کارناوال - راهنمای سفر
ویدیو HD
بهاره فلاح

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

18 بهمن 1396

به روز رسانی

15 شهریور 1398

یکی از زیبایی های هر دیاری در این کره خاکی، آداب و رسومی هستند که در هر نقطه رنگ و شکلی خاص دارند و نمایشی دیدنی را به راه می اندازند. کشورمان ایران اقوام زیادی را در خود جای داده و به تبع آن، آیین های ویژه ای در آن برگزار می شود؛ آیین هایی که مناسبت های مختلفی دارند و برخی از آنها بسیار ساده هستند و برخی دیگر پیچیدگی های خاص خود را دارند. آشنایی با این رسوم دریچه ای را برای شناخت مردمان این مرز و بوم به روی مان می گشاید و این فرصت را به ما می دهد که هموطنان مان را بیشتر بشناسیم و لحظاتی را در حال و هوای آنان غرق شویم.

امروز کارناوال راهی شمال ایران عزیز شده است و می خواهد برای تان از مراسمی زیبا در این خطه سخن بگوید. به همراه هم به استان مازندران می رویم که یکی از توریستی ترین و دیدنی ترین استان های کشورمان محسوب می شود و گردشگران زیادی را به سوی خود می کشاند. در این دیار می توان به سراغ جنگل های انبوه و تماشایی رفت، غرق در رقص امواج دریا شد و یا برای ساعاتی در کنار دریاچه هایش به آرامش رسید. این بار به جای گشت و گذار در طبیعت این خطه، به تماشای مراسمی به نام برف چال می نشینیم که بساط آن همه ساله در گوشه ای از مازندران برپا می شود و شور و حالی خاص را به همراه می آورد. این سنت از سال های دور به یادگار مانده و هنوز هم در قلب مردم جایگاهی ویژه دارد.

با ما همراه باشید تا با یکی دیگر از آداب و رسوم سرزمین عزیزمان، ایران آشنا شوید...

Photo by : Namdar Babaei
Photo by : Unknown

آشنایی با برف چال | سنتی دیرین

یکی از سنت های قدیمی این مرز و بوم، برف چال به معنای گودال برف است که در گویش مازندرانی به آن وَرفِ چال می گویند. این آیین ریشه ای تاریخی و مذهبی دارد و پیشینه آن به دوره آل بویه (1)، در طبرستان (2)، باز می‌گردد. امروزه این مراسم در منطقه اسک وشِ شهرستان لاریجان همچنان گرامی داشته می شود و اهالی اجرای آن را مهم می شمارند. ساکنان این منطقه از جمله اهالی روستای آب اسک، نیاک و ... گرد هم می آیند و در روزی معین از فصل بهار، بقایای برف‏ های زمستانی را از کوهستان برداشته و در جایی مشخص در دامنه کوه دماوند انبار می کنند. حضور چشمه‌های شفادهنده و آب‌های معدنی جوشان در روستای آب اسک از عوامل مهم تداوم و تقویت باور به قداست آب است و همین مساله انجام مراسم برف چال را بیش از پیش مهم جلوه می دهد.

زمان اجرای این مراسم مشخص نیست چرا که روز اجرای آن بسته به عوامل طبیعی و آب و هوایی و بر اساس وجود برف در منطقه مشخص می شود. مراسم برف چال تعاون و همیاری روستاییان ناحیه را به نمایش می گذارد و  به کینه ‏ها و کدورت‏ ها نیز پایان می بخشد. این مراسم موجب تامین آب مورد نیاز دام‏داران در تابستان می شود و از این رو به رونق دام‏داری در منطقه نیز کمک می کند. در ادامه می بینیم که در این مراسم چه می گذرد و کمی از آن سر در می آوریم.

پاورقی


1- از دودمان‌های دیلمی ایرانی پس از اسلام که در بخش مرکزی و غربی و جنوبی ایران و عراق حکومت می کردند.

2- بخشی از سرزمین‌های میان کوه‌های البرز و دریای مازندران

Photo by : Namdar Babaei

تاریخچه مراسم برف چال

اگر از اهالی منطقه اسک وش در مورد تاریخچه این مراسم بپرسید همه شان نام سید حسن ولی -عارف و زاهد قرن نهم هجری- را بر زبان می آورند. آنها بر این باورند که این فرد از طریق ۱۶ نیا به امام حسن عسگری مرتبط است و پیشینه اعتقادی و پشتوانه مذهبی سنت برف چال به کرامات وی بازمی گردد.

در گذشته مردم دامدار روستای آب اسک در منطقه اسک وش به دنبال مکانی برای کندن گودال و ذخیره برف بودند تا مشکل نبود چشمه‌های آب را حل کنند. آنها مکان های بسیاری را امتحان کردند؛ اما از آنجا که زمین پوشیده از سنگ بود، نمی توانستند آن را بکَنند. این ماجرا ادامه داشت تا اینکه روزی چند سوار که از اسک وش عبور می کردند به مردمی رسیدند که بیل و کلنگ در دست داشتند و به کندن مشغول بودند. مردم اعتقاد دارند که این سواره‌ها سیدحسن ولی و سیدحسن عالی - جد مردم روستای نیاک- و چند تن از همراهان او بودند. رهگذران مشکل مردم را جویا می شوند و در همین زمان سید حسن ولی با عصای خویش محل مناسب را برای کندن گودال به مردم نشان می دهد. او به آنها می گوید که من با نوک عصایم روی زمین خطی رسم می کنم و شما با کندن آنجا به سنگ بر نمی خورید. در ازای این کار هر ساله به هنگام ریختن برف در این گودال، با قربانی کردن گوسفند به شرکت گنندگان در مراسم غذا بدهید و اهالی روستای نیاک را به نان و پنیر و عسل به هنگام صبحانه مهمان کنید. مردم دامدار سخن او را جدی نگرفتند؛ اما به همراه سید حسن ولی مشغول به کندن زمین می شوند و به سنگی هم برخورد نمی کنند. از آن روز، مردم این اتفاق را به عنوان کرامت و معجزه‌ای از طرف سید حسن ولی می پذیرند.

امروزه به سبب همین ماجرا مردم منطقه لاریجان به سید حسن ولی اعتقاد خاصی دارند و به عنوان صاحب کرامات و اعجاز از او یاد می کنند. بنا به نقل از اهالی منطقه، سیدحسن ولی املاک زیادی در دماوند، پلور، اسک و نیاک داشت که اکثر درآمد حاصل از آنها را صرف کارهای خیر مردم می کرد. گفته می شود وی دارای دو گاو نَر بود که در گویش محلی وِرزا نامیده می شدند. او این گاوها را برای شخم زدن در اختیار مردم می گذاشت و هیچ پولی بابت آن ها دریافت نمی کرد. در این باب ضرب المثلی نیز با این مضمون در میان اهالی وجود دارد:

مگر گاو سید است که ببری و همین جور کار بزنی و نیاوری.

مردم معتقدند نذر سید حسن ولی مستجاب می شود برای همین اجناس و اموال زیادی از قبیل فرش، ظروف و وجه نقد و خوراک به قصد اجابت نذر به نام وی هدیه می کنند. مدفن سیدحسن ولی در روستای نیاک قرار دارد و عصای بلندی که با آن گودال برف چال را نشان داد، نیز در جوار قبرش دیده می شود. مردم به واسطه تقدس و تبرک عصا، آن را داخل آبی زده و از آن می نوشند تا حاجت روا شوند.

حالا حدود 6 سده است که رسم برف چال در محل گودال واقع در اسک وش برگزار می‌شود تا یاد آن روزها زنده نگه داشته شود. مردم آن قدر به سیدحسن ولی باور دارند که در زمان برگزاری برف چال در برخورد با همدیگر، از این جمله برای تعارف استفاده می کنند: «اجر شما با سیدحسن ولی».

Majid Nikjoo
Majid Nikjoo
Majid Nikjoo
Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

پیش از مراسم برف چال

برف چال مانند هر سنت دیگری مقدمات خاص خود را دارد که از این قرار است: 

1- تعیین روز مراسم

همانگونه که پیش از این اشاره کردیم روز این مراسم در تقویم مشخص نیست و هر سال در روزی متفاوت از سال قبل برگزار می شود. سرشناسان و ریش سفیدان گرد هم می آیند و زمان رسم و تغییرات آن را تعیین می کنند. آنها نماینده‌ای را به محل برف چال می فرستند تا میزان برف را مشخص کند. پس از بازگشت او و اطلاع از میزان برف یکی از روزهای نیمه اول یا دوم اردیبهشت را انتخاب می کنند. این روز ترجیحا باید جمعه باشد چرا که به لحاظ مذهبی و شغلی برای همه ساکنان مناسب است.

پس از آنکه روز مراسم توسط بزرگان مشخص شد، اهالی روستاهای آب اسک و روستاهای همجوار همچون نیاک، هر جا که باشند خود را به زادگاه شان می رسانند تا مبادا از این مراسم جالب جا بمانند و سهم خودشان را در آن ادا کنند. این مراسم فرصتی برای بازدید از اقوام و دوستان نیز هست و دیدارها در آن تازه می شود.

2- اطلاع رسانی مراسم

چند روز قبل از اجرای مراسم شخصی با بلندگو در نقاط مختلف به راه می افتد و می گوید:

گوسفندها، خروس‌ها، غاز و مرغ‌های نذری خود را بکشید، فردا برف چال خواهیم داشت.

در گذشته برای این اطلاع رسانی، فردی به پشت بام حمام محل یا مسجد می رفت و با صدای بلند خبر روز جشن را به اهالی می داد؛ اما امروزه این کار با استفاده از بلندگو انجام می شود. 

مردم از هم محله ای ها و قوم و خویش خود که در مناطق دیگر ساکن هستند دعوت به عمل می آورند تا در این مراسم شرکت کنند. در نتیجه این دعوت، شب قبل از برف چال، منطقه میزبان بستگان و آشنایان اهالی می شود.

Photo by : Majid Nikjoo | Mehr

 3- تهیه غذای مراسم

یکی از خوردنی های مهم این مراسم غذای نذری سیدحسن ولی است. نذر به سیدحسن ولی و برکت سفره نهار روز برف چال جایگاه خاصی میان مردم دارد و آنها بر این باورند که نذر سیدحسن ولی متبرک است و بسیاری از بیماری و اتفاق ها را دفع می کند. مردم، سفره نهاری که در روز برف چال به عنوان نذری پهن می شود را دارای برکت فراوان می دانند که تمام نشدنی است و جمعیت زیادی را می‌تواند سیر کند. این غذا در روز قبل و شب هنگام توسط زنان آماده می‌شود و مردان آن را به محل مراسم برده و میل می کنند.

مردم می گویند که باید یادمان باشد سیدحسن ولی برای این روز نذوراتی هم در نظر گرفت که باید از طرف مردم آب اسک و مردم روستای نیاک ادا شوند. مردم روستای نیاک در این روز با نان و پنیر و گوشت و ... از مردم روستای آب اسک پذیرایی می کنند و مردم آب اسک نیز به پخش نذوراتی در میان مردم مشغول در اجرای مراسم می پردازند.

4- راه وردان

در روز قبل از برف چال، خانواده هایی که دخترشان نامزد کرده، هدایایی از جمله تخم مرغ رنگ شده، نان قندی محلی، شیرینی خانگی به نام «آب دندان» و رشته‌های شیرین همراه با خلعتی برای داماد و خانواده او می فرستند. مادر عروس و بستگان وی و گاهی خود عروس وظیفه بردن این هدایا را بر عهده دارند. این کار، رسم راه وردان است و مردم معتقدند در صورت انجام نشدن آن و ندادن هدایای مذکور به خانواده داماد، فردای آن روز در مراسم برف چال داماد سرافکنده می شود چرا که جوانان از تازه داماد انتظار دارند خوراکی هایی را در این روز به همراه داشته باشد. در صورت نیاوردن خوراکی ها و هدایا از طرف خانواده عروس، در روز برف چال داماد مورد تمسخر همسالانش قرار می گیرد. هدایای مذکور به ویژه تخم مرغ رنگ کرده و شیرینی ها بین افراد شرکت کننده در مراسم برف چال توزیع می شود و مردم شیرینی زندگی داماد را از خدا می خواهند.

یک روز قبل از برگزاری برف چال، مراسم دیگری نیز در روستا در جریان است. زنان روستایی گرد هم می آیند و با استفاده از آرد نذری و آب چشمه ‏های معدنی در محوطه آرامگاه سیدحسن ولی نان می پزند.

Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

زن شاهی یا مادرشاهی

یکی از نکات جالب مراسم برف چال، باور به عدم حضور زن در آن است. مردم معتقدند که حضور زن در مکان برف چال حرمت این رسم را می شکند و تا روز برف چال در سال آینده اتفاق ناگواری گریبان زن حاضر در این مراسم را خواهد گرفت. این باور بیشتر برای زنان روستای آب اسک صدق می کند و برای همین در این روز آنها حق خروج از روستا را ندارند. پس سهم زنان در این مراسم چیست؟

در این روز زنان به برگزاری مراسم زن شاهی مشغول می شوند که اقتدار نظام زنانه در مقابل مردان را نشان می دهد. حضور مقدس و متداوم زنان در باورهای قومی آب اسکی‌ها کاملا محسوس است و حکومت آیینی زنان نیز نشان از همین باورهای اساطیری کهن دارد. یک روز مانده به آغاز جشن، زنان روستا به شور می نشینند و شخصی را به عنوان حاکم آن سال انتخاب می کنند که بر مسند حکومت تکیه می زند و البته ممکن است هر سال این مسند به شخص دیگری واگذار شود. حاکم تعیین شده، "حاآمی" خوانده می شود و روز قبل از اجرای مراسم از مقام خود اطلاع پیدا می کند. این حاکم زنی است که باید این ویژگی ها را داشته باشد:

تسلط در رهبری، قدرت در مدیریت، کم‌ رو و خجالتی نبودن، با سر و زبان بودن، کاردانی، وقار و سیاستمداری، قدرت بیان و استدلال قوی، با کمالات و هنر، اقتدار و لیاقت، نیکوکاری و دینداری و زیبایی

وظایف آیینی حاکم نیز عبارتند از:

راهبری گروه، گزینش بازیگران نقش‌های آیینی، تعیین تکالیف و وظایف بازیگران هر نقش در شرایط متفاوت، تعیین زمان و ترتیب ایفای نقش سایر بازیگران

 فرمانروا در روز مراسم در خانه می ماند. زنان با رقص و پایکوبی و ظاهری آراسته به منزل وی می روند و آنقدر به نواختن ادامه می دهند تا او پا از خانه بیرون بگذارد. سپس او را به محل برگزاری مراسم می برند که در گذشته تخت مدوری بود که در وسط تختگاه قرار داشت. تختگاه مکانی که تخت شاهی در آن قرار دارد.

در طی این مراسم حکومت نیمروزی آب اسک به دست زنان می افتد و آنها بلافاصله پس از خروج مردان، روسری از سر بر می دارند، لباس های شاد می پوشند و خود را می آرایند و به راستی بر آب اسک حکومت می کنند. 

بر اساس این سنت در دو مکان اصلی روستای آب اسک نمایشی جالب به راه می افتد. یکی از این مکان ها درویش باغ نام دارد که میدانی مناسب برای اجرای مراسم به شمار می رود و دیگری نیز تکیه روستاست. گفته می شود که مکان برگزاری این جشن در طول دوره های مختلف دستخوش تغییر شده و هر بار در یکی از این دو مکان اجرا شده است. در زمان‌های گذشته تخت حاکم در کنار "زاغ چشمه" قرار می گرفت. این چشمه دارای خواص درمانی زیادی است و در مجاورت مرکز میدان قدیمی درویش باغ قرار دارد. با ساخت تکیه، تختگاه سرپوشیده تعزیه خوانان، به مکان سلطنت حاکم نیمروزی تبدیل شد. برای دوره ای تخت حاکم را بر آن برپا می کردند و جشن در آنجا ادامه می یافت. به تدریج اهمیت مذهبی این مکان موجب شد تا این جشن دوباره به میدان درویش باغ منتقل شود.

حاکم از میان داوطلبان افرادی را برای نگهبانی و قراولی (دیده بانی) انتخاب می کند و در مکان های مشخصی قرار می دهد تا از پس چرخاندن حکومت و برقراری ضوابط برآید. این قراولان بیشتر دختران روستا هستند که برای نگهبانی و پاسبانی از روستا به گشت در روستا مشغول می شوند. آنها باید دارای بنیه ای قوی و سر و زبان و قدرت دفاعی باشند تا بتوانند از پس مردان خاطی از قانون برآیند. مکان نگهبانی آنان در چهار گوشه روستا قرار دارد چرا که باید بر همه چیز اشراف داشته باشند و از مرزهای سکونتگاه شان دفاع کنند.

دسته ای دیگر سربازان هستند که لباس نظامی به تن می کنند و با گشت‌زنی در کوچه های روستا و بازدید از خانه‌ها از نبود مردها اطمینان حاصل می کنند. در گذشته تعداد این سربازان به 40 تا 50 نفر می رسید و در حال حاضر به 10 تا 12 نفر کاهش پیدا کرده اند. البته امروزه این سربازان نیز با لباس معمولی و آراسته و با گذر از کوچه‌های روستا به انجام وظایف خود می پردازند. این گشت زنی با شعر و آواز محلی همراه می شود، زنان دسته جمعی آواز سر می دهند و پس از اتمام ماموریت، خودشان را به میدان اصلی و مقر حاکم می رسانند. افراد نظمیه در گذشته، چوب و چماق و حتا در پاره ای از موارد اسلحه گرم یا تفنگ شکاری داشتند؛ اما در حال حاضر تنها می توانند از چوب و چماق استفاده کنند.

خود حاکم و وزیران و داروغه های وی نیز که از میان زنان میان‌سال انتخاب شده اند، در روستا به گشت و گذار می پردازند و از حال مردم شان اطلاع می یابند. نگهبانان روستا اسلحه‌هایی چون چوب و چماق دارند و مرتب با مراجعه به حاکم، وضعیت روستا را به وی گزارش می دهند. با رسیدن گزارش امنیت روستا، نذورات زنان بین حاضران تقسیم می شود. نذوراتی ساده مانند شکلات و شیرینی‌های خانگی یا شربت زعفران (به جهت تقارن با ماه محرم).

حاکم، وزیران و قراولان لباس های مخصوصی دارند که در گذشته لباس سربازان سرداران آب اسکی بود؛ اما امروزه لباس‌های تعزیه جای آنها را گرفته اند. حاکم و همه زیردستانش در ابتدای مراسم به دیدن خانواده هایی عزادار می روند و رخت سیاه را از تن آنها به در می کنند. اهالی خانه هم به اندازه یک خرما یا شیرینی از آنها پذیرای می کند. اولویت بعدی خانواده هایی هستند که بیماری در خانه دارند و تبریک گفتن به دخترهای نو عروس نیز در رده بعدی قرار دارد. 

حاکم در این روز وظیفه دارد که اختلاف ها و مشکلات زنان روستا را نیز حل کند. اگر زنی از دیگری شکایت دارد باید دیگران را از آن باخبر سازد و مساله در همان جا حل شود. در این روز بوی نذری در تمام روستا می پیچد و زنان بسیاری برای برآورده شدن حاجات شان آش رشته، قیمه و.... می پزند. درب خانه ها به روی همه باز است و هر کسی می تواند ناهار یا صبحانه در خانه دلخواهش نوش جان کند.

مراسم زن شاهی بعد از خروج مردان از روستا آغاز می شود و در زمان اجرای آن هیچ مردی حق حضور در روستا را ندارد. هیچ مردی چه بومی و چه غیر بومی نمی تواند به روستا وارد شود مگر مردان بیمار و ناتوان که به شرط عدم حضور در مقابل تراس و پنجره می توانند در خانه بمانند. البته حضور این مردان نیز شامل جریمه ای می شود که خانواده او می پردازند؛ جریمه ای که بیشتر خوراک است.

نگهبانان دفاع و حمایت از روستا را در ورودی ها بر عهده می گیرند تا هیچ عنصر بیگانه ای از جنس مخالف به حریم شان وارد نشود. کافیست مردی دیده شود تا به دستور حاکم همه زنان برای دستگیری او به راه بیفتند. زنان مجازند هرگونه مجازاتی را برای مرد خاطی در نظر بگیرند؛ بعضی اوقات به کتک زدن قانع می شوند و گاهی هم فرد باید به امر حاکم به رقص درآید و یا حتا او را سوار بر الاغ بدون پالان کرده و هو می‌ کنند. این موضوع اصلا شوخی بردار نیست و نمونه هایی در مورد ورود مردان به روستا و سرنوشت شان وجود دارد. مثلا در سال های گذشته دستفروشی دوره گرد که از همه جا بی خبر بود وارد روستا شد. زنان اموال وی را توقیف کردند و پس از یک پذیرایی حسابی با کتک او را در طویله انداختند تا اینکه مردان پس از پایان مراسم او را آزاد کردند. نمونه دیگر به میوه فروشی مربوط می شود که زنان به هنگام ورود به روستا به دلیل هتک حرمت و نقص قانون، میوه هایش مصادره کردند و خوردند. خود میوه فروش نیز توبیخ شد.

در این روز دستورهای حاکم لازم‌الاجراست و هیچکس نمی تواند از آنها سرپیچی کند چرا که مجازات سختی در انتظار اوست. حاکم می تواند دستور مجازات زنانی را که از فرمان‌های شاه سرباز می‌زنند را نیز صادر کند. آنها نیز مجازات مخصوص به خودشان را دارند که برخی از آنها عبارتند از: تهیه میوه و شیرینی برای زنان دیگر، سبیل کشیدن توسط جلاد و یا بر الاغ بی پالان سوار شدن. در مورد زنان خبری از تنبیه بدنی نیست. حاکم در این روز قدرت نمایشی دارد؛ او برای خود وزیرانی بر می گزیند که یکی وزیر دست راست و دیگری وزیر دست چپ می شود. زنان به حکم حاکم لباس های رنگارنگ می پوشند و به پایکوبی و رقص می‌پردازند. حاکم مختار است دستور اجرای هر بازی و تفریحی که مایل باشد را به زنان بدهد؛ البته این عمل به دلخواه زنان روستا صورت می گیرد و به صورت نمایشی توسط حاکم  ابلاغ می شود. حاکم دفتری از اشعار مذهبی با زبان محلی دارد و دارای تسلط در خواندن نوحه ها و سرودهای محلی است. در صورتی که زمان جشن به محرم برخورد نکند، اشعار شاد محلی برای زنان خوانده می شود و مجلس با رقص و پایکوبی ادامه پیدا می کند. اگر رسم زن شاهی با ماه محرم و مناسبت های مذهبی مقارن شود، مراسم با این مناسبت ها انطباق می یابد.

برای تداوم شادی جشن، دو تن از زنان لباس عروس و داماد بر تن می کنند و با رقص و پایکوبی شور و حال خاصی را به وجود می آورند. تعدادی از زنان به خواندن آوازهای محلی مشغول می شوند و سایر زنان نیز با شوخی و خنده مجلس را شادتر می کنند.

در گذشته دخترانی که هنگام ازدواج شان فرا رسیده یا هنوز ازدواج نکرده بودند نیز سهم ویژه ای از این مراسم داشتند و رسم انتخاب عروس و داماد در بین آنان صورت می گرفت. این عمل به صورت عروس نمایشی اجرا و برای گشوده شدن بخت دختران در نظر گرفته می شد.

خواندن آواز مخصوصی موسوم به چاوشی نیز در میان زنان مرسوم است:

چه برف چالی است که آدم به هوش می‌آید... هنوز ناله مرغ و خروس به گوش می‌آید

چه برف چالی است خدا همه را نصیب کند ... خدا مرا به فدای سید حسن ولی کند

     هرکه دارد سفر برف چال بسم الله ... هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله

وقتی رسم زن شاهی به پایان می رسد، حاکم پس از روبوسی با زنان و قدردانی، آنها را به زنده نگه داشتن سنت تشویق می‌کند. همه زنان نیز پس از فرستادن صلوات برای داشتن و سهیم بودن چنین روزی شکر خدا را به جای می آورند. صرف نهار ختم مراسم است و با برچیده شدن بساط زن شاهی، زنان به خانه های خود می روند. معمولا هر خانواده به همراه مهمانان خود در خانه بزرگ فامیل (مادر شوهر) جمع می شوند و ناهار را نوش جان می کنند. چند ساعت بعد مردان وارد روستا می شوند و البته هیچ استقبالی از آنها صورت نمی گیرد. آنها در کنار خانواده می نشینند و از جریانات مراسم برف چال می گویند و برخی هم که پیاده آمده‌اند، سبزی های تازه را با خود می آورند که برای اهالی نشانه برکت آن سال است.

به دلیل شرایط خاص این مراسم عکسی از آن در دست نیست.

Photo by : Unknown

مراسم زن شاهی در نقاط دیگر کشور

جالب است بدانید که مراسم زن شاهی در نقاط دیگری از ایران نیز برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

*در روستای افوس در 38 کیلومتری غرب شهر داران سنتی با عنوان "حکومت زنان" یا "جشن محصول" در یکی از روزهای آخر بهار برگزار می شود. در خلال این مراسم روستا توسط زنان قرق می شود و مردان به محلی به نام سرچشمه که حوض متبرکی است می‌روند. زنان لباس های رنگی بر تن می کنند و به پایکوبی می پردازند و اگر مردی قرق را بشکند باید انتظار جریمه و مجازات را از سوی زنان داشته باشد. مردان به هنگام غروب باز می گردند و هدایایی را تقدیم زنان می کنند. البته این مراسم چندی است به فراموشی سپرده شده است

*در جواهرده، ییلاقی در 24 کیلومتری رامسر در مرداد ماه جشنی با نام "گل کار جشن" برگزار می شود. زنان در محل سرپوشیده "آدینه مسجد" جمع می شوند و آنجا را به قرق خود در می آورند. در این جشن مردان از روستا خارج نمی‌شوند و در میدان مجاور با یکدیگر کشتی می گیرند. جشن با اهدای هدیه از سوی مردان به زنان پایان می یابد.

ورود به صفحه اختصاصی معرفی جواهرده

Photo by : Unknown

مراسم برف چال

کار اول شرکت کنندگان در مراسم برف چال تمیز کردن جاده ناصری -که به برف چال ختم می شود- است و لایروبی گودال برف چال نیز کار مهم آنها به شمار می رود. زمان حرکت به سمت برف چال ساعت مشخصی نیست به دلیل مراسم زن شاهی، همه مردان روستا از 7 تا 70 ساله باید ساعت ۸:۳۰ تا ۹ نسبت به ترک روستا اقدام کنند.

در گذشته مردان در قالب یک کاروان به همراه حیوانات باری از سمت غرب روستا راه را آغاز می کردند و با عبور از راه‌های صعب العبور خودشان را به برف چال می رساندند. محل تجمع در تکیه روستای آب اسک بود و در طول مسیر چاوشی توسط اهالی خوانده می‌شد. نوع چاوشی با مفاهیم مذهبی و اعتقادی همراه و در ذکر اهل بیت و کربلا و سید حسن ولی انتخاب می شد.

این شیوه لذت وصفای خاصی داشت اما امروزه به خاطره ها پیوسته و مردم برای پیمودن مسیر از اتومبیل استفاده می کنند. ورود ماشین و ساخت جاده آسفالته تا محل برف چال باعث شده تا اهالی به صورت پراکنده و جداگانه با خودرو مسیر برف چال را بپیمایند. در گذشته حرکت مردم 6 تا 7 صبح آغاز می شد و پیمودن مسیر 2 تا 2.5 ساعت به طول می انجامید. هنوز هم عده‌ای از اهالی به سنت دیرین تا ورودی روستا چاوشی می خوانند و سپس از آنجا سوار ماشین شده و به سمت برف چال می روند. حتا عده ای هنوز هم از راه قدیمی به سمت برف چال می روند.

 گودال مزبور در میان مرتع برف چال در اسک وش قرار گرفته است. ابعاد دقیقی از این گودال در دست نیست؛ در برخی منابع اندازه قطر آن ۷ متر  و عمق ۱۰ متر عنوان شده است و در برخی دیگر قطر آن 10 متر و عمق آن را 12 متر می دانند. دیوار سنگ چین شده پیرامون گودال را فرا گرفته که قطر آن به 1 متر می رسد. دیواره‌های گودال نیز سنگ چین شده اند.

همه مردم شرکت در این مراسم را وظیفه خود می دانند و معتقدند شرکت در مراسم و برداشتن برف و ریختن آن در گودال آنها را تا مراسم برف چال سال بعد از اتفاق های ناگوار مصون می دارد. آنها بر این باورند که اگر فردی در مراسم شرکت نکند باید منتظر یک پیشامد ناگوار باشد. با رسیدن به برف چال همه، از کوچک تا بزرگ، از جوان تا پیر برف بر می دارند و در چاله می ریزند. البته این کار آن قدرها هم راحت نیست. آنها باید با بیل و دیلم یخ ها را خرد کنند، به دوش بکشند و به گودال بیندازند.

 پس از پر شدن گودال در آن را می پوشانند و نماز جماعت را به پا می دارند. سپس با جمع شدن بر سر سفره‌ها در میان طبیعت از غذای نذری می خورند و به شادمانی می پردازند. همه ساله مردم بسیاری در این مراسم حضور می یابند و ناهار را میهمان اهالی آب اسک آمل می شوند. آنها پس از صرف غذا در ساعت ۱ بعد از ظهر به روستای خود باز می گردند. بیشتر مردم مسیر را با اتومبیل طی می کنند و عده کمی نیز به بازگشت از مسیر قدیمی تن می دهند.

Farah Samadi
Namdar Babaei
Majid Nikjoo
Majid Nikjoo

سخن آخر

 دانستن آداب و رسوم شهرها و روستاهای مختلف، دریچه ای برای شناخت فرهنگ مردمان این مرز و بوم به روی شما می گشاید. 

نظرتان در مورد مراسم برف چال چه بود؟

کدام قسمت آن را بیشتر دوست داشتید؟

آیا تا به حال شاهد اجرای آن بوده اید؟

منتظر دیدگاه های شما خوبان هستیم...

کلیه حقوق مادی و معنوی برای کارناوال محفوظ است. استفاده از مطالب و تصاویر سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط کارناوال امکان پذیر است.