کارناوالِ جدید رو دیدی؟
ببینم arrow_back
با احساس بخوان؛ هنگامی که گوش جان می سپاری به این نوا… چه بگویم از این ساز قدرتمند، نی… می تکاندت. باید دلی قُرص داشته باشی هنگامی که بدان گوش می سپاری. نوازنده انگشت بر هر سوراخ نی که می گذارد، گویی دست بر سر زخم هایت می گذارد. می خواهد مقاومتت را بسنجد. حینی که نوازنده می دمد بر این ساز از تمام وجودش سخن میگوید. از داشته ها و نداشته هایش و باید روحی قوی داشته باشد تا بدون بغض آهنگش را به پایان برساند. نی می نوازد برایت تا بیازماید تو را. تا ببیند زانوانت نمی لرزند.… اما تو کوه باش.. دلت نشکند یک وقت... یار پیدا کرده ساز ما اینجا... نام اش گیتار است. همراهی اش می کند در این نوا و از سوز نی می کاهد. گاه آرپژ می زند، گاه تری ملو... گاه دوبل نوازی می کند. باید بشنوی و حس بگیری با این نوا تا جانت را آرام کند. از ابتدا شانه به شانه ی هم حرکت می کنند و ندای قسمتی از زندگی را به عهده گرفته اند. قسمتی مبهم از زندگی را برایت گویا می سازند. با هم اوج می گیرند و با هم فرود می آیند. دو یار سازگار که طنینی دل انگیز می تراوند. شش سیم دارد گیتار اما.. دنیایی حرف برای گفتن دارد. حال تو را می شناسد و متناسب با آن روحت را جلا می دهد. نوای گیتارمان امشب به حرمت نی آمیخته با شور عشق جوانی است. عاشق شده ای آیا؟ وقت عاشقی کردنت نی شنیده ای؟ برای معشوقت گیتار زده ای؟ بلدی اصلا سازی را..؟ اما بلد باش سازِش را.. معشوق، سازش می خواهد و همراهی. یار یعنی چه... یاور آرمانیت را تصور کن حین گوش سپردن به ساز هایی که عاشقانه می نوازند و رویایی.. از دل کارناوال بر می خیزد. کارناوال برای عاشقان بلندگو هایش روشن است. نه یک بار که هزار بار باید به این نوا، به این آمیختگی دلنشین و زیبا گوش سپرد. تو را با حس قشنگت آسوده می گذاریم. کارناوال همراه همیشگی سفرهای عاشقانه ی توست.
دیدگاه ها : 0
account_circle
email

لطفا منتظر بمانید ....

X