ویدیو HD

کارناوال

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

11 مرداد 1397

به روز رسانی

30 تیر 1405

تخت جمشید یا پارسه، شهر باستانی هخامنشیان در 10 کیلومتری مرودشت و 57 کیلومتری شیراز است؛ اثری جهانی که داریوش بزرگ بنیان گذاشت و بعدها خشایارشا و اردشیر اول آن را گسترش دادند.

یکی از چیزهایی که در تاریخ ایران وجود دارد و ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده، تاریخچه تخت جمشید است. محوطه‌ای که سالانه گردشگران زیادی را به سوی خود می‌کشاند و به نوعی نماد ایران به شمار می‌رود.

شاید با دیدن این اثر بارها از خود پرسیده باشید تخت جمشید چگونه ساخته شد؟ و یا بخواهید نگاهی به تصاویر تخت جمشید قبل از ویرانی بیندازید. شاید در مورد ماجرای به آتش کشیدن تخت جمشید هم شنیده باشید و بخواهید از آن بیشتر بدانید.

کارناوال اینجاست تا برای‌تان از تخت جمشید و تاریخچه آن بگوید و مروری بر دیروز تا امروزِ این اثر جهانی داشته باشد.

آشنایی با تخت جمشید؛ پارسه باشکوه هخامنشیان

Photo by : Unknown

پیش از آنکه وارد سفر تاریخی‌مان شویم بهتر است چند کلمه‌ای برای‌تان از این جاذبه سخن بگوییم. تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران در مرودشت استان فارس است که داریوش بزرگ آن را بنیان نهاد.

این شهر در سالیان متمادی توسط پادشاهان دیگر هخامنشی همچون خشایارشا و اردشیر اول گسترش یافت و تا سال‌ها پایتخت باشکوه و تشریفاتیِ امپراتوری هخامنشیان بود. 

همه، این شهر را به واسطه ستون‌های سربه‌فلک‌کشیده و سرستون‌های تماشایی‌اش می‌شناسند و ردپایی از تاریخ را در نقش‌ونگارهای آن جست‌وجو می‌کنند.

در این شهر باستانی، کاخی به نام تخت جمشید وجود دارد که در نخستین روز سال نو میزبان مقامات امپراتوری هخامنشیان بود و تقدیم پیشکشی‌های آنان را به پادشاه نظاره می‌کرد. 

هر تکه از این شهر 125 هزار متر مربعی حرفی برای گفتن دارد. نقش‌ونگارها و کتیبه‌ها از آنچه بر سر این ستون‌ها و دیوارها گذشته سخن می‌گویند و داستان‌هایی از تاریخ را روایت می‌کنند. 

Photo by : Unknown

موقعیت جغرافیایی تخت جمشید

تخت جمشید کجاست؟ این مجموعه در 10 کیلومتری شمال مرودشت و 57 کیلومتری شیراز، بر دامنه کوه رحمت و روی صفه‌ای سنگی در جلگه مرودشت قرار دارد.

موضوعاطلاعات مهم
نام کهنپارسه
موقعیت10 کیلومتری مرودشت و 57 کیلومتری شیراز
ارتفاع از سطح دریاحدود 1770 متر
بنیان‌گذارداریوش بزرگ
دوره تاریخیهخامنشیان

بسترهای طبیعی مختلف ایران یعنی شکل طبیعی دره‌ها، کوه‌ها، جلگه‌ها و غیره نقش مهمی در شکل‌گیری ساختار معماری‌های کهن همچون کاخ‌ها، قلعه ها و سایر بناها داشته است.

تخت جمشید نیز از این قاعده مستثنا نیست و ترکیب خاصی از ویژگی‌ بستر طبیعی منطقه، منظر کوهستانی-دشتی پیرامون و هنر معماری باستان ایران را می‌توان در آن به تماشا نشست.

تخت جمشید در 10 کیلومتری شمال شهر مرودشت و در 57 کیلومتری شیراز قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دریا 1770 متر است. این سازه باشکوه در جلگه مرودشت قرار دارد که نام اصلی آن مرغ دشت به معنای دشت خرم است.

طول این جلگه از غرب به شرق حدود 60 کیلومتر است و عرض آن تا 70 کیلومتری شیراز ادامه دارد. رود کوروش (کُر) از شمال‌غربی تا جنوب‌شرقی این جلگه امتداد دارد.

در حاشیه شرقی مرودشت کوهی به نام کوه رحمت وجود دارد که در گذشته با نام کوه مهر یا کوه میترا خوانده می‌شده است. نام کوه نشان از تقدس آن در نزد ایرانیان باستان دارد و در الواح ایلامی تخت جمشید نشانه‌هایی از این تقدس و حتی نذر کردن برای کوه دیده می‌شود.

تخت جمشید دقیقا بر روی صخره‌ای در دامنه یکی از کوهپایه‌های کوه رحمت ساخته شده است؛ کوهی که تا دو سده پیش کوه شاهی نیز خوانده می‌شد. 

طرف شرقی مجموعه کاخ‌های پارسه، بر روی کوه رحمت و سه طرف دیگر آن درون جلگه مرودشت ایجاد شده‌اند. تخت جمشید نیز بر روی صفه یا سکویی سنگی واقع شده است که ارتفاع آن از سطح جلگه مرودشت بین 8 تا 18 متر است.

Photo by : Unknown

نام تخت جمشید در طول تاریخ

سال‌های سال است که بنای باستانی مرودشت و مجموعه ستون‌های بلندش را تخت جمشید می‌خوانیم؛ اما نام کهن و اولیه آن پارسه است که آن را هم در کتیبه‌ای از خشایارشا مربوط به ساختمان دروازه همه ملل و هم در یکی از الواح ایلامی کشف شده از خزانه می‌بینیم.

پارسه نامی برگرفته از قوم پارسی است که ایالت خود را با نام پارس می‌خواندند، یونانیان آن را پرسیس می‌دانستند و امروزه ما آن را فارس می‌خوانیم. 

یونانیان اطلاع کمی از این شهر داشتند؛ احتمالا در آن دوران به سبب اهمیت ملی و آیینی تخت جمشید خارجی‌ها نمی‌توانستند در آن رفت‌وآمد کنند.

آثار به جا مانده در تخت جمشید بازمانده ارگ شهر پارسه‌اند و یونانیان آن را پِرسای می‌خواندند. این عبارت بعدها تبدیل به پرسپُلیس (پرسپولیس) شد که شهر پارسیان معنا می‌داد.

مردم پس از فروپاشی پارسه نامش را از یاد بردند چرا که دیگر قادر به خواندن کتیبه‌ها نبودند. در دوره ساسانی نیز آن را با نام ست ستیان (صد ستون) می‌شناختند که بعد‌ها به چهل ستون و چهل منار نیز تغییر یافت.

چون آثار ارگ پارسه را به پادشاهان افسانه‌ای مثل جمشید نسبت می‌دانند، نام "قصر جمشید" و تخت جمشید" دست‌کم از پایان سده ششم هجری رایج شد. 

با از یاد رفتن ادبیات هخامنشی، داستان آن‌ها با یاد پادشاهان افسانه‌ای پیشدادی و کیانی درآمیخت. همین مساله باعث شد تا در میان مردم پارسه به جمشید نسبت داده شود.

Photo by : Unknown

آشنایی با تاریخ تخت جمشید

پیش از آنکه به تاریخچه تخت جمشید بپردازیم، برای درک بهتر این اثر باید آشنایی مختصری با تاریخ هخامنشی داشته باشیم تا بتوانیم بهتر موضوع را دریابیم. 

در ناحیه جنوبی ایران، استانی به نام فارس قرار دارد که در گذشته بخشی از ایالت پارس یا فارس بود. در چند هزار سال پیش اقوام بومی سرزمین‌مان به ویژه ایلامیان در این ایالت سکونت داشتند و آثار باقی‌مانده از آن‌ها نشان می‌دهد که فارس در آن دوران بسیار آباد بوده است.

سه هزار سال پیش از این اقوام، گروهی از مردم هند و اروپایی که ما آن‌ها را با عنوان آریایی‌ها می‌شناسیم، از جنوب روسیه امروزی قدم به این خاک نهادند. بیشتر این افراد چوپان، گله‌دار و کوچ‌نشین بودند و به شیوه قبیله‌ای زندگی می‌کردند.

در حدود 1100 قبل از میلاد، زرتشت به پا خاست و دین مزدیسنا را به مردم ارائه داد؛ دینی که مبتنی بر توحید و باور به خدای یگانه‌ای به نام اهورمزدا بود.

در آن زمان آریایی‌ها قبیله‌های بزرگی را شامل می‌شدند که از میان آن‌ها می‌توان به پارسیان، مادها، سُکاها، بلخیان، خوارزمیان، سغدیان، هراتیان و پارتیان اشاره کرد.

کوروش، پسر کمبوجیه، پادشاه پارسیان، توانست مادها را مغلوب کند و بزرگ‌ترین دولت جهانی آن زمان را به وجود آورد. پارسیان در چند نقطه از جمله در اَنشان، پاسارگاد و پیرامون آن‌ها سکنی داشتند.

داریوش که از نزدیکان کوروش به شمار می‌آمد تاج‌وتخت هخامنشی را از چنگ مغ‌ها بیرون آورد و از 522 تا 486 قبل از میلاد به مدت 36 سال بر ایران حکومت کرد.

قلمرو هخامنشیان بسیار گسترده بود و از دره سند در هند تا رود نیل در مصر و ناحیه بن غازی در لیبی امروزی و از رود دانوب در اروپا تا آسیای مرکزی را شامل می‌شد.

مشخصه ویژه این دولت در این موارد خلاصه می‌شد:

  • احترام به آزادی فردی و قومی
  • بزرگداشت نظم و قانون
  • تشویق هنرها و فرهنگ بومی
  • ترویج بازرگانی و هنر

در میان نویسنده‌ها و محققان، رومن گیرشمن (Roman Ghirshman)، باستان‌شناس فرانسوی، توصیف دقیق‌تری را از ایجاد دولت هخامنشی ارائه داده است.

تاریخ شاهنشاهی، که هخامنشیان بر اثر دلاوری خود به وجود آوردند، ثلث دوم هزاره اول (ق.م) را در بر می‌گیرد. ملل و تمدن‌های دیگر به حیات خود ادامه می‌دادند؛ اما در مجموعه‌ جهان نقش اساسی را شاهنشاهی مذکور ایفا می‌کرد.

در نهایت اسکندر مقدونی یا اسکندر کبیر به سرزمین مان حمله ور شد و به تاراج این خاک پرداخت و به این ترتیب دفتر حکومت هخامنشی برای همیشه بسته شد.

Photo by : Unknown

آغاز راه برای شکل گیری پارسه (تخت جمشید)

ساخت تخت جمشید از حدود 518 سال قبل از میلاد مسیح آغاز شد؛ زمانی که صخره بزرگی در شمال‌ غرب کوه مهر توجه داریوش بزرگ را به خود جلب کرد و آن را برای احداث یک کوشک شاهانه برگزید. 

استاد توماس و.لنتس (Thomas W. Lentz)، کارشناس تاریخ هنرآمریکایی، معتقد است که داریوش بزرگ جایگاه و جهات کوشک اولیه را بر اساس محاسبات نجومی در نظر گرفت.

شرایط خاص اقلیمی و طبیعی منطقه، کوه‌های دژ گونه و دشتی که در پناه این کوه‌ها قرار دارد و قرارگیری در مسیر جاده شاهی مهم‌ترین دلایل انتخاب این منطقه به شمار می‌رفت.

کارهای ساختمانی به دستور داریوش بزرگ آغاز شد. سازندگان در قدم اول باید این زمین (تخت بزرگ) را برای ساختن کوشک آماده می‌کردند.

قسمتی از نمای صفه با تراشیدن صخره طبیعی شکل گرفت. بخش دیگر را نیز با گذاشتن تخته‌سنگ‌های کثیرالاضلاعی که بدون ملات بر روی هم می‌گذاشتند، شکل گرفت.

سازندگان، سنگ‌های مورد نیازشان را به این صورت تامین می‌کردند: سنگ آهکی خاکستری از کوه‌ها و تپه‌های اطراف صفه و سنگ‌های آهکی سیاه شبیه به مرمر از کان‌های مجدآباد در 40 کیلومتری غرب تخت جمشید کنونی.

چند سالی طول کشید تا صخره طبیعی صاف شود و پر کردن گودی‌ها به پایان برسد. پس از تخت شدن زمین، شالوده‌های بنا را برپا کردند.

شبکه فاضلاب نیز در همین دوران شکل گرفت؛ در دامنه کوه مشرف به تخت، آبراهه‌هایی ساختند تا آب باران از آن خندق در جویبارهایی در جنوب و شمال صفه جاری شود و خطر ویرانی در اثر سیل به حداقل برسد.

Photo by : Unknown

چهره تخت جمشید در دوره هخامنشیان 

شاید تخت جمشید امروز خرابه‌ای باستانی به نظر برسد؛ اما نمی‌توان منکر شکوه آن در گذشته و سیر تحولاتش شد. این اثر 4 دوره مهم را پشت سر گذاشته است:

  • آغاز تشکیل هسته دوم حکومتی در دشت فروردین توسط داریوش اول در 486 تا 522 پیش از میلاد
  • دوران حکومت خشایارشاه و تغییرات بنیادی مربوط به آن دوره در تخت جمشید یا پارسه
  • تغییرات تدریجی به وجود‌ آمده در دوران پادشاهان بعدی در 330 تا 465 پیش از میلاد 
  • افول قدرت هخامنشیان و حمله اسکندر مقدونی در سال 330 پیش از میلاد

بد نیست بدانید که پیش از‌ شکل‌گیری تخت جمشید در زمان داریوش اول نشانه‌های تمدن در این منطقه وجود داشت.

دوران پادشاهی داریوش بزرگ در 486-522 پیش از میلاد

قطعات کوچک و بزرگ زمین‌های کشاورزی و جوی‌های میان آن‌ها به همراه تعدادی آبادی پراکنده، منظر عمومی دشت فروردین را تشکیل می‌دادند.

ساخت‌وساز ورودی مجموعه در بخش جنوبی صورت گرفت و ارتباط دشت و تختگاه (محل تخت جمشید) را میسر کرد. مردم ساکن در آبادی‌های پرجمعیت بخش جنوبی نیز از همین طریق نزد پادشاه می‌رسیدند.

ساخت‌وسازها در این منطقه به کاخ آپادانا و پلکان شرقی محدود می‌شد و فضای خالی بزرگ روی تختگاه امکان تجمع برای مراسم مذهبی و جشن‌‌های نوروزی را به مردم می‌داد.

کاخ آپادانا با ستون‌های بلند، تزیینات جالب‌توجه، تراش سرستون‌ها و ایوان‌ها، پلکان مجلل و باشکوه شرقی، نمودی از قدرت فرمانروایی به شمار می‌رفت.

سفرنامه یا کتاب فیثاغورس (Pythagore) یکی از قدیمی‌ترین منابع درباره تخت جمشید به شمار می‌رود. نویسنده، تخت جمشید را بنایی عظیم توصیف کرده که صدها نفر آن را تکمیل می‌کنند.

Photo by : Unknown

اوج تمدن هخامنشیان از 330-486 پیش از میلاد 

با توسعه آبادی‌های پراکنده جنوب تختگاه، شهر پارسه شکل اولیه خود را یافت و با طراحی جالبی شامل خیابان‌کشی‌ها و تقسیمات محله‌ای، سیمای ویژه‌ای پیدا کرد.

کوچه‌ها با زاویه 90 درجه نسبت به یکدیگر ساخته شده بودند و همه با شبکه پیوسته گذرها و خیابان‌ها ارتباط داشتند.

تقسیمات خیابان‌ها و محورها در امتداد مسیرهای آب قرار داشتند. دلیل این‌کار به علاقه ایرانیان به فضاهای سبز باز می‌گردد.

با شکل‌گیری خانه‌های مجلل در بخش غربی و توسعه ساخت‌وساز، کاخ‌باغ‌‌های سلطنتی رنگ دیگری به خود گرفتند. 

کاخ‌های جدیدی در بخش جنوبی تختگاه ساخته شدند که به شاه، ملکه و حرمسرا تعلق داشتند. توسعه خزانه و مسیرهای ارتباطی بین فضاهای جدید نیز در همین دوره رخ داد.

با احداث کاخ صد ستون، دروازه ملل، تالار شورا، دروازه نیمه تمام و خیابان سپاه در بخش شمالی تختگاه مجموعه‌ای نظامی، سیاسی و اداری به وجود آمد.

حرمسرا و خزانه، بخش جنوبی و مسکونی تختگاه را تشکیل می‌دادند و اهمیت حریم آن‌ها موجب شد تا ورودی به بخش غربی انتقال یابد.

تختگاه و کاخ‌‌های آن با ستون‌های مرتفع، چشم‌اندازی یکپارچه، با ابهت و منسجم در دامنه کوه ایجاد کرده بودند.

Photo by : Unknown

سوزاندن تخت جمشید و پایان شکوه آن

به آتش کشیدن تخت جمشید یکی از مهم‌ترین و تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ پارسه است. پایان تلخ تخت جمشید و شکوهش به دست اسکندر مقدونی رقم خورد.

اسکندر در سال 330 قبل از میلاد با ارتشی شامل 48000 سرباز پیاده، 6100 سوار و 120 کشتی جنگی با 38000 خدمه از تنگه داردانل عبور کرد.

آریو برزن، یکی از شاهزادگان هخامنشی و سردار ایرانی، گذرگاه دربند پارس را مسدود کرد. اسکندر با شکست آریوبرزن خود را به تخت جمشید رساند.

او با ورود به تخت جمشید سپاهیانش را برای غارت آزاد گذاشت و پنج ماه در این شهر سکنی گزید. آنان دهکده‌های شهر را ویران کردند.

اسکندر ارگ شاهی را برای خود کنار گذاشت، راهی کوشک داریوش شد و خزانه 200 ساله آن را از آن خود کرد. 120000 تالان نقره برابر با 4400 کیلوگرم نقره تنها بخشی از این گنجینه بود.

دیودور سیسیلی (Diodorus Siculus)، تاریخ نگار یونانی، از زبان یکی از یاران اسکندر غارت شهر با شکوه پارسه را این‌گونه توصیف می‌کند:

 شهر پارسه پایتخت شاهنشاهی پارسیان بود... توانگرترین شهر روی زمین شمرده می‌شد و خانه‌های افراد عادی هم از وسایل گران‌بها پر بود.

کنتوس کرتیوس این یورش غم‌انگیز را این‌گونه توصیف می‌کند: 

هیچ شهری به توانگری آن نبود و چندان ثروت از آنجا به مقدونیان رسید که از تصور بیرون بود... بدین‌سان شهر نابود شد.

در یکی از روزها قسمت شرقی کاخ خشایارشا طعمه آتش شد و این بلا به باقی نقاط شهر نیز سرایت کرد. در مورد این آتش‌سوزی حدس و گمان‌های بسیاری وجود دارد.

عده‌ای آن را ناشی از بدمستی افراد می‌دانند و عده‌ای آن را انتقام عمدی آتش‌سوزی آکروپولیس در جنگ دوم یونانیان با ایرانیان می‌پندارند.

این پایان کار تخت جمشید نبود. کتیبه‌هایی از پادشاهان ساسانی نیز در تخت جمشید یافت شده است که نشان می‌دهند پس از ورود اسلام به ایران نیز این مکان را محترم می‌شمردند.

اهریمن ملعون برای از میان بردن ایمان و توجه مردمان به آیین زرتشت اسکندر را برانگیخت… تا به کشور ایران بیاید و ستمگری، جنگ و غارتگری را به آنجا بیاورد.

علاوه بر کتیبه‌های ساسانی نشانه‌های دیگری هم از دوره‌های بعد در تخت جمشید مشاهده شده است؛ دو کتیبه به خط کوفی از عضدالدوله دیلمی و کتیبه‌های دیگری هم به عربی و هم به فارسی.

Photo by : Unknown

مطالعات در مورد تخت جمشید

در طول تاریخ سیاحان و جهانگردان زیادی راهشان به تخت جمشید افتاده و از آن بازدید کرده‌اند. لوئیجی پشه نخستین عکاسی بود که برای تهیه تصاویر به تخت جمشید قدم گذاشت و نقطه عطفی را در مطالعات این اثر باستانی رقم زد. 

برای دیدن روایت کامل‌تر این بخش، می‌توانید سری هم به مطلب اولین تصاویر ثبت شده از تخت جمشید بزنید.

لوئیجی پشه یک افسر ایتالیایی بود که در سال 1237 خورشیدی به فارس رفت تا از تخت جمشید و پاسارگاد تصویر تهیه کند. او عکس‌های خود را در قالب یک آلبوم به ناصرالدین شاه عرضه کرد.

در سال 1301 خورشیدی رضاشاه راهی بوشهر شد و در این سفر فرصت بازدید از تخت جمشید را یافت. پس از این بازدید، او ارنست هرتسفلد، باستان‌شناس آلمانی، را فراخواند.

پس از فرازونشیب‌های بسیار پس از 9 سال بالاخره قانون عتیقات به تصویب مجلس رسید و هیات وزیران اجازه کاوش در تخت جمشید توسط دانشگاه شیکاگو را صادر کرد.  

موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو مسئول حفاری و مرمت در تخت جمشید شد و پروفسور جیمز. اچ. برِستد ارنست هرتسفلد را با یک گروه تحقیقاتی راهی ایران کرد.

هرتسفلد در این مدت پلان کل محوطه و حدود 500 قطعه نگاتیو به دست آورد و گزارشی مفصل درباره تخت جمشید نگاشت.

مهم‌ترین اقدامات هرتسفلد در این کاوش‌ها شامل موارد زیر می‌شد:

  • خاک‌برداری پلکان شرقی کاخ آپادانا، پله‌های تالار شورا و حرم خشایار
  • کشف بقایای رنگ روی پیکره‌های شاه و ملازمانش در درگاه شمالی عمارت شورا
  • کشف کتیبه تسیس کاخ جنوب‌شرقی و کاخ صدستون
  • کشف مجموعه الواح گلین تخت جمشید و الواح زرین و سیمین با کتیبه‌ای از داریوش

در همین زمینه، گزارش‌هایی مانند کشف چند کتیبه‌ مهم در اطراف تخت جمشید نشان می‌دهند که پرونده مطالعات پارسه هنوز هم زنده و مهم است.

در اواخر سال 1313 دولت ایران تقاضای واگذاری سرپرستی حفاری‌ها به شخصی آمریکایی را داد. هرتسفلد در بهار 1313 از ایران رفت و اریک فریدریش اشمیت (Erich Friedrich Schmidt) منصب وی را از آن خود کرد.

اشمیت کاوش در مجموعه و محوطه آن را در مقیاسی وسیع ادامه داد. بین 200 تا 500 نفر در این طرح همکاری می‌کردند و افراد بسیار دیگری نیز به فعالیت مشغول بودند.

مهم‌ترین اکتشاف دوران 3 ساله حضور اشمیت در تخت جمشید عبارت بودند از:

  • کشف لوح سنگی به خط میخی مربوط به احداث بنای کاخ آپادانا
  • خاک‌برداری از کاخ خزانه و کشف نقش برجسته‌هایی در محل این کاخ
  • کشف ظروف پذیرایی مجلل و غنایم مصری، بین‌النهرینی و یونانی
  • تهیه مجموعه مفصلی از عکس‌، طرح و نقشه

اشمیت 3 جلد کتاب درباره تخت جمشید و کتابی جداگانه درباره کاخ خزانه نوشت که موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو آن را به چاپ رساند.

از همین دوران مطالعات باستان‌شناسی در منطقه تخت جمشید به شکل گسترده و منسجم آغاز شد و محققانی چون پوپ، کخ، و گیرشمن نیز با گروه‌های خود به تحقیق و تفحص در آن پرداختند.

آخرین کاوش مهم باستان‌شناسی در این منطقه تعیین دو حریم به نام‌های حریم حفاظتی داخلی و خارجی پارسه را در پی داشت. امروز نیز خبرهایی مانند کشف جدید باستان‌شناسان در پارسه تخت‌جمشید اهمیت ادامه پژوهش‌ها را نشان می‌دهند.

تصاویر ثبت شده توسط لوئیجی پشه

Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

کارکرد اصلی تخت جمشید در تاریخ | مساله ای پر ابهام

تخت جمشید کاخ‌ها، خزانه پادشاهان، کارگاه‌های ساختمانی و تالارهای بار عام را در خود داشته است. این مکان در اسناد هخامنشی و در طول چند قرن حکومت هخامنشیان، نقش‌های مختلفی داشت.

یکی از ابهاماتی که همچنان در مورد تخت جمشید وجود دارد، کارکرد اصلی آن در دوره هخامنشیان است. در میان احتمالات گوناگون مطرح شده، به چند فرضیه می‌پردازیم:

تخت جمشید صرفا تختگاه اداری و سیاسی پادشاهان هخامنشی بوده است

شواهد و مدارک بازمانده، به ویژه سنگ‌نبشته‌های فارسی باستان و الواح ایلامی حکایت از اجرای امور سیاسی و اداری در تخت جمشید دارند. 

بیشتر ایران‌شناسان، تخت جمشید را تختگاه تابستانه پادشاهان هخامنشی می‌دانند. در آن زمان سه شهر بابل، شوش و همدان پایتخت‌های اداری، سیاسی و اقتصادی هخامنشیان به شمار می‌آمدند.

کارل نیلندر (Carl Nylander)، نویسنده سوئدی، بر این موضوع تاکید می‌کند که شواهدی برای برگزاری جشن نوروز در تخت جمشید در دست نیست. پیتر کالمیر نیز این تفکر را تایید می‌کند.

این در حالی است که اسناد دیوانی و کاربرد و وسعت و هزینه گزاف ساخت بناها نیز تخت جمشید را مرکزی سیاسی و اداری و بازرگانی جلوه می‌دهند.

Photo by : Unknown

تخت جمشید یک نیایشگاه بزرگ بوده است

برخی از محققان کوه رحمت را همان کوه مهر، کهمر یا کوه میترا می‌دانند و بر جنبه ایزدی و تقدس این مکان نزد ایرانیان تاکید می‌کنند.

در الواح ایلامی تخت جمشید نیز به تقدس کوه اشاره شده است. بر اساس مطالعات، کوه‌ها از قدیم الایام همواره تقدس داشته‌اند.

ارقام تقسیم‌بندی، تقسیم پلکان‌ها و بیشتر مقیاس‌های تخت جمشید نیز قداست آن را به رخ می‌کشند. کاخ آپادانا 72 ستون دارد.

محققان سنگ‌نگاره‌ها و نقوش دیوارها و پلکان‌ها را نشانی از قداست این محل می‌دانند. به عنوان مثال نقش‌برجسته مهم حمله شیر به گاو در تخت جمشید به نوعی نشانه آیین مهرپرستی است.

از سوی دیگر نتایج تحقیقات نشان می‌دهند که هر یک از تالارها و بناهای تخت جمشید با نقوش خاصی آراسته شده‌اند که احتمالا معرف آیین یا اعتقادات یکی از اقوام و ملل تابعه‌اند.

نمایندگان در مدت اقامت خود با آزادی به نیایش می‌پرداختند و مناسک مذهبی خود را به جای می‌آوردند. در عین حال با مذاهب سایر ملل نیز آشنا می‌شدند.

تخت جمشید پس از ورود اسلام به ایران نیز بنایی تاریخی و مذهبی به شمار می‌رفت و ساختش را به سلیمان نبی نسبت می‌دادند.

محتملا کسانی که به صفه تخت جمشید می‌رسیدند، خود را در معبدی پر از درخت‌های نمادین (ستون‌ها) می‌دیدند که عظمتی مقدس و مسحور کننده داشت.

گرچه مهرداد بهار تخت جمشید را باغی مقدس با درختان سنگی وصف می‌کند؛ اما تطبیق آن با معابد یا پرستشگاه‌های مقدس بین‌النهرینی آشور و بابل معبد بودن این تختگاه هخامنشی را زیر سوال می‌برد. 

Photo by : Unknown

تخت جمشید رصدخانه بوده است

برخی احتمال رصدخانه بودن تخت جمشید را نیز بیان کرده‌اند و معتقدند اینجا محل رصد ستارگان و انجام مطالعات نجومی بوده است. البته این احتمال بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد.

  • محاسبات نجومی هخامنشیان براساس محاسبات ریاضی بود و خیلی با رصد چشمی یا اندازه‌گیری سایه‌ها و تابش خورشید سروکار نداشتند.
  • بناهای مورد نیاز برای رصد ویژگی‌های خاصی دارند که در معماری تخت جمشید تقریبا هیچ‌یک از آن‌ها به چشم نمی‌خورد.
  • رصد آسمان نیاز به ساختمان یا برج رصدی با ارتفاع زیاد دارد و در محوطه تخت جمشید چنین برج رصدی ساخته نشده است.
Photo by : Unknown

تخت جمشید ساعت آفتابی بوده است

یکی از کاربردهایی که برای تخت جمشید بیان شده است، استفاده از آن برای تعیین زمان دقیق نوروز بر اساس تابش نور خورشید و استفاده از ساعت آفتابی در آن بوده است.

در اینجا باید بگوییم که زمان دقیق نوروز در زمان هخامنشیان با زمان وقوع نوروز در زمان حال یکی نیست! در زمان هخامنشیان تنها یک بار در زمان کمبوجیه سال نو مصادف با 21 مارس یا اول فروردین شد.

موافقان این فرضیه، سنگ موسوم به ساعت آفتابی را نشانه این کاربری می‌دانند اما تالاری که این سنگ در آن قرار دارد، در زمان هخامنشیان از همه سو با دیوار مسدود بود.

از سوی دیگر تخت جمشید بر دامنه کوه رحمت واقع شده است و کوه جلوی رسیدن نور خورشید در ابتدای طلوع به این بنا را می‌گیرد.

علائم و نشانه‌های موجود روی این سنگ نه به نشانه‌های نجومی ارتباط دارند و نه نشانگر چهار جهت اصلی‌اند. آن‌ها تنها نشانه‌های معماری و امضای معمار و سنگ‌تراش محسوب می‌شوند.

Photo by : Unknown

تخت جمشید پایتخت آیینی هخامنشیان بوده است

دیگر کارشناسان، تخت جمشید را پایتختی آیینی می‌دانند و بر این باورند که پاسارگاد و پارسه صرفا برای مراسم خاص مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند.

هدف داریوش بزرگ از ایجاد این کوشک ساختن پایتخت اداری و سیاسی نبود چرا که این محل فاصله زیادی از مرکز مملکت داشت. می‌گویند او می‌خواسته مرکزی برای برگزاری تشریفات ایرانی داشته باشد. 

چنان می‌نماید که تخت جمشید جایی بوده است که به علت‌های تاریخی و علایقی ریشه‌دار، در زادگاه دودمان هخامنشی ساخته شده و نگهبانی گشته و تنها در مواقع برگزاری مراسم و تشریفاتی خاص از آن استفاده می‌شده است.

بسیاری بر این باورند که تخت جمشید جایی برای برگزاری جشن نوروز به شمار می‌رفت؛ مراسمی که هم عید شاهانه بود و هم جشنی دینی و ملی.

از سوی دیگر می‌توان شواهد محکمی را در تاریخ یافت که حکایت از برگزاری جشن نوروز در این مکان دارند. وجود جشن مهرگان یکی از همین نشانه‌هاست.

گفته می‌شود هر ساله در این روز نمایندگان ملت‌‌های تابعه امپراتوری هخامنشی (حدود  28 ملت) به تخت جمشید می‌‌آمدند و خیمه‌های خود را در دشت مقابل آن برپا می‌کردند.

آن‌ها از پله‌‌های وروی کاخ بالا می‌رفتند و از دروازه ملل می‌گذشتند تا هدایایی را که از سرزمین خود آورده بودند، به دست شاه بدهند.

باید باور داشت که در صبح نوروز، شاه هخامنشی حتما در مراسم عظیمی می‌بایست شرکت جوید. از جمله بنا به سنت‌های آسیای غربی، محتملا شاه از نو تاج شاهی بر سر می‌گذاشت.

مهرداد بهار برای تایید آیینی بودن تخت جشمید این سوال را مطرح می‌کند که اگر تخت جمشید مرکز سیاسی بوده پس چرا به شکل قلعه و دژی مستحکم با برج‌ها و باروهای قابل دفاع بنا نشده است؟ 

وجود پلکان‌های دوگانه و بسیار پهن که در پایین به دشتی باز و بی‌دفاع می‌رسید، نشان می‌دهد که مجموعه تخت جمشید یک بنای دفاعی نبود.

حال این سوال پیش می‌آید که این همه شکوه برای چه بوده است؟ پارسه از نظر ساختمانی امکانات یک بنای اداری سیاسی را نداشت؛ اما بسیار باشکوه بود چرا که جنبه نمایشی آن برای نمایندگان ملل مختلف اهمیت زیادی داشت.

سرستون‌های منقوش به گاو، نقوش گاو نر عظیم ریش‌دار و پیکرهایی با سر انسان و تنه گاو و بال عقاب نمادهای آیینی و مقدس دیگری در این اثر هستند.

بهترین تعبیر این صحنه تفسیر نجومی آن است که می‌توان چنین ارائه داد. چون این مجلس همواره قسمتی از یک صحنه کلی است که خود، مراسم سالانه‌ای را نشان می‌دهد، پس باید با زمان خاصی از سال رابطه داشته باشد.

بنابراین سخنان پیروزی شیر (خورشید) بر گاو (ماه) نشان از اعتدال ربیعی و فرا رسیدن نوروز دارد و می‌تواند نشانه اعتدال خریفی (پاییزی) نیز باشد.

نتیجه گیری 

درست است که کاربری تخت جمشید هنوز هم برای بسیاری پرسشی بی‌پاسخ تلقی می‌شود؛ اما می‌توان بر اساس نشانه‌ها نتیجه گرفت که تخت جمشید تختگاه پادشاهان هخامنشی از داریوش اول تا داریوش سوم بوده و در تابستان‌ها از آن استفاده می‌شده است.

امور سیاسی و مسایل مربوط به حکومت، دربار هخامنشی، دید و بازدیدهای بین‌المللی و دیدار با عامه مردم به طور موقت در این مکان صورت می‌گرفته است. برگزاری آیین‌هایی چون نوروز و مهرگان نیز در اینجا مرسوم بود.

پس تخت جمشید صرفا یک تختگاه سیاسی یا یک معبد نبوده و کاربری آیینی نیز داشته است. شواهد و مدارک بازمانده، به ویژه سنگ‌نبشته‌های فارسی باستان و الواح ایلامی این موضوع را تایید می‌کنند.

Photo by : Unknown

پرسش‌های پرتکرار درباره تخت جمشید

تخت جمشید کجاست؟

تخت جمشید در استان فارس، 10 کیلومتری شمال مرودشت و 57 کیلومتری شیراز قرار دارد. این مجموعه روی صفه‌ای سنگی در دامنه کوه رحمت ساخته شده است.

تخت جمشید را چه کسی ساخت؟

بنیان تخت جمشید به دستور داریوش بزرگ گذاشته شد. پس از او، خشایارشا و اردشیر اول بخش‌هایی از مجموعه را گسترش دادند.

نام اصلی تخت جمشید چه بود؟

نام کهن این مجموعه پارسه بود. نام پرسپولیس در منابع غربی رواج یافت و نام تخت جمشید بعدها میان مردم رایج شد.

چرا تخت جمشید به آتش کشیده شد؟

بر اساس روایت‌های تاریخی، اسکندر مقدونی پس از ورود به پارسه آن را غارت کرد و بخشی از کاخ‌ها در آتش سوخت. درباره عمدی بودن یا نبودن آتش‌سوزی دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد.

کارکرد اصلی تخت جمشید چه بود؟

شواهد نشان می‌دهند تخت جمشید هم کارکرد اداری و سیاسی داشت و هم برای تشریفات آیینی مانند نوروز و مهرگان استفاده می‌شد؛ بنابراین تنها یک معبد یا فقط یک کاخ حکومتی نبود.

سخن آخر

نام تخت جمشید در ورای خود تاریخی بس طولانی دارد که می‌توان سال‌ها در مورد آن سخن گفت و اما و اگرهای بسیاری را مطرح کرد.

در این مطلب سعی شد تا به قسمت‌های مهم در تاریخ این اثر پرداخته شود وگرنه حرف و سخن در مورد این شاهکار بسیار است. 

شما در مورد تاریخ این اثر چه چیزهایی شنیده و یا خوانده‌اید؟

نظرتان در مورد ساختار تخت جمشید و آنچه امروز از آن باقی‌مانده است، چیست؟

منتظر دیدگاه‌های شما عزیزان هستیم...

دیدگاه جدید

جدید ترین دیدگاه

ما در کارناوال به عنوان جامع‌ترین پلتفرم رزرو خدمات سفر و گردشگری در ایران، سفر را از لحظه‌ تصمیم‌گیری تا ثبت تجربه‌ای ماندگار معنا می‌کنیم؛ در این مسیر‍ ماموریت‌مان اراﺋــﻪ خدمات رزرو آسان، راهنمای واقعی و ترویج حال خوبی‌ست که با دعوت به حرکت، پویایی و شادی جمعی همراه باشد.

دسترسی سریع

عضویت در خبرنامه پیامکی (اطلاع از هدایا جشنواره‌ها و تخفیف‌ها)

تماس با کارناوال

پشتیبانی 7 صبح تا 1 بامداد:

021 9101 3530

کلیه حقوق مادی و معنوی کارناوال برای شرکت کاروان سفر های نیکسام محفوظ است. استفاده از محتوای سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط امکان پذیر است.

خانهعکاسخانه

کنترل سفر دست شماست