خاطرات سفر گردشگر خارجی به تهران | ایرانگردی با خانم لهستانی

سفر فعالیتی است که انسان را از روزمرگی و یک نواختی زندگی می رهاند. بسیاری افراد صاحب نظر معتقدند که انسان با سفر کردن می تواند روح خود را تعالی بخشد و دایره دانسته هایش را بگستراند؛ چرا که هر بار به کشور و یا شهری جدید می رویم و با مردمانی با آداب و رسوم و فرهنگ مختلف آشنا می شویم. چه بسا کسانی که با ترس و هراس برای اولین بار پای از مرزهای کشور خود بیرون گذاشته اند و حالا آنقدر غرق این جهانِ پر از شگفتی هستند که به خود لقب جهانگرد می دهند. جهانگردی را خیلی ها به منزله ی رها کردن کار و زندگی و صرف پس انداز یک عمر، تنها برای چند روز و چند هفته سفر کردن می دانند؛ اما عده ای هم هستند که با استفاده از تعطیلات رسمی و تابستانی یا حتی برنامه ریزی های دقیق و منظم و با هزینه های معقول توانسته اند به جهانگردان خوبی بدل شوند.

کامیلا ناپورا (Kamila Napora)، بانویی لهستانی است که بر همه ی ترس ها و شک های خود غلبه کرد و به تنهایی به بسیاری از کشورهای جهان، از جمله ایران، سفر نمود. او تنهایی سفر کردن را دوست دارد و آن را نه نشانه ی منزوی بودن، بلکه دلیلی بر استقلال و اعتماد به نفس خویش می داند. وی که بیشتر اطرافیانش او را "کامی" می نامند، در جریان گشت و گذارهایش، سفری خاطره انگیز به ایران داشته و از امنیت بالای کشورمان متعجب شده است. کامی پس از ترک ایران، مطالب گوناگون و عکس های متعددی را با خوانندگان وبلاگ خود با نام مای واندرلاست (My Wanderlust) در میان گذاشت که یکی از آن ها "5 فعالیتی که باید در تهران انجام دهید" نام دارد و در آن از خوبی ها و بدی های پایتخت می گوید. در ادامه همراه کارناوال باشید تا در کنار کامیلا یک تهرانگردی متفاوت را تجربه کنیم و ببینیم او چه خاطراتی از سفر به پایتخت کشورمان دارد.

کاخ گلستان | Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

آشنایی با کامیلا ناپورا | بانویی که تنها به ایران آمد

از زمانی که خودش را شناخت، همراه پدر و مادرش در حال جا به جایی میان نقاط مختلف جهان بود و همین امر سبب شد تا با سفر و راه و رسمش به خوبی آشنا شود. این روش زندگی زمینه ای را فراهم کرد تا این دخترک ماجراجو در نوجوانی و سن 17 سالگی اولین سفر انفرادی خود را تجربه کند. کامیلا پیش از 18 سالگی تصمیم گرفت برای دیدار دوستی قدیمی راهی کشور استرالیا شود و در راه بازگشت سری به اسلواکی بزند. این سفر هیجان انگیز اعتماد به نفس کامی را تا حد زیادی افزایش داد و از او جهانگردی حرفه ای ساخت...

کامی ابتدا به اقصی نقاط اروپا سفر کرد و کمی بعد، در سال 2012 مرز ماجراجویی هایش را تا چین گسترش داد. او به گفته ی خودش تا امروز به کشورهایی سفر کرده که حتی خواب آن ها را نیز نمی دیده است! وی در مورد سفرش به ایران می گوید "...من به تنهایی به ایران سفر کردم و این کشورا یکی از امن ترین مناطق جهان یافتم!" 

او در شهر ورشوی کشور لهستان زندگی می کرد و شاید در ابتدا سفر به کشورهای دوردست باعث رعب و وحشتش می شد؛ اما حالا این بانو سفرهایش را برنامه ریزی می کند و حتی فهرستی از آن ها را در وبسایتش به نمایش می گذارد. کامی همچنین برخلاف تصور خیلی ها، شغلی تمام وقت دارد و با برنامه ریزی های فشرده و سخت می تواند مسافرت های دلخواهش را رقم بزند. او ابتدا وبلاگی ساده به راه انداخت تا تجربیات سفرش را با دوستان و آشنایانش به اشتراک بگذارد؛ اما حالا طرفداران و مخاطبان بسیاری دارد و با کمال میل پاسخگوی سوالات آن هاست.

 او تا به حال به کشورهای مختلفی از جمله ایران سفر کرده است. کامی در سال 2015 به تنهایی راهی ایران می شود؛ مقصدی که همیشه رویای سفر به آن را در سر می پروراند. او معماری خیره کننده ساختمان ها، بناهای تاریخی و مردم مهمان نواز و مهربان ایران را واقعیت کشورمان می داند؛ وی این ها را به عنوان واقعیت قبول دارد، نه آن تصویری که در رسانه های غربی منتشر می شود. کامی امیدوار است که تبلیغات مثبت بیشتری از ایران را شاهد باشد و در همین راستا تلاش می کند تا تمام دانسته هایش از سفر به کشورمان را با دیگران قسمت کند. او به طرفدارانش در وب سایتش می گوید که اگر کسی راهی ایران است، می تواند با او تماس بگیرید او رایگان تمام تجاربش را با آن ها به اشتراک بگذارد.

در ادامه خاطرات سفر این بانوی لهستانی را از سفر به تهران می خوانیم و خواهیم دید 5 جاذبه ی دیدنی این کلان شهر، از نظر این گردشگر چه جاهایی هستند.

کامیلا ناپورا | Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

1- رسیدن به شهر تهران

 کامی می گوید: "چون با وضعیت کنونی سیاسی ایران آشنایی نداشتم و نمی دانستم که اجازه ورود به این کشور به من داده می شود یا نه، پس تصمیم گرفتم که قبل از سفر مطلبی پیرامون زیبایی ها و دیدنی های ایران و تهران نخوانم. اینطوری اگر مانع ورودم می شدند، با ناامیدی به خانه بازنمی گشتم."

البته او به محض ورود به فرودگاه و پشت سر گذاشتن فرآیند اخذ ویزا، از این کار پشیمان می شود؛ زیرا خود را در شهری می یابد که هیچ از آن نمی داند! نهایتا بعد از سپری کردن دقایقی طولانی در فرودگاه، سوار بر یک تاکسی راهی هتلی در مرکز شهر می شود و در طول مسیر، ثانیه ای کتاب راهنمای سفر به تهران را زمین نمی گذارد!

تهران | Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

2- توقعات و تصورات کامی از پایتخت

ببیند که تهران چطور معادلات ذهنی کامی را به هم می ریزد:

از قبل شنیده بودم که تهران شهر چندان زیبایی نیست؛ اما احساس می کردم که از این شهر خوشم خواهد آمد؛ چون من معمولا جاهایی که خیلی تمیز و زیبا و رویایی هستند را دوست ندارم. با همه ی این توصیف ها، من در مورد تهران خیلی خوش‌بین بودم. هتل من تقریبا در مرکز شهر قرار داشت، به همین خاطر انتظار داشتم مکان های مهم تهران هم در اطرافم باشند؛ اما به نظر می رسد مرکز شهر در تهران با آن چیزی که در بقیه شهرها وجود دارد، متفاوت است. تهران شهری 8 میلیون نفری است و این جمعیت در منطقه ای خیلی بزرگ پراکنده شده اند. جنوب شهر بیشتر به عنوان یه مکان خطرناک و دود گرفته شناخته می شود؛ ولی وقتی به سمت شمال تهران می روی، همه چیز بهتر و بهتر می شود. شمال تهران مرموز و اسرارآمیز است؛ جایی که در آن احساس نمی کنید در ایران هستید و از تمام نمادهای دنیا می توانید چیزی در آن پیدا کنید. منطقه ای با رستوران هایی رویایی و لوکس و اهالی که پشت دروازه ی خانه های گران قیمتشان زندگی می کنند. 

سفارت آمریکا در تهران | Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

3- اولین رویارویی با شهر

کامی معتقد است که تهران به عنوان اولین مقصد اکثر توریست ها، در معرفی ایران چندان موفق نیست و چهره ی جالبی ارائه نمی کند. به نظر او، تهران به شکلی دیوانه وار شلوغ است و رد شدن از خیابان با پای پیاده، یکی از چالش برانگیزترین بخش های دیدار پایتخت به شمار می رود.

او می گوید:

"حتی خیابان های معمولی تهران دست کم از 4 لاین ماشین تشکیل شده اند... هربار که باید از خیابان رد می شدم، تا 3 می شمردم، نفسم را حبس می کردم و با امید به موفقیت، می دویدم؛ اما این کار حتی با تکرار نیز برایم آسان نشد."

کامی که علاقه بسیاری به پیاده روی دارد و در اغلب سفرهایش، در کوچه و پس کوچه ها پیاده روی می کند، نظر جالبی در مورد تهران دارد؛ او پیاده طی کردن مسافت ها در تهران را به دلیل هوای آلوده و وسعت شهر به هیچ وجه توصیه نمی کند. او سپری کردن وقت در خیابان های تهران را خسته کننده و برای سلامتی مضر می داند. وی به مخاطبانش استفاده از متروی شهر تهران را برای فرار از ترافیک و آلودگی پیشنهاد می کند.

نظر کامی در مورد آلودگی هوای تهران، جالب است:

"هربار که حتی ذره ای از کوه ها را می دیدیم، شگفت زده می شدم؛ زیرا در بیشتر مواقع دود مانع دیدن آن هاست."

تهران شلوغ | Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

4- بازدید از سفارت آمریکا

بازدید از سفارت سابق کشور آمریکا به نظر کامی یکی از ضروریات سفر به تهران محسوب می شود. هرچند که بازدید از نمای داخلی این ساختمان به ندرت امکان پذیر است؛ اما وی تماشای صورت اسکلت نقاشی شده بر پرچم آمریکا و گرفتن چند عکس از آن ها را خالی از لطف نمی داند.

5- برج آزادی

به نظر کامی دومین جاذبه ای که باید بعد از سفارت آمریکا در تهران به سراغش رفت، برج آزادی است. او برای رسیدن به این برج از مترو استفاده کرده است؛ راهی که کامی را سردرگم کرد. او به دوستانش می گوید که اگر از مترو برای رفتن به برج آزادی استفاده کردید، در ایستگاه آزادی از مترو پیاده نشوید و منتظر ایستگاه میدان آزادی باشید. (هر چند این نامگذاری در حال حاضر تغییر کرده است). همین تشابه اسمی نامِ ایستگاه در آن زمان سبب شد تا کامی سردرگم شود. در کنار این موضوع، شلوغی خیابان ها و همهمه ی اطراف میدان آزادی کمی او را کلافه کرده بود. هر چند که این بانوی گردشگر دیدار از این جاذبه ی مشهور شهر تهران را امری واجب می خواند که ارزش تحمل شلوغی و استرس را دارد. او تماشای معماری برج آزادی که سبک معماری مدرن دهه 1960 را به نمایش می گذارد، کاری لذت بخش می داند. 

رفتن به درون برج آزادی از نظر کامی توجیه اقتصادی نداشت؛ اما او از محوطه سبز اطراف برج بسیار لذت برد و خوشحال است که رفتن به برج آزادی، فرصت دوباره ای به او داد تا کوه های تهران را ببیند.

6- کاخ گلستان

با توجه به نظرات کامیلا، بازدید از کاخ گلستان شما را با معماری غنی و فوق العاده ی ایرانی آشنا می کند؛ دقیقا همان چیزی که در دیگر شهرهای کشورمان هم مشاهده خواهید کرد.

او عمارات موجود در باغ زیبای گلستان را با آن کاشی ها و طراحی های منحصر به فرد، مسحور کننده می داند و با تماشای برخی از آن ها حتی دهانش از تعجب باز ماند. البته هنگام ورود به مجموعه، پرداختن مبلغی جدا برای داخل شدن به محوطه کمی او را گیج و سردرگم نموده است.

7- بازار بزرگ تهران

تنها چند قدم آن طرف تر از کاخ شگفت انگیز گلستان، کامی، بازار شلوغ، پر هرج و مرج و پر رفت و آمد تهران را بسیار دوست داشتنی می یابد. او معتقد است تمام اجناس مورد نیازتان را می توانید در راسته ها و حجره های دیدنی این بازار بیابید. ادویه ها و چای ایرانی به شدت مورد علاقه ی کامی قرار گرفته اند و او خریدهایی برای خانه‌اش از بازار تهران انجام داده است.

8- پارک های تهران

در شلوغی سرسام آور تهران و آلودگی هوایش، یافتن هر فضای سبزی برای این جهانگرد حکم غنیمت را داشته است. او فکر می کند در پارک های بی شمار تهران، علاوه بر استراحت و لذت بردن از محوطه ی اطراف، می توان به خوبی بخشی از تفریحات مردم این شهر را نیز مشاهده کرد؛ مانند خانواده هایی که به پیک نیک مشغولند یا جوان هایی که با دوستانشان مشغول تفریح هستند. 

کامی در این باره می گوید:

"پارک ها مملو از خانواده هایی است که در کنار هم در حال برپایی پیک نیک هستند؛ و اگر خوش شانس باشید، از شما نیز دعوت می کنند که به آن ها بپیوندید."

پارک در تهران | Photo by : Unknown
Photo by : Unknown

سخن آخر

نظرات کامیلا را در مورد پایتخت کشورمان خواندیم و با مهم ترین نقاط این شهر از نظر یک بانوی جهانگرد خارجی آشنا گشتیم.

شما جای کدام جاذبه ی شهر تهران را در این فهرست خالی یافتید؟

با کدام بخش از نظرات کامی موافق یا مخالف بودید؟

اگر روزی میهمانی خارجی داشته باشید، کدام نقاط تهران را به وی نشان خواهید داد؟

منتظر نظرات شما همراهان همیشگی هستیم.

ورود به صفحه اختصاصی راهنمای سفر به تهران
دیدگاه ها : 0
account_circle
email

لطفا منتظر بمانید ....

X