 متری جنوب صفه می توان آثاری از این راهروها را دید.

در برخی مواقع تخته سنگ ها را در همان محل استخراج به صورتی زمخت می تراشیدند و در گوشه و کنارش زایده هایی گیره مانند را باقی می گذاشتند تا بتوان آنها را برای بستن و حمل کردن سنگ ها به کار گرفت. لبه ها به هیچ وجه تیز و پرداخته نمی شدند تا به هنگام کار دچار شکستگی نشود. تکه نیمه تراشیده و زمخت را به سمت پایین می غلتاندند تا از راه رودخانه و جاده به محل کار برسد.

تخت جمشید
photo by Reza Ghaderi

حمل سنگ ها

شیوه حمل سنگ ها در آن زمان نیز در نوع خود جالب توجه است. در زمان ساخت پارسه، هر سنگ را روی چند تخته چوبی بزرگ می گذاشتند. تخته ها را روی غلتک های چوبی قرار می دادند و با هل دادن و جابه جا کردن غلتک ها سنگ ها را جابه جا می کردند. در جاده حیوانات بارکش را به کار می گرفتند و در رود از زورق (نوعی قایق) بهره می گرفتند تا سنگ ها را به محل مورد نظر برسانند. این احتمال می رود که در صورت امکان در برخی مکان ها گل و شن می ریختند و تخته سنگ ها را بر روی همان ها هل می دادند و پیش می بردند. 

بالا کشیدن سنگ ها

بسیاری در نگاه اول فکر می کنند که برای جایگذاری قطعات بالایی درگاه ها و ستون ها تل خاکی در کنار آنها ایجاد می کردند. سپس راهی با شیبی تند درست کرده و قطعات را می غلتادند تا به جای خود برسند. این روش در بسیاری از بناها به کار رفته اما ستون های بلند تخت جمشید این کار را غیر ممکن جلوه می دهد. مثلا برای ستون های کاخ آپادانا که 22 متر ارتفاع دارند نمی توان چنین روشی را به کار برد. تنها چیزی که می توان در مورد تخت جمشید پذیرفت این است که در آن زمان هم مانند امروز از داربست استفاده می کردند و با قرقره و چرخ سنگ ها را بالا می کشیدند. چوب کاج، بلوط و سدر بهترین گزینه ها برای ساخت این داربست بودند و کشف چند قرقره هخامنشی نیز این نظریه را کاملا تایید می کند.

تخت جمشید
photo by Reza Ghaderi

استفاده نکردن از ملات در چفت کردن و بستن سنگ ها

جالب ترین نکته در ساخت تخت جمشید این است که در روی هم گذاشتن سنگ ها از هیچ ملاتی به هنگام ساخت استفاده نمی شد. سازندگان دو سطح برهم چسبیده را آن قدر می تراشیدند که کاملا صاف شوند و به خوبی روی یک دیگر بنشینند. آنها فقط قسمت میانی دو سطح را زبرتراش باقی می‌گذاشتند تا به خوبی به هم بچسبند.

برای پیوستن سنگ ها از علایم خاصی استفاده می شد تا اشتباهی رخ ندهد؛ مثلا روی ستونی که قصد برپا کردنش را داشتند، پیش از بالا بردن، چند علامت یکسان بر لبه قطعات مجاور هم حک می‌کردند. این نقاط به هنگام سوار کردن قطعات بر روی هم می‌افتادند و خط و طرح مورد نظر شکل می گرفت و نشان از درستی کار داشت.

برای پیوست دادن سنگ ها چند روش وجود داشت:

قفل و چفت که در آن قسمتی از یک تخته سنگ را برجسته می کردند و به همان نسبت یک گودی در تخته سنگ دیگر کنده می شد. قسمت برجسته مثل زبانه در گودی مزبور می رفت و دو سنگ به هم می چسبید.

در دو سنگ مجاور، دو گودی همانند و مرتبط ایجاد می کردند و آنها را با میله آهنی به نام بست به هم وصل می کردند، سپس بر رویش سرب مذاب می ریختند و صیقل می‌دادند. این بست‌ها را به صورت دم چلچله‌ای، استوانه، قلمی یا صاف و سرتبری می ساختند. جالب آنکه در هر دوره ای بست های به خصوصی به کار رفته است و از روی آنها می توان تاریخ بناها را دریافت. مثلا بست های دم چلچله ای در زمان داریوش و بست های قلمی در زمان اردشیر یکم به کار رفته اند.

تخت جمشید
photo by Afra Afrasiabi

تراش سنگ ها

مراحل مختلف تراش سنگ ها با قلم هایی متفاوت انجام می شد. 

مرحله اول: قلم های زمخت، کنر، پتک، تیشه مخصوص، چکش و دیگر ابزار مناسب برای جدا کردن سنگ.

مرحله دوم: قلم های یک یا چند دندانه ای (شانه ای) برای درآوردن سطوح به شکل دلخواه.

پس از این مراحل قسمت های تراشیده شده را با براده های سنگی و صمغ های مخصوص صاف و شفاف می کردند. تراشکاران علامت مخصوص خود را بر روی سنگ های تراش داده شده باقی می گذاشتند که این علامت ها کمک بسیاری به شناخت رمز و رازهای معماری تخت جمشید کرده است.

تخت جمشید
photo by Nima Malek

ثبت ملی و جهانی

تخت جمشید اثری بی بدیل در جهان است و به همین دلیل، هم در فهرست آثار ملی ایران و هم در فهرست میراث جهانی یونسکو جای دارد. این اثر در تاریخ 24 شهریور 1310 با شماره 20 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و در سال 1979 با شماره 114 به فهرست میراث جهانی یونسکو راه پیدا کرد. معیارهای ثبت جهانی این اثر عبارتند از:

یک شاهکار از نبوغ و خلاقیت انسانی به شمار می رود.

ایوان های تخت جمشید، پلکان های ورودی، دیوارهای مزین به حجاری های گوناگون، ورودی های به سبک آشوری، گاوهای بالدار غول پیکر و بقایای سالن های بزرگ نشان دهنده نبوغ معماری در سطح عالی هستند. استفاده از تیرهای چوبی و سقف های سبک به معماران هخامنشی این امکان را داده تا در این فضا از کمترین میزان ستون های بلند استفاده کنند؛ ستون هایی باقطر 1.60 و ارتفاع بالغ بر 20 متر. بر بالای آنها سرستون هایی دیده می شود که بر دو نقش پیچک استوار شده اند. در این سرستون ها نقش دو گاو زانوزده دیده می شود که پشت به پشت هم قرار دارند و سرشان درست در جایی که تیر یا ستون به سقف می رسد از هم جدا شده است.  

سندی بی‌همتا و استثنایی است که وجود سنت فرهنگی و یا تمدن زنده یا از میان رفته را نشان می دهد.

 این اثر مجموعه ای از شواهد عالی، پله های پراهمیت، اتاق های تخت (کاخ آپادانا)، اتاق های پذیرایی و ساختمان های ضمیمه متعدد است که همین مساله آن را در میان بزرگترین سایت های باستان شناسی جهان قرار می دهد؛ از آن سایت هایی که نمونه شان در هیچ جای جهان نیست و شواهدی ناب و دسته اول از تمدنی باستانی در خود دارد.

 به‌طور مستقیم یا ملموس با رویدادها یا سنت‌های زندگی، افکار و عقاید یا آثار هنری یا ادبی مهم جهانی ارتباط دارد.

شکوه تخت جمشید ادامه دارد، همانگونه که بنیان گذارش داریوش آرزو داشت؛ تصویری از سلسله هخامنشی، قله ای که تصویر پادشاه بی وقفه بر روی آن نمایان است، کسی که بر موجودات خیالی پیروز می شود و به پادشاهی اش بر دشمن لگدمال شده ادامه می دهد. جایی که مجموعه ای از حجاری های جنگجویان، محافظان، اشخاص بزرگ و... مدام رژه می روند...

راه دسترسی

 آدرس: استان فارس، شهرستان مرودشت، مجموعه تخت جمشید

ماشین شخصی: از شهر شیراز و تنها از طریق جاده می توانید به شهرستان مرودشت و مجموعه تخت جمشید برسید. طول این مسیر 50 کیلومتر بوده و درمحور شیراز-اصفهان واقع شده است.

حمل و نقل عمومی: اگر ماشین شخصی ندارید می توانید با استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی از مسیر شیراز به مرودشت عبور کنید. این وسایل عبارتند از مینی بوس ها و تاکسی های بین شهری که در ترمینال شهید کاراندیش شیراز و ایستگاه پارک سوار مرودشت می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید.

تورهای گردشگری: هتل های شهر شیراز و آژانس های مسافرتی این شهر تورهایی را به مقصد آثار باستانی همچون تخت جمشید و پاسارگاد برگزار می کنند. شما می توانید با پرداخت هزینه از این برنامه ها نیز بهره ببرید.

اطلاعات بازدید

زمان بازدید: 07:30 تا 19:00 در شش ماه اول سال و 07:30 تا 17:00 در شش ماه دوم سال

هزینه بازدید: 3000 تومان برای اتباع ایرانی و 20000 تومان برای اتباع خارجی

برنامه نور و صدا 

زمان اجرای برنامه: در ایام نوروز هرشب، از اول خرداد تا آخر شهریور پنج شنبه ها و جمعه ها

ساعت اجرای برنامه: 20:30 

زمان تهيه بلیت: 1 ساعت قبل از شروع سانس‌

هزینه: 3000 تومان برای اتباع ایرانی و 20000 تومان برای اتباع خارجی

نکته 1: برای گروه ها در سایر روزها نیز امکان اجرای برنامه وجود دارد.

نکته 2: برنامه در فضای باز اجرا می شود و به دلیل برودت هوا در شش ماه دوم سال اجرایی وجود ندارد.

موزه تخت جمشید

زمان بازدید: 07:30 تا 19:00 در شش ماه اول سال و 07:30 تا 17:00 در شش ماه دوم سال

هزینه بازدید: 3000 تومان برای اتباع ایرانی و 20000 تومان برای اتباع خارجی

تخت جمشید
photo by Yashar Azari

ویدیویی بازسازی شده از شکوه تخت جمشید 

تور مجازی تخت جمشید

نظرات خارجی ها

تخت جمشید اثری جهانی است و توجه بسیاری از گردشگران را در آن سوی مرزها به خود جلب کرده است. در اینجا نگاهی داریم به نظراتی که گردشگران خارجی در مورد تخت جمشید در سایت تریپ ادوایزر بیان کرده اند تا ببینیم آنها در مورد این اثر زیبا چه دیدگاهی دارند:

هری از اندونزی | 14 اسفند 1396

شهر باستانی پارسی

این شهر به بزرگی شهر باستانی افسوس که در ترکیه دیده ام نیست؛ با این حال ویرانه های تخت جمشید نهیب خاصی به شما می زنند و رعب را نه به معنای ترس و وحشت بلکه از فرط حیرت به جان شما می اندازند. اینجا بسیار زیباست. بخش مورد علاقه من در این شهر باستانی دروازه همه ملل بود؛ جایی بسیار بزرگ و باشکوه. این اثر حدود یک ساعت از شیراز فاصله دارد و به نظر من بهترین زمان برای بازدید از آن صبح زود و یا لحظاتی پیش از غروب آفتاب است. 

گردشگری از هلند | 7 اسفند 1396

فقط می تونم بگم عاشقشم!

یک کاخ بزرگ؛ جایی که با شنیدن صحبت های راهنما در مورد موقعیت و سیستم آب و فاضلاب آن حیرت زده شدم. وقتی در مورد پادشاه و گذشته اش فهمیدم حیرتم چندین برابر شد. اگر به ایران سفر کنید و به سراغ تخت جمشید نروید؛ فقط می توانم بگویم که وقت خود را هدر داده اید!

گردشگر انگلیسی | 16 بهمن 1396

حیرتی غیر قابل وصف

این مکان بهترین اثر تاریخی بود که تا به حال دیدم. ما یک راهنما داشتیم و بیش از 4 ساعت آنجا بودیم. هر بخش جدیدی از این اثر شما را با موضوع تاریخی تازه ای آشنا می کند و راهنما می تواند به خوبی آن را توضیح دهد. حتما یک کلاه آفتاب گیر با خود ببرید؛ چرا که تابش خورشید برای تان آزاردهنده خواهد بود و سایه کمی نیز در محل وجود دارد. در خارج از محوطه این اثر توالت، کافه و مغازه است. همانطور که در سراسر ایران رایج است، زنان باید لباس پوشیده به تن داشته باشند و سر خود را پوشش دهند.

گردشگری از برزیل | 3 بهمن 1396

اثر تاریخی شگفت انگیز

این اثر بسیار باشکوه و بزرگ است و دیدن تمام قسمت های آن حداقل 4 ساعت زمان می خواهد. پیشنهادم این است که به هنگام غروب آفتاب حتما در آنجا باشید تا از دیدن تابش نور خورشید بر سنگ ها و ستون ها لذت ببرید. تپه ای در حوالی این اثر هست که با بالا رفتن از آن می توانید نمایی خارق العاده از تخت جمشید را ببینید. البته حتما گشت و گذار در این شهر باستانی را با یک راهنما انجام دهید.

گردشگر فرانسوی | 19 دی 1396

اثر جهانی یونسکو و آنچه در خاطرم ماند

یکی از آثاری که در هر فصلی باید در لیست جاذبه های مورد بازدید قرار گیرد.

در 500 سال قبل از میلاد ساخته شده است و برای مدت طولانی رهایش کرده اند. این شهر سال ها پنهان شده بود و کم کم کشف شد. وقتی وارد می شوید حس خاصی وجودتان را فرا می گیرد. همان طور که نزدیک می شوید، در عین غرق شدن در هیبت ستون ها و دیوارهای بلند گام بر می دارید و از پله های کوتاه بالا می روید.

تاریخ این اثر وصف شدنی نیست و باید در منابع مختلف به دنبال آن بگردید. فقط می توانم به شما بگویم که برخی قسمت های این اثر را کاملا سرپا می بینید در حالی که در قسمت های دیگر نشانه هایی از تخریب اسکندر کبیر شما را به فکر فرو می برد. من می توانم ساعت ها در مورد این اثر برای تان بگویم اما حتما به دیدنش بروید؛ چرا که نمی دانید فردا چه اتفاقی خواهد افتاد.

خارجی ها در تخت جمشید
 

دغدغه های کارناوالی

تخت جمشید میراث جهانی ایران و گواهی بر تاریخ هزاران ساله تمدن آریایی است؛ اما متاسفانه در سال های اخیر عوامل بسیاری آن را مورد تهدید قرار داده اند که از میان آنها می توان به انجام کارهای عمرانی در اطراف تخت جمشید که به منظر این بنا آسیب می زنند اشاره کرد. 

یادگاری نویسی ها از دیرباز مشکلی دردناک برای آثار تاریخی این سرزمین بوده است. متاسفانه نبود نیروی محافظ در این اثر و کم لطفی بازدیدکنندگان این مساله را در تخت جمشید تشدید کرده است. لمس کردن دیوارها و نقوش برجسته تهدیدی جدی برای این اثر بی بدیل به شمار می روند و ممکن است به مرور آن را برای همیشه نابود کنند.

توصیه های کارناوالی

در سفر به شیراز حتما بازدید از تخت جمشید را در برنامه تان بگنجانید و حداقل یک روزتان را به بازدید از این اثر و دیگر آثار باستانی همچون نقش رستم، پاسارگاد و ... اختصاص دهید.

به دلیل تابش شدید آفتاب در این اثر بهتر است کرم ضد آفتاب، کلاه آفتابگیر و عینک آفتابی به همراه داشته باشید تا بازدیدتان لذت بخش تر شود. 

می توانید برای آن که بازدیدی راحت تر و کامل تر داشته باشید از طریق این لینک، اپلیکیشن راهنمای تخت جمشید را دانلود و از خدمات آن استفاده کنید.

می توانید بازدید از این اثر را به همراه تورهای تعریف شده توسط آژانس های مسافرتی در سطح شهر انجام دهید تا بتوانید از راهنمایی های لیدرهای آنها نیز بهره ببرید.

ورود به صفحه اختصاصی راهنمای سفر به شیراز

تخت جمشید
 

سخن آخر

 آثار جهانی کشورمان افتخاری برای هر ایرانی محسوب می شوند که دیدن شان ردایی از غرور را بر تن می نشانند و حسی وصف نشدنی را میهمان دل تان می کنند. در سفرهای تان بازدید از این آثار را فراموش نکنید که یادگاری از تاریخ پرفراز و نشیب ایران هستند و شما را با گوشه ای از اهمیت این سرزمین کهن آشنا می سازند.

آیا تا به حال به دیدار هیچ یک از آثار جهانی ایران رفته اید؟

چه قدر با این آثار آشنایی دارید؟

تا به حال تخت جمشید را از نزدیک دیده اید؟ چه نگرانی هایی در مورد این اثر دارید؟

دیدگاه ها و تجربه های خود را با ما به اشتراک بگذارید...

امتیاز نقد و بررسی کارناوال

نقاط قوت

  • یکی از آثار جهانی ایران
  • مهم ترین بنای به جا مانده از هخامنشیان
  • معماری و تزیینات خیره کننده و بی بدیل

نقاط ضعف

  • نگهداری نامناسب
  • نبود امکانات مناسب برای گردشگران
  • کمبود راهنمای مسلط
  • کمبود محافظ خوب برای جلوگیری از دسترسی بازدیدکنندگان به سطح اثر
نکات کلی
تخت جمشید






نقشه و مسیریابی
تخت جمشید