کارناوال - راهنمای سفر
ویدیو HD
مهدیه اکبری پارسا

نویسنده ارشد کارناوال

انتشار

12 آبان 1396

به روز رسانی

15 شهریور 1398

در پهنای ایران زمین که روزگارانی گستره وسیعی از دنیا را در بر می گرفت، سنت و آیین های فراوانی در میان مردم رواج داشت. در هر گوشه از این سرزمین، مردم به شیوه ای منحصر به فرد و بر اساس فرهنگ، جغرافیا و معیشت خود، آیین و رسومی ایجاد کرده و آن را گرامی می داشتند. برخی از این آداب و رسوم، بر اساس گردش سال ها و تغییر روزها به وجود آمده بودند، بعضی نیز از افسانه ها، داستان ها، جنگ ها و پیروزی ها نشات گرفتند، برخی دیگر اما وابسته به معیشت، کار و روزی مردم بودند. امروزه تعداد زیادی از این آداب و رسوم کارکرد خود را از دست داده و با تغییر فرهنگ و گذشت روزگار، از یادها رفته اند. بعضی نیز با بی توجهی رفته رفته هویت خود را از دست داده و به تاریخ پیوسته اند.

متاسفانه بسیاری از آیین ها و جشن های ایرانی نتوانستند به مانند گذشته در یاد مردم باقی بمانند و به گرمی و زیبایی ایام قدیم برگزار شوند. امروزه از خیلی از این آداب و رسوم تنها نامی باقی مانده و در چند نقطه به صورت نمادین جشن گرفته می شوند. یکی از این جشن ها، جشن تیرماه سیزده در مازندران، شمال ایران است. می خواهیم امروز در کارناوال در این جشن زیبا و شاد شرکت کنیم و بیشتر با فرهنگ و آیین مردم ایران زمین آشنا شویم. با ما همراه شوید...

ورود به صفحه اختصاصی فرهنگ ایران زمین

Photo by : Unknown
Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

آشنایی با جشن تیرماه سیزده شو 

تیرماه سیزده شو از جشن های محلی مازندرانی هاست که قدمتی بسیار دارد و تاریخ آن به زمان های دور باز می گردد. این جشن در گذر زمان نام های دیگری نیز پیدا کرد و به اسم های تیرما سیزده شو، تیرما سیزده یا جشن تیرگان خوانده شد. سنتی که در میان جشن های محبوب طبرستانی ها (مازندران، گلستان و بخش هایی از گیلان) قرار دارد و در تاریخ سیزدهم تیر ماه تقویم طبری (توضیح کامل در انتهای مقاله، بخش اطلاعات تکمیلی) مصادف با دوازدهم آبان تقویم هجری شمسی برگزار و گرامی داشته می شود.

در مورد فلسفه جشن تیرماه سیزده شو دلایل مختلفی بیان شده است که از معروف ترین آن ها می توان به پیروزی کاوه بر ضحاک، گرامیداشت روز پرتاب شدن تیر از کمان آرش و تعیین مرزهای ایران زمین در جنگ با تورانیان، جشن تیرگان و حتی شب تولد حضرت علی اشاره کرد. در این میان اما روایت پرتاب تیر آرش و جشن تیرگان از بقیه معتبرتر و محتمل تر است. خاستگاه اصلی این جشن سرزمین طبرستان (مازندران و گلستان کنونی) بوده و در هر محله، روستا و شهر با آداب و رسوم و فرهنگ خاص آن مکان برگزار می شده است.

آیین تیرماه سیزده شو شامل مراسم هایی مانند لال شو، خواندن اشعار، خوردن خوراکی های سیزده گانه، پوشیدن لباس های نو و دعای خیر و برکت برای یک سال اعضای خانه، محصول و دارایی شان می شود و در زمان های قدیم در میان مردم طبرستان طرفداران بسیاری داشت. البته در سالیان اخیر این سنت زیبا و شاد رو به فراموشی رفته و به جز در مناطق روستایی، آن هم به صورت خیلی محدود، اثری از برگزاری آن دیده نمی شود. زمان اجرای این مراسم بستگی به تعداد افراد یک روستا یا محله داشت که معمولا از 3 تا 8 ساعت طول می کشید. اگر هم می خواستند این جشن را با تمام جزییات برگزار کنند، ممکن بود زمان آن تا نیمه های صبح روز بعد ادامه پیدا کند. بر اساس گفته های مسوولان میراث فرهنگی استان مازندران، جشن تیرماه سیزده شو قدمتی 3 هزار ساله دارد و این یکی از دلایلی بوده که سبب شده تا جشن در سال 1391 در فهرست میراث ناملموس ایران به ثبت برسد. در سال های اخیر تلاش هایی برای احیای این جشن زیبا در مازندران صورت گرفته است تا از به فراموش رفتن همیشگی آن جلوگیری شود. 

"متاسفانه به دلیل اینکه این جشن شاد و سرگرم کننده تنها به صورت محدود برگزار می شود، از آن عکس های باکیفیتی نیز در دست نیست تا در معرض دید شما گذاشته شود و تنها تصاویری از مراسم هایی که به شکل نمادین برگزار شده است در اختیار ما قرار دارد." 

Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

فلسفه و چرایی برگزاری جشن تیرماه سیزده 

 همانطور که گفته شد در فلسفه برگزاری جشن تیرماه سیزده، سخن ها و نقل قول های متفاوتی وجود دارد. امروز می خواهیم تمام این دلایل را بررسی کرده و به ریشه های تاریخی این مراسم بپردازیم. 

1- جشن تیرگان

جشن تیرگان از جشن های باستانی و کهن ایرانی است که در سیزدهمین روز از تیرماه سال برگزار می شد و دلایل متعددی در فلسفه و چرایی برپایی این رسم آمده است. در این قسمت به دو دلیل عمده برگزاری این جشن می پردازیم و نسبت آن را با جشن تیرماه سیزده بررسی می کنیم. 

*آیینی در گرامیداشت جان فشانی آرش کمانگیر

بسیاری معتقدند که جشن تیرماه سیزده همان جشن تیرگانی است که ایرانیان باستان پاس می داشتند و فرهنگ، تاریخ و جغرافیای طبرستان در گذر زمان، آن را به شکل امروزی درآورده است. یکی از فلسفه هایی که در متون تاریخی برای برگزاری جشن تیرگان آورده شده، داستان آرش کمانگیر و وصف پهلوانی و جان فشانی های اوست که در این مطلب می خواهیم به شکلی خلاصه شده آن را بررسی کنیم. 

آرش کمانگیر

  چو آرش که بردی به فرسنگ تیر                 چو پیروز قارن شیرگیر            
                                بزرگان که از تخم آرش بدند                      سبکبار و جنگی و چابک بدند                                 
                      از آن زخم آن پهلو آتشی                        که سامیش گرزست و تیر آرشی                   

(فردوسی)

در داستان های تاریخی ایران، داستان آرش کمانگیر جایگاهی ویژه و خاص دارد و تقریبا تمام مردم ایران با این داستان آشنایی دارند. اما این قصه غرور آمیز و پرافتخار ایرانی بر چه مبنایی شکل گرفته و پروبال یافته است؟ 

توران و ایران دو کشور پهناور و همسایه بودند و همواره به دلیل کینه توزی های افراسیاب، پادشاه توران، با یکدیگر مشکل داشتند. افراسیاب در یکی از جنگ های خود، به ایران حمله و منوچهر، شاه ایران را در طبرستان (مازندران و گلستان کنونی) محاصره می کند. عرصه بر منوچهر تنگ می شود و تصمیم به صلح می گیرد. او در تقاضای خود برای صلح، درخواست می کند تا بتواند حد و مرز خاک ایران را با پرتاب یک تیر و کمان مشخص سازد.

ابوریحان بیرونی در "آثار الباقیه" این گونه روایت کرده است که فرشته ای به نام "اسفندارمذ" بر منوچهر وارد می شود و به او امر می کند تا تیروکمان خالصی ساخته و هنگامی که این تیر آماده شد، به آرش دستور دهد تا آن را پرتاب کند.

چو آرش که بردی به فرسنگ تیر            چو پیروزگر قارن شیرگیر

آرش، تیر را از منوچهر گرفته و به بلندای کوه دماوند می رود. او تمام نیرو، عشق و وطن پرستی خود را در زور بازوهایش جمع کرده و تیر را پرتاب می کند تا مرزهای ایران را تعیین کند. این پرتاب، جان او را می گیرد؛ اما نامش برای همیشه در داستان ها و یاد و خاطر مردم ایران جاودانه می می شود. تیرِ کمان او زمین ها، دشت ها، جنگل ها و کوه ها را پشت سر می گذارد و در نقطه ای فرود می آید که مرز جدید ایران و توران نام می گیرد.

در مورد محل فرود آمدن تیر، اختلاف نظرهایی وجود دارد. اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان این گونه روایت کرده است که تیر آرش در کوه "خونوت" بر زمین می نشیند؛ اما در "مجمل التواریخ" این طور نوشته شده است که تیر بین نیشابور و سرخس فرود می آید. همین شک در مورد روز و زمان پرتاب تیر نیز وجود دارد. "رساله پهلوی" "ماه فروردین، روز خرداد" (ششمین روز از ماه فروردین (1)) را روز پرتاب تیر و "آثار الباقیه" و "زین الاخبار" روایت دیگری از زمان آن دارند. در نوشته های "آثار الباقیه" این رویداد در روز سیزدهم از تیرماه (تیرماه سیزده، مطابق با جشن تیرگان کوچک) اتفاق افتاده است. به نوشته او در روز چهاردهم تیر، خبر اینکه تیر در کجا فرود آمده است، می آید و این روز به نام تیرگان بزرگ (روزگوشی) خوانده می شود. 

 "آری آری جان خود در تیر کرد آرش..."  

(سیاوش کسرایی)

پاورقی


1- در حوزه تمدن ایرانی، هر ماه سی روز و هر سال 12 ماه داشت و با اضافه کردن پنج روز به پایان سال (خمسه محترقه یا پنجه دزدیده) سال به 365 روز می رسید. هر کدام از روزهای یک ماه، نامی داشتند و زمانی که در یک ماه، نام یک روز با نام آن ماه یکی می شد آن را جشن می گرفتند. شرح نام های هر روز یک ماه به این شکل است:

1. اورمزد  2.بهمن     3. اردیبهشت     4. شهریور     5. سپندارمذ     6. خرداد     7. اَمرداد     8. دی باذر     9. آذر     10. آبان     11. خور     12. ماه     13. تیر     14. گوش (ایزد)     15. دی به مهر     16. مهر     17. سروش     18. رشن     19. فروردین     20. بهرام     21. راه     22. باد      23. دی به دین     24. دین     25. ارد     26. اشتاد     27. آسمان     28. زامیاد     29. مهراسفند     30. انیران     

Photo by : Unknown

*فرشته باران یا تیشتر 

از دیگر دلایل برگزاری جشن تیرگان که در "اوستا" به آن اشاره شده، آیین گرامی‌داشت فرشته باران یا تیشتر است که هر ساله در روز سیزدهم تیرماه برگزار می شده است.

به روایتی دیگر؛ تیرگان در تیر روز از تیرماه سال (روز سیزدهم تیر ماه) جشن گرفته می‌ شده و آیینی در بزرگداشت تیشتر (ستاره باران آور در فرهنگ ایرانی) است. در اوستا در مورد تیشتر این گونه آمده است که: 

" تشتر یت (تیر یشت)، فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره جوانی پانزده ساله در آمده و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ های زرین و در ده روز سوم به چهره اسبی سپید و زیبا با گوش های زرین." 

داستان تیشتر، قصه مبارزه همیشگی شر و خوبی و حق و باطل است. داستان مبارزه فرشته باران با دیو خشکسالی یکی از زیباترین روایت های کهن ایرانی است و نشان از اهمیت آب در میان ایرانیان قدیم دارد. شرح مختصری از این قصه زیبا در ادامه مطلب می آید:

تیشتر به هیبت یک اسب زیبای زرین گوش، در دریای کیهانی فرو می رود. در آنجا دیو خشکسالی "اَپوش" که به هیبت اسب سیاهی است، به مبارزه با او می آید. ظاهر ترسناک اپوش با گوش و دمی سیاه، نمی تواند تیشتر، این فرشته شجاع را بترساند و با او به مبارزه بر می خیزد. نبرد آنها دو سه شبانه روز ادامه پیدا می کند و تیشتر شکست می خورد. او به پیش خدای بزرگ بازگشته و از او کمک و یاری می خواهد. خداوند بزرگ و مهربان تیشتر را یاری کرده و این بار تیشتر پیروز از میدانِ جنگ، بیرون می آید. او بر اهریمن خشکسالی پیروز شده و حالا آبها بدون مانعی در مزارع، چراگاه ها، دشتها و جنگلها جاری می شوند. ابرهای باران زا که از دریای کیهانی بر می خواستند در گستره هفت کشورِ زمین پخش شده و باران را به آنها هدیه می دهند. به مناسبت این پیروزی و در پاسداشت آب، ایرانیان باستان این روز را جشن می گرفتند و به شادی می پرداختند. 

Photo by : Unknown

2- دیگر روایات و فلسفه های برگزاری جشن

البته در روایت های دیگر در مورد دلایل برگزاری جشن تیرماه سیزده به داستان پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک و یا روز تولد امام علی (ع) اشاره شده است؛ اما سندهای تاریخی قوی برای اثبات این موضوع وجود ندارد. آن طور که متون تاریخی بیان می کنند، پیروزی کاوه بر آهنگر از دلایل برپایی جشن مهرگان است نه تیرگان و تولد امام علی (ع) نیز سال ها بعد از پیدایش جشن های باستانی ایران به وقوع پیوسته است و به این دلیل اعتبار بسیار کمی دارد.

Photo by : Unknown

نحوه برگزاری مراسم جشن تیرماه سیزده شو

یکی از آیین های برگرفته از جشن تیرگان، جشن تیرماه سیزده است که با توجه به فرهنگ، آداب، موقعیت جغرافیایی و تاریخی طبرستان به شکل ویژه خود درآمد. در اینجا می خواهیم به تک تک سنت ها و مراسم های ویژه این جشن بزرگ نگاهی بیندازیم و تفاوت های آن را در شهرهای مختلف بررسی کنیم.

 *مراسم پیش از برگزاری جشن تیرماه سیزده

یک روز مانده به شبِ برگزاری جشن تیرماه سیزده، خانواده ای که پسرشان، نامزدی اختیار کرده است، به فکر سیزدهی می افتد تا داماد، آن را در شب جشن به عروس خود هدیه دهد. سیزدهی هدیه ای است که شامل سیب، بِه، انار، سنجد، انگور، پرتقال، فندق، گردو، بادام، پسته، نخود، کشمش، انجیر، خرما، قند و چای، سقز، باقالای پخته و .... به اضافه شلوار (تنبان) و یک جفت کفش یا گالش (کلوش یا گلوش) می شود. علاوه بر این هدیه، در برخی مناطق خانواده داماد، یک قواره پارچه نیز برای عروس تهیه می کنند. کشاورزان نیز بر این عقیده هستند که کارهای کشاورزی شان باید تا شب قبل از تیرماه سیزده به اتمام برسد و به هنگام برگزاری جشن کار ناتمامی نداشته باشند.

در محل هایی از مازندران، مردم در شب برگزاری جشن مشعل یا سوچو روشن کرده و به استقبال آن می روند. مردم سوادکوه اعتقاد دارند که در شامگاه تیرماه سیزده، یک لحظه تمام آب های جهان راکد می شود و اگر کسی بتواند این لحظه را با چشم خود ببیند و چیزی در آب بیندازد، آن شی تبدیل به طلا می شود. آنها همچنین بر این باور هستند که این شب، تنها شبی است که اسب ها چشم هایشان را می بندند و می خوابند. این باورها می تواند به ریشه های تیشتری این جشن اشاره داشته باشد.

در برخی مناطق، لال، شخصی که اصلی ترین بخش جشن را برگزار می کند و در طول مراسم نباید صحبت کند، غروب روز دوازدهم تیر (11 آبان)، در آب رودخانه ای سرد شنا می کند تا از شدت سرما زبانش بند آمده و نتواند در طول جشن حرفی بزند.

در همین وقت (غروب روز 12 تیر)، لال مارها (1) به جنگل های اطراف محل زندگی خود رفته و شاخه های نازکی از چوب که اغلب ترکه هایی به طول 50 تا 200 سانتی متر هستند را انتخاب می کنند. به این چوب که از درخت " توت " تهیه می شود، توت "شیش" یا "توت شیشک" می گویند و رایج ترین جنس ترکه در کل مازندران است. در سوادکوه بیشتر اوقات این ترکه ها از درختی به نام "شنگ" تهیه می شود که دلیل این انتخاب صاف و بی گره بودن چوب آن است. در تنکابن "شیش‌ها" از درخت "شمشاد" یا "به" انتخاب می شود و در برخی مناطق نیز از چوب درخت داغ‌داغان (ته‌دانه) برای ساخت شیش استفاده می کنند. 

پاورقی


1- لال مارها یا مادر لال، کسی که همراه لال می رود و هدیه هایی که به لال داده می شود را جمع می کند. در ادامه مطلب به طور کامل نقش این افراد را توضیح خواهیم داد. 

Photo by : Unknown
Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

مراسم شب تیرماه سیزده شو

حال نوبت اجرای مراسم تیرماه سیزده شو است، شیش ها آماده شده و سیزدهی ها نیز تهیه شده اند، همه منتظر شروع برگزاری جشن هستند. 

*لال بازی

"لال بازی"، "لال شیش" یا "لال شوش" مهم ترین و اصلی ترین آیین برگزاری جشن تیرماه سیزده است تا حدی که این جشن به نام "لال لالی شو" نیز معروف است. شیش به چوب نازکی گفته می شود که لال با آن به خانه اهالی می رود و به آرامی با این ترکه ها بر تن افراد خانواده می زند. گفته می شود که این شیش ها نمادی از تیر آرش کمانگیر است. لال هم به شخصی گفته می شود که در شب جشن بدون اینکه کلمه ای بر زبان بیاورد با شیش یا شوش، مردم را می زند. در بیشتر موارد لال ها از میان آقایان و پسران انتخاب می شود و خیلی کم پیش می آید که خانمی "لال" شود . گروه لال ها از 3 تا 5 نفر تشکیل شده است؛ آنها با خواندن اشعار و آواز به سمت خانه های مردم حرکت می کنند؛ البته لال اصلی و بزرگ باید در تمام مراسم ساکت بماند و تا انتهای جشن هیچ سخنی نگوید.

فلسفه این که لال ها طی جشن سکوت کرده اند و سخنی نمی گویند به یک واقعه تاریخی باز می گردد. آمده است که زرتشتیان، که به آن ها گَبَر نیز گفته می شود، بعد از ورود اسلام به ایران و فراگیر شدن آن، نتوانستند آداب و رسوم خود را به دلیل عقیده و مذهبی که داشتند، به آسانی برگزار کنند. به همین دلیل تصمیم گرفتند در اعتراض به این ممنوعیت و سختی در سکوت فرو روند. 

در تنکابن، لال ها برای آنکه شناسایی نشوند با استفاده از سیاهی و سوخته زیر دیگ ها، صورت خود را سیاه می کنند. در برخی مناطق اما لال ها چهره خود را سیاه نکرده و آن را با پارچه یا کلاهی می پوشانند، تا جایی که فقط لب و دهانشان مشخص باشد. لال به همراه دو دستیار خود که شیشدار (1) و کیسه دار (2) نام دارد، به خانه های اهالی سر می زند. آمدن لال برای مردم پیام آور تندرستی، سعادت، دورکننده بلا، شانس و خوشبختی است و به همین دلیل خود را برای حضور او آماده کرده و به انتظارش می نشینند.

پاورقی


1- کسی که ترکه های چوب را حمل می کند.

2- کسی که هدایایی که مردم به لال اهدا می کنند را در کیسه ای ریخته و با خود حمل می کند.

Photo by : Unknown

*نحوه اجرای مراسم لال بازی

لال ها در تمام زمان اجرای مراسم باید ساکت بمانند. آنها نباید با هیچ شخصی صحبت کنند و یا حتی لبخند بزنند، به همین دلیل وقتی که وارد خانه، حیاط و اتاقی می شوند سلام نمی کنند. لال ها پس از ورود به یک خانه، اهالی آن منزل، جانداران (حیوانات اهلی، درختان و گیاهان) و اشیاء مهمی که در یک خانه وجود دارند را با شیش می زند و مردم نیز برای قدردانی از کاری که لال ها انجام می دهند، از آنها با میوه، شیرینی و غذا تشکر می کنند.

اهالی که از آمدن لال و گروهش خبر دارند، بیرون از خانه منتظرشان می نشینند که در این میان دختران و پسران دم بخت، بیشتر از بقیه منتظر آمدن لال هستند، زیرا باور دارند در این شب با خوردن شیش از لال، بخت شان باز خواهد شد.

لال و گروهش به خانه تمام اهالی یک محله سر می زنند. پس از ورود لال، صاحب خانه و اعضای خانواده نیتی کرده و لال نیز با ضربه ای آرام به آنها می زند. همه به دنبال این هستند تا طعمِ شیشِ لال را بچشند؛ زیرا معتقدند برای شان خوش یمن است و نیت و آرزوهای شان برآورده می شود. لال ها تنها اهالی خانه را نمی زنند، بلکه درختان، به ویژه درختان بی بار، حیوانات خانگی، زن نازا و اشیا مهم را از این ضربه ها بی نصیب نمی گذرانند. آنها معتقد هستند که این ضربه ها زن نازا را باردار، درخت بی بار را بارور و حیوان را از گزند دیو دور می کند. علاوه بر اینها ضربه ترکه لال ها، باعث شفای بیماران نیز می شود، به ویژه افرادی که گرفتار تب نوبه (1) هستند به امید شفا از شیشِ لال، منتظر می مانند.

 برخی اوقات، بزرگ خانواده با تبری در دست تهدید می کند که درخت را به دلیل اینکه بار نمی دهد، قطع می کند و در این حین لال ضربه ای به درخت زده، وساطت می کند که حتما تا سال دیگر میوه دهد. همین کار را برای دختر دم بخت یا زن نازا نیز انجام می دهند و تهدید می کنند که اگر تا سال آینده شوهر نکند یا باردار نشود از خانه بیرونش می کنند. در این هنگام لال با ضربه ای به آنها تضمین می دهد که تا سال آینده مشکل شان حل شود. 

در تنکابن، اگر درخت گردویی محصول ندهد یا محصولش خراب و سیاه باشد، فردی تبر کُندی به دست گرفته و نشان می دهد که می خواهد درخت را بیندازد. در این حین دیگران واسطه می شوند که درخت حتما بار می دهد و از صاحب درخت می خواهند که آن را قطع نکند. آمده است که این باور از ماجرای آرش کمانگیر برداشته شده است؛ اما چرا چنین عقیده ای وجود دارد؟ در برخی روایت ها آمده است که تیر آرش بر یک درخت گردو فرود می آید.

هنگامی که گروه لال ها وارد خانه ای می شوند لال مار، ترانه و شعرهایی را که از قبل آماده کرده می خواند و اهالی خانه را از آمدن لال اصلی باخبر می کند. 

ترانه های زیر از معروفترین این سروده ها هستند: 

ترانه اول

 لال بمو، لال بمو

 پار بورده، امسال بمو

 اسپه اسب سوار بمو، پیسّه گنده خار بمو. 

ترجمه: لال آمد، پارسال رفت، امسال آمد، سوار بر اسب سپید آمد، پیسه گنده خور آمد (پیسه گنده یا پیسه گندله: خوراکی است مرکب از آرد، برنج، مغز گردو، شکر یا عسل یا نیشکر یا شیره خرمالوی جنگلی)

ترانه دوم

 لال انه لال انه، سالی اتا وار انه

 پار بورده امسال انه، کهو پشلوار انه

سرخانِ سوار انه، لال چک گلی نَوّه

  امه خجالتی نوّه

ترجمه: لال می‌آید، سالی یک بار می‌آید. پارسال رفت امسال می‌آید، با شلوار کبود (آبی) می ­آید. سوار بر اسب سفید می‌آید، پای لال نشکند. باعث شرمندگی ما نشود

ترانه سوم

 سیزده تیرما بابو میا

 سرقلیون تنباکو میا 

 اسبش و با یابو میا

ترجمه: تیر ماه سیزده بابابزرگ می‌آید، با تنباکو و قلیان می‌­آید، با اسب و یابویش می‌آید.

ترانه چهارم

 لال بامو، لال بامو، لالِ کالِ بال بامو

پارسال بارده امسال بامو، عِیدِ همه سال بامو

 عمر زمبه پر بال، زن ره زمبه پسر مار

 اسبِ زمبه کار مار، گو ره زمبه گوک مار

 بوو همه ساله یک بار، لال بامو، لال بامو

 اسب پشلوال بامو، ونه په لال مار بامو

ترجمه: لال آمد، لال آمد، لالِ بدون دست آمد. پارسال رفت، امسال آمد، عید همه ساله آمد. عمر را ترکه می‌زنم تا پربار شود، زن را ترکه می‌زنم تا پسردار شود. اسب را می‌زنم تا کره بیاورد، گاو را می‌زنم تا صاحب گوساله شود. هر سال یک بار شود، لال آمد، لال آمد، با شلوار پشمی سفید آمد، به همراهش لال مار آمد.

ترانه پنجم

 لال انه، لال انه، پیسّه گنده خوار انه

سرخان سوار انه، سالِ اته وار انه

مه مار برار انه، چوخا پشلوار انه

لال چک گلی نوّه، امه رسوایی نوّه 

تندرستی و دلخشی، فراوونی، فراوونی

ترجمه: لال می‌آید لال می‌آید، او که پیسّه‌گنده می‌خورد، آمد. سوار بر اسب سفید می‌آید، سالی یک بار می‌آید. برادر مادرم می‌آید، در حالی که کت و شلوار پشمی بر تن دارد می‌آید. الهی پای لال نشکنه، و موجب رسوایی ما نشود. (صاحب‌خانه) تندرستی و دل‌خوش باشد، فراوانی باشد، فراوانی باشد.

افراد بسته به موقعیت خانوادگی و اقتصادی شان مقادیر مختلفی از پول، غذا و خوراکی ها را در کیسه لال مار قرار می دهند. این خوراکی ها شامل برنج، نیشکر، عسل، شیرینی کنجدی و شیرینی برنجی می شود. علاوه بر آن جوراب پشمی، پارچه و چیزهای مختلف دیگر نیز به لال ها هدیه می دهند. در برخی موارد در خانه هایی که عروس و داماد به تازگی در آن سکونت کرده اند، جورابی انداخته می شود و عروس و داماد با توجه به وسع مالی خود هدیه ای مانند دستمال تازه دوخته و غیره در آن قرار می دهند. در دیگر نقاط صاحبخانه، هدایای گروه لال بازی را به صورت بقچه ای درآورده و از دریچه خانه به بیرون می فرستد و لال با صدای بلند اَ- اَ- اَ- اَ ( به زبان بی زبانی) از افراد خانه تشکر می کند. برخی اوقات نیز برای شاد کردنِ بیشترِ فضای جشن، صاحبخانه کدوی پخته یا چیزی مثل آن را در جوراب یا کیسه می گذارد که موجب خنده افراد می شود.

حین اجرای جشن، افراد سعی می کنند تا مقاومت لال ها را سنجیده و با شوخی و بذله او را بخندانند یا وادار به حرف زدن کنند. اگر کسی موفق شود این کار را انجام دهد، لال از هدیه بی نصیب می ماند؛ اما این چیزی نیست که به آسانی انجام شود.

این مراسم تا اواخر شب ادامه پیدا می کند و برای آنکه نحسی سیزده مردم را نگیرد، لال بدون اینکه صدایی از خود دربیاورد به کارش ادامه می دهد. 

پاورقی 


1- نوعی بیماری که افراد مثلا در یک شب مبتلا به تب هستند و دو شب تب ندارند و به همین ترتیب این مریضی ادامه پیدا می کند.

Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

*شال اندازی

از سنتهای دیگر شب تیرماه سیزده، مراسم شال اندازی است. به این شکل که جوانان و نوجوانان ابتدا دستمالی را به طنابی می بندند و به پشت بام خانه ها رفته و دستمال خود را به درون خانه می اندازند. صاحبخانه نیز خوراکی هایی مانند کشمش، نخودچی و پول در گوشه دستمال می گذارد. 

*آب پاچیدن

در روز تیرماه سیزده، به سنت جشن تیرگان، در برخی مناطق افراد بر روی یکدیگر آب می پاشند.

Photo by : Unknown

*فال‌گیری

از دیگر مراسم هایی که در شب تیرماه سیزده انجام می پذیرد، رسم فال گیری است. صادق کیا، از محققانی که در مورد تیرماه سیزده تحقیق کرده، در این باره چنین می نویسد:

"از دیگر رسم‌های تیرما سیزده‌شو فال گرفتن است (بیش­تر از دیوان خواجه) و هم‌چنین فال‌گوش که آن را به تبری، گوش‌داری و گوش‌یاری و گوشاری می‌خوانند".

فال گیری نیز به شکل های مختلفی انجام می گرفت که از مهم‌ترین آن ها می توان به فال سنجاق، فال گردو، گوش‌داری و فال حافظ اشاره کرد که در ادامه با هر یک به اختصار آشنا می شویم:

فال سنجاق یا سینجاق فال

از جمله این فال ها، فال سنجاق یا سوزن است. در اجرای این فال، فرد نیت کننده (بیشتر دختران دم بخت) سوزنی را به شکل کوک در دامن خود فرو می کند. بعد از آن، مرد یا زنی از اهالی خانواده، همسایه و آشنایان نزدیک، شعری (عموما ترانه ها و شعرهای محلی و به شکل دکلمه یا آواز) می خوانند، در انتها، افراد حاضر در مجلس از مفهوم شعرها متوجه می شوند که فال خوب آمده است یا بد. 

شکل دیگر گرفتن فال به این صورت است که ظرف مسی شیردوشی (یا کوزه) را از آب چشمه یا آب خانه های همسایه پر می کنند. اهالی خانه وسایلی مانند سنجاق، انگشتر، تسبیح و مانند اینها را درون ظرف مسی می اندازند. بعد از آن شخصی که اشعاری از حفظ است، در پای ظرف می نشیند و آب درون ظرف را بهم می زند و شعر می خواند. شعرهای خوانده شده اکثرا سروده هایی منتسب به امیر پازاواری (1)  هستند که به این کار امیری خوانی گفته می شود. بعد از این که دو بیت از اشعار خوانده می شود، چیزی را از درون ظرف بیرون آورده و به صاحب آن می دهند. این فرد شعرهای خوانده شده را با نیت خود مطابقت می دهد. در برخی مناطق مازندران دختران نابالغ اشیا را از داخل ظرف بیرون می آوردند.

اما در دیگر نواحی فال سنجاق این گونه انجام می شد که بعد از جمع شدن اهالی خانه، فرزند بزرگ، فرزند کوچکتر را بر روی دوش خود می گذاشت و با برداشتن ظرفی مسی به سمت چشمه ای راه می افتاد. هنگامی که به چشمه می رسیدند، برادر بزرگتر شعری از سروده های امیر پازواری را خوانده، از چشمه آب برمی دارد و در حالی که همچنان برادر کوچک را بر دوش دارد، به خانه باز می گردند. وقتی به خانه رسیدند دوباره امیری خوانده، ظرف آب را بر زمین گذاشته و با این ظرف، فال سنجاق یا انگشتر می گیرند. 

فال حافظ 

به مانند جشن چهارشنبه سوری، حافظ خوانی از رسومی است که در شب جشن تیرماه سیزده اجرا می شود. 

به ناامیدی از این در، مرو، بزن فالی/ بود كه قرعه دوست به نام ما افتد 

 روز هجران و شب فرقت یار آخر شد/ زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

 خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام/ بر نام عمر و دولت احباب می‌زدم

(حافظ شیرازی)

در جشن تیرماه سیزده، فردی که معمولا از باسوادها و ریش سفید اهالی است و با خود دیوان حافظ به همراه دارد، به عنوان فالگیر شناخته می شود. او برای تمام افراد خانواده حتی نوزادان نیز فال می گیرد و غایبان مجلس نیز از این تفال بی نصیب نمی مانند. در شهر آمل رسم بر این است که بزرگترین زن خانواده، سنجاقی برداشته و برای یکی از اعضای خانواده نیت می کند. هنگامی که اشعار حافظ خوانده می شود، این زن سنجاق را در دامن خود فرو کرده و تا پایان شعر، سنجاق را در نمی آورد. وقتی شعر تمام شد این خانم می گوید که سنجاق را به نیت چه کسی برداشته است. 

کار فالگیری این گونه انجام می شود که شخص گیرنده فال، با چشمانی بسته انگشت اشاره اش را در میان اوراق کتاب گذاشته و لای کتاب را باز می کند و از مطلع، شعر خواندن را آغاز می کند. اگر نیت کننده از آنچه در شعر گفته شده خوشش بیاید و آن را هماهنگ با نیت خود بداند، شعر خوش یُمن و در غیر این صورت بدیُمن می داند. در برخی نقاط مازندران، علاوه بر دیوان حافظ، از کتاب سروده های امیر پازواری نیز، مانند حافظ، فال می گرفتند. 

شکل دیگر انجام فال حافظ به این صورت است که تمام افراد حاضر در مجلس مهره ای را انتخاب و آن را درون کوزه ای می ریزند، سپس دیوان حافظ را باز کرده و شروع به خواندن غزل می کنند. قبل از خواندن غزل هم مهره ای را از درون کوزه بیرون می آوردند تا معلوم شود شعر برای کدام یک از افراد آمده است. 

فال گردو

از دیگر فال هایی که در این شب انجام می شود، فال گردو است. در انجام این فال، آن کسی که فال می گیرد، مقداری گردو را در کف دستانش می چرخاند و آن ها را بر روی زمین پخش می کند. سپس فرد نیت کننده یکی از گردوها را برمی دارد و از خوب یا بد بودن گردو متوجه می شود که فالش خوب آمده است یا بد.  

در شکل دیگری از فال گردو، مهمانان مشغول پاک کردن پنبه شده و صاحبخانه از آنها پذیرایی می کند و برای آنها فال می گیرد. به این شکل که میزبان در ظرفی، گردو می ریزد و اسم تک تک افراد را می برد و شروع به شکستن گردوها می کند. اگر گردو مغزدار باشد، فال خوب بوده و سال پر رونقی پیش روی فرد است. در برخی مناطق، فرد با چشم بسته گردو را از طرف برمی دارد، آن را شکسته و بر اساس آن فال خود را تعیین می کند. 

گوش یاری یا فالگوشی

"گوش‌یاری"، "گوش‌داری"، "گوشاری" یا "گوش‌کشی" (فالگوشی) از دیگر فالهای انجام شده در جشن تیرماه سیزده است. هنگام غروب آفتاب، زنان و دختران به ویژه دختران دم بخت، بر سر گذرگاه ها و کوچه ها می ایستند و حرفهای رهگذران را فالگوشی می کنند و بر اساس حرف آنها فالشان را خوب یا بد می گیرند. صمصام‌الدین علامه (2) در مورد این فال این گونه نوشته است که:

" خصوصا به این عمل عقیده‌مندند. اگر حروف بدی از رهگذر بشنوند، آن را وحی مُنزَل دانسته و طوری متاسف می‌شوند که نمی‌توان حدی برای آن قایل شد."

این رسم در گیلان به این صورت برگزار می شد که بعد از اتمام جشن تیرماه سیزده، افراد انبری (انبر آتش گیر) را برداشته و به حیاط پشت خانه ها می روند. آنها انبر را در میان دوپای خود گرفته و گوشهایشان را با دستهایشان می پوشانند، سپس نیت کرده و دست ها را بر می دارند. اولین حرفی که از زبان اهالی آن خانه می شنوند نیت آنها را بازگو می کند.

پاورقی


1- امیر پازاواری از شعرای معروف و محبوب دیار مازندران در زمان حکومت صفویان است که بیشتر اشعار خود را به زبان مازندرانی سروده است. خواندن اشعار او در قالب آواز با نام آواز امیری یا امیری خوانی در بین مردم رواج دارد. 

2- صمصام الدین علامه تنکابنی نویسنده ای مازندرانی و از اهالی تنکابن بود که کتاب هایی زمینه فرهنگ مردم مازندران نوشته است. 

Photo by : Unknown

*آواز خوانی و بازی 

از دیگر مراسم هایی که در این شب اجرا می شود، مراسم ساز و آواز و شعرخوانی است. در این شب آنهایی که صدای خوبی دارند یا به فن نوازندگی لَـله وازن (از سازهای شمالی) آشنا هستند، جشن را در دست گرفته و با صدای خوش خود و به کمک یک ساز، شادی را به مجلس می آورند. این جشن همراه با انجام بازی های محلی فضای خانه و مجلس را شادتر از قبل کرده و اوقات خوشی را برای اهالی خانه خلق می کند. 

Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

خوشمزه های مراسم

به مانند دیگر جشن ها و مراسم، خوراکی ها، بخشی جذاب و جدانشدنی هستند. بسته به اینکه جشن در کدام منطقه برگزار می شود ترکیب خوردنی ها نیز متفاوت است. در این قسمت به بررسی کامل آنها می پردازیم.

در اکثر مناطق مازندران، اوضاع معیشتی و اقتصادی خانواده ها، تنوع خوراکی ها را مشخص می کند. به خوردنی هایی که در این شب مورد استفاده قرار می گیرد، خاچی یا خارچی (چیز خوب) می گویند. این جمع خوردنی ها شامل خوراکی هایی چون شیرینی (بازاری یا خانگی)، پرتقال، انار، هندوانه، خربزه، پسته، کشمش، گندم برشته، شیرینی برنجی (1)، انواع تخمه، نخود برشته، گردو، شاه‌دانه، شیرینی کنجدی (پشت زیک، ترکیبی از کنجد، شکر سیاه یا سفید یا عسل به اضافه روغن)، "کاچی" نوعی حلوا، شیرینی "پِتی بَزه نون" و "کماج" (2)، سنجد و مانند این‌ها می‌شود.

در هر صورت تعداد خوراکی هایی که سر سفره قرار می گیرد باید سیزده رقم باشد. اهالی روستاهایی که میان کوه های دوهزار تنکابن (شهسوار) زندگی می کنند، بر این باور هستند که در شب جشن باید غیر از سیزده خوراکی مرسوم، آب و نمک نیز بخورند و تا پاسی از شب بیدار بمانند.

در شیرگاه مازندران، سیزدهی که بعد از شام صرف می‌ شود شامل غذاهایی مانند انار، سیب، تخمه، مرکبات، گندم برشته یا گردو، کشمش، هندوانه و باقالا (که چند شب در آب نمک خیسانده باشند و به آن "شوپیسه" می‌گویند) است. 

علاوه بر این تنقلات و خوردنی ها، در بعضی نقاط مازندران، پشت‌زیک، پیسه گندله و بادونه، حلوا گندله (نوعی شيرينی كه از آرد برنج و شكر تهيه می ­شود) و کماج مصرف می شود. در آمل، زنان کدبانو برای شیرینی جشن قطاب و حلوا عسلی (عسلِ حلوا) می پزند. از خوردنی های دیگر خوشمزه جشن تیرماه سیزده، ازگیل وحشی (کِنِس kenes) است که به شکل شور یا تازه به همراه زالزالک وحشی (وَلیک Valik) صرف می شود. اگر اوضاع اقتصادی خانواده خوب باشد، برای شام ضیافتی گسترده از سبزی‌پلو و ماهی یا مرغ و اردک تدارک می‌بینند و پس از آن، چای و تنقلات و شب‌چره (3)، گرمی بخش مجلس می‌شود. در گذشته، مادرشوهر کنار سماور می نشست و برای تمام اعضای خانواده چای تازه ­دم می ریخت و خوراکی‌ها را بین آنان تقسیم می‌کرد.

بنابر نوشته های روح الامینی، رسم بر این بود که در شب جشن، هنگامی که دختر ازدواج کرده می خواهد به خانه پدرش برود، هندوانه ای خریده و آن را به همسر خود می دهد تا تقدیم پدرخانمش کند و به همین صورت پسری که زن دارد، هندوانه ای به همسر خود داده تا جلوی پدر شوهرش بگذارد. بعد از صرف چای، بزرگ خانواده، هندوانه را درون سینی قرار می داد، کاردی به دست می گرفت و با گفتن "نوش جان همه"، هندوانه را بین تمام افراد تقسیم می کرد. در همین حین، او به آرامی بدون اینکه کسی او را ببیند از خانه خارج و با جارویی در دست به سرعت داخل اتاق می شد و به پشت افراد می زد و می گفت: "بلا به دور، درد و مرض به دور" و سر جای خود می نشست. 

در شب تیرماه سیزده، مادربزرگ ها نوه های بازیگوششان را به دور خود جمع می کردند و از آنها می خواستند تا داد و بیداد و شیطانی نکنند. دلیل آن را این گونه می گویند که " امشب تیرما سیزده شو است، پلنگ پیر از جنگل پایین می آید، در کنار رودخانه ها و محل ها می چرخد و به دنبال بچه هایی که شیطانی می کنند می گردد. هر کسی را که پیدا کند، با خود می برد و در جنگل می خورد." این داستان در بچه ها اثر می گذاشت و بچه ها ساکت و بی سروصدا می نشستند و سیزدهی خود را می خوردند.

پاورقی


1- بادونه یا بئودونه، ماکلمه، دختردونه، ماموجینگ جینگ نام های دیگر این شیرینی است که با ترکیبی از برنج، شکر سفید یا شکر سرخ و روغن پخت می شود. 

2- نان محلی که شامل آرد برنج و روغن است و بيش­تر در تيرماه سيزده طبخ می گردد. 

3- در زبان مازندرانی به خوراکی هایی که بعد از شام تناول می شود، شب چره می گویند.

Photo by : Unknown

کارهایی که بعد از پایان مراسم انجام می شود

در پایان شب، گروه لال ها به خانه ی یکی از اعضا رفته و هدایا و خوراکی هایی که دریافت کرده اند را بین خود تقسیم می کنند. سپس سر و صورت خود را از سیاهی دود می شویند، پارچه ها را باز می کنند و بدون اینکه کسی متوجه شود که لال چه کسی است، به خانه های خود می روند. دلیل آن مخفی کاری هم این است که اگر کسی می فهمید لال کیست، آرزوها و نیت هایشان برآورده نمی شد. 

شیش ها نیز سرنوشت جالبی پیدا می کنند. صاحبخانه ها شیش را از لال ها گرفته و آنها را زیر سقف و شیروانی خود قرار می دهند و از آنها تا سال بعد نگهداری می کنند. این عقیده وجود داشت که وجود این ترکه ها برکت به خانه می آورد و انبار غذاها از دسترس دزدها و جانوران موذی و چوب های سقف را از سوسک، موش و موریانه در امان نگه می دارد. 

Photo by : Unknown

آشنایی با تقویم طبری | روزشمار مازندرانی ها

تقویم طبری یا تبری (مازندرانی)، گاهشماری است که در طبرستان قدیم رواج داشت و مورد استفاده اهالی بود. این تقویم، از نوع تقویم های ساسانی بود و گفته می شود مبدا این سری از تقویم ها، مرگ یزدگرد سوم، آخرین پادشاه سلسله ساسانیان است. تعداد روزهای سال در تقویم طبری 365 روز بود و هر سال 12 ماهِ سی روزه داشت. در پایان هر سال 5 روز و شش ساعت اضافه می آمد که به آن "پتک" می گفتند. مردم این روزها را در شمارش روزهای سال به حساب نمی آورند و به عنوان روز تعطیل حساب می کردند. در سال های کبیسه روزی بر این روزهای تعطیل اضافه می شد که "شِشِک" نام می گرفت. به دلیل حساب نکردن 5 روز آخر سال در تقویم، روزهای سال در طی سالیان و قرن ها گردش می کرد و آغاز سال به جای اول فروردین ماه، هر سال در روز متفاوتی قرار می گرفت. 

بر اساس تحقیقاتی که توسط نصرالله هودمند انجام شده، شروع سال طبری، از دوم مرداد 133 سال پیش از هجرت پیامبر (مبدا تقویم هجری قمری) است. این روز در تاریخ ایران قدیم مصادف با پادشاهی قباد ساسانی و انتخاب فرزندش کیوس به عنوان فرمانروای ساتراپ (استان) است. طبق تحقیقات او در همین سال، مردم طبرستان با اضافه کردن یک روز به آن و برقرار کردن سالی کبیسه، سال را از گردش انداخته و به همان شکل حفظ و آن را مبدا تقویم و کارهای بعدی خود کردند. به همین دلیل است که تقویم طبری 133 سال با تقویم هجری خورشیدی فاصله دارد و روز دوم مرداد اول سال آن است. 

ماه های تقویم طبری

ماه های سال طبری به این شکل ترتیب یافته است: 

 فردینه ما از 2 مرداد آغاز شده و  تا 31 مرداد ادامه می یابد. روز دوم مرداد روز اول سال طبری است و فردینه ما ماه اول این سال است. 

کرچه ما که مصادف با 1 شهریور تا 30 شهریور هجری شمسی است.

هره ما که در 31 شهریور شروع شده و در 29 مهر پایان می یابد. 

تیرما برابر با 30 مهر هجری شمسی تا 29 آبان است. 13 تیرما برابر با 12 آبان است، از این رو این جشن در 12 آبان و اواسط پاییز جشن گرفته می شود.

ملاره ما که فاصله 30 آبان تا 29 آذر را در برمی گیرد. 

شروینه ما که آغاز آن در 30 آذر و پایان آن در 29 دی ماه است. 

میرما مصادف با 30 دی تا 29 بهمن است. 

اونه ما که فاصله 30 بهمن تا 29 اسفندرا در بر می گیرد. 

 پتک یا ششک که به پنج یا شش روز  پایانی سال گفته می شد و در تاریخ 30 اسفند تا 1-5 فروردین قرار می گیرد. 

ارکه ما از 6 فروردین آغاز شده و در 4 اردیبهشت پایان می پذیرد.

ده ما که فاصله 5 اردیبهشت تا 3 خرداد را پوشش می دهد. 

وهمنه ما که شروع آن در 4 خرداد و انتهای آن در 3 تیر است. 

نوروز ما که مصادف با 4تیر تا 2 مردادهجری شمسی است. 

امسال، سال 1397 هجری خورشیدی مصادف با سال 1530 طبری است. 

Photo by : Unknown

سخن آخر

 امروز با شما در کارناوال در جشن تیرماه سیزده شرکت کردیم، از لال ها، شیش خوردیم، نیت کردیم و فال سنجاق گرفتیم. همراه با عزیزان مان از خوردنی ها و سیزدهی های جشن میل کردیم و شب طولانی آبان را به گرمی سپری کردیم. اگر شما نیز تجربه نادر شرکت در این جشن را دارید، برای ما بنویسید و ما را در خاطرات خود شریک کنید. منتظر نوشته های زیبای تان هستیم. 

3 دیدگاه

جدید ترین دیدگاه
کاربر مهمان

عالی بود بانو مهدیه. من اهل روستای ناتر بخش مرزن آباد هستم و خودم شاهد برگزاری این جشن در سنین کودکی ام بودم. خودمم شیش خوردم☺️و البته یکبار با برادر کوچیکم اجراش کردم ولی همه مارو شناختند😊هنوزم تو روستامون برگزار میشه البته نه به شکل قدیمیش...

12 آبان 1398

ناشناس

بسیار عالی....خدا قوت

17 بهمن 1396

ناشناس

بسیار عالی و با توضیح کامل بود ...خسته نباشی

ناشناس

خودت واسه خودت کامنت میذاری؟

27 آبان 1397

27 آبان 1396

کلیه حقوق مادی و معنوی برای کارناوال محفوظ است. استفاده از مطالب و تصاویر سایت تنها در صورت پذیرش شرایط و ضوابط کارناوال امکان پذیر است.